سریال «بهار شیراز» با محوریت زندگی یک خانواده شیرازی است که در کنار موقعیتهای طنزآمیز، به مسائل اجتماعی و دشواریهای زندگی روزمره میپردازد.
باشگاه خبرنگاران جوان - سریال «بهار شیراز» به کارگردانی حسن وارسته، مجموعهای کمدی با محوریت زندگی یک خانواده شیرازی است که در کنار موقعیتهای طنزآمیز و روابط میان اعضای خانواده، به مسائل اجتماعی و دشواریهای زندگی روزمره نیز میپردازد. این مجموعه با تکیه بر شخصیتهای متنوع و مناسبات خانوادگی، تلاش میکند تصویری از فرازونشیبهای زندگی ایرانی ارائه دهد؛ تصویری که در آن اختلافنظرها، سوءتفاهمها و چالشهای اقتصادی در کنار لحظات شیرین و طنزآمیز قرار میگیرند.
«بهار شیراز» علاوه بر رویکرد سرگرمکننده خود، بر اهمیت خانواده، همدلی میان اعضای آن و زنده نگه داشتن فرهنگ ایرانی نیز تأکید دارد. شخصیتهای این مجموعه هر یک با ویژگیها، ضعفها و خواستههای متفاوتی وارد قصه میشوند و همین تفاوتها زمینه شکلگیری موقعیتهای کمدی را فراهم میکند.
مازیار مهرگان در این سریال نقش «اقبال عمومی» را ایفا میکند؛ شخصیتی بلاگر، تنبل و فرصتطلب که در عین برخورداری از ویژگیهای منفی، وجوه متفاوتی دارد و رفتارهایش به یکی از محورهای موقعیتهای طنز داستان تبدیل میشود.
مهرگان با اشاره به ویژگیهای شخصیتی اقبال عمومی، چندوجهی بودن این کاراکتر را یکی از مهمترین دلایل پذیرش نقش دانست و اظهار کرد: اقبال شخصیتی است که بلاگری شغل اوست، ولی در این حرفه چندان موفق نیست و از نظر مالی نیز وضعیت خوبی ندارد. او آدم تنبلی است، چندان اهل کار و تلاش نیست و بهاصطلاح داماد سرخانه محسوب میشود؛ از خانواده همسرش پول میگیرد و در خانه پدرزنش زندگی میکند. اقبال کمی شیطنت و فرصتطلبی در رفتارش دارد، ولی ذاتاً آدم بدی نیست. مسئله اینجاست که به دلیل تنبلی، همیشه به دنبال سریعترین راه برای رسیدن به خواستههایش میگردد. همین رویکرد باعث میشود خانواده همسرش را به دردسر بیندازد و اتفاقات مختلفی در زندگی آنها رقم بخورد. بخش مهمی از موقعیتهای طنز سریال نیز از همین رفتارها و مناسبات اقبال با اطرافیانش شکل میگیرد.
این بازیگر با تأکید بر اینکه اقبال را نمیتوان شخصیتی کاملاً منفی یا کاملاً مثبت دانست، بیان کرد: اقبال نه آدمی کاملاً بدذات است و نه شخصیتی شفاف و قابل پیشبینی دارد. در موقعیتهایی میتواند بسیار خبیث و آزاردهنده به نظر برسد و در موقعیتهایی دیگر، چهرهای نرمتر و متفاوت از آنچه مخاطب انتظار دارد، از خود نشان دهد. همین تضادها برای من جذابیت داشت و امکان تجربه ابعاد متفاوتی از یک شخصیت را فراهم میکرد.
مهرگان چندوجهی بودن نقش را فرصتی برای عبور از الگوهای تکراری بازیگری دانست و توضیح داد که شخصیتهایی با ویژگیهای متضاد، امکان بیشتری برای خلق لحظات متفاوت در اختیار بازیگر قرار میدهند. به گفته او، اقبال در ظاهر ممکن است آدمی فرصتطلب و آزاردهنده به نظر برسد، ولی در موقعیتهای مختلف، رفتارهایی از خود نشان میدهد که تصویر اولیه مخاطب را تغییر میدهد. همین تغییرات به بازیگر اجازه میدهد شخصیت را صرفاً بر مبنای یک ویژگی ثابت پیش نبرد و برای موقعیتهای مختلف، واکنشهای متفاوتی طراحی کند.
