نشست تخصصی بررسی این اثر سینمایی با حضور استادان حقوق، مقام قضایی دادسرای جنایی و عوامل فیلم، به واکاوی تلاقی درام، تشریفات دادرسی و چالشهای صلح و سازش پرداخت.
- پذیرش آگاهانه ایرادهای حقوقی برای شکلگیری درام
- اولویت اثرگذاری بر جامعه در برابر رعایت صددرصدی نکات آکادمیک
- نزدیکی چشمگیر به واقعیت ملموس محاکم و صحنههای اجرای احکام
- مواجهه با پدیده انتخاب میان قصاص و بخشش
- القای حس همدردی با مجرم و زیر سوال رفتن غیرحقوقی فرآیند دادرسی
- قاضی میان اجرای قانون و تأثیرپذیری از فضای عاطفی پرونده
- ضرورت توجه به تفاوت نظامهای کیفری
- بازنمایی رنج خانواده بزهدیده در سینما
- روایت تجربهای از تفاوت نگاه به مجازات و زندان
- پرسش درباره کارکرد مجازات در نظام کیفری
- غفلت سینما از رنج بزه دیده و تمرکز بر سرنوشت مجرم
- توبه محکومان و تبیین روانشناختی شیوه اجرای احکام در زندان
- قدردانی از اقدامات سرپرست دادسرای جنایی در نجات محکومان از قصاص
- ظهور نسل نو سینمای اجتماعی در قامت بزرگان فیلمسازی
- تبیین مفهوم عدالت معرفتی در جرمشناسی معاصر و پیوند آن با سینما
- روایت صلح، همبستگی اجتماعی و نفی چرخه خشونت در سینما
- تصویرگری چهره مهربان جامعه و فرهنگ همنوعدوستی در پرداخت هزینههای دیه
- بازنگری در انحصار تولید دانش و ظهور مفهوم عدالت معرفتی
- تأثیرپذیری متون آکادمیک از روایتهای هنری و تجارب زیسته
- همذاتپنداری در فیلمنامهنویسی و درک خاستگاه رفتاری شخصیتها
- نقد نگاه دوگانه و برچسبزنی در مناسبات اجتماعی
نشست تخصصی نقد و بررسی حقوقی و جرمشناختی اثر سینمایی با حضور استادان برجسته حقوق جزا، مسئولان قضایی دادسرای امور جنایی تهران و عوامل تولید فیلم در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد؛ رویدادی تحلیلی که در آن موضوعاتی بنیادین همچون نظریه عدالت معرفتی، اعتباربخشی به تجربه زیسته در نگارش درام، الزامات حفظ توازن میان حقوق اولیای دم و خانواده متهم، واقعیتهای پشتپرده جلسات صلح و سازش و نسبت سینمای اجتماعی با کاهش خشونت و پیشگیری از جرم به بحث گذاشته شد.
پذیرش آگاهانه ایرادهای حقوقی برای شکلگیری درام
در ابتدای این نشست کاظم دانشی، کارگردان و تهیهکننده فیلم سینمایی «زندهشور» با اشاره به چالشهای تطبیق واقعیتهای حقوقی با اقتضائات سینما در توضیح فیلم گفت: واقعیت این است که فیلم را ساختم تا درباره آن توضیح دهم و قضاوت درباره خوب یا بد بودن اثر بر عهده مخاطبان و کارشناسان است.
وی گفت: قطعا این اثر نکات حقوقی خاص خود را دارد که بخشی از آن را مطلع بودیم، اما در بخشهایی که اشراف هم داشتیم، کاری از دستمان برنمیآمد.
دانشی افزود: به عنوان نمونه حضور خانواده در حیاط و استقرار در مکانی مشخص از جمله ایرادهای عمومی موجود در فیلم است که از نظر دراماتیک نمیشد کار دیگری با آن انجام داد و برای شکلگیری درام لازم بود و برخی ایرادهای حقوقی فیلم را میپذیرم.
اولویت اثرگذاری بر جامعه در برابر رعایت صددرصدی نکات آکادمیک
کارگردان فیلم سینمایی «زندهشور» با تأکید بر تفاوت جایگاه فیلمساز با کارشناسان حقوقی تصریح کرد: این قبیل مسائل و مباحث را همواره با دوستان و اساتید محترم حقوق مطرح میکنیم، اما اگر شما نیز جای من در جایگاه فیلمساز باشید و مخاطب هفتاد تا هشتاد میلیونی را مد نظر قرار دهید، اولویت اصلی شما اثرگذاری بر جامعه خواهد بود و در مواجهه با چنین گسترهای از مخاطب، اولویت اثرگذاری بر جامعه بر آموزش صرف یا رعایت صددرصدی و دقیق موازین آکادمیک ارجحیت پیدا میکند.
