تمرکز کتاب «مدرنیسم و حاشیهنویسی در خاورمیانه تاریخ اجتماعی ایران» بیشتر روی طبقات اجتماعی فرودست جامعه و به دور از نخبگانِ سلطهگر، اعم از کهنه یا نو، سنتی یا مدرن است.
سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، تاریخ را معمولا از چشم شاهان، دولتها و نخبگان روایت کردهاند؛ اما اگر بخواهیم جامعه را از پایین ببینیم، چه چیزهایی آشکار میشود؟
کتاب «تاریخ اجتماعی ایران» با عنوان فرعی مدرنیسم و حاشیهنشینی در خاورمیانه تالیف استفانی کرونین و ترجمه سعید کلاتی از سوی نشر محاط منتشر شد.
تاریخ و تاریخنگاری ایران، بخشی از منطقهی وسیع خاورمیانه، همواره تحت تاثیر روایتهای دوگانهی مدرنیزاسیون از بالا به پایین، نخبهمدار و دولتمحور و همچنین ناسیونالیسم روششناختی بوده است: یعنی این فرض که قلمرو جغرافیایی تعریفشده توسط یک دولت و جمعیت درون مرزهایش اصل اولیه و گاهی اوقات تنها اصلِ انجام تحقیق و تحلیل است. این کتاب، سعی میکند هر دوی این روایتهای دولتمحور را بررسی و طرح مسئله کند. تمرکز این کتاب بیشتر روی طبقات اجتماعی فرودست جامعه و به دور از نخبگانِ سلطهگر، اعم از کهنه یا نو، سنتی یا مدرن است. این گروههای فرودست عبارتند از «طبقات خطرناک» و تمایز برساختهشان از نخبگان بورژوازی جدید و آشکارا مدرن خلق شده به دست حکومت نوپای پهلوی؛ تودههای گرسنهی مخالف خصوصیسازی و جهانی شدن اقتصاد ایران در اواخر قرن نوزدهم، خلافکارهای روستایی از هر سنخی، اعم از راهزنها، قاچاقچیها و دزدان دریایی و دیدگاه عمیقا دوپهلوی جوامع خاستگاه آنها به این افراد و بردههای صاحب عاملیت یا بدون عاملیت. اگرچه تمرکز اصلی کتاب روی این عناصر فرودست است، از تجربهی تاریخیشان در تلاشی به مراتب گستردهتر برای درک جوامع وسیعتری استفاده میشود که خود بخشی از آنها بودند. همچنین ماهیت اقتدار سیاسی، اقتصادی و فرهنگیای که آنها را کنترل میکرد نیز مورد بررسی و مداقه قرار میگیرد. بخصوص آنها در تضاد با کنش مدرنیسمی قرار میگیرند که نه تنها در ایران و خاورمیانهی وسیعتر، هژمونیک بود، بلکه در سراسر دنیا از اواخر قرن نوزدهم تا اواخر قرن بیستم چنین ماهیتی داشت. در این کتاب این شکل از مدرنیسم به همراه تمام آرمانهای شگفتانگیزش از خود حاکمیت گرفته تا عمیقترین و خصوصیترین لایههای زندگی روزمره، ترسیم میشود. علاوه بر این و در تکمیل این واکاوی دربارهی حیات و ممات اقشار فرودست جامعه، این کتاب میکوشد تا فراتر از یک بافت ملی باریک برود و ضمن رد هرگونه فردیت یا منحصربهفرد بودن تجربهی هر یک از کشورها سعی میکند این موضوع را به مثابه ساختاری در نظر بگیرد که اساسا طی تحولات فراملی و جهانی گریزناپذیر شکل گرفته است. در همین راستا، ماهیت و اهمیت آن را با استعانت از چشماندازها و دیدگاههای تطبیقی به تصویر میکشد. به بیان ساده، این روایات نقطهی آغاز خود را این در نظر میگیرند که آنچه در ایران یا در هر محیط ملی دیگری رخ میدهد همواره بخشی از چیزی به مراتب بزرگتر است، فلذا اگر اینگونه در نظر گرفته شود لاجرم بهتر هم درک میشود.
