اقتصادنیوز: برای بخشی از ایرانیها، مقصد مهاجرت دیگر فقط درآمد و رفاه بیشتر نیست؛ گاهی کافی است جایی پیدا کنند که اینترنت داشته باشد.
به گزارش اقتصادنیوز، جنگ و قطعی اینترنت، معنای مهاجرت برای بخشی از ایرانیها را تغییر داده است؛ برای کسانی که پیشتر مهاجرت را مسیری برای دستیابی به درآمد بیشتر، تحصیل باکیفیتتر یا زندگی در شرایط بهتر میدانستند، حالا گاهی خروج از کشور به راهی برای حفظ شغل، ادامه تحصیل، دسترسی به اطلاعات و برقراری ارتباط با جهان تبدیل شده است.
گزارشها از رفتوآمد ایرانیها به ترکیه و ارمنستان، از شکلگیری الگویی تازه از جابهجایی حکایت دارند؛ الگویی که در آن، مقصد لزوماً خانه دائمی نیست و گاهی تنها جایی است که میتوان از آن به اینترنت با کیفیت جهانی دسترسی داشت.
اقتصادنیوز: حمیدرضا احمدی، عضو انجمن تجارت الکترونیک اتاق بازرگانی، با انتقاد از تداوم فیلترینگ هشدار داد سیاستی که با هدف تأمین امنیت اجرا شده، خود به منشأ تهدیدهای امنیتی و خسارتهای گسترده اقتصادی تبدیل شده است.
مهاجرت معمولاً با مجموعهای از آرزوها و انتظارات بلندمدت گره خورده است؛ دستیابی به فرصت شغلی بهتر، ادامه تحصیل، درآمد بالاتر یا امنیت و رفاه بیشتر. اما جنگ و محدودیت گسترده اینترنت، دستکم برای گروهی از ایرانیها، مسئله متفاوتی را پیش کشیده است.
«تبعیدیهای دیجیتال»؛ وقتی علت مهاجرت، اینترنت است
گزارش CivilNet ارمنستان در ۲۵ مارس ۲۰۲۶ از شکلگیری موجی از «تبعیدیهای دیجیتال» ایرانی در ارمنستان خبر میدهد؛ گروهی متشکل از کارکنان فناوری اطلاعات، فریلنسرها، دانشجویان و کسبوکارهای کوچک که نه لزوماً برای فرار از جنگ، بلکه برای بازگرداندن امکان کار، تحصیل و ارتباط با جهان از ایران خارج شدهاند.
این گزارش، داستان یک فارغالتحصیل ۲۲ ساله ایرانی را روایت میکند که به ارمنستان رفته است. او میگوید قطعی اینترنت نهتنها ارتباطش با همسرش در اتریش را مختل کرده، بلکه باعث شده مهلتهای مربوط به درخواست دانشگاه را نیز از دست بدهد. او پس از ورود به ایروان، برای گرفتن اقامت ارمنستان تلاش کرده تا بتواند روند درخواست ویزای اتریش را ادامه دهد.
در نمونهای دیگر، یک مدیر محصول ایرانی که برای یک شرکت فناوری آلمانی کار میکند، پس از اختلالهای ارتباطی، به ایروان منتقل شده است. طبق این گزارش، شرکت او در نهایت دفتر تهران را به ارمنستان منتقل کرد و ۱۰ کارمند به همراه خانوادههایشان در ایروان مستقر شدند. دلیل اصلی این تصمیم، به گفته این مدیر، ناتوانی شرکت در ادامه ارتباط پایدار با مشتریان و حامیان مالی خارجی بود.
CivilNet این گروه را با موج مهاجرت روسها به ارمنستان پس از جنگ اوکراین مقایسه میکند؛ با این تفاوت که موج ایرانیها کوچکتر و پراکندهتر است و بیشتر از متخصصان فناوری، فریلنسرها، دانشجویان و استارتاپهای کوچک تشکیل شده است.
آمار مرزها چه میگوید؟ صدها هزار عبور، اما نه لزوماً مهاجرت دائمی
دادههای کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان (UNHCR) تصویری از ابعاد رفتوآمد ایرانیها در دوره جنگ ارائه میدهد. بر اساس اطلاعات این نهاد، تا ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶، حدود ۶۳۳ هزار و ۵۰۰ مورد ورود ایرانیها به کشورهای همسایه از زمان آغاز درگیریها در ۲۸ فوریه ثبت یا برآورد شده است.
