تهران- ایرنا- بحران‌هایی مانند جنگ‌های اخیر و حوادث دی ماه، جامعه را با افت سرمایه اجتماعی و فرسایش روانی جمعی مواجه می‌کند و از طرفی مدیریت پیامدهای این موضوع، چیزی فراتر از مداخلات فردی و نیازمند بازسازی تاب‌آوری عمومی، تقویت نهادهای واسط و گفت‌وگو با مردم است.

گروه جامعه ایرنا- سلامت روان جمعی، نه یک پدیده مجزا، بلکه بازتابی از کیفیت تعاملات میان‌فردی و میزان باور عمومی به کارآمدی ساختارهای حکمرانی است. در واقع، آرامش خاطر یک جامعه، پیوندی ناگسستنی با حس امنیت روانی دارد که به بستر اعتماد به نهادهای اداره‌کننده و تقویت پیوندهای انسانی وابسته است. هرگاه این رشته‌های نامریی اتکای متقابل سست شوند، فشارهای محیطی به اضطراب‌های فردی و فرسایش روح عمومی تبدیل می‌شود؛ به همین دلیل، مدیریت سلامت روان جامعه مستلزم نگاهی کلان است که بیش از تمرکز بر ترمیم دردهای فردی، بر بازسازی باور عمومی، شفافیت ساختاری و تحکیم مناسبات انسانی تمرکز دارد.

سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با سلامت روان

سرمایه اجتماعی در مقام سپر حمایتی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تاب‌آوری روانی جامعه دارد؛ به‌گونه‌ای که شبکه‌های پیوند و اعتماد متقابل با کاهش حس انزوا، فضایی امن برای تخلیه فشارهای روانی ایجاد می‌کنند. در واقع، هرچه پیوند میان اجزای جامعه و اعتماد آنها به یکدیگر تقویت شود، فرد کمتر در گرداب ناامیدی و اضطراب‌های ناشی از بحران‌ها گرفتار می‌شود؛ بنابراین سلامت روان یک جامعه، بیش از آن‌که در اتاق‌های درمان فردی شکل بگیرد، در بستر همین پیوندهای انسانی و امیدواری ناشی از مشارکت‌های اجتماعی احیا می‌شود.

«زینب نصیری» مشاور وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در امور اجتماعی در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت ایرنا در همین رابطه گفت: مهم‌ترین مولفه‌ای که می‌تواند منجر به ارتقای سلامت روان جامعه شود، سرمایه اجتماعی است و جلسه‌های مختلفی در این زمینه در وزارت بهداشت داشتیم و پیشنهادها و بسته‌های اقدام را در این زمینه آماده کردیم. بخشی از این اقدامات درباره این است که چه کارهایی نباید انجام شود؛ زیرا گاهی عدم انجام برخی اقدامات، می‌تواند منجر به ارتقای سرمایه اجتماعی شود.

وی ادامه داد: آمارها نشان می‌دهد که میزان سرمایه اجتماعی از سال ۱۳۹۴ تاکنون حدود ۱۶ درصد کاهش یافته و این در حالی‌ست که مولفه‌های سرمایه اجتماعی به شدت بر وضعیت سلامت روان موثر هستند و باید توجه کنیم که اکنون وضعیت سلامت روان مردم، مسئله فردی نیست بلکه یک وضعیت جمعی است.

مشاور وزیر بهداشت گفت: وزارت کشور در خرداد ماه ۱۴۰۵ پیمایشی انجام داد که شامل یافته‌هایی درباره سلامت روان جمعی بود؛ بر اساس نتایج منتشر شده این پیمایش، ۶۶.۵ درصد مردم گفته‌اند که راحت عصبانی می‌شوند، ۵۴.۱ درصد مردم گفته‌اند که احساس خشم درونی نهفته دارند، ۶۵.۵ درصد مردم گفته‌اند که تجربه غم یا ناامیدی در حد زیاد دارند، ۶۸.۳ درصد مردم گفته‌اند احساس ابهام و نگرانی نسبت به آینده دارند، ۶۴ درصد مردم گفته‌اند رها کردن ذهن از افکار نگران کننده برای آنها دشوار است.

نصیری افزود: مجموعه این آمارها نشان می‌دهد در وضعیت پیچیده‌ای از نظر سلامت روان جمعی هستیم و این‌که فقط خدمات سلامت روان به صورت فرد محور به افراد ارائه شود و در عین حال، سیاست‌ها اصلاح نشده یا اقدامات اجتماع محور ارائه نشود، وضعیت بهبود پیدا نمی‌کند.

تاب‌آوری روانی جامعه در گرو تقویت سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی را دریابید

فرد با خودش به تنهایی زندگی نمی‌کند و در واقع انسان موجودی اجتماعی محسوب می‌شود که درون نهادهای مختلف در حال تعامل و کنش است.