نزدیکی چشمگیر به واقعیت ملموس محاکم و صحنههای اجرای احکام
علیرضا مشهدیزاده، عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز در نشست نقد و بررسی حقوقی فیلم سینمایی «زندهشور» با اشاره به تسلط سازنده اثر بر فضای دادگستری اظهار کرد: به عنوان مقدمه باید بگویم که کاظم دانشی با توجه به تجاربی که در دادگستری داشته، در چندمین اثر سینمایی خود توانسته است بسیار به واقعیتهای ملموس محاکم قضایی نزدیک شود.
وی گفت: در فیلم شخصیتی جوان در حال فیلمبرداری دیده میشود که در واقع بازتاب حضور شخص آقای دانشی در صحنههای مختلف اجرای احکام است؛ از همین رو فیلمی که او ساخته است شباهت و نزدیکی فراوانی به واقعیتهای عینی دارد.
مواجهه با پدیده انتخاب میان قصاص و بخشش
عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی با تحلیل بعد دراماتیک و روانشناختی اثر تصریح کرد: در زندگی با یک پدیده انسانی با عنوان انتخاب روبهرو هستیم؛ انتخابی آنی و سرنوشتساز در لحظهای که فرد باید تصمیم بگیرد آیا ببخشد یا قصاص کند. بحث اصلی فیلم معنای انتخاب است که برای بیننده و مخاطب مطرح میشود.
وی افزود: «زندهشور» دقیقاً مخاطب را در جایگاه یکی از اولیای دم قرار میدهد تا از خود بپرسد اگر جای او بود چه تصمیمی میگرفت؛ روایتی که به شدت ایجاد همدلی میکند، هرچند ماهیت اصلی آن یک پرونده حقوقی است.
القای حس همدردی با مجرم و زیر سوال رفتن غیرحقوقی فرآیند دادرسی
دانشیار دانشگاه تهران با نقد پیامدهای احساسی اثر بر مخاطب عام خاطرنشان کرد: اگر از زاویه جرمشناختی به اثر نگاه کنیم متوجه نکاتی فراتر از نگاه توده مردم میشویم؛ وقتی مخاطب عام که با جزئیات و تشریفات آیین دادرسی آشنایی ندارد فیلم را میبیند، ناخودآگاه مانند بسیاری از فیلمهای دیگر عرصه سینما حسی از همدردی با فرد مجرم در او شکل میگیرد.
وی گفت: اثر بر این نکته تأکید میورزد که این تصمیم ممکن است درست یا اشتباه باشد و فارغ از بررسی دقیق خوب یا بد بودن موضوع، بیشتر بازگوکننده یک فرآیند احساسی است.
وی در ادامه با اشاره به آسیب برخی دیالوگها در ذهن تماشاگر اظهار کرد: در بخشهایی از دیالوگها با زیر سوال رفتن غیرحقوقی فرآیند دادرسی مواجه میشویم؛ به عنوان نمونه در صحنه مربوط به اولین فردی که قصاص میشود، قاضی اجرای احکام بیان میکند رأی بدوی، تجدیدنظر و فرجامخواهی صادر شده و اعاده دادرسی نیز صورت گرفته و نهایتاً حکم اجرا شده است، اما فیلم دوباره به نقطهای بازمیگردد که به مخاطب القا میکند شاید فرآیند دادرسی در تمام پروندهها نیز با چنین خدشهای همراه باشد.
قاضی میان اجرای قانون و تأثیرپذیری از فضای عاطفی پرونده
علیرضا مشهدیزاده، عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، در ادامه نقد خود از فیلم «زندهشور» گفت: در این اثر با قاضیای روبهرو هستیم که با خود درگیر است و نمیداند باید قانون را اجرا کند یا از فرایند احساسیای تأثیر بگیرد که در جریان پرونده و از اطراف آن دریافت میکند.
وی افزود: اگر کاظم دانشی وارد این موقعیت دراماتیک نمیشد، نمیتوانست تا این اندازه مخاطب را جذب کند؛ هرچند از نظر او، نوع نگاه فیلم به قصاص محل نقد است.