این کتاب با ارائهی مجموعهای از مطالعات موردی سعی میکند قدرت توضیحی رویکردهای جهانی، فراملی و تطبیقی را برای مطالعهی تاریخ اجتماعی خاورمیانه اثبات کند. بخش اول کتاب با استفاده از یک چشمانداز تطبیقی روی ایران تمرکز میکند، بخش دوم با تکیه بر یک دریچهی دید وسیعتر سراغ خاورمیانه به طور کلی شامل ایران و همچنین امپراتوری عثمانی/ جمهوری ترکیه، جهان عرب و شمال آفریقا و قلمروهای سابق امپراتوری عثمانی در منطقهی بالکان میرود. هر فصل از عناصر روایی تشکیل شده، اما در عین حال به همان اندازه و شاید بیشتر به موضوعات قالببندی نظری، روششناسی و تاریخنگاری نیز توجه میکند. فصول مختلف تشکیلدهندهی دو بخش این کتاب با کمک دغدغههایشان در خصوص تاریخ اجتماعی و جامعهشناسی «از پایین» و همچنین بخصوص به واسطهی رویکردشان به هم ربط داده میشوند. همگی تطبیقی هستند. همگی به بررسی تاثیر روابط خاص فراملی هستند و همگی فرایندهای تاریخی جهان را با تحلیلشان تلفیق و ادغام میکنند.
کتاب «تاریخ اجتماعی ایران» با عنوان فرعی مدرنیسم و حاشیهنشینی در خاورمیانه تالیف استفانی کرونین و ترجمه سعید کلاتی است.
استفانی کرونین (1948-) تاریخنگار بریتانیایی و از پژوهشگران برجستهی تاریخ معاصر ایران و خاورمیانه که در سال 1992 مدرک دکترای خود را از مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن (Soas) دریافت کرد. کرونین از سال 2009 تا 2021 مدرس تاریخ ایران در دانشگاه آکسفورد بود و به عنوان سردبیر مطالعات تاریخی ایران و جهان فارسی فعالیت میکرد. پژوهشهای وی در حوزهی دولتسازی، ارتش، ملی گرایی، اعتراضات اجتماعی و تحولات سیاسی ایران معاصر متمرکز است. از آثار شاخص وی میتوان به ارتش و تشکیل حکومت پهلوی در ایران (1377، خجسته) و سیاست ایلی در ایران (1404، بیدگل) اشاره کرد.
سعید کلاتی(1361-) مترجم، نویسنده و رونامهنگار متولد تهران است که فعالیت حرفهای خود را در حوزهی ترجمه از سال 1384 آغاز کرد. او با تلفیق تجربهی روزنامهنگاری در مطبوعات انگلیسی زبان همچون تهران تایمز ایران نیوز و روزنامههای پیشرو فارسیزبان، رویکردی دقیق و پویا در ترجمهی آثار سیاسی، تاریخی و اجتماعی پیدا کرده است. از آثار شناختهشدهی وی میتوان به ایران و آمریکا (جان قزوینیان، 1400 ثالث)، جنگل اشباع (سم لیث، 1404، تندیس) و مائوئیسم (جولیا لاول، 1403، تندیس) اشاره کرد.
«تاریخ اجتماعی ایران» روایتی متفاوت از تحولات ایران و خاورمیانه ارائه میکند؛ روایتی که مدرنیسم، انقلاب، فقر، مهاجرت و شکلگیری دولت مدرن را نه جدا از جهان، بلکه در پیوند با جریانهای جهانی و فراملی بررسی میکند. از انقلاب مشروطه و انقلاب 1357 تا شورشهای نان و بحرانهای معیشتی از طبقات خطرناک، حاشیهنشینان، زندانیان و راهزنان تا بردگان و زنان.