بحران‌های چندگانه یا آبشاری، حجم عظیمی از مشکلات را به همراه دارد و در بسیاری از کشورها این نوع بحران‌ها تجربه شده است؛ البته واکنش‌های بعدی کشورها نیز اهمیت دارد. یعنی کشورها چگونه توانسته‌اند از طریق سرمایه‌های اجتماعی و پیوندها و شبکه‌های جامعه، بحران را مدیریت کرده و مشکل را حل کنند. یکی از مهمترین بحران‌هایی که افراد جامعه با آن مواجه می‌شوند، بی‌اعتمادی نهادی است.

«اباذر اشتری» جامعه شناس و عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت ایرنا در این زمینه گفت: حدود ۱۰۰ سال است که مفهوم سرمایه شناخته شده و به سرمایه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تجزیه شده است. نکته کلیدی این است که همه این سرمایه‌ها قابلیت تبدیل به سرمایه اقتصادی را دارند.

وی ادامه داد: یکی از شاخصه‌های سرمایه در تمام این ابعاد، اعتماد است؛ چه اعتماد در سطح فرد، چه در سطح گروه و چه در سطح نهادها که نمودهای خود را در شاخص دیگر سرمایه‌های اجتماعی، یعنی مشارکت، نشان می‌دهد. یعنی وقتی بی‌اعتمادی نهادی یا سرمایه سیاسی جامعه کاهش پیدا کند، میزان مشارکت جامعه هم کمتر خواهد شد.

این جامعه شناس افزود: به طور مثال در دوران کرونا، مردم با این‌که می‌دانستند کرونا چه آسیب‌هایی دارد و با این‌که دولت آموزش می‌داد، آنها رعایت نمی‌کردند؛ دلیل این موضوع، بی‌اعتمادی نهادی است. یعنی فرد به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر اتفاقات جاری که رخ می‌دهد، برای او اهمیتی ندارد.

وی اضافه کرد: بی‌اعتمادی نهادی در کشور ما که نهادهای موازی و چندپاره ساختاری داریم، گسترده‌تر و عمیق‌تر است؛ زیرا ما فکر می‌کنیم سرمایه اجتماعی که با پیوندهای گروهی و شبکه‌های اجتماعی و اعتماد و اطمینان و مشارکت و امنیت شناخته می‌شود، وجود دارد؛ اما واقعیت این است که سرمایه اجتماعی بزرگی از گذشته داشته‌ایم، اما قرار نیست این سرمایه ثابت بماند زیرا سرمایه‌ها ذاتا ایستا نیستند و با هر اتفاقی امکان دارد که از بین بروند و متاسفانه تلاشی برای تقویت و زایش و متنوع کردن این سرمایه‌ها از سوی نهادهای واسط، دولت و سازمان‌های مردم نهاد، شکل نگرفته است.

در بازسازی سرمایه اجتماعی، کدام نهادها اولویت دارند؟

اشتری درباره بازسازی سرمایه اجتماعی اظهار کرد: سه نهاد بسیار مهم برای بازسازی سرمایه اجتماعی وجود دارد؛ اول، نهادهای محلی یا اجتماع محور، دوم، سازمان‌های مردم نهاد و سوم، نهادهای رسمی و دولتی هستند که هر کدام، نقش خاص خود را دارند. مهم‌ترین نهاد در شرایط بحرانی، نهادهای میانی هستند که به نوعی، پلی بین افراد و دولت محسوب می‌شوند. به عنوان نمونه، نکته مهم در جریان جنگ اوکراین همین سازمان‌های مردم نهاد هستند که توانستند از فروپاشی اعتماد و ارتباط بین مردم و دولت، جلوگیری کنند.

وی ادامه داد: ما معمولا به دنبال آمار هستیم که بگوییم چند سازمان مردم نهاد در حوزه‌های مختلف داریم؛ اما اگر سازمان‌های مردم نهاد بتوانند نقش خود را به درستی انجام بدهند، به راحتی جامعه را از شرایط بحرانی عبور می‌دهند.

عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی درباره اهمیت سازمان‌های مردم نهاد اظهار کرد: کشورهای توسعه یافته از سال ۱۹۴۰ میلادی به بعد، مدل‌های توسعه را برای کشورهای در حال توسعه، ترسیم کردند. از سال ۲۰۰۰ برخی کشورها مانند کره جنوبی، ژاپن، مالزی و سنگاپور در حال رسیدن به کشورهای توسعه یافته بودند و از طرفی مشکلاتی وجود داشت که کشورهای توسعه یافته نتوانستند حل کنند؛ در نتیجه مفهوم نوآوری اجتماعی مطرح شد که در واقع مدلی بود که خودشان از ابتدا به کار گرفته بودند. مهم‌ترین رکن در زمینه نوآوری اجتماعی، سازمان‌های مردم نهاد هستند.

