فرید الاطرش از چهرههای اثرگذار موسیقی و سینمای عرب در قرن بیستم بود؛ خواننده، آهنگساز و نوازندهی عودی که صدایش در مصر و جهان عرب شنیده میشد. کتاب «فرید: زندگینامهی یک قلب» نوشتهی محمد جلال فراج، با تمرکز بر روابط خانوادگی، عاطفی و هنری او، تصویری انسانی از این هنرمند ارائه میدهد و به پرسشی مهم میرسد: چرا هنرمندی با چنین شهرتی همچنان در انتظار تأیید بزرگان موسیقی زمانهاش ماند؟
سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ در تاریخ موسیقی عرب، نام فرید الاطرش با عود، آواز عاشقانه و ملودیهایی گره خورده است که چند نسل از شنوندگان عرب با آنها خاطره دارند. او از معدود هنرمندانی بود که در چند عرصهی موسیقی و سینما فعالیت کرد و توانست در مقام خواننده، آهنگساز و نوازندهی عود جایگاهی مستقل به دست آورد. با این حال، زندگی هنری او در سایهی رقابت با چهرههایی چون محمد عبدالوهاب و امکلثوم میگذشت؛ رقابتی که گاهی به تحسین و گاهی به فاصله و دلخوری میرسید.
محمد جلال فراج در کتاب «فرید: زندگینامهی یک قلب» سراغ همین فاصلهها رفته است. او برای روایت زندگی فرید، مسیر یک زندگینامهی خطی و متعارف را دنبال نمیکند؛ روابط خانوادگی، دوستیها، رقابتهای حرفهای و مناسبات عاطفی را کنار هم میگذارد تا نشان دهد شخصیت هنری فرید در چه محیطی شکل گرفت و چه فشارهایی بر زندگی شخصی و حرفهای او اثر گذاشت. مقالهی العربی الجدید دربارهی این کتاب، آرزوی تحققنیافتهی فرید را محور قرار میدهد: اینکه محمد عبدالوهاب، امکلثوم یا عبدالحلیم حافظ یکی از ساختههای او را اجرا کنند. این خواسته، دریچهای برای فهم موقعیت هنرمندی است که میلیونها نفر صدایش را دوست داشتند، اما در میان بزرگان همدورهاش همچنان در پی نوع دیگری از پذیرش بود.
کودکی در خانوادهای مهاجر
فرید فهد فرحان اسماعیل الاطرش در ۲۱ آوریل ۱۹۱۰ در روستای قریا در منطقهی سویدا، در جنوب سوریه، به دنیا آمد. او به خانوادهی شناختهشدهی آلاطرش تعلق داشت؛ خانوادهای که در تحولات سیاسی سوریه و مقاومت در برابر حضور فرانسه نقش داشت. فشارهای سیاسی و ناامنی، خانواده را وادار کرد سوریه را ترک کند و راهی مصر شود. فرید در کودکی همراه مادرش علیا منذر و خواهر و برادرانش به قاهره رفت؛ مهاجرتی که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر داد.
موسیقی در خانهی آنها حضور داشت. مادر فرید آواز میخواند و عود مینواخت و همین فضا نخستین آشنایی او با موسیقی را شکل داد. فرید از نوجوانی به یادگیری عود علاقه نشان داد و بهتدریج راه خود را به محافل موسیقی قاهره باز کرد. او در آغاز فعالیت حرفهای، در کافهها و محافل هنری به نوازندگی پرداخت و مدتی نیز با گروه بدیعه مصابنی همکاری کرد. سپس به رادیو مصر راه یافت؛ رسانهای که در آن دوره نقشی تعیینکننده در معرفی خوانندگان و آهنگسازان داشت.
ورود به رادیو برای فرید نقطهی عطفی بود. او ابتدا بهعنوان نوازندهی عود شناخته شد و بعد توانست صدای خود را نیز به مخاطبان معرفی کند. نخستین تجربههای موفقش در آواز، زمینهی شهرتی را فراهم کرد که در سالهای بعد با انتشار ترانهها و حضور در سینما گسترش یافت.
فرید الاطرش؛ آهنگسازی با زبان شخصی
فرید در دورهای وارد موسیقی مصر شد که چهرههای بزرگی چون محمد عبدالوهاب و امکلثوم بر فضای موسیقی عرب تسلط داشتند. او در چنین محیطی بهتدریج زبان موسیقایی ویژهی خود را ساخت. عود در آثارش جایگاهی محوری داشت و توانایی او در بداههنوازی، اجرای جملههای ملودیک و ایجاد پیوند میان موسیقی عربی و برخی رنگآمیزیهای موسیقی غربی، از ویژگیهای شناختهشدهی کارش بود.