این عدد، شمار افرادی نیست که بهطور قطعی برای همیشه ایران را ترک کردهاند. دادههای مرزی، رفتوآمدهای دوطرفه را نیز در بر میگیرند و بخشی از سفرها با هدف دیدار خانواده، امور تجاری، عبور برای ادامه سفر یا اقامت موقت انجام شدهاند. بنابراین، نمیتوان از این آمار بهتنهایی نتیجه گرفت که بیش از ۶۰۰ هزار ایرانی در جریان جنگ مهاجرت دائمی کردهاند. با این حال، آمارها از ترکیه و ارمنستان نشان میدهند که این دو کشور چه جایگاهی در جابهجایی ایرانیها داشتهاند.
بر اساس دادههای UNHCR، از ۳ مارس تا ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶، بیش از ۴۶۲ هزار مورد ورود ایرانیها به ترکیه ثبت شده است. در همین بازه، نزدیک به ۴۰۰ هزار مورد بازگشت اتباع ایرانی از ترکیه به ایران نیز گزارش شده است. این رفتوآمد گسترده، از سیال بودن جابهجاییها حکایت دارد؛ وضعیتی که در آن، بخشی از افراد از ایران خارج میشوند، برخی بازمیگردند و عدهای نیز ممکن است برای مدتی در کشور همسایه بمانند.
دادههای مربوط به ارمنستان نیز از رفتوآمد قابلتوجه در مرز دو کشور حکایت دارد UNHCR برآورد کرده است که از ۲۸ فوریه تا ۲۸ سپتامبر، حدود ۱۴۳ هزار و ۶۰۰ مورد عبور ایرانیها به ارمنستان و ۱۳۴ هزار و ۸۰۰ مورد عبور از ارمنستان به ایران رخ داده است.

ترکیه؛ خروج موقت برای حفظ شغل و ارتباط با خانواده
ترکیه نیز در این دوره، علاوه بر نقش همیشگی خود در سفر و ترانزیت ایرانیها، به یکی از مسیرهای دسترسی موقت به اینترنت تبدیل شده است.
گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس که ۲۲ آوریل ۲۰۲۶ در شبکه عمومی KPBS بازنشر شد، از زنی تهرانی روایت میکند که برای برقراری تماس تصویری با پسرش، هر چند روز یکبار مسیری طولانی را تا مرز ترکیه طی میکرد. مقصد نخست او پس از عبور از مرز، جایی بود که بتواند به وایفای دسترسی داشته باشد.
این روایت، بُعد دیگری از مهاجرت یا جابهجایی در شرایط قطعی اینترنت را آشکار میکند. در اینجا، انگیزه خروج نه یافتن شغل جدید است و نه الزاماً استقرار دائمی در کشور دیگر؛ مسئله، حفظ ارتباطی است که در شرایط عادی بهسادگی از طریق تلفن همراه برقرار میشود.
این وضعیت نشان میدهد که در تحلیل مهاجرتهای دوره جنگ، باید میان خروج دائمی، اقامت موقت، رفتوآمد مرزی و عبور ترانزیتی تفاوت قائل شد. با این حال، حتی اگر سفرها موقت باشند، تکرار سفرهای طولانی و هزینهبر برای انجام یک تماس یا چند ساعت کار آنلاین، خود نشانهای از اختلال در دسترسی به زیرساختهای عادی زندگی است.
آیا این موج مهاجرت با موجهای قبلی متفاوت است؟
تفاوت مهم این جابهجاییها در این است که انگیزه مهاجرت میتواند از یک هدف بلندمدت به ضرورتی فوری و عملیاتی تغییر کند. در مهاجرت تحصیلی، فرد معمولاً برای پذیرش دانشگاه، دریافت مدرک و ساختن مسیر شغلی آینده از کشور خارج میشود. در مهاجرت شغلی نیز دستیابی به درآمد بالاتر، فرصت حرفهای یا امنیت اقتصادی نقش محوری دارد.
