این روزها که برخی کشورهای منطقه از جمله امارات در همدستی با آمریکا نقش ویژهای در دشمنی با ایران ایفا میکنند، دیدن مواضع عجیب برخی چهرههای فرهیخته که توصیه به تعمیق روابط با امارات دارند، جای تعجب فراوان دارد. از جمله استاد برجسته و فاضل تاریخ حجتالاسلام والمسلمین دکتر رسول جعفریان با ابراز خوشحالی از آزادی برخی هموطنان که در امارات زندانی شده بودند، خواستار توجه به نقش امارات در مقایسه با عمان و قطر برای جلوگیری از جنگ شده است. شگفتی ماجرا اینجاست که آزادی چند نفر زندانی ایرانی در امارات که البته خبری مسرتبخش است به گونهای موجب ذوقزدگی برخی شد که خواستار توسعه هر چه بیشتر روابط و استفاده از ظرفیت کشوری شدند که در توضیحات بعدی نشان میدهیم چقدر موضع تندتر و دشمنی بیشتری به نسبت سایر کشورهای عربی با جمهوری اسلامی ایران دارد:
۱. چشم ناپاک به جزایر سهگانه: امارات تنها کشور منطقه است که سالهاست به صراحت علیه تمامیت ارضی ایران چشم ناپاک دارد و بدون وقفه موضع بیشرمانه خودش را درباره جزایر سهگانه همیشه ایرانی در خلیج فارس تکرار کرده است. آخرین موضعگیری اماراتیها به یک هفته پیش برمیگردد که خلیفه بن شاهین المرر، وزیر خارجه امارات در سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اظهاراتی گستاخانه ادعا کرد: «با ادامه اشغال جزایر سهگانه متعلق به امارات متحده عربی یعنی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، ما همچنان بر ادامه مطالبات خود برای دستیابی به یک راه حل مسالمتآمیز تأکید داریم. تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، جزایری هستند که بخشی از امارات محسوب میشوند و تحت اشغال ایران قرار دارند... این سرزمین اشغال شده است و نباید تحت اشغال ایران باشد!...» این در حالی است که سایر کشورهای منطقه ادعایی درباره مالکیت بر بخشهایی از خاک ایران ندارند.
۲. رفیق شفیق رژیم صهیونیستی: از مرداد ماه ۹۹ که ترامپ در دور نخست ریاست جمهوریاش در آمریکا از سند توافق عادیسازی روابط امارات و اسرائیل رونمایی کرد و آن را توافق آبراهام (ابراهیم) نامید، مشخص شد که قرار است امارات سدشکن عادیسازی روابط با اسرائیل در میان کشورهای منطقه باشد. البته که پیش از این توافق نیز روابط اسرائیل و امارات در پوشش همکاریهای مشترک امنیتی، اطلاعاتی و گردشگری برقرار بود که بارزترین آنها پرواز هواپیمایی فلایدبی از تلآویو به دبی است که چندی پیش نیز با حادثهای مشکوک همراه شد. با این حال نقطه عطف این همکاری در قالب سفر مخفیانه نتانیاهو به ابوظبی و حضور برخی سران کشورهای منطقه در نشست مشترک بنزاید و نتانیاهو بود. سفری که در این مقطع و با شدت گرفتن مجدد اظهارات نخست وزیر رژیم صهیونیستی علیه ایران و تلاش برای ائتلافسازی علیه انصارالله معنای مشخصی دارد.
۳. پیشرو در دشمنی با ترتیبات ایرانی تنگه هرمز: بدون تردید مهمترین عرصه جنگ فعلی با آمریکا را باید تنگه هرمز دانست. جایی که ما برای اطمینان از عدم تکرار تجاوز دشمن و اعمال حاکمیت بر مهمترین مسیر عبور انرژی در جهان، تنگه هرمز را مسدود کردیم. در توافق اسلامآباد نیز آمریکا مجبور به پذیرش حق ایران در تنگه هرمز شد و بازگشایی این تنگه منوط به رعایت ترتیبات ایرانی شد اما پس از تلاشهای آمریکا برای عبور دادن نفتکشها از کریدور غیرایرانی تنگه، مدتی است اماراتیها وارد گود شدهاند. به گفته مصطفی نجفی، کارشناس روابط بینالملل، امارات همزمان با اینکه تلاش کرده نبض نفت عبوری از تنگه را به دست گیرد و به روایتسازی ترامپ درباره باز بودن تنگه کمک کند، لابی سنگینی نیز برای جلوگیری از اعلام توافق ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز انجام داده است و اگر این روند تثبیت شود، امارات میتواند بخشی از نقش سنتی تنگه هرمز را به شبکه زیرساختی خود منتقل کند و همین موضوع، انگیزه ابوظبی برای مقابله با هر ترتیباتی که کنترل و مدیریت تنگه را به ایران و عمان نزدیک کند، افزایش میدهد.همه اینها نشان میدهد امارات آخرین کشور عربی منطقه در صف روابط با ایران است. بدون تردید عمان همواره مسالمتجو، قطر مدافع برخی جنبشهای اسلامی منطقه که زخم خورده حملات رژیم صهیونیستی است و سایر کشورهای منطقه بیش از امارات صلاحیت توسعه روابط با ایران را دارند و نمیتوان به کشوری که نگاه ناپاک به خاک ایران دارد، در رفاقت و شراکت با رژیم صهیونیستی از همه پیشروتر است و بیشترین تحرکات میدانی را علیه ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز انجام داده، اعتماد کرد و روی دیوار او یادگاری سیاسی نوشت!
این روزها که برخی کشورهای منطقه از جمله امارات در همدستی با آمریکا نقش ویژهای در دشمنی با ایران ایفا میکنند، دیدن مواضع عجیب برخی چهرههای فرهیخته که توصیه به تعمیق روابط با امارات دارند، جای تعجب فراوان دارد.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس
