دیپلمات بازنشسته جمهوری اسلامی ایران گفت: نتانیاهو حداقل ۴ بار و آخرین بار درست در روز شروع جنگ ۴۰ روزه کوشید تا از روایت خودساخته از داستان هامان گویا در دوره خشایارشاه ابزاری برای توجیه تجاوزات اسرائیل علیه ایران جعل کند. لذا او مبدع این نوع برخوردهای جعلی با تاریخ برای توجیه تجاوزات امروز علیه ایران است.

سخنان اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در سفر به یونان و ارجاع به جنگ‌های ۲۵۰۰ سال پیش ایران و دولت‌شهرهای یونانی (۴۸۰ پیش از میلاد) با هدف بازنمایی جنگ کنونی در قالب یک تقابل تاریخی و تمدنی، واکنش‌های متعددی را در محافل سیاسی و رسانه‌ای برانگیخته است. برخی تحلیلگران این اظهارات را بخشی از یک طرح تئوریک از سوی واشنگتن برای تحمیل نگاه هانتینگتونی به بحران جاری و کشاندن دولت‌های اروپایی به یک بلوک تمدنی مشترک علیه ایران ارزیابی کرده‌اند؛ خوانشی که با ادبیات مذهبی و آخرالزمانی راست افراطی در واشنگتن و تل‌آویو هم‌پوشانی دارد.

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین و پژوهشگر تاریخ، در گفت‌وگو با خبرآنلاین این تحلیل‌ها را ناشی از بزرگ‌نمایی بی‌مورد لفاظی‌های راست‌گرایان دانست و تأکید کرد که چنین مواضعی نه نشانگر یک دکترین استراتژیک برای جذب دولت‌های اروپایی، بلکه تقلیدی دست‌چندم از رویکردهای تاریخی نتانیاهو است. به باور احمدی، دولت‌های اروپایی، به‌ویژه سوسیال‌دموکرات‌ها، احزاب ریشه‌دار و کشورهای حوزه شرق آسیا مانند ژاپن، چنین ادبیاتی را جدی نمی‌گیرند و کارکرد این سخنان صرفاً ارائه خوراک تبلیغاتی برای بدنه رأی راست افراطی و جریان‌های شبه‌فاشیستی است.

این کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل همچنین با نامتعارف خواندن صورتبندی «خیر و شر» در روابط بین‌الملل دوره مدرن، تأکید کرد که مواجهه جمهوری اسلامی ایران با این لفاظی‌ها نباید از همان جنس شعارهای ایدئولوژیک و تحریک‌آمیز طرف مقابل باشد. او با ارائه نمونه‌هایی از تحریف نبرد سال ۴۸۰ پیش از میلاد و ماجرای آتش‌سوزی سارد و آتن، یادآور شد که نخبگان و پژوهشگران باید پاسخی مستند، مستدل و در تراز آکادمیک ارائه دهند تا ماهیت تحریف‌شده و جعلی روایات تاریخی سیاستمداران نومحافظه‌کار و راست‌گرا در افکار عمومی جهان برملا شود.

متن کامل گفت‌وگوی خبرآنلاین را با کوروش احمدی، پژوهشگر تاریخ و دیپلمات بازنشسته در ادامه مطالعه می‌کنید.

روایت روبیو تقلیدی از رویکرد مشابه نتانیاهو در مورد ایران باستان و حاصل آن تنها جلب بدنه راست افراطی است

*** اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در سفر به یونان با واکنش‌های گسترده‌ای مواجه شده است. برخی تحلیلگران این سخنان را به جنگ جاری ایران و آمریکا مرتبط می‌دانند و معتقدند واشنگتن تلاش می‌کند این جنگ را در قالب یک تقابل تمدنی بازنمایی کند تا از این طریق اروپا را به عنوان یک متحد جدی در نبرد با ایران جذب کند. نظر جنابعالی در مورد این تحلیل چیست؟