ضرورت توجه به تفاوت نظامهای کیفری
این عضو هیأت علمی با اشاره به تفاوت رویکرد نظامهای کیفری اظهار کرد: در مواجهه با جرایم، بهطور کلی میتوان از نظامهای کیفری سختگیرانه و نرم سخن گفت و برای توضیح این تفاوت، از چین و آمریکا بهعنوان نمونههایی از رویکرد سختگیرانه و از کشورهای اروپایی بهعنوان نمونههایی از رویکرد نرمتر یاد کرد.
وی گفت: باید دید قانونگذار یا جامعه بر اساس چه زمینهای به انتخاب یک نوع مجازات رسیده است و آیا صرفاً زیر سؤال بردن مجازات، بدون توجه به زمینه و اقتضائات کشور، میتواند نتیجه درستی داشته باشد. همچنین باید بررسی کرد پاسخهایی که در نظام حقوقی کشور بر اساس فرایندهای برگرفته یا ترجمهشده از کشورهای دیگر شکل گرفتهاند، تا چه اندازه با شرایط جامعه سازگارند.
بازنمایی رنج خانواده بزهدیده در سینما
مشهدیزاده با انتقاد از کمتوجهی برخی آثار نمایشی به خانواده بزهدیده تصریح کرد: در بسیاری از فیلمها و سریالها، خانواده مجنیعلیه حضور ندارد و این پرسش مطرح است که جایگاه افرادی که مورد ظلم قرار گرفتهاند در فرایند دادرسی به تصویر کشیده شده کجاست.
وی افزود: در روایتهای سینمایی معمولاً وضعیت مجرم نمایش داده میشود، اما کمتر به ظلمی که به خانواده مقتول وارد شده، عمق جنایت و آثار آن بر این خانواده پرداخته میشود. به گفته وی، زندهشور نیز در بخشهایی از روایت خود به خانواده قاتل توجه دارد؛ رویکردی که به باور او در آثار دیگر نیز دیده میشود.
روایت تجربهای از تفاوت نگاه به مجازات و زندان
این استاد دانشگاه در ادامه، با اشاره به تجربه حضور خود در معاونت حقوقی قوه قضاییه گفت: در دوره فعالیتش، هیأتی ژاپنی برای تبادل زندانیان به ایران آمده بود. به گفته وی، هیئت ایرانی آنان را به زندان اوین برد و امکانات زندان و وضعیت زندانیان را نشان داد.
وی افزود: اعضای هیأت ژاپنی از امکاناتی مانند وجود تلویزیون، غذای مناسب و سه وعده غذا برای زندانیان تعجب کرده بودند و از مترجم پرسیده بودند که آیا چنین مکانی زندان است.
مشهدیزاده ادامه داد: به گفته مترجم، اعضای هیأت همچنین درباره مجازات زندانیان ایرانی در ژاپن پرسیده بودند و در نهایت حاضر به تبادل زندانیان نشدند.
وی با اشاره به گزارشی درباره مرگ یک زندانی در ژاپن اظهار کرد: آن زندانی که بهدلیل جرایم مرتبط با مواد مخدر بازداشت شده بود، بهدلیل گرسنگی غذای همبندی خود را با سرعت خورده و خفه شده بود.
پرسش درباره کارکرد مجازات در نظام کیفری
مشهدیزاده در جمعبندی این بخش از سخنانش گفت: در فرایند کیفری ممکن است مفهوم مجازات دستخوش تغییر شود، در حالی که کار حقوق کیفری، مجازاتکردن فرد مجرم است و این مجازات باید بهنحو صحیح اجرا شود.
غفلت سینما از رنج بزه دیده و تمرکز بر سرنوشت مجرم
علیرضا مشهدیزاده با تمجید از ساختار اثرگذار، جذاب و مخاطبپسند این اثر سینمایی و پیشبینی توفیق آن در گیشه تصریح کرد: با وجود تمام ویژگیهای مثبت و زیبایی بصری و روایی، این اثر نیز مانند بسیاری از فیلمهای مشابه دچار یک غفلت اساسی شده است.
وی گفت: در این قبیل آثار، مسئله مجازات مجرم در کانون توجه قرار میگیرد، اما جایگاه مجنیعلیه، رنج، ستم و سختیهای جبران ناپذیری که به خانواده قربانی و آسیبدیده وارد شده است، مغفول باقی میماند.
توبه محکومان و تبیین روانشناختی شیوه اجرای احکام در زندان
سپس محمد شهریاری معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای امور جنایی با اشاره به تصویر کشیده شدن مناجات و توبه در ابتدای اثر گفت: در آییننامه اجرای احکام و مبانی فقهی و روایی، توجه به توبه و وضعیت روحی محکوم جایگاه مشخصی دارد و تکرار ادعیه و احادیث بر همین مبنا است.
محمد شهریاری درباره نحوه اجرای حکم نخستین محکوم در فیلم با بازی امیر جعفری تصریح کرد: اجرای حکم این فرد با سرعت بالایی صورت گرفت؛ هرچند در عالم واقع نیز برای اخذ رضایت تلاش میشود، اما زمانی که مشخص شود اولیای دم صددرصد مصمم به اجرای قصاص هستند و هیچ امیدی به گذشت وجود ندارد، پرونده وارد مرحله اجرا میشود.
وی با اشاره به جنبههای روانشناختی فضای اجرای احکام گفت: در واقعیت، اجرای نخستین حکم در مواردی میتواند برای سایر اولیای دم که دچار تردید هستند به عنوان یک موقعیت عینی و ملموس از لحظه مواجهه با مرگ تلقی شود؛ چرا که خانوادهها معمولاً با عکس عزیز از دست رفته خود در محل حاضر میشوند و رویارویی با صحنه اجرای حکم ممکن است فضای روانی تصمیمگیری آنان را برای بخشش یا اصرار بر قصاص دستخوش تغییر کند.
سرپرست دادسرای امور جنایی تهران خاطرنشان کرد: نحوه چینش این رخدادها در فیلم تابع تصمیم و سیاست کارگردان در درامپردازی است و پس از آن نوبت به بررسی اثر توسط استادان حاضر در نشست خواهد رسید.
قدردانی از اقدامات سرپرست دادسرای جنایی در نجات محکومان از قصاص
سپس عباس شیری دانشیار حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه تهران با قدردانی از حضور مستمر محمد شهریاری در محافل دانشگاهی و همراهی ایشان با دانشجویان، از تلاشهای ویژه سرپرست دادسرای امور جنایی تهران در نجات محکومان به قصاص تجلیل کرد.
عباس شیری با اشاره به نمونهای از پیگیریهای شبانه برای توقف اجرای حکم شهریاری بیان کرد: خود شاهد تلاشهای صدها باره شهریاری برای صلح و سازش بودهام؛ از جمله در پروندهای که حکم قصاص در آستانه اجرا قرار داشت و با پیگیریهای ساعتهای پایانی شب و همراهی سرپرست دادسرای جنایی، محکومی که در زمان وقوع جرم کمتر از ۱۸ سال سن داشت از چوبه دار نجات یافت.
وی با پیشنهاد به کاظم دانشی برای ساخت اثری مستند پیرامون تلاشهای واقعی دستگاه قضا برای صلح و سازش تصریح کرد: اقداماتی که در صحنههای مختلف این اثر سینمایی مشاهده شد، بارها و بارها توسط شخص سرپرست دادسرای جنایی تهران تجربه شده است و ارائه آمار اخذ رضایت و جلوگیری از قصاص میتواند ابعاد این تلاشها را برای افکار عمومی آشکار کند.
ظهور نسل نو سینمای اجتماعی در قامت بزرگان فیلمسازی
استاد دانشگاه تهران با تمجید از جایگاه هنری کاظم دانشی، وی را یکی از چهرههای آیندهدار سینمای ایران دانست و افزود: تردیدی وجود ندارد که دانشی میتواند به جایگاهی نظیر مسعود کیمیایی در سینمای ایران دست یابد، با این تفاوت بنیادین که نگاه کیمیایی به انسان پیوند خورده با ترویج نوعی خشونت در آثار بود، اما دانشی در فیلمهای خود به چالش کشیدن خشونت و واکاوی ریشههای آن را دنبال میکند.
تبیین مفهوم عدالت معرفتی در جرمشناسی معاصر و پیوند آن با سینما
شیری در ادامه به طرح یک بحث نوین علمی در محافل دانشگاهی کشور اشاره کرد و گفت: موضوعی که برای نخستین بار در یک محفل عمومی مطرح میشود، محور مقالهای جدید با عنوان عدالت معرفتی در جرمشناسی معاصر است که ارتباط مستقیمی با اثر سینمایی کاظم دانشی دارد.
وی توضیح داد: این تصور سنتی که دانش مرتبط با بزهکاری، کیفر و نظام عدالت کیفری صرفاً در دانشگاه و توسط استادان حقوق یا قضات دارای سابقه عملی تولید میشود، نیازمند بازنگری است.
