اقتصادنیوز: علی‌اصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه گفت:یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در ارزیابی احتمال جنگ، ظرفیت بازدارندگی ایران و نحوه بهره‌گیری از آن در برابر تهدیدهای احتمالی است. هرچند ایران قصد آغاز حمله پیش‌دستانه ندارد اما این رویکرد را نباید به معنای انفعال یا پذیرش حمله تعبیر کرد.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه ایران، علی‌اصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه گفت: مخالفت افکار عمومی آمریکا با ورود مجدد به جنگ و نگرانی بخشی از جامعه و رقبای سیاسی نتانیاهو از پیامدهای انتخاباتی درگیری تازه، تحقق این سناریو را در کوتاه‌مدت، به‌ویژه پیش از انتخابات دو کشور با تردید مواجه می‌کند. هرچند لابی صهیونیستی بر سیاست آمریکا تأثیرگذار است، نفوذ آن الزاماً به معنای همراهی واشنگتن با جنگ نیست. اسرائیل برای آغاز و تداوم عملیات علیه ایران به هماهنگی نزدیک با آمریکا نیاز دارد؛ بنابراین، ارزیابی احتمال حمله مجدد مستلزم توجه همزمان به محاسبات داخلی واشنگتن، محدودیت‌های سیاسی ترامپ و پیامدهای بین‌المللی جنگ است.

وی افزود: در سطح بین‌المللی نیز مخالفت با تشدید تنش‌ها اهمیت دارد. نشست اخیر آنکارا و تأکید وزرای خارجه فرانسه، انگلیس و آلمان بر آمادگی مذاکره هسته‌ای با ایران نشان می‌دهد دیپلماسی همچنان در محاسبات اروپا جایگاه دارد؛ هرچند تهران پس از فعال‌سازی سازوکار ماشه، نقش این سه کشور را زیر سؤال برده است. این موضع‌گیری، ضمن آشکارکردن تداوم اختلافات، بر نگرانی اروپا از پیامدهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای جنگ به‌ویژه در خلیج فارس تأکید دارد.

زرگر گفت: یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در ارزیابی احتمال جنگ، ظرفیت بازدارندگی ایران و نحوه بهره‌گیری از آن در برابر تهدیدهای احتمالی است. هرچند ایران قصد آغاز حمله پیش‌دستانه ندارد اما این رویکرد را نباید به معنای انفعال یا پذیرش حمله تعبیر کرد. موقعیت ژئوپلتیکی ایران در خلیج فارس و نقش آن در معادلات انرژی منطقه به‌ویژه با توجه به سهم حدود ۲۰ درصدی منابع انرژی منطقه و بخشی از منابع گازی می‌تواند به‌عنوان اهرمی راهبردی در محاسبات بازدارندگی عمل کند. در کنار این مزیت ژئوپلتیکی، توانمندی‌های نظامی ایران نیز عاملی مهم در افزایش هزینه‌های احتمالی هرگونه اقدام نظامی است؛ عاملی که می‌تواند بر محاسبات مهاجمان و تصمیم‌گیری درباره آغاز درگیری تأثیر بگذارد.

کارشناس مسائل منطقه اظهار کرد: در مجموع، مجموعه‌ای از ملاحظات بین‌المللی، فشارهای سیاسی بر ترامپ، مخالفت بخشی از افکار عمومی آمریکا با ورود مجدد به جنگ و موضع ایران در برابر تجاوز می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای مهاجمان و متحدانشان ایجاد کند. بر این اساس، هرچند احتمال وقوع جنگ را نمی‌توان به‌طور کامل منتفی دانست، به نظر می‌رسد هرگونه حمله جدید علیه ایران تا زمان برگزاری انتخابات آمریکا با محدودیت‌ها و ملاحظات جدی مواجه باشد. این ارزیابی قطعی نیست و بر سنجش احتمالات استوار است؛ بااین‌حال، عوامل یادشده نشان می‌دهند که فشارهای موجود بر واشنگتن و تل‌آویو ممکن است مانع تشدید تنش‌ها در شرایط کنونی شوند.

او ادامه داد: این در حالی است که تغییر دولت یا جابه‌جایی قدرت در اسرائیل لزوماً به تغییر رویکرد این رژیم در قبال ایران منجر نخواهد شد. ایران مستقل از حضور نتانیاهو در قدرت، همچنان در محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل به‌عنوان یکی از تهدیدهای اصلی تلقی می‌شود؛ بنابراین، تداوم سیاست تقابل با تهران را باید فراتر از تحولات سیاسی داخلی اسرائیل ارزیابی کرد.

وی تاکید کرد: تجربه جنگ 12 ‌روزه و جنگ 40 ‌روزه نشان می‌دهد که هماهنگی راهبردی میان تل‌آویو و واشنگتن می‌تواند زمینه‌ساز رویارویی نظامی مشترک با ایران شود. در جنگ 12 ‌روزه، اسرائیل حملات را آغاز کرد و آمریکا در ادامه وارد درگیری شد؛ در جنگ 40 ‌روزه نیز هر دو به‌صورت مشترک ایران را بمباران کردند. بر این اساس، تکرار چنین الگویی را نمی‌توان منتفی دانست؛ هرچند تحقق آن به محاسبات سیاسی، ملاحظات امنیتی و شرایط راهبردی دو طرف بستگی دارد.

زرگر در پایان تصریح کرد: با این حال، تداوم رویکرد تقابلی اسرائیل لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای حمله مجدد نیست. تصمیم‌گیران این کشور باید هزینه‌ها و پیامدهای احتمالی جنگ را در سطوح امنیتی، سیاسی و اجتماعی ارزیابی کنند. در این میان، میزان همراهی واشنگتن نقشی تعیین‌کننده دارد؛ زیرا آغاز و تداوم یک عملیات نظامی گسترده علیه ایران، مستلزم هماهنگی نزدیک با آمریکاست. بنابراین، تصمیم به حمله نه‌تنها تابع اراده اسرائیل، بلکه حاصل برآورد مشترک هر دو از هزینه‌ها، پیامدها و الزامات راهبردی چنین اقدامی خواهد بود. در مجموع، ملاحظات داخلی آمریکا، مخالفت بخشی از افکار عمومی با ورود مجدد به جنگ، فشارهای بین‌المللی و ضرورت هماهنگی واشنگتن و تل‌آویو می‌توانند تصمیم به حمله را به تأخیر بیندازند. بنابراین، احتمال می‌رود در کوتاه‌مدت حمله‌ای جدید رخ ندهد اما در عین حال این به معنای منتفی‌شدن خطر جنگ نیست، بلکه بر نقش بازدارنده هزینه‌ها و محدودیت‌های سیاسی و راهبردی تأکید دارد.