در روزهای اخیر اخباری در رسانههای طرفدار نتانیاهو با موضوع «پیشنهاد کمک اسرائیل به عربستان» منتشر شده که به نظر میرسد بیش از آنکه طرحی نظامی باشد، مانوری سیاسی برای مصرف داخلی است. این مانور روز گذشته با نقل قولی از یسرائیل کاتس که ادعا کرده بود در هر لحظه آماده حملهای شدیدتر به ایران هستند، تکمیل شد.
نقطه شروع این جریان هم رسانههای اسرائیلی بودند. حدود سه هفته پیش «اسرائیل هیوم» به نقل از مقامهای دیپلماتیک و امنیتی منطقه گزارش داد عربستان از طریق سنتکام با اسرائیل تماس گرفته و در مقابله با حوثیها درخواست کمک اطلاعاتی کرده است. این گزارش به توانایی رژیم صهیونیستی در پدافند موشکی و پهپادی و سابقه استقرار «گنبد آهنین» در امارات اشاره میکند. لحن مقامهای اسرائیلی اما بوی معامله میدهد: کمک در دسترس است، به شرط پیشرفت واقعی در روابط با عربستان. ادعای ترامپ هم این روایت را تقویت کرد: «بله، فکر میکنم عربستان باید کمک اسرائیل را بپذیرد». او افزود: عادیسازی روابط ریاض و تلآویو «شاید بیش از هر زمان دیگری نزدیک» شده است. عربستان اما سکوت کرد؛ نه تأیید و نه تکذیب. این ابهام عامدانه خود یک پیام است: ریاض نمیخواهد در سطح عمومی با اسرائیل پیوند سیاسی بخورد.
انتخابات کنست ۵ آبان برگزار میشود و نظرسنجیها از وضعیت نامناسب لیکود خبر میدهند. در این شرایط، پیشنهاد کمک به عربستان حرکتی تقریباً بیهزینه است: اگر ریاض بپذیرد، پیروزی دیپلماتیک بزرگی است؛ اگر رد کند، نتانیاهو همچنان میتواند بگوید «من در تلاش برای گسترش اتحادهای عربی بودم، طرف مقابل جرئت پذیرش نداشت». آنچه رأیدهنده میبیند، نخستوزیری فعال در سیاست خارجی است، نه نخستوزیری گرفتار در رسواییها. جمله مقامهای اسرائیلی درباره «بهای» کمک (صلح علنی و فوری با عربستان) گواهی است بر اینکه این پیشنهاد از ابتدا بستهای سیاسی بود، نه طرحی نظامی.
نکته مهم این است که رژیم صهیونیستی خود در غزه و جبهه ایلات گرفتار است و توان نظامی چندانی برای اقدام علیه یمن ندارد؛ دلیل دیگری بر اینکه این پیشنهاد بیشتر مانور سیاسی است تا طرح عملیاتی. برای رأیدهنده اسرائیلی آنچه اهمیت دارد، نفسِ نشان دادن تلاش است، نه جزئیات اجرایی. از منظر ریاض، پذیرش علنی کمک نظامی اسرائیل در شرایط کنونی تقریباً ناممکن است. عربستان خود را پرچمدار جهان اسلام میداند و همکاری امنیتی آشکار با اسرائیل (در حالی که جنگ یمن ادامه دارد) مشروعیت مذهبی و مردمی آن را تضعیف میکند. حملات حوثیها به فرودگاه ملک خالد ریاض (۱۲ کشته و ۳۰۹ زخمی) و تأسیسات آرامکو، هزینه واقعی این جنگ را نشان داده است. در چنین فضایی، پذیرش علنی کمک اسرائیل بهترین برگ برنده تبلیغاتی را به دست حوثیها و ایران میدهد. محتملترین راهبرد ریاض این است: در پشت صحنه اطلاعات و فناوری بگیرد و در صحنه عمومی ابهام را حفظ کند. سکوت عربستان دقیقاً همین منطق را بازتاب میدهد؛ نه انکار قاطع که در را ببندد، نه تأیید که هزینه سیاسی بسازد. اما آنچه به شکل عینی در میدان میبینیم این است که جنگ یمن با این نمایش رسانهای تغییری نکرده اما این بحران دیپلماتیک به بازیگران چیزی داد که میخواستند: مواد رسانهای برای سیاست داخلی. نتانیاهو آن را برای انتخابات ۵ آبان به کار گرفت و ترامپ برای عبور از انتخابات ۱۲ آبان. موضع اعلامی ریاض (گره خوردن عادیسازی به مسیر تشکیل دولت فلسطین) تغییری نکرده و این رویداد رسانهای نیز آن را تغییر نمیدهد. توافق ابراهیم آتشی زیر خاکستر است که دیر یا زود شعله میکشد؛ اما تا آن زمان هر طرف از چنین بحرانهایی برای اهداف داخلی خود بهره میبرد.

در روزهای اخیر اخباری در رسانههای طرفدار نتانیاهو با موضوع «پیشنهاد کمک اسرائیل به عربستان» منتشر شده که به نظر میرسد بیش از آنکه طرحی نظامی باشد، مانوری سیاسی برای مصرف داخلی است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس
