تهران- ایرنا- مترجم کتاب «جعبه عجایب تاریخ» درباره نویسنده این کتاب گفت: شباهت دوباتن و کرزناریک شاید در این باشد که هر دو آثاری آسان‌خوان درباره مسائل فلسفی زندگی روزمره نوشته‌اند، اگر آلن دو باتن فلسفه را به زندگی روزمره می‌آورد، رومن کرزناریک تاریخ را به گفت‌وگویی درباره چگونه زیستن تبدیل می‌کند

به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، کتاب «جعبه عجایب تاریخ؛ کشف جهان و شکستن قراردادها» مجموعه‌ای از جست‌وجوهای فکری درباره‌ شیوه‌ مواجهه‌ انسان با جهان است. رومن کرزناریک با تکیه بر نمونه‌های تاریخی نشان می‌دهد که حواس، سفر، طبیعت، باور و خلاقیت فقط موضوع‌هایی شخصی یا ذهنی نیستند، بلکه در بستر فرهنگ و تاریخ شکل گرفته‌اند. یکی از بحث‌های مهم کتاب به حواس مربوط است؛ جایی که نویسنده توضیح می‌دهد چگونه بینایی در جهان مدرن بر دیگر حواس غلبه کرده و تجربه‌ ما را محدودتر ساخته است. پیام اصلی کتاب این است که تاریخ می‌تواند امکان‌های فراموش‌شده‌ زیستن را پیش چشم بگذارد و کمک کند قراردادهای تثبیت‌شده دوباره بررسی شوند.

سحر رمضانی یاهویی مترجم آثار حوزه‌های خودشناسی، توسعه فردی، فلسفه و تاریخ، ترجمه کتاب را از دانشنامه‌های علمی برای نوجوانان آغاز کرد و اکنون ششمین سال فعالیت تمام‌وقت خود در این حوزه را پشت سر می‌گذارد. خبرنگار ایرنا با او درباره ترجمه کتاب «جعبه عجایب تاریخ» به گفت‌وگو پرداخته شد.

او در گفت‌وگو درباره مسیر حرفه‌ای خود، انتخاب آثار برای ترجمه و همکاری با انتشارات جیحون، از اهمیت ترجمه اندیشه‌های تازه برای بازخوانی میراث فکری و یافتن شیوه‌های آگاهانه‌تر برای زندگی می‌گوید:

«رومن کرزناریک» در تاریخ مانند «آلن دوباتن» در فلسفه است

چرا آثاری از حوزه روانشناسی خودشناسی مهارت‌های ارتباطی فلسفه و حالا تاریخ را ترجمه می‌کنید و چرا به سمت ترجمه رمان نرفتید؟

ترجمه کتاب را از دانشنامه‌های علمی برای نوجوان شروع کردم؛ که با توجه به رشته تحصیلی‌ام جذابیت خاصی برایم داشت و هنوز هم دارد. همان‌طور که داشتن زندگی خوب دغدغه بسیاری از انسان‌هاست، من هم همیشه علاقه‌مند بوده‌ام بدانم که چگونه می‌توان بهتر زیست. به نظرم مقدمه خوب زیستن هم شناخت خودمان و شناخت جهان است. تا به امروز از مجموع ۳۰ کتابی که ترجمه کرده‌ام، ۱۷ عنوان حاصل همکاری با انتشارات جیحون بوده است. برخی عناوین هنوز در روند چاپ هستند، اما عناوین زیر چاپ شده و در بازار موجودند: «مبارزه با تعصب درون: راهنمای تشخیص تعصب و حق‌کشی»، «وقتی هیچ چیز کافی نیست: رفتارهای سمی موفقیت»، «درام خودشیفتگی والدین: آسیب فرزندان در این نمایش»، «کوهی از لباس‌های چرک: زندگی با ‌ADHA»، «با خودشفقتی اوسی‌دی را چاره کنیم: تمرین‌هایی برای غلبه بر وسواس فکری‌عملی»، «هم شاغل هم پدر: مدیریت زندگی شخصی و حرفه‌ای برای والدین شاغل»، «قدرت تواضع: مراقب تله‌های خودشیفتگی باشیم»، «روایت‌های روزمره از دمانس: نگاهی بی‌واسطه به زوال عقلی»، «اول والد خودت باش: تربیت را از خودت شروع کن»، «از استرس به قدرت برس»، «بیگانه با جمع» و «جعبۀ عجایب تاریخ: شناخت جهان و شکستن قراردادها».

برای خودشناسی چه راهی بهتر از خواندن روایت انسان‌ها وجود دارد. کتاب «جعبه عجایب تاریخ به‌واقع» در خور همین نام است و در روند ترجمه هم عجایبش را یکی‌یکی برایم نمایان می‌کرد. رومن کرزناریک برای شناخت جهان در سفری تاریخی سراغ روایت انسان‌ها می‌رود و ما را هم در این سفر همراه خود می‌کند.

کتاب‌ها و سوژه‌های خود را برای ترجمه چطور انتخاب می‌کنید؟ آیا به مسائل روز و مبتلا به جامعه نگاه می‌کنید یا انتخابتان وابسته به نویسنده‌های خاصی است؟

از کتاب‌هایی که ترجمه کرده‌ام هم می‌توان دید که تمرکز بر نویسنده کتاب اولویت اول من نیست. نکته مهم این است که کتاب علاوه بر برخورداری از پشتوانه علمی و فکری، بتواند به مساله‌ای واقعی در زندگی انسان امروز بپردازد و راهی برای فهم بهتر یا مواجهه آگاهانه‌تر با آن پیش پای خواننده بگذارد. همه کتاب‌های ترجمه‌شده‌ام از آثار به‌روز در حوزه خودشان انتخاب شده‌اند تا این امکان برای مخاطب ایرانی فراهم شود که هم‌زمان با جریان‌های فکری و علمی روز دنیا پیش برود و از مباحثی که امروز در نقاط مختلف جهان درباره انسان، زندگی و مشکلات فردی و اجتماعی مطرح می‌شود دور نماند.

«رومن کرزناریک» در تاریخ مانند «آلن دوباتن» در فلسفه است

درباره رومن کرزناریک نویسنده کتاب توضیح دهید. ویژگی‌های زبانی او برای مخاطب چگونه است؟

رومن کرزناریک کتاب «جعبه عجایب» را با زبانی روشن، روان و روایت‌محور نوشته است. مخاطب او بیش از آنکه خواننده‌ای دانشگاهی باشد، خواننده عمومیِ علاقه‌مند به اندیشه و تاریخ و پرسش‌های بنیادی زندگی است. او مفاهیم فلسفی و تاریخی را با داستان‌ها، نمونه‌های واقعی و روایت‌های جذاب درهم می‌آمیزد و به همین دلیل با وجود عمق فکری و جنبه تاملی اثر، نثرش سنگین و تخصصی نیست. بنابراین، در ترجمه تلاش کردم همین ویژگی حفظ شود و متن فارسی هم خوش‌خوان، طبیعی و امروزی باشد؛ نه لفظ‌به‌لفظ و نه بیش از حد رسمی و دانشگاهی.

آیا بین این نویسنده و آلن دو باتن شباهتی وجود دارد که بتواند توجه مخاطبین ایرانی را جذب کند؟

شباهت دوباتن و کرزناریک شاید در این باشد که هر دو آثاری آسان‌خوان درباره مسائل فلسفی زندگی روزمره نوشته‌اند. اگر آلن دو باتن فلسفه را به زندگی روزمره می‌آورد، رومن کرزناریک تاریخ را به گفت‌وگویی درباره چگونه زیستن تبدیل می‌کند. جعبه عجایب احتمالاً برای کسانی جذابیت بیشتری دارد که از کتاب‌های اندیشه‌محورِ آلن دو باتن لذت می‌برند، اما این بار می‌خواهند پاسخ پرسش‌های زندگی را نه فقط در فلسفه، بلکه در تجربه سه هزار ساله انسان‌ها هم جست‌وجو کنند.