من چنین شاخ‌وبرگی به این سخنرانی روبیو نمی‌دهم. این اظهارات در واقع همان لفاظی‌های معمولی است که جریان‌های مرتبط با شاخه‌های مختلف راست افراطی بین‌المللی مردمان و جوامع غیرخودی همواره مطرح کرده اند. بنیامین نتانیاهو نیز در گذشته در مورد برخی رویدادهای دوران هخامنشی روایت‌های غلط، ناقص و تحریف‌شده‌ای ارائه کرده بود تا به رویارویی های امروزی یک بُعد تاریخی بدهد و مدعی شود که اگر با ایران مشکلی دارند، ایران مظهر یک «شر تاریخی» مداوم از ۲۵۰۰ سال پیش تاکنون است. نتانیاهو حداقل ۴ بار و آخرین بار درست در روز شروع جنگ ۴۰ روزه کوشید تا از روایت خودساخته از داستان هامان گویا در دوره خشایارشاه ابزاری برای توجیه تجاوزات اسرائیل علیه ایران جعل کند. لذا او مبدع این نوع برخوردهای جعلی با تاریخ برای توجیه تجاوزات امروز علیه ایران است.

سخنان روبیو را باید تقلیدی ناشیانه از شگرد نتانیاهو بشمار آورد. این سخنان نیز در شرایطی مطرح شد که او به یونان سفر کرده بود و از آنجا که در سال ۴۸۰ پیش از میلاد جنگی میان ایرانیان و یونانیان رخ داده بود، او و اطرافیانش تصور کردند می‌توانند از آن واقعه تاریخی سوءاستفاده کنند تا برای جنگی که دولت ترامپ علیه ایران پیش می‌برد، نوعی سابقه تاریخی بتراشند و بر مبنای آن در بین مخاطبان همراهی و همسویی ایجاد کنند.

اما من بعید می‌دانم این لفاظی‌ها توانسته باشد چنین حاصلی داشته باشد یا اصلاً با این هدف که تصمیم گیران سیاسی در کشورها را تحت تاثیر قرار دهد، انجام شده باشد. شاید این قبیل صحبت‌ها تنها بتواند حربه ای تبلیغاتی برای تحمیق بخشی از افکار عمومی با گرایش‌ راست افراطی، فاشیستی و نژادپرستانه باشد، اما در سطح دولت‌ها خریدار و شنونده‌ای ندارد. در میان طیف‌های رسانه ای جدی، نهادهای دولتی و احزاب رسمی، هیچ‌کس این قبیل بحث‌ها را جدی نمی‌گیرد. به ویژه دولت‌هایی که به لحاظ مرامی با رویکردهای پوپولیستی و راست افراطی ترامپ زاویه دارند — مانند دولت‌های لیبرال دمکرات اروپایی و دیگر مناطق جهان هرگز چنین سخنانی را مبنای عمل دیپلماتیک قرار نمی‌دهند. البته ممکن است احزاب دست‌راستی افراطی و نژادپرست در اروپا با این روایات تحریف‌شده همراهی نشان دهند، اما بعید می‌دانم کارکردی از جهت جذب متحدان جدیدی در سطح دولت‌ها داشته باشد.

کوروش احمدی: نتانیاهو مبدع جعل تاریخ بود و روبیو الگوبرداری کرد / لفاظی تمدنی روبیو در آتن خوراک راست افراطی است نه راهبرد جذب اروپا

این تفکر ملغمه‌ای از ایدئولوژی آخرالزمانی و نگرش‌های نژادپرستانه و مهاجرستیزانه است

*** آیا معتقدید اساساً نوعی صورتبندی تئوریک پشت این قضیه نیست؟ زیرا پس از هفتم اکتبر نیز جریان‌های صهیونیستی مدعی بودند سدی در برابر تسخیر اروپا هستند و اکنون نیز نوعی نبرد تمدنی و خیر و شر میان ایران و غرب القا می‌شود.

در میان طیف‌هایی که به این گفتمان‌ها باور دارند، ازجمله راست مسیحی، صهیونیست‌های مسیحی و اوانجلیست‌های آمریکایی، این ادبیات خریدارانی دارد. مباحثی چون جنگ‌های آخرالزمانی، نشان دادن ایران به عنوان مظهر «شر» و جبهه مقابل به عنوان مظهر «خیر»، همگی ادبیات رایج در میان جریان‌های حاشیه‌ای افراطی در آمریکا و تا حدی کمتر در بین راست گرایان در اروپاست. دفاع روبیو از تمدن غرب در برابر دیگر تمدن ها و حفظ غرب در برابر اغیار نیز ریشه در گرایشات نژادپرستانه و مهاجرستیزانه ترامپیسم و طرفداران آن در اروپا دارد و از این جهت سخنرانی روبیو اهدافی ورای توجیه جنگ تجاوزکارانه علیه ایران داشت.

