مککنا هریس، کارگردان Toy Story 5، فاش کرد به دلیل ضعف داستان اولیه و انگیزه نه چندان قانع کننده جسی، تولید فیلم برای دو هفته متوقف شد تا داستان بازنویسی شود. در میانه مراحل ساخت Toy Story 5، اندرو استنتون و مککنا هریس، کارگردانان فیلم، تصمیم گرفتند تولیدش را به مدت دو هفته متوقف کنند.
مککنا هریس، کارگردان Toy Story 5، فاش کرد به دلیل ضعف داستان اولیه و انگیزه نه چندان قانع کننده جسی، تولید فیلم برای دو هفته متوقف شد تا داستان بازنویسی شود.
در میانه مراحل ساخت Toy Story 5، اندرو استنتون و مککنا هریس، کارگردانان فیلم، تصمیم گرفتند تولیدش را به مدت دو هفته متوقف کنند. آنها از شخصیتهایی دوستداشتنیای استفاده کرده بودند، ایده تقابل فناوری با اسباببازیها برایشان جذابیت داشت و حتی مسیر احساسی داستان جسی را نیز طراحی نمودند؛ مسیری که به نظرشان میتوانست تأثیرگذار باشد. با این حال، طبق گفته هریس در کنفرانس View ایتالیا، آنها هنوز نتوانسته بودند دلیل قانعکنندهای برای مخاطبان بیاورند تا واقعاً طرفدار دختر گاوچران آوازخوان، یعنی جسی، باشند. هریس با لحنی که نارضایتیاش را به خوبی نشان میداد، توضیح گفت:
ما روی ساخت این فیلم کار میکردیم و با یک مشکل مواجه بودیم. فیلم خوب نبود. خودم هم دوستش نداشتم. البته فیلم واقعاً بد نبود، اما صرفاً بد نبودن برای پیکسار کافی نیست. نسخههایی که تا آن زمان آماده کرده بودیم، برای پنجمین قسمت از مجموعه Toy Story بهاندازه کافی خوب نبودند و فشار زیادی وجود داشت تا این فیلم بتواند انتظارات را برآورده کند.
راهحلی برای این مشکل وجود داشت، اما پیدا کردن آن به توقف دو هفتهای تولید و تغییر اساسی در هدفی نیاز داشت که جسی برای رسیدن به آن مبارزه میکرد؛ تغییری که میتوانست باعث شود مخاطبان ارتباط عاطفی بیشتری با شخصیت او برقرار کنند. در نسخه اولیه فیلم، جسی و سایر اسباببازیها با یکدیگر متحد میشدند تا توجه بانی را جلب کنند؛ زیرا لیلیپد تمام زمان که این دختر قبلاً با اسباببازیهایش میگذراند را به خود اختصاص داده بود. با این حال، این کشمکش دلیلی کافی برای اهمیت دادن به داستان در اختیار مخاطبان قرار نمیداد. از طرفی، نخستین قسمت مجموعه Toy Story که اثری پیشگامانه محسوب میشد، تقریباً همین موضوع را به تصویر کشیده بود. هریس در این رابطه گفت:
اینکه اسباببازیها برای به دست آوردن فرصت بازی با کودک رقابت کنند، کمی شبیه Toy Story 1 بود؛ قبلاً این مسیر را رفتیم و چنین چیزی را دیدیم. خطر از دست دادن فرصت بازی کردن هم به اندازه کافی جدی به نظر نمیرسید.
هریس و استنتون بهجای آنکه امیدوار باشند در مراحل بعدی تولید ایدهای مناسب به ذهنشان برسد، تصمیم گرفتند کل فرایند تولید را برای دو هفته متوقف کنند و مستقیماً به سراغ مشکل اصلی بروند. هریس توضیح داد:
ما تولید را به مدت دو هفته متوقف کردیم و روی اساسیترین مشکل فیلم در آن مقطع تمرکز نمودیم. بخش اول داستان ما خیلی خوب نبود.