دانشیار حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه تهران تصریح کرد: بر اساس این رویکرد، تولید دانش جرمشناسی تنها در انحصار دارندگان مدارک دانشگاهی نیست، بلکه افرادی با تجربه زیسته مستقیم در پدیده بزهکاری و کیفر، نظیر زندانیانی که حتی از سواد خواندن و نوشتن محروم بودهاند نیز محتوای معرفتی این دانش را با زیست خود شکل میدهند و سینماگر نیز با ورود میدانی به این فضا میتواند بخشی از این معرفت زیسته را پیش چشم مخاطب و دانشگاهیان قرار دهد.
روایت صلح، همبستگی اجتماعی و نفی چرخه خشونت در سینما
عباس شیری با تأکید بر اینکه هیچکس ذاتاً شرور زاده نمیشود اظهار کرد: آموزههای دینی و رهیافتهای علمی نشان میدهد که ذات انسانها بر اساس فطرت پاک شکل گرفته و این ساختار جامعه و شرایط پیرامونی است که زمینه لغزش فرد را فراهم میکند؛ بنابراین نباید افراد را به دو دسته مطلق خوب و بد تقسیم کرد، بلکه تمامی انسانها با هر درجهای از خطای ارتکابی، نیازمند درک ریشهای و مستحق گذشت و بخشش در بستر اجتماعی هستند.
وی با اشاره به جایگاه مجازات در نظام حقوقی و نگاه اثرگذار فیلم افزود: هرچند اعمال مجازات و قصاص برای حفظ نظم و امنیت ضرورت دارد و قرآن کریم نیز به اجرای قانون تصریح کرده است، اما اثر سینمایی کاظم دانشی با هوشمندی نشان میدهد که اصرار بر چرخه خشونت و کشتن، زنجیره انتقام را استمرار میبخشد و جامعه را به سوی التیام هدایت نمیکند.
تصویرگری چهره مهربان جامعه و فرهنگ همنوعدوستی در پرداخت هزینههای دیه
استاد دانشگاه تهران با تمجید از بازنمایی کنشهای جمعی در فیلم تصریح کرد: حضور صدها شهروند که با مراجعه به عابربانکها و اهدا مبالغ خرد، حتی با در آوردن انگشتر خود برای نجات محکومان به قصاص پول جمع میکنند، جلوهای درخشان از چهره مهربان جامعه ایرانی را به نمایش میگذارد؛ جامعهای که حامی مرگ و اعدام نیست، بلکه با همبستگی اجتماعی و ترجیح صلح و آشتی بر انتقام، به دنبال ساختن جهانی بهتر است.
شیری با اشاره به تناقضهای رفتاری کاراکترهای مجرم در اثر خاطرنشان کرد: فردی که مرتکب قتل شده است، در مواجهه با همسر و فرزندانش ابعادی بی نهایت عاطفی بروز میدهد و در بحرانها همانند یک انسان معمولی دچار ترس و ضعف میشود؛ چرا که جرم محصول شرایط خاص است و جامعه امروز ایران بیش از تماشای صحنههای اجرای حکم در میادین شهر و ترویج خشونت، به التیام روانی، گذشت و تقویت فرهنگ انسانیت نیاز دارد.
وی خاطرنشان کرد: سطح معرفتشناختی این اثر سینمایی فراتر از هنجارهای رایج حرکت میکند و نشان میدهد چگونه فردی بدون تحصیلات آکادمیک تخصصی، میتواند با خلق اثری هنری، اندیشههای نوین جرمشناسی مدرن و نگاه دانشجویان حقوق به مق مقهوم قانون و بزهکاری را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهد.
بازنگری در انحصار تولید دانش و ظهور مفهوم عدالت معرفتی
دانشیار حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه تهران با استناد به مبانی مقاله علمی خود درباره جرمشناسی معاصر بیان کرد: این حوزه علمی همواره با مسئله اعتباربخشی و توضیح دانش پیرامون مجازات و کنترل اجتماعی مواجه بوده است؛ بهگونهای که در رویکردهای سنتی، تولید دانش جرمشناسی منحصراً در انحصار نهادهای دانشگاهی و متخصصان حرفهای قرار داشت و افرادی که موضوع مطالعه واقع میشدند، غالباً تنها در جایگاه دریافتکننده دانش تعریف میشدند و نقشی در تولید آن نداشتند.