درباره آخرین اثر خودتان در مجموعه کتاب چشم انداز زندگی یا «کشف جهان و شکستن قراردادها» بگویید این کتاب موضوع این کتاب چیست و چه چیزی را می‌خواهد به مخاطب بگوید؟

کتاب جعبه عجایب دعوتی است برای دیدن جهان از دریچه‌ای نو و بازنگری در عادت‌هایی که گاهی خیال می‌کنیم تنها راه ممکن برای زندگی‌اند. کرزناریک ما را به سفری در تاریخ می‌برد تا نشان دهد انسان‌ها در دوره‌ها و فرهنگ‌های مختلف، شیوه‌های متفاوتی برای تجربه جهان، عشق‌ورزیدن، کار کردن، خلق کردن و حتی مردن پیدا کرده‌اند؛ نگاهی به گذشته که کمک می‌کند امکان‌های تازه‌ای برای زندگی امروز بیابیم.


میزان استقبال مخاطب از کتابهای حوزه روانشناسی و خودشناسی و... را چطور ارزیابی می‌کنید؟

خوشبختانه جامعه رو به رشد و استقبال مخاطبان از کتاب‌های توسعه فردی چشمگیر است. استقبال از کتاب «هم شاغل هم پدر» هم برایم جالب بود؛ کتابی که چندین بار تجدید چاپ شد و به نظرم نشان از اشتیاق روبه‌رشد مخاطبان، به‌ویژه آقایان، برای اصلاح دیدگاه‌های سنتی درباره پدران، مشارکت در فرزندپروری و برقراری توازن بین زندگی شخصی و حرفه‌ای دارد.

ترجمه این نوع آثار را چقدر لازم و ضروری می‌دانید و فکر می‌کنید جامعه ایران چقدر آماده پذیرش تئوری‌ها نظریه‌ها و افکار جدید در این حوزه‌هاست؟

به باور من، ترجمه و انتشار آثار حوزه توسعه فردی و خودشناسی در جامعه ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. ایران پیشینه‌ای بسیار غنی در فرهنگ، اندیشه و سنت‌های فکری دارد و بسیاری از مفاهیمی که امروز درباره شیوه بهتر زیستن مطرح می‌شوند در میراث فکری و ادبی خودمان هم ریشه‌هایی دارند. اما غنای یک فرهنگ به این معنا نیست که همه الگوهای به‌جامانده از گذشته باید بدون تغییر ادامه پیدا کنند. جامعه، مانند زندگی انسان، همواره در حال تغییر است و برای مواجهه با مسائل تازه، گاهی لازم است برخی عادت‌ها، سنت‌ها و باورهای جاافتاده را دوباره بررسی کنیم. همان‌طور که کرزناریک در جعبه عجایب نشان می‌دهد، بسیاری از چیزهایی که امروز بدیهی و تغییرناپذیر به نظر می‌رسند، در واقع محصول شرایط تاریخی و قراردادهای اجتماعی‌اند و انسان‌ها در دوره‌های مختلف به شیوه‌های دیگری هم زندگی کرده‌اند. بنابراین، آشنایی با اندیشه‌های تازه به معنای کنار گذاشتن فرهنگ و گذشته نیست؛ می‌تواند فرصتی باشد برای بازخوانی میراث خودمان، کنار گذاشتن باورهای نادرست یا ناکارآمد و پیدا کردن شیوه‌های تازه‌تر و آگاهانه‌تر برای زندگی.

در ترجمه این نوع آثار با چه دغدغه ذهنی و چالشی مواجه‌اید؟

می‌خواهم یکی از نکاتی که در روند ترجمه این کتاب‌ها بارها ذهنم را درگیر کرده با شما در میان بگذارم. نویسندگان بیشتر این آثار از جوامع توسعه‌یافته‌اند و گاهی برای تاکید بر اهمیت امید، رضایت از زندگی یا برقراری توازن در زندگی به مخاطبان توصیه می‌کنند در مواقع ناامیدی از زندگی، به مردمی در کشورهای کمترتوسعه‌یافته فکر کنند که از بسیاری از حقوق و امکانات اولیه محروم‌اند. برایم ناراحت‌کننده است که گاهی جامعه ما در چنین متن‌هایی ناخواسته «مثالِ بدتری» می‌شود تا مخاطب از مقایسه زندگی‌اش با آن، احساس بهتری پیدا کند. امیدوارم روزی رشد فرهنگی جامعه و حقوق فردی و اجتماعی‌مان به جایی برسد که ما هم از تجربه جامعه‌ای سخن بگوییم که برای دیگران الهام‌بخش است، نه اینکه صرفاً نمونه‌ای از شرایط دشوارتر برای مقایسه باشیم.