کرمانشاه - ایرنا - هنر وَربافی، یکی از شیوههای کهن بافت زیرانداز در میان مردمان مادنشین، با تکیه بر پشم گوسفند، نقوش بومی و دانش نسلهای گذشته، بخشی از هویت فرهنگی غرب ایران را شکل داده است؛ هنری اصیل که با تلاش پژوهشگران و فعالان فرهنگی، با محوریت اسلامآبادغرب در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت ملی رسیده و اکنون چشمانتظار حمایت برای احیا، تداوم و رونق اقتصادی است.
به گزارش ایرنا، هنرهای سنتی هر منطقه، روایتگر شیوه زندگی، ذوق هنری و دانش بومی مردمانی است که طی نسلها، نیازهای روزمره خود را با طبیعت و امکانات پیرامونشان پیوند دادهاند.
وَربافی از جمله این هنرهای دیرینه در میان مردمان مادنشین است که با استفاده از پشم گوسفند و بهرهگیری از شیوههای سنتی ریسندگی و بافت، زیراندازهایی مقاوم و متناسب با شرایط اقلیمی منطقه تولید میکردند.
این هنر که از نظر شیوه تولید و ویژگیهای ظاهری با نمد و گلیم تفاوت دارد، علاوه بر کارکرد کاربردی، حامل نقوش و الگوهای بومی است که بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی جوامع محلی را بازتاب میدهد.
با گسترش استفاده از نخهای صنعتی و رنگهای شیمیایی و تغییر شیوههای تولید، شناخت، مستندسازی و بازشناسی ویژگیهای اصیل وَر اهمیت بیشتری یافته است؛ موضوعی که در سالهای اخیر زمینهساز پژوهش درباره نقوش بومی و ثبت ملی این هنر با محوریت اسلامآبادغرب شده است.
میثم رجبی، پژوهشگر کرمانشاهی و فعال فرهنگی استان روز شنبه در گفتوگو با ایرنا با اشاره به پیشینه وَربافی در میان مردمان مادنشین اظهار کرد: مردم این منطقه از گذشتههای دور برای تهیه زیرانداز از پشم گوسفند استفاده میکردند و در کنار نمدبافی، هنر وَربافی نیز در میان آنان رواج داشت.
وی با بیان اینکه وَر از نظر فرایند تولید، ساختاری پیچیدهتر از نمد دارد، افزود: نمد از طریق مالش و فشردهسازی پشم تهیه میشود، اما وَر با ریسندگی و بافت شکل میگیرد و تولید آن مستلزم شناخت الیاف، شیوه آمادهسازی نخ و فنون بافندگی است.
رجبی با اشاره به شباهتهای وَر و گلیم گفت: این دو هنر در نگاه نخست به یکدیگر نزدیک هستند، اما تفاوتهایی در مواد اولیه، ساختار بافت و ویژگیهای ظاهری دارند که شناخت آنها برای حفظ اصالت هر یک ضروری است.
به گفته وی، نخ وَر بهطور سنتی از پشم گوسفند تهیه میشود و برخلاف گلیم که در تولید آن از نخهای پنبهای نیز استفاده شده است، ماهیتی پشمی دارد. همچنین وَر در شکل سنتی خود بیشتر به رنگ طبیعی پشم وابسته بوده و نقوش آن با بهرهگیری از تفاوت رنگ الیاف ایجاد میشده است؛ هرچند در مواردی از رنگهای گیاهی نیز استفاده میکردهاند.
این پژوهشگر ادامه داد: دار وَر در گذشته بیشتر بهصورت زمینی برپا میشد، اما امکان بافت آن روی دار ایستاده نیز وجود دارد. ضخامت نخ پشمی، این زیرانداز را به محصولی مناسب برای کاهش نفوذ رطوبت از سطح زمین تبدیل میکرد و وجود ریشه در هر دو سوی وَر نیز از ویژگیهایی است که آن را از بسیاری از گلیمهای رایج متمایز میکند.
وی خاطرنشان کرد: با ورود نخهای صنعتی و رنگهای شیمیایی، شیوه تولید گلیم نیز دستخوش تغییر شد و این هنر بهتدریج به وَر نزدیکتر شد، اما همچنان تفاوتهایی در شیوه تولید، مواد اولیه و میزان پایبندی به سنتهای بومی میان این دو باقی مانده است.
از بازشناسی نقوش بومی تا تدوین دانش وَربافی
وی افزود: در آن گفتوگو مشخص شد که در کنار نقش شناختهشده گلیم هرسین، بخشی از طرحهای مورد استفاده بافندگان از نقوش گلیم قشقایی، شاهسوند و دیگر مناطق الهام گرفته شده است. همین موضوع این پرسش را ایجاد کرد که آیا مردمان منطقه ما، با وجود برخورداری از هنر مستقل وَربافی و محدود بودن ارتباطات در گذشته، فاقد نقوش ویژه خود بودهاند؟
این پژوهشگر کرمانشاهی ادامه داد: در آن زمان، تنها از یک نقش با عنوان گل قندانی بهعنوان طرحی منتسب به منطقه یاد میشد و اطلاعات مدون و جامعی درباره سایر نقوش بومی در دسترس نبود. از همین رو، پیشنهاد دادم با بررسی شیوه بافت وَر و مطالعه نمونههای قدیمی، طرحهایی با تکیه بر الگوهای بومی منطقه شناسایی و برای استفاده بافندگان بازطراحی شود.
رجبی بیان کرد: پس از هماهنگی با جهانبخش نوروزی و دریافت توضیحات خانم «حدیث سهامی»، مربی بافندگی و متخصص حوزه وَر، درباره شیوه بافت و ویژگیهای نقوش، طراحی الگوهای اولیه آغاز شد و حدود یک ماه بعد، چهار طرح برای استفاده در این حوزه آماده شد.
وی اضافه کرد: در ادامه با کمک دوستان و فعالان محلی، تصاویر نمونههای وَر از روستاهای مناطق مختلف گردآوری شد و نقوش بهدستآمده با طرحهای سایر اقوام و مناطق مقایسه شد تا ویژگیهای مشترک و متمایز آنها مشخص شود. این بررسیها به شناسایی چند نقش با مشخصههای بومی منطقه انجامید.
این فعال فرهنگی با تأکید بر تنوع نقش در وَربافی سنتی گفت: نقوش وَر در گذشته بیشتر ذهنی و برآمده از خلاقیت بافندگان بود؛ به همین دلیل، طرحهای متنوعی شکل میگرفت و برخی نقوش نیز در طول زمان با یکدیگر ترکیب میشدند. با این حال، در جریان پژوهش توانستیم پنج نقش اصیل را شناسایی کنیم که بهتدریج تثبیت شده و بهعنوان الگو در میان بافندگان مورد استفاده قرار گرفتهاند.
رجبی تصریح کرد: این پنج نقش به معنای محدود بودن تنوع هنر وَربافی نیست، بلکه میتوان آنها را الگوهای شاخصی دانست که در کنار ترکیبهای مختلف، زمینه شکلگیری طرحهای متنوعتری را فراهم کردهاند.
وی با اشاره به اهمیت مستندسازی دانش فنی این هنر افزود: پس از گردآوری اطلاعات و شناسایی نقوش، مجموعه دادهها در اختیار حدیث سهامی قرار گرفت تا مراحل بافت وَر بهصورت تصویری و گامبهگام مستند شود و نقوش قدیمی نیز با استفاده از ابزارهای رایانهای بازطراحی و دستهبندی شوند. در این مرحله، امکان ترکیب نقوش پیشین و طراحی نمونههای جدید نیز فراهم شد.
به گفته رجبی، حاصل این همکاری، تدوین کتابی با عنوان «وَر اسلامآبادغرب (چاکدار)» به قلم حدیث سهامی بود که در آن، اطلاعات مربوط به شیوه بافت، مراحل تولید و نقوش این هنر گردآوری شده است. این اثر را میتوان گامی در جهت ثبت و انتقال دانش بومی وَربافی به نسلهای آینده دانست؛ دانشی که بخش مهمی از آن پیشتر در تجربه عملی بافندگان و بهصورت شفاهی منتقل میشد.
ثبت ملی وَربافی و ضرورت حمایت از احیای آن
این پژوهشگر کرمانشاهی در ادامه با اشاره به روند ثبت ملی وَربافی اظهار کرد: پس از انجام بررسیهای اولیه، موضوع با دکتر عزیز مصطفایی، کارشناس میراث فرهنگی استان، در میان گذاشته شد و با استقبال وی، پیگیریهای لازم برای ثبت این هنر در فهرست میراث ناملموس کشور آغاز شد.