در نوشتههای مربوط به موسیقی فرید، از تأثیر موسیقی اسپانیایی و تانگو بر برخی ساختههای او نیز یاد شده است. او این تأثیرها را در قالب موسیقی عربی به کار میگرفت و تلاش میکرد امکانات تازهای برای ملودی و ارکستراسیون پیدا کند. این رویکرد در کنار صدای پرحس و شیوهی خاص نوازندگیاش، به او هویتی متمایز بخشید.
فرید در طول فعالیت هنری خود نزدیک به ۳۰۰ ترانه، قطعهی موسیقی و موسیقی فیلم اجرا یا تولید کرد. آثارش در گونههای مختلفی از ترانههای عاشقانه تا قطعات ملی و اجتماعی قرار میگیرند. «اولین بوسه» و «بهار عشق» از جمله قطعات شناختهشدهی او هستند و نامش با ترانههایی پیوند خورده که هنوز در حافظهی موسیقایی جهان عرب حضور دارند. او در سینما نیز فعالیت گستردهای داشت و در بیش از ۳۰ فیلم بازی کرد؛ فیلمهایی که موسیقی و آوازهایشان سهم مهمی در محبوبیت عمومی او داشتند.
جایگاه فرید در موسیقی عرب به آوازهای پرطرفدارش محدود نمیشود. او از نوازندگانی بود که شیوهی اجرای عود را برای نسلهای بعدی جذابتر کرد. نوازندگان و هنرجویان عود، بداههنوازی و جملهبندی موسیقایی او را از نمونههای مهم این ساز میدانند. تواناییاش در حرکت میان آواز و نوازندگی نیز باعث شد تصویر یک خوانندهی صرف از او شکل نگیرد؛ فرید آهنگسازی بود که ساز و صدا را در یک بیان هنری به هم پیوند میداد.
اسمهان؛ خواهر، همکار و محرم راز
یکی از محورهای مهم کتاب محمد جلال فراج، رابطهی فرید با خواهرش اسمهان است. اسمهان با نام اصلی آمال الاطرش، از خوانندگان برجستهی موسیقی عرب بود؛ صدایی متفاوت داشت و با وجود عمر کوتاه هنری، تأثیری ماندگار بر موسیقی مصر گذاشت. او در کنار فرید در فیلم «پیروزی جوانی» در سال ۱۹۴۱ ظاهر شد؛ فیلمی که آغاز همکاری سینمایی این خواهر و برادر بود.
رابطهی آنها در کتاب فراج، صرفاً رابطهی دو عضو یک خانواده یا دو هنرمند همکار نیست. نویسنده به فرید بهعنوان پشتیبان هنری و محرم راز اسمهان توجه میکند؛ کسی که در برابر سختگیریهای برادر بزرگترشان، فؤاد، به خواهرش نزدیکتر بود و در دشواریهای زندگی و کار، نقش همراه را ایفا میکرد. این رابطه، بخشی از فضای خانوادگی آلاطرش را آشکار میکند؛ خانوادهای که در آن سنت، موقعیت اجتماعی، استقلال فردی و فعالیت هنری گاه با یکدیگر در تعارض قرار میگرفتند.
مرگ اسمهان در سال ۱۹۴۴، در حادثهی سقوط خودرو به آب، ضربهای بزرگ به فرید وارد کرد. مرگ ناگهانی خواهرش در سیویکسالگی، یکی از تلخترین رخدادهای زندگی او بود و در روایتهای مربوط به زندگی فرید، همواره جایگاهی ویژه داشته است.
شهرت عمومی و میل به تأیید بزرگان
مهمترین دریچهی کتاب «فرید: زندگینامهی یک قلب» به زندگی فرید، مسئلهی اعتبار هنری است. فراج در این کتاب به آرزویی میپردازد که فرید در تمام سالهای فعالیتش با خود داشت: اینکه محمد عبدالوهاب، امکلثوم یا عبدالحلیم حافظ یکی از آهنگهای او را بخوانند. این اتفاق رخ نداد و همین ناکامی، در نگاه نویسنده به مسئلهای فراتر از یک همکاری هنری تبدیل میشود.
در موسیقی مصر میانهی قرن بیستم، خوانندگان و آهنگسازان بزرگ هرکدام قلمرو و جایگاه ویژهای داشتند. انتخاب یک آهنگساز از سوی خوانندهای چون امکلثوم یا عبدالوهاب، میتوانست نشانهای از پذیرش و اعتبار در بالاترین سطح موسیقی باشد. فرید با وجود شهرت و محبوبیت فراوان، از این نوع تأیید برخوردار نشد. کتاب فراج این فاصله را بررسی میکند: فاصلهی میان استقبال گستردهی مخاطبان و جایگاهی که هنرمندان همدوره برای یکدیگر قائل بودند.