اما در مهاجرت مبتنی بر دسترسی به اینترنت، ممکن است فرد نه قصد تغییر شغل داشته باشد و نه حتی بخواهد محل زندگیاش را برای مدت طولانی تغییر دهد. او صرفاً به محیطی نیاز دارد که بتواند قرارداد کاریاش را تحویل دهد، در کلاس آنلاین شرکت کند، به منابع علمی دسترسی داشته باشد یا با مشتریانش ارتباط برقرار کند.
این تفاوت، به معنای آن نیست که چنین جابهجاییهایی الزاماً به مهاجرت دائمی تبدیل میشوند. در واقع، یکی از ویژگیهای این الگو، موقت و نامطمئن بودن آن است. فرد ممکن است پس از وصل شدن اینترنت به ایران بازگردد، یا بهدلیل طولانی شدن اختلالها، از دست رفتن شغل و تحصیل یا دشواری ادامه زندگی در ایران، تصمیم بگیرد اقامت خود را در کشور مقصد تمدید کند.
از همین رو، بهتر است این پدیده را در کنار مهاجرت سنتی، بهعنوان نوعی «جابهجایی اضطراری با انگیزه دیجیتال» بررسی کرد؛ مفهومی توصیفی برای وضعیتی که در آن دسترسی به اینترنت به یکی از عوامل تعیینکننده محل کار و زندگی تبدیل میشود.

قطعی اینترنت چگونه به مسئلهای اقتصادی تبدیل میشود؟
وابستگی مشاغل به اینترنت بینالمللی، بهویژه در حوزه فناوری اطلاعات، بازاریابی دیجیتال، تولید محتوا، تجارت الکترونیک و خدمات برونسپاری، باعث شده است اختلال ارتباطی پیامدهایی فراتر از محدود شدن شبکههای اجتماعی داشته باشد.
برای یک برنامهنویس که با کارفرمای خارجی قرارداد دارد، قطع ارتباط ممکن است به تأخیر در تحویل پروژه، از دست رفتن قرارداد یا توقف پرداخت منجر شود. برای یک فروشگاه آنلاین، اختلال در ارتباط با مشتری و تأمینکننده میتواند به کاهش فروش و تعطیلی فعالیت بینجامد. برای دانشجو نیز از دست رفتن دسترسی به منابع علمی یا مهلت ثبتنام، ممکن است پیامدهایی داشته باشد که بهسادگی قابل جبران نباشند.
گزارش ۱۴ آوریل ۲۰۲۶ فایننشال تایمز درباره زندگی در ایران در دوره خاموشی اینترنت، از آسیب واردشده به کسبوکارهای آنلاین، کاهش فروش و تعدیل نیرو روایت میکند. در یکی از نمونههای این گزارش، صاحب یک کتابفروشی آنلاین در تهران گفته است که فروش روزانه فروشگاهش از حدود ده کتاب به چند کتاب در هفته کاهش یافته بود و ناچار شده بود سه نفر از کارکنان بخش اداری و بستهبندی را اخراج کند.
این مثال نشان میدهد که قطعی اینترنت فقط هزینه اتصال را افزایش نمیدهد؛ بلکه میتواند درآمد را کاهش دهد، مشاغل را از بین ببرد و در نهایت، خروج از کشور را برای کسانی که توانایی مالی آن را دارند به گزینهای برای حفظ شغل تبدیل کند.
در چنین شرایطی، مسئله مهاجرت را نمیتوان جدا از مسئله اشتغال و زیرساخت ارتباطی تحلیل کرد. وقتی امکان انجام کار در داخل کشور محدود میشود، بخشی از نیروی کار ممکن است بهجای تغییر شغل، محل انجام آن را تغییر دهد.
آمار اقامت در ارمنستان چه سرنخی میدهد؟
آمارهای اقامتی ارمنستان میتواند برای بررسی ماندگار شدن بخشی از این جابهجاییها مفید باشد، هرچند بهتنهایی علت مهاجرت افراد را مشخص نمیکند.
خبرگزاری آرمنپرس در ۲۵ اوت ۲۰۲۶، به نقل از وزارت کشور ارمنستان گزارش داد که این کشور در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، در مجموع ۱۰ هزار و ۵۶۱ وضعیت اقامتی برای اتباع خارجی صادر کرده است؛ درحالیکه این رقم در دوره مشابه سال قبل ۶ هزار و ۶۵۶ مورد بود. به این ترتیب، شمار وضعیتهای اقامتی صادرشده ۵۹ درصد افزایش یافته است.