وی، درباره نقش خانواده در زمینه بازسازی سرمایه اجتماعی افزود: خانواده می‌تواند حافظه جمعی، روایتگر و فضای امن باشد؛ اما وظیفه دولت، تسهیل‌گری است. در عراق و افغانستان شاهد این بودیم که دولت به جای تسهیل‌گری، تصدی‌گری کرده و شرایط بحرانی‌تر شد. تسهیل‌گری یعنی فضای عمومی باز شده و شفافیت در پاسخگویی وجود داشته باشد تا نقش بازتوزیع داشته و نابرابری را کاهش بدهد زیرا همین نابرابری‌ها می‌تواند منجر به از بین رفتن سرمایه اجتماعی شود.

تاب‌آوری روانی جامعه در گرو تقویت سرمایه اجتماعی

تاثیر بحران‌ها بر کنش‌های اجتماعی و سلامت روان

جامعه شناسان و روانشناسان همواره این سوال را دارند که چطور افرادی که شخصیت آرامی دارند، در یک موقعیت خاص، سنگ به دست گرفته و شیشه‌ای را می‌شکنند یا ناسزا می‌گویند یا دچار درگیری فیزیکی با دیگران می‌شوند؛ این وضعیت به این دلیل رخ می‌دهد که افراد در شرایط بحرانی، در حالت تعلیقی قرار دارند که با کوچکترین واکنش دیگران، به سوی همان واکنش می‌روند. یعنی اگر واکنش مثبت باشد، رفتار مثبتی نشان داده و اگر واکنش دیگران منفی باشد، همان واکنش منفی را تکرار می‌کنند.

اشتری در این زمینه گفت: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انسان، کنش عقلانی است، به خصوص زمانی که در میان مناسبات اجتماعی گسترده و عمیق قرار می‌گیرد. وقتی این محاسبات عقلانی تغییر می‌کند، در موقعیت آینده مبهم و غیرقابل پیش بینی قرار گرفته و خطرهای اقتصادی افزایش پیدا می‌کند. به طور مثال با افزایش چک‌های برگشتی و کلاهبرداری مواجه خواهیم بود یا شاهد رفتارهای اعتراضی هستیم. در حوزه‌های آموزش و مسائل رفاهی، مسکن و بهداشت با کاهش روبه‌رو می‌شویم.

وی ادامه داد: نکته دیگر، بحث انزوا و بی‌تفاوتی اجتماعی است که نمودهای مختلفی دارد و گاهی بسیار خطرناک محسوب می‌شود. وقتی دایره اعتماد از جامعه و دوستان و نهادها به افراد کمتری محدود شده و با کاهش اعتماد تعمیم یافته مواجه باشیم و افراد به بی‌اثر بودن کنش‌گری باور پیدا کنند، بسیار خطرناک است و می‌تواند منجر به رفتارهای پرخطر شده یا جامعه را به سمت بی‌تفاوتی ببرد که آثار فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فراوانی دارد.

عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی اظهار کرد: همه انسان‌ها پنج نهاد بنیادین دارند که در آن کنش می‌کنند؛ اول نهاد آموزش است که یا خودش آموزش می‌بیند یا آموزش می‌دهد. دومین نهاد، مذهب است. سومین نهاد، اقتصاد است. چهارمین نهاد، اجتماع است که یکی از زیرمجموعه‌های آن، خانواده و رسانه محسوب می‌شود. پنجمین نهاد، سیاست و قدرت است. تک تک انسان‌ها، وجهی از کنش را در این نهادها دارند.

اشتری افزود: کشورهایی که دچار بحران‌های بیش از یک ماه می‌شوند، شاهد افزایش خشونت خانگی و طلاق هستند؛ این موقعیت منجر به افزایش شکاف‌های اجتماعی می‌شود. یعنی وقتی شهروندی به حالت تعلیق در آمده و آینده برای او مبهم و غیرملموس می‌شود، هر اقدامی از طرف او، قابل انتظار است.

مطالبه‌گری وزارت بهداشت درباره اجزای مختلف موثر بر سلامت روان

نصیری درباره نقش وزارت بهداشت اظهار کرد: وظیفه تولیت سلامت و تامین ابعاد مختلف سلامت از جمله جسمی و روانی بر عهده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است. در حوزه سلامت روان نیز تولیت با وزارت بهداشت است، اما از نظر نحوه ارائه خدمت، بین دستگاه‌های مختلف از جمله سازمان بهزیستی و وزارت ورزش و جوانان، پخش شده است. از طرفی قانون درباره سیاست گذاری در حوزه سلامت روان و عوامل موثر بر آن، سکوت کرده، اما همچنان تولیت با وزارت بهداشت و نظام سلامت است.

نصیری گفت: سیاست گذاری در دهه‌های گذشته نیز باید توسط وزارت بهداشت دنبال می‌شد و در حال حاضر این نگاه در وزارت بهداشت وجود دارد و حتی پیمایش‌های ملی با محوریت سرمایه اجتماعی و تاب آوری که بر وضعیت سلامت روان موثر هستند، انجام شده است.