آنچه در سخنان روبیو رخ داد، نوعی الگوبرداری از لفاظی‌های افراطی این جریان‌های حاشیه‌ای و طرح آن در سطحی بالاتر از زبان وزیر امور خارجه یک قدرت بزرگ بود که فکر می کنم بی سابقه بود. این اقدام در امتداد رفتار نتانیاهو قرار داشت که تلاش می‌کند برای تنش‌های امروز با حکومت کنونی ایران یک پیشینه تاریخی ۲۵۰۰ ساله تعریف و تئوریزه کند. توسل به چنین ابزاری توسط کسی که در جایگاه وزیر خارجه یک دولت مهم غربی است، فکر نمی کنم تا کنون سابقه داشته است.

صورتبندی تقابل خیر و شر در روابط بین‌الملل دوران مدرن بی‌سابقه است

*** اساساً از منظر علم سیاست، صورتبندی تقابل خیر و شر در روابط بین‌الملل کنونی جایگاهی دارد؟

چنین صورتبندی‌هایی در روابط بین‌الملل مدرن هیچ جایگاهی ندارد و اساساً بی‌سابقه است. برخورد «خیر و شری» با پدیده‌ها و رقابت های ژئوپلیتیک هیچ مبنای علمی و حقوقی ندارد. حتی در جریان جنگ جهانی دوم نیز صحبت از جنگ آخرالزمانی یا توسل به تبارشناسانه های تاریخی و برچسب‌ خیر و شر زدن به دشمنان حداقل به این شکل مطرح نبود.

این رویکرد زاییده ملغمه‌ای از عناصر مذهبیِ آخرالزمانی و منافع سیاسی روز است که با گرایش‌های افراطی پیوند خورده است. چنین ترکیب نامتجانسی استعداد دامن زدن به این دست خوانش‌های تحریف‌شده را دارد. متاسفانه شاهد تلاش‌هایی از جانب جریانات ترامپیست برای انتشار چنین ادبیاتی در روابط بین‌الملل هستیم.

کوروش احمدی: نتانیاهو مبدع جعل تاریخ بود و روبیو الگوبرداری کرد / لفاظی تمدنی روبیو در آتن خوراک راست افراطی است نه راهبرد جذب اروپا

پاسخ ما باید مستند، تاریخی و آکادمیک باشد نه شعاری و تقابلی

*** واکنش‌های متعددی از سوی مقامات کشورمان نسبت به این سخنرانی ابراز شد. به نظر شما راه مواجهه اصولی با این‌گونه مواضع چیست؟

باید به این لفاظی‌ها پاسخ داد، هرچند که این لفاظی‌ها نتیجه عملکرد یک جریان نظری حاشیه‌ای است و اثری بر روند کلان تحولات ندارد. اما پاسخی که داده می‌شود نباید از همان جنس برخورد روبیو باشد؛ یعنی نباید خواسته یا ناخواسته و در عمل به تعارض تمدنی و جنگ فرهنگی دامن بزند.

اگر آن‌ها یک روایت تحریف‌شده و ناقص از تاریخ ارائه می‌کنند، ما نباید با یک روایت ضعیف و شعاری به مقابله برویم. برخورد ما در بخش‌های تاریخی باید کاملاً آکادمیک، پژوهشی و مستند باشد. برای مثال، درباره رویداد مورد نظر در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، باید توجه داشت که لشکرکشی خشایارشا به آتن پاسخی به اقدام آتنی‌ها و برخی دیگر از دولت‌شهرهای یونانی بود که ۱۸ سال پیش از آن، شهر «سارد» (مرکز ساتراپی لیدی در امپراتوری هخامنشی) را به آتش کشیده بودند. آن درگیری‌ها بخشی از کنش‌ها و واکنش‌های متعدد سیاسی و نظامی میان قدرت‌های آن عصر بود، نه اینکه امپراتوری هخامنشی ابتدا به ساکن و به دلیل "توحش" به آتن حمله کرده باشد.

بنابراین، پاسخی که از سوی نخبگان و دستگاه دیپلماسی ارائه می‌شود باید چنان مستند و قوی باشد که برای نخبگان و افکار عمومی بین‌المللی باورپذیر افتد، طرف مقابل را در بن‌بست استدلالی قرار دهد و دست او را در مصادره تاریخ رو کند، نه اینکه با پاسخی لفاظانه و شعاری به دام این فضاسازی‌های تبلیغاتی بیفتیم.