سینمای مستند ایران در سالهای اخیر، پیشرفت چشمگیری داشته است از تعدد تولید آثار خوب گرفته تا حضور و موفقیت در جشنوارههای مهم بینالمللی اما آنچنان که باید قدرش دانسته نشده و سهمش از سفره سینمای ایران همچنان ناچیز است. محدودیتها و ملاحظات حاکم بر تولید مستند هم از موانع پیش روی مستندسازان است بهویژه تولیداتی با موضوعات سیاسی. مسعود زارعیان، مستندساز و پژوهشگر سینما با اشاره به ملاحظات موجود در تولید مستندهای سیاسی، معتقد است گذر زمان میتواند به حل بسیاری از این مسائل و بازتر شدن فضا برای طرح موضوعات و انتشار اسناد کمک کند و میگوید: البته در بسیاری از کشورهای جهان نیز چنین حساسیتهایی وجود دارد و این گونه نیست که بتوان درباره هر پدیده سیاسی، بدون در نظر گرفتن هیچ ضابطه و محدودیتی، تولید اثر کرد اما این حساسیتها با گذشت زمان کمتر میشود و مثلاً پس از هر ۲۰ یا ۲۵ سال، مجموعهای از اسناد افشا و از حالت محرمانه خارج میشود.
کارگردان مستند «غیرمسکونی» با تأکید بر اینکه وجود چنین حساسیتهایی منحصر به ایران نیست، عنوان میکند: در همهجای دنیا نسبت به مسائل سیاسی، بهویژه شخصیتها و رخدادهای سیاسی، ملاحظاتی وجود دارد و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در ایران هم طبیعتاً چنین ملاحظاتی وجود دارد و آنچنان فضا باز نیست اما در این سالها اتفاقات بسیار خوبی افتاده است. بسیاری از مسئولان و متولیان امر، ظرفیت و تحمل بیشتری پیدا کردهاند، تابآوریشان افزایش یافته و اجازه دادهاند آثار خوبی در این سالها تولید شود، به شخصیتهای سیاسی بیمحاباتر پرداخته شود و روایت سیاسی شکل بگیرد.
این مستندساز با اشاره به اهمیت انتقال مستقیم اسناد و روایتهای سیاسی به جامعه، بر ضرورت پرهیز از سانسور و حذف و تقلیل واقعیتها تأکید میکند و میگوید: هر چقدر اسناد و روایات و پردازشهای سیاسی، بدون سانسور، بدون کم و کاست و بیواسطه به مخاطب منتقل شود در تصمیمگیریها، موضعگیریها، روشن شدن مسائل و تنویر افکار عمومی مؤثرتر خواهد بود.
او با بیان اینکه انتقال صادقانه و بیواسطه روایتهای سیاسی میتواند به شکلگیری اعتماد بیشتر در جامعه منجر شود و زمینه همراهی و همزادپنداری مخاطبان با روایتهای ارائه شده را فراهم کند، میافزاید: این مسئله از موضوعات مهمی است که باید در سیاستگذاری و تولید آثار مستند مورد توجه قرار گیرد.
نظام پخش و انتشاری برای مستند وجود ندارد
کارگردان «متولد مشهد» بزرگترین مسئله مستندسازی در ایران را «دستکم گرفتن سینمای مستند» عنوان میکند و معتقد است؛ این مسئله تنها به یک بخش از این حوزه محدود نمیشود، بلکه تمام ابعاد سینمای مستند را دربرمیگیرد.
او با اشاره به وضعیت بودجهبندی، شرایط تولید و آزادی عمل مستندسازان میگوید: این دستکم گرفتن، همه جوانب را شامل میشود؛ چه به لحاظ بودجهبندی و چه به لحاظ اینکه دست مستندسازان باز گذاشته شود تا بتوانند به سراغ مسائل مختلف بروند.
به باور وی، مشکلات سینمای مستند پس از پایان مرحله تولید نیز ادامه پیدا میکند و یکی از جدیترین معضلات این حوزه، نبود نظام مناسب و مؤثر برای پخش آثار مستند است. همچنین پخش درست و مناسبی برای فیلمهای مستند نداریم. انبوهی از فیلمهای مستند خوب در این سالها ساخته شده اما به دست مخاطب نرسیده و پخش درستی نداشته است.
به گفته زارعیان، همین مسئله موجب شده است جایگاه سینمای مستند در ساختار سینمایی کشور، بهویژه از نظر بودجه، اعتبار و حمایت، با واقعیت ظرفیتهای این حوزه فاصله زیادی داشته باشد.
او این فاصله را میان سینمای مستند و سینمای داستانی بسیار چشمگیر میداند و معتقد است در حالی که در بسیاری از نقاط جهان، سینمای مستند توانسته است همپای سینمای داستانی به درآمدزایی برسد، در ایران هنوز چنین جایگاهی برای این گونه سینمایی ایجاد نشده است.
او با بیان اینکه شرایط نامناسب اقتصادی و حرفهای، فشارهای روحی قابل توجهی بر مستندسازان وارد کرده است، ادامه میدهد: بسیاری از مستندسازان در این سالها دچار افسردگی شده و ناچار شدهاند این حرفه را رها کنند. مستندسازانی بودهاند که آثار بسیار درخشان و خوبی داشتهاند اما از مقطعی به بعد بهطور کامل متوقف شدهاند، از این فضا فاصله گرفتهاند و به سراغ صنف، حیطه یا شرایط دیگری رفتهاند. بسیاری از فعالان این حوزه در تنگنای معیشتی قرار دارند و ناچارند برای تأمین زندگی، در کنار مستندسازی شغل دیگری نیز داشته باشند؛ موضوعی که بهطور طبیعی تمرکز آنان را از بین میبرد و امکان فعالیت حرفهای مستمر و جدی را کاهش میدهد.
این مستندساز، مفهوم دستکم گرفتن سینمای مستند را گستردهتر از مسائل اقتصادی دانسته و تأکید میکند: چرا ما همچنان رشته دانشگاهی مستندسازی نداریم. با این انبوه کتابهایی که نوشته شده، اطلاعاتی که موجود است و منابعی که وجود دارد، چرا همچنان حتی در دانشگاهی که رشته سینمایی دارد و دانشجویان در آن به تحصیل سینما میپردازند، بسیار محدود به سینمای مستند پرداخته میشود. سینمای مستند نهتنها در فضای دانشگاهی، بلکه در فضای اجتماعی، حوزه پخش و عرصه سیاستگذاری نیز با کمبود توجه مواجه است.
زارعیان میگوید: این شاخه هنری در فضای آکادمیک جدی گرفته نمیشود، در فضای اجتماعی جدی گرفته نمیشود، در حوزه پخش و در فضای سیاستگذاری هم همین طور است. او با اشاره به مجموعه این مشکلات، بر ضرورت بازنگری اساسی در سیاستهای مربوط به سینمای مستند تأکید کرده و یادآور میشود: این حوزه نیازمند بازبینی، ریلگذاری و توجهی بسیار بیشتر از گذشته است؛ چراکه مجموعه شرایط موجود، مسیر فعالیت مستندسازان را هر روز دشوارتر میکند.