وی با اشاره به همکاری با حسن وارسته، کارگردان سریال، ادامه داد: آقای وارسته نگاه خوبی به بازیگری داشتند و دست بازیگر را باز میگذاشتند تا بتواند ایدههایش را در چارچوب نقش اجرا کند. به همین دلیل، هرچه جلوتر رفتیم، شخصیت اقبال برای خودم نیز جذابتر شد. توانستم برخی ویژگیهای بیرونی، تکیهکلامها، اصطلاحات، نوع بیان و حتی شکل متفاوتی از آهسته صحبت کردن یا گریه کردن را وارد بازی کنم. همه اینها به شکلگیری ابعاد مختلف شخصیت کمک کرد.
مهرگان خاطرنشان کرد که امکان افزودن جزئیات رفتاری به نقش، از جمله امتیازهای این تجربه بوده است. به اعتقاد او، یک شخصیت کمدی زمانی ظرفیت بیشتری برای ارتباط با مخاطب پیدا میکند که علاوه بر دیالوگها، در رفتارهای جزئی و واکنشهایش نیز ویژگیهای مشخصی داشته باشد. چنین جزئیاتی میتوانند شخصیت را از یک کاراکتر معمولی در متن فراتر ببرند و به او هویتی قابل تشخیص ببخشند.
این بازیگر درباره تأثیر اتفاقات روز جامعه بر شکلگیری برخی موقعیتهای سریال نیز گفت: منظورم از اتفاقات بیرونی، موضوعاتی است که در جامعه رخ میدهد؛ مسائل روز و دغدغههایی که مردم با آنها درگیرند. آقای وارسته دست ما را برای بداههپردازی باز گذاشته بودند و همین فرصت باعث شد بعضی از موضوعاتی که لزوماً در فیلمنامه نوشته نشده بود، متناسب با فضای قصه و اتفاقات روز، وارد کلام و بازی ما شود. در جریان کار، موقعیتهای مختلفی بهصورت بداهه شکل گرفت. تلاشمان این بود که حرفمان به مسائل روز جامعه نزدیک باشد و مخاطب احساس کند آنچه میبیند، از دل زندگی واقعی بیرون آمده است. وقتی بازیگر بتواند تجربهها و مشاهداتش را بهدرستی در خدمت شخصیت قرار دهد، نتیجه میتواند برایمخاطب ملموستر و باورپذیرتر باشد.
مهرگان یکی از نمونههای این رویکرد را استفاده از تقلید صدا و اصطلاحات رایج در فضای مجازی عنوان کرد و توضیح داد: یکی از ویژگیهایی که در این سریال از من دیده شد، تقلید صدا بود که توانستیم آن را در شخصیت اقبال به کار بگیریم. به نظرم این ویژگی با بلاگر بودن او تناسب داشت و در دل نقش جا افتاد. علاوه بر آن، از اصطلاحاتی استفاده کردیم که در مقاطع مختلف در فضای مجازی برجسته میشدند.
وی با اشاره به اینکه مخاطب هدف مجموعه عموم مردم هستند، خاطرنشان کرد: مخاطبان اتفاقات شبکههای اجتماعی و جامعه را دنبال میکنند و با این زبان و اصطلاحات آشنایی دارند. بنابراین، استفاده از این عناصر میتوانست ارتباط شخصیت با فضای روز را تقویت کند. بخش جالب ماجرا این بود که بسیاری از این ایدهها از کوچه و خیابان و دل جامعه میآمدند و بعد در فضای سریال شکل میگرفتند. البته یک پیشزمینه مشخص در فیلمنامه داشتیم و بر همان اساس پیش میرفتیم. در ادامه توانستیم برخی سکانسهای بهروز و بامزه را به قصه اضافه کنیم.
این بازیگر با اشاره به برخی از موقعیتهای موردعلاقه خود در «بهار شیراز»، از سکانسهایی نام برد که در آنها ویژگیهای رفتاری اقبال به شکل متفاوتی آشکار میشود.
وی گفت یکی از بخشهایی که هنوز پخش نشده، شوخی با موضوع ازدواج محمدرضا گلزار است.
به گفته مهرگان، چنین موقعیتهایی به گروه فرصت میداد تا با استفاده از موضوعات شناختهشده برای مخاطب، لحظاتی متناسب با فضای کمدی مجموعه خلق کند.