این کتاب در شش فصل به ایران و خاورمیانه میپردازد: سه فصل نخست تحت عنوانهای «انقلاب ایران، جمهوری اسلامی و دههی هفتاد سرخ یک تاریخ جهانی، نان و عدالت در ایران عصر قاجار، اقتصاد اخلاقی، بازار آزاد و فقرای گرسنه و نیمهی تاریک مدرنیسم طبقات خطرناک در ایران» میپردازد و بخش دوم به شرح «دردان شریف، انتقام جویان و کارآفرینان؛ اریک هابزبام و راهزنی در ایران، خاورمیانه و شمال آفریقا»، «اسلام، کنشگری بردگان و الغای بردهداری در ایران، خاورمیانه و شمال آفریقا» و «مدرنیسم و سیاست پوشش پویشهای ضدحجاب در جهان اسلام» میپردازد.
در فصل دوم کتاب با عنوان «نان و عدالت در ایران عصر قاجار/ اقتصاد اخلاقی، بازار آزاد و فقرای گرسنه» میخوانیم: «در 1971، ایی. پی. تامسون مقالهی مهمی دربارهی شورشهای نان در انگلستان قرن هجدهم منتشر کرد، که بعدها به یک منبع اساسی برای مطالعه دربارهی اینگونه اعتراضات بدل شد و علاوه بر این تاثیر بسیار عمیقی بر درک «سیاستهای توده»، به طور کلی، در مناطق جغرافیایی و دورههای تاریخی مختلف بر جای گذاشت. با به چالش کشیدن دیدگاههای قدیمی دربارهی غیرعقلانی، غیرمشروع و حتی مجرمانه بودن آشوب تودهها، تامسون در این مقاله کنش مستقیم تودهی مردم در دوران بحران و کمبود غذا را در یک چارچوب و بستر خاص تاریخی، اقتصادی و از همه مهمتر فرهنگی بررسی کرد. او معتقد بود که این بستر باعث پذیرفته شدن مفهوم «اقتصاد اخلاقی» در میان فقرا میشد. این چارچوب اخلاقی در تضاد کامل با اصول بازار آزادی قرار داشت که بخصوص مورد حمایت آدام اسمیت در اواخر قرن هجدهم قرار داشتند.»
در ادامه استفانی کرونین به شورشهای غذا به عنوان یک پدیدهی شهری در ایران اشاره میکند و مینویسد: «در ایران، مانند جاهای دیگر، شورشهای غذا یک پدیدهی شهری بود که فقط در جاهایی رخ میداد که در آن اکثریت جمعیت برای رفع نیازهای روزمرهی خود به بازار وابسته بودند. در این بستر و چارچوب بود که قیمت اقلام ضروری، بخصوص نان، به موضوعی با بالاترین اهمیت تبدیل میشد. حتی کمترین افزایش قیمت میتوانست تهدید کشندهی بالقوهای برای فقیرترین افراد باشد. در دورههای بحران ناشی از افزایش قیمتهای ناگهانی یا در پی صادرات غلات در زمانهای کمبود و قحطی شایعاتی مانند احتکار، سفتهبازی و تبانی دولتی با محتکران به خشم افسارگسیختهی فقرای شهری، گاهی اوقات مردان و زنان با هم، اما اغلب زنان به تنهایی، دامن میزد و باعث میشد تا پشت سر یک خواستهی مشترک با هم متحد شوند. این خواستهها اغلب به زبان عدالتخواهی بیان میشدند و مستقیما طرف صحبتشان افرادی بودند که تصور میشد مقام مسئول بودند، لذا در اغلب موارد شخص شاه خطاب قرار داده میشد. درخواست اصلی مطرح شده در این اعتراضات از مقامات، نظارت و اجرای «قیمت عادلانه» بود. این شورشهای نان، یا شاید، به بیان دقیقتر این اعتراضات نان، در طول دورههای تنش سیاسی عمومیتر فوران میکردند. آنها شاید به صورت پراکنده و گسسته از هم رخ میدادند، اما ممکن بود تا چندین روز طول بکشند. این اعتراضات اغلب بعد از تاریک شدن هوا تعطیل میشدند و روز بعد با تقویت قوا و اضافه شدن تعداد بیشتری از افراد از سرگرفته میشدند. این اعتراضات معمولا با یک برنامهریزی جزئی و پیشپاافتاده سازماندهی میشدند و بعد به شکلی صلحآمیز آغاز میشدند. غارت و دزدی در طول این اعتراضات بسیار نادر بود و تنها در صورتی که معترضان درخواستهای خود را نزد مسئولین مطرح میکردند، اما به نتیجهای نمیرسیدند، ممکن بود دست به جنجال و خشونت بزنند. به نظر میرسد که در این اقدامات شورشیان نان سعی نداشتند خود شرایط موجود را به چالش بکشند یا اختلال ایجاد کنند، بلکه قصد داشتند نخبگان غافل یا سرکش را وادار به پیروی از مفاهیم جاافتادهی حقوقی و مسئولیتهایشان در قبال مردم و رعایت سنت و قانون کنند.
شورشهای سنتی نان ایران از قدمت بسیار زیادی برخوردار بودند. اگرچه این شورشها ویژگیهای مرسوم خود را در قرون نوزدهم و حتی بیستم حفظ کردند، اما محیط سیاسی و اقتصادیی که در آن این شورشها کار میکردند به طرز چشمگیری تغییر کرد. علاوه بر درخواست تغییر، شورشیهای نان اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در ایران، بیشتر برای احیای یک قیممآبی قدیمیتر و شاید ایدهآل شده تلاش میکردند. اما تا پیش از قرن نوزدهم آنها با شورش سعی میکردند علیه تغییر شکل پرآشوب زندگیها و استانداردهای زندگیشان در اثر سقوط نظم سیاسی قاجار و ورود همزمان الزامات و قواعد اقتصادی ناخوشایند جدید واکنش نشان دهند. فقرای شهری ایران، مانند اسلاف انگلیسیشان، برای آخرین بار در برابر قوت گرفتن سریع بازار آزاد و ناپدید شدن اشکال قدیمیتر نخبگان و قیممآبی سلطنتی، تنظیم بازار و محافظت از مصرفکننده تلاش میکردند.»
در قسمت نتیجهگیری این کتاب نیز اینگونه میخوانیم: «شاید بشود مدرنیسم ایرانی را به عنوان یک پروژهی فوکویی در نظر گرفت، اما این تلقی فقط جاهطلبیها و نه دستاوردهایش را توصیف میکند. از قضا، تاریخ واقعی آزمونهایش در ایران پهلوی، نه قدرت و اقتدار حکومت جدید، بلکه ضعفش را نشان میدهد. نه خانههای مساکین ایرانی تقلیدی بودند از کارگاههای نامطلوب و زندانگونهی بریتانیایی که به باستیلهای دوران ویکتوریایی معروف بودند و نه زندانهایش شبیه سراسربینهای انگلیسی بودند.»
در واقع کتاب «تاریخ اجتماعی ایران» با عنوان فرعی مدرنیسم و حاشیهنشینی در خاورمیانه به سراغ گروههایی میرود که معمولا در حاشیهی روایتهای رسمی تاریخ قرار گرفتهاند.
کتاب «تاریخ اجتماعی ایران» با عنوان فرعی مدرنیسم و حاشیهنشینی در خاورمیانه تالیف استفانی کرونین و ترجمه سعید کلاتی با 348 صفحه و شمارگان 300 نسخه از سوی نشر محاط به بازار کتاب آمد.