وی افزود: در سال ۱۴۰۳ پرونده ثبت این هنر تشکیل و طرح مربوط به آن آماده شد و در نهایت، وَربافی با محوریت اسلامآبادغرب بهتازگی در فهرست میراث ناملموس ایران به ثبت ملی رسید.
رجبی با اشاره به گستره جغرافیایی این هنر گفت: وَربافی به اسلامآبادغرب محدود نیست و در میان مردمان مادنشین در استانهای کرمانشاه، ایلام، کردستان، لرستان، آذربایجان غربی و بخشهایی از خاک عراق نیز پیشینه دارد. بر همین اساس، ثبت ملی آن با محوریت اسلامآبادغرب انجام شد تا زمینه معرفی و صیانت از این میراث فرهنگی فراهم شود.
وی ثبت ملی را فرصتی برای افزایش شناخت عمومی از وَربافی و تقویت برنامههای مرتبط با حفاظت از آن دانست و اظهار کرد: نقطه آغاز این مسیر، پرسشی درباره اصالت نقوش گلیم و وَر بود، اما همین پرسش زمینه پژوهش، گردآوری نمونهها، شناسایی نقوش بومی و مستندسازی یکی از هنرهای اصیل منطقه را فراهم کرد.
این فعال فرهنگی تأکید کرد: ثبت ملی بهتنهایی برای تداوم یک هنر سنتی کافی نیست و پس از این مرحله، حمایت عملی دستگاههای مسئول اهمیت بیشتری پیدا میکند. آموزش بافندگان، فراهم کردن زمینه انتقال مهارت به نسل جوان، معرفی محصولات، ایجاد بازار فروش و کمک به اشتغالزایی در مناطق برخوردار از پیشینه وَربافی میتواند در زنده نگه داشتن این هنر نقش مؤثری داشته باشد.
رجبی ادامه داد: اگر ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی وَربافی بهدرستی شناخته شود، این هنر میتواند افزون بر حفظ هویت تاریخی منطقه، به بخشی از فعالیتهای تولیدی و معیشتی جوامع محلی تبدیل شود. تحقق این هدف مستلزم برنامهریزی، حمایت از هنرمندان و بافندگان و فراهم کردن فرصتهای مناسب برای عرضه محصولات اصیل است.
وی با اشاره به اهمیت حفظ ویژگیهای سنتی وَر خاطرنشان کرد: در کنار توسعه تولید و بازاررسانی، باید اصالت مواد اولیه، شیوههای بافت و نقوش بومی نیز مورد توجه قرار گیرد تا گسترش فعالیتهای اقتصادی به از بین رفتن ویژگیهای متمایز این هنر منجر نشود.
به گزارش ایرنا؛ هم اکنون ۲۵۰ رشته صنایع دستی مصوب در کشور وجود دارد که از این تعداد ۶۰ رشته آن در استان کرمانشاه فعال است.
جاجیم بافی، چاقوسازی و ابزارآلات فلزی قلمزنی منبت، معرق، پارچه دستباف، نازک کاری چوب و ریزه کاری چوب، نمد مالی، مصنوعات چرمی و ساخت زیورآلات محلی، چیخ بافی و فلزکاری را میتوان از جمله صنایع دستی کرمانشاه نام برد.
همچنین دوختهای سنتی (رودوزی)، گلیم گل برجسته، سفالگری، طراحی سنتی، سبد بافی، نساجی (موج بافی و اهرامی بافی) تراش شیشه، رنگرزی سنتی، طراحی فرش، تذهیب، نگارگری، خراطی و مجسمه سازی از جمله دیگر تولیدات کنونی استان کرمانشاه است.
ماشته بافی، دواتگری سنتی (مسگری)، علامت سازی یا علم سازی، دباغی سنتی، هور بافی، جاجیم بافی، رنگریزی سنتی، داور بافی (سیاه چادر)، موج بافی را میتوان از جمله صنایع دستی فراموش شده کرمانشاه دانست که در گیلانغرب، کرمانشاه، دالاهو، اورامانات، سومار و در میان عشایر استان بیشتر وجود داشته است.