هریس افزود یکی از اشتباهات رایج در فرایند فیلمسازی این است که سازندگان مشکلات را تشخیص میدهند، اما به جای پرداختن جدی به آنها، امیدوار میمانند که در ادامه کار ایدهای فوقالعاده به ذهنشان برسد و همه چیز را درست کند. او گفت:
گاهی عادت داشتیم با مشکلاتی از این دست مواجه شویم و فقط امیدوار باشیم که در مقطعی از مسیر، ایدهای ناب پیدا کنیم که همه چیز را حل کند. بعد هم در جشن پایان تولید فیلم، داستان جذابی برای تعریف کردن داشتیم. اما چنین چیزی واقعاً برنامهریزی وحشتناکی برای تولید است. نباید منتظر یک ایده معجزهآسا بمانید که در آخرین لحظه همه چیز را نجات دهد.
توقف دو هفتهای تولید به آنها فرصت مشخصی داد تا در هفته نخست مشکل را بشناسند و در هفته دوم، با بیشترین سرعت ممکن، داستان را بازنویسی کنند. اگرچه پایانبندی فیلم خیلی خوب نبود، اما هریس و استنتون پس از بررسی دقیقتر متوجه شدند که ریشه مشکل به ابتدای داستان بازمیگردد. هریس گفت:
اصلاح پایانبندی همیشه به معنای تغییر دادن خود پایان نیست؛ بلکه گاهی باید مسیر منتهی به آن پایان را به درستی بسازیم. نمیتوانستیم فیلم را از ابتدا بازنویسی کنیم. البته نه اینکه من یا اندرو چنین کاری میکردیم؛ چون از شدت خستگی دیگر رمقی برایمان نمانده بود.
نقطه عطف کار زمانی رقم خورد که هریس و استنتون توجه بیشتری به شخصیت بانی نشان دادند. فیلمهای قبلی مجموعه، خجالتی بودن این دختر را به تصویر کشیده بودند. همین ویژگی باعث شد هریس به این فکر کند که شاید بانی به دلیل کمرویی در پیدا کردن دوست مشکل داشته باشد. اگر چنین بود، کمک به او برای غلبه بر تنهایی میتوانست به هدف اصلی جسی تبدیل شود. هریس گفت:
به جای اینکه جسی برای به دست آوردن فرصت بازی کردن مبارزه کند، تصمیم گرفتیم او برای پیدا کردن یک دوست برای بانی تلاش کند. این همان سوخت موشکی بود که در داستان به آن نیاز داشتیم.
این تغییر همچنین فرصتی فراهم کرد تا شخصیت بلیز نقش مهمتری در فیلم پیدا کند. شخصیت بلیز که قبلاً تنها نقشی فرعی در ماجراجویی جسی ایفا میکرد، حالا به عنصری ضروری برای رسیدن به هدف اصلی داستان تبدیل شده بود. هریس درباره تأثیر این تغییر بر واکنش مخاطبان آزمایشی گفت:
در واکنش افرادی که در محل کار نسخههای آزمایشی فیلم را تماشا میکردند، تغییر محسوسی دیده میشد. همکارانمان میگفتند فیلم پیشرفت چشمگیری داشته است. آنها احساس میکردند که در تمام طول فیلم واقعاً طرفدار جسی هستند و نه تنها به داستان او، بلکه به سرنوشت بانی نیز اهمیت میدهند.
نهایتاً با اعمال این تغییرات فیلم Toy Story 5 توانست مخاطبان را به شکلی تحت تأثیر قرار دهد که نسخههای اولیه از انجامش عاجز بودند. این اثر در مجموع ۱ میلیارد و ۱۴۸ میلیون دلار در سراسر جهان فروش کرد و امتیاز A را از CinemaScore دریافت نمود. همچنین، امتیازش از سوی منتقدان در راتن تومیتوز به ۹۲ درصد رسید؛ مخاطبان نیز امتیاز ۹۴ درصد را به آن دادند.