این بخش از روایت، تصویری پیچیدهتر از رقابتهای موسیقی آن دوره ارائه میدهد. رقابت میان هنرمندان، صرفاً بر سر تعداد مخاطبان یا موفقیت ترانهها نبود؛ مناسبات شخصی، سلیقهی هنری، جایگاه اجتماعی و ملاحظات حرفهای نیز در شکلگیری روابط نقش داشتند. فراج با رجوع به آرشیو مطبوعات و اسناد تاریخی، رابطهی فرید با عبدالوهاب، امکلثوم و عبدالحلیم حافظ را از همین زاویه بازخوانی میکند.
زندگی خصوصی در سایهی شهرت
فرید الاطرش در زندگی خصوصی نیز شخصیتی پرماجرا داشت. روابط عاطفی، طرحهای ناکام ازدواج و دشواریهای شکلدادن به یک زندگی خانوادگی پایدار، بخش دیگری از زندگی او را تشکیل میدهند. فراج در کتاب خود به این تجربهها و تأثیر عرف اجتماعی و موقعیت خانوادگی بر تصمیمهای شخصی فرید میپردازد. رابطهی او با شادیا و روایتهایی دربارهی ارتباطش با ناریمان، همسر پیشین ملک فاروق، از جمله موضوعاتی هستند که در بررسی زندگی عاطفی این هنرمند مطرح شدهاند.
کتاب همچنین به خانهی فرید در قاهره، رفتوآمدهای او و ارتباطش با چهرههای سیاسی و اجتماعی میپردازد. زندگی او در دورهی سلطنت و پس از آن، در فضایی سیاسی و فرهنگی گذشت که با تغییر قدرت و مناسبات اجتماعی مصر دگرگون شد. رابطهی او با دربار سلطنتی و سپس حضورش در فضای فرهنگی دورهی جمال عبدالناصر، نشان میدهد که زندگی هنرمندان بزرگ آن زمان از تحولات سیاسی و اجتماعی جدا نبود.
زندگینامهای از خلال رابطهها
«فرید: زندگینامهی یک قلب» نوشتهی محمد جلال فراج در سال ۲۰۲۶ از سوی انتشارات دارالمحرر در قاهره منتشر شده و ۳۷۶ صفحه دارد. فراج، روزنامهنگار و پژوهشگر تاریخ هنر، در گفتوگو با روزنامهی مصری «الدستور» گفته است که قصد داشته به جهان انسانی فرید وارد شود و شخصیتهایی را بررسی کند که به او نزدیک بودهاند. او برای این کار روابط خانوادگی و هنری فرید را در بستری انتقادی قرار داده و کوشیده است روایتهای مربوط به طرفهای مختلف این روابط را دوباره بررسی کند.
کتاب بر پایهی آرشیو مطبوعات و اسناد تاریخی شکل گرفته و بنا بر معرفی منتشرشده در العربی الجدید، نویسنده آن را زندگینامهای جامع یا روایت نهایی از زندگی فرید نمیداند. روش او بیشتر بر بازسازی شبکهی روابط این هنرمند استوار است؛ شبکهای که در آن خانواده، رقابت هنری، دوستی، عشق و موقعیت اجتماعی به هم میرسند.
اهمیت فرید الاطرش در موسیقی عرب را میتوان در چند وجه دید: او خوانندهای محبوب بود، آهنگسازی پرکار به شمار میرفت، در نوازندگی عود مهارتی برجسته داشت و از چهرههایی بود که در شکلگیری موسیقی شهری مصر و گسترش آن در جهان عرب سهم داشت. آثار او در سینما نیز به ماندگاری نامش کمک کردند. کتاب فراج با نزدیکشدن به زندگی شخصی و روابط حرفهای او، امکان دیگری برای شناخت این جایگاه فراهم میکند.
شاید پرسش اصلی کتاب همین باشد: هنرمندی که صدایش در سراسر جهان عرب شنیده میشد، چرا همچنان به دنبال شنیدهشدن از سوی چند همنسل خود بود؟ پاسخ این پرسش را باید در مناسبات پیچیدهی شهرت، رقابت و اعتبار هنری جستوجو کرد؛ مناسباتی که زندگی فرید الاطرش را به روایتی انسانی از جهان موسیقی مصر در قرن بیستم تبدیل میکند.