در همین دوره، ۸ هزار و ۱۸۱ نفر وضعیت اقامت موقت دریافت کردند. شهروندان روسیه، هند و ایران از گروههایی بودند که بیشترین سهم را در این دسته داشتند. همچنین، شهروندان ایران، ویتنام، چین و هند در میان گروههای اصلی دریافتکننده اقامت با مبنای اشتغال قرار داشتند.
این دادهها نشان میدهند که ارمنستان همچنان یکی از مقاصد اقامت و اشتغال اتباع ایرانی است؛ اما نمیتوان افزایش ۵۹درصدی کل وضعیتهای اقامتی اتباع خارجی را به مهاجرت ایرانیها در دوره جنگ یا قطعی اینترنت نسبت داد. برای چنین نتیجهای، به آمار تفکیکشده ایرانیها، مقایسه با دورههای پیشین و اطلاعات مربوط به علت درخواست اقامت نیاز است.
چرا هنوز نمیتوان از مهاجرت گسترده و دائمی سخن گفت؟
با وجود گزارشهای میدانی درباره خروج برای دسترسی به اینترنت، شواهد آماری موجود برای اثبات شکلگیری یک موج گسترده مهاجرت دائمی کافی نیستند.
گزارشهای پایش جابهجایی سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM) نیز بر ضرورت تفکیک میان جابهجاییهای ناشی از بحران و رفتوآمدهای معمول تأکید دارند. در گزارش آوریل ۲۰۲۶ این سازمان درباره تحولات منطقه آمده است که در کشورهای همسایه ایران، بخش قابلتوجهی از جابهجاییهای مشاهدهشده با سفرهای معمول، فصلی یا احتیاطی مرتبط بودهاند و جابهجایی گسترده فرامرزی ناشی از بحران در آن مقطع مشاهده نشده است.
این ارزیابی به معنای بیاهمیت بودن مهاجرتهای مرتبط با اینترنت نیست؛ بلکه نشان میدهد برای سنجش ابعاد واقعی آن باید دادههای دیگری نیز در دسترس باشد: شمار افرادی که پس از خروج در کشور مقصد ماندهاند، تعداد درخواستهای اقامت و اشتغال ایرانیها، میزان تمدید اقامتهای کوتاهمدت و تعداد کسانی که بهدلیل اختلال اینترنت، محل کار یا تحصیل خود را به کشور دیگری منتقل کردهاند.
مهاجرت برای اینترنت؛ مسئلهای فراتر از انتخاب مقصد
مهاجرت معمولاً بهعنوان تصمیمی فردی برای دستیابی به فرصتهای بهتر در کشور دیگر بررسی میشود؛ اما در شرایط جنگ و قطع دسترسی به اینترنت، بخشی از این تصمیمها ممکن است از محدود شدن امکان زندگی و کار در داخل کشور ناشی شوند.
وقتی فرد برای تحویل یک پروژه، شرکت در یک کلاس یا تماس با خانواده ناچار به عبور از مرز میشود، مسئله دیگر صرفاً انتخاب میان ایران و یک کشور مقصد نیست. در این وضعیت، امکان دسترسی به زیرساختهای ارتباطی به عاملی برای تعیین محل کار، تحصیل و حتی زندگی تبدیل شده است.
با این حال، هنوز نمیتوان گفت چه تعداد از ایرانیهایی که در دوره جنگ از مرز عبور کردهاند، بهدلیل اینترنت از کشور خارج شدهاند یا چه سهمی از آنها در آینده اقامت خود را در کشور مقصد تمدید خواهند کرد. آنچه گزارشهای میدانی و دادههای موجود نشان میدهند، ظهور الگویی از جابهجایی است که در آن، حتی دسترسی به یک اتصال پایدار اینترنت میتواند به انگیزهای برای خروج موقت از کشور تبدیل شود.
از این منظر، پرسش اصلی فقط این نیست که چند ایرانی در دوره جنگ مهاجرت کردهاند؛ بلکه این است که چه شرایطی باعث میشود فرد برای حفظ شغل، تحصیل و ارتباطات عادی خود، ناچار شود زندگیاش را در سوی دیگر مرز ادامه دهد؟