وی درباره رابطه اقبال با پدرزنش نیز اظهار کرد: اقبال وقتی پدرزنش را میبیند، گاهی رفتاری شبیه یک دختربچه ۱۴ ساله از خودش نشان میدهد و به نوعی لوسبازی درمیآورد؛ رفتاری که شاید در نگاه اول با دیگر ابعاد شخصیتش همخوانی نداشته باشد، ولی همین تضاد میتواند موقعیت کمدی ایجاد کند. بازخوردهایی هم که از مخاطبان درباره این صحنهها گرفتهام، نشان میدهد که بعضی از این لحظات برایشان جذاب بوده است.
مهرگان با اشاره به اینکه اقبال در بسیاری از موقعیتها در حال نقش بازی کردن برای دیگران است، گفت: او در ارتباط با پدرزن و مادرزنش، چهرههای متفاوتی از خود نشان میدهد و به همین دلیل، کمتر میتوان به شخصیت واقعیاش پی برد. این موضوع تا بخشهای پایانی قصه ادامه پیدا میکند؛ جایی که مسئلهای مالی برایش پیش میآید و بهتدریج مشخص میشود که او برای رسیدن به خواستههایش تا چه اندازه نقش بازی کرده است. به نظرم همین فاصله میان شخصیت واقعی اقبال و تصویری که از خودش به دیگران نشان میدهد، یکی از جذابیتهای نقش است. مخاطب در طول قصه رفتارهای مختلف او را میبیند و ممکن است در هر موقعیت برداشت متفاوتی از شخصیتش داشته باشد. این ویژگی کمک میکند که اقبال صرفاً به یک داماد تنبل و دردسرساز محدود نماند و لایههای دیگری از رفتارش نیز برای بیننده آشکار شود.
این بازیگر درباره بازخوردهایی که از مخاطبان دریافت کرده است، اظهار کرد: در یک قصه، شخصیت منفی باید بتواند واکنش مخاطب را برانگیزد؛ بهگونهای که وقتی وارد قاب میشود، بیننده با خودش بگوید باز هم این شخصیت آمد و قرار است دردسر تازهای ایجاد کند. اقبال لزوماً یک بدمن به معنای متعارف نیست، ولی در صحبتهایی که با آقای وارسته درباره مختصات این شخصیت داشتیم، قرار شد کاراکتری باشد که بتواند حرص مخاطب را دربیاورد.
مهرگان با ابراز رضایت از واکنش مخاطبان به رفتارهای اقبال افزود: خوشبختانه این اتفاق افتاده است. هر بار با کسی روبهرو میشوم که سریال را دنبال میکند، معمولاً میشنوم که میگوید: «خدا به روز هیچکس نیاورد همچین دامادی را!» وقتی چنین واکنشی میشنوم، متوجه میشوم که توانستهام ویژگیهای موردنظر شخصیت را به مخاطب منتقل کنم.
وی تأکید کرد که برای او، این واکنشها نشانه ارتباط گرفتن مخاطب با شخصیت است و توضیح داد: وقتی بیننده از رفتار یک کاراکتر حرص میخورد، یعنی آن رفتار را باور کرده و نسبت به آن واکنش نشان میدهد. برای من اهمیت دارد که مخاطب بتواند اقبال را با تمام ویژگیهایش بپذیرد و از موقعیتهایی که ایجاد میکند، تأثیر بگیرد. هدف این بوده است که شخصیت، حتی زمانی که رفتارهای آزاردهنده دارد، همچنان برای مخاطب قابلتشخیص و بهیادماندنی باشد.
مهرگان در پایان با اشاره به اهمیت آزادی عمل بازیگر در خلق جزئیات نقش، خاطرنشان کرد که همراهی کارگردان و امکان استفاده از مشاهدات روزمره، به او کمک کرده است اقبال عمومی را با رفتارها و ویژگیهای متنوعتری به تصویر بکشد. از نگاه او، جذابیت این کاراکتر در تضادهای رفتاری، رابطه خاصش با خانواده همسر و تفاوت میان چهره ظاهری و شخصیت واقعی او نهفته است؛ تضادهایی که زمینه شکلگیری موقعیتهای کمدی را فراهم میکنند و باعث میشوند مخاطب در طول داستان با ابعاد تازهای از این شخصیت روبهرو شود.
منبع: ادارهکل روابط عمومی صداوسیما