عباس شیری افزود: از آغاز قرن بیستویکم این ساختار سنتی در حال دگرگونی است و مفهوم عدالت معرفتی با طرح این پرسش بنیادین که چه کسانی و بر اساس چه معیارهایی صاحب دانش معتبر شناخته میشوند، امکان بازاندیشی در مبانی معرفتشناختی جرمشناسی معاصر را فراهم ساخته است.
تأثیرپذیری متون آکادمیک از روایتهای هنری و تجارب زیسته
استاد دانشگاه تهران با تأکید بر تغییر مسیر اثرگذاری در پژوهشهای نوین تصریح کرد: برخلاف گذشته که استادان دانشگاه یا مقامات قضایی تولیدکننده محتوا و دیگران استفادهکننده آن بودند، امروزه این روند دگرگون شده است و آثار هنرمندانی، چون کاظم دانشی به منبعی الهامبخش تبدیل میشود که در اندیشهها، نگارشها و سخنرانیهای علمی حوزه کیفرشناسی و جرمشناسی بازتاب مییابد و پژوهشگران از این دستاوردهای معرفتی بهره میگیرند.
شیری در پایان با اشاره به پیشینه این رویکرد در نظامهای علمی پیشرفته جهانی خاطرنشان کرد: به کاظم دانشی پیشنهاد میشود اثر خود را برای اکران و نمایش در کشورهایی نظیر استرالیا و نیوزیلند آماده کند؛ چرا که این رویکرد نوین و مباحث مرتبط با جرمشناسی محکومان از دههها پیش در آن جوامع مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و چنین اثری میتواند فراتر از مرزهای ایران با استقبال و بازتاب بسیار گستردهای در محافل آکادمیک بینالمللی روبهرو شود.
همذاتپنداری در فیلمنامهنویسی و درک خاستگاه رفتاری شخصیتها
کاظم دانشی کارگردان و تهیه کننده سینما با تشریح فرآیند نگارش و هدایت بازیگران بیان کرد: قاعده بنیادین در درام این است که هر شخصیتی را میتوان به نگارش درآورد یا بازی کرد، مشروط بر آنکه از زاویه دید همان فرد به جهان نگریسته شود؛ همانگونه که در نگارش سریالی درباره صدام، تلاش شد ریشههای تصمیمات و زاویه نگاه آن شخصیت به رخدادها واکاوی شود تا مخاطب درک کند حتی شخصیتی که از بیرون نماد ظلم و ویرانی جنگ برای یک ملت است، از دریچه ذهن خود برای اقداماتش توجیهاتی قائل بوده است.
کاظم دانشی با تأکید بر لزوم پرهیز از قضاوت زودهنگام در مناسبات انسانی و اجتماعی افزود: نگاه عمیق به جهان پیرامون سبب میشود در داوری رفتارهای دیگران شتابزده عمل نکنیم؛ چرا که هر فرد با وجود خطاهای فاحش بیرونی، زیست، خانواده، علایق و عواطف خاص خود را دارد و برخوردهای صفر و صدی، مانع از شناخت حقیقت انسانها میشود.
نقد نگاه دوگانه و برچسبزنی در مناسبات اجتماعی
وی با پاسخ به نکات مطرحشده درباره نحوه روایتگری در آثارش گفت: برخلاف برخی تولیدات که خانواده مقتول را افرادی انعطافناپذیر و بیرحم نشان میدهند، برای رنج این خانوادهها احترام کامل قائل است؛ چرا که داغدار عزیزی هستند و آسیبهای سنگینی را متحمل شدهاند.
دانشی یادآور شد: اگرچه در اثری دیگر دوربین در جایگاه خانواده مقتول قرار گرفته بود، اما در این اثر تلاش شد توازن روایی میان دو سوی ماجرا برقرار شود تا هم رنج خانواده مقتول و هم سرگردانی و گرفتاری خانواده قاتل پیش چشم تماشاگر قراربازخوانی پروندههای تاریخ معاصر در قاب درام
کارگردان سینما در پایان با اشاره به کارنامه کاری و تولیدات پیش رو خاطرنشان کرد که توجه به پروندههای واقعی و حساس جامعه همواره اولویت اصلی او بوده است.
وی تأکید کرد: قضاوت تاریخ درباره شخصیتها و پروندهها در بستر زمان تغییر میکند و وظیفه سینما، پرهیز از هیجانزدگی، ثبت بیطرفانه واقعیتها و فراهم آوردن فرصتی برای اندیشیدن جامعه است.
