در میانه جنگ ایران و عراق، گاهی یک غیبت ساده در آسمان می‌توانست به اندازه یک عملیات نظامی بزرگ، پرسش ایجاد کند. هواپیما از آرایش پروازی جدا می‌شد، ارتباط قطع می‌شد و چند دقیقه بعد دیگر هیچ‌کس نمی‌دانست خلبان کجاست. برای نیروی هوایی عراق در سال‌های جنگ، چنین اتفاقی الزاماً به معنای سقوط نبود؛ احتمال اسارت، نقص فنی یا سرنگونی هم وجود داشت.

به گزارش تابناک، اما ماجرای سرگرد طلال جمیل صالح العبیدی سال‌ها بعد روشن شد که از نوع دیگری بوده است.
العبیدی با نام طلال جمیل صالح العبیدی یا طلال جمیل العبیدی متولد بغداد در سال ۱۹۵۱ است. در سال ۱۹۷۰ وارد دانشکده نیروی هوایی عراق شد و در سال ۱۹۷۳ به عنوان خلبان فارغ‌التحصیل شد. مسیر حرفه‌ای او نیز مانند بسیاری از افسران خلبان عراقی آن دوره، با هواپیما‌های ساخت شوروی گره خورد و سرانجام به فرماندهی یک اسکادران هواپیما‌های تهاجمی رسید. برخی منابع نوع هواپیمای تحت فرمان او را سوخو-۲۰ و برخی سوخو-۲۲ نوشته‌اند.
سرلشکر علوان العبوسی، یکی از فرماندهان ارشد نیروی هوایی عراق در جنگ در مصاحبه‌ای تصریح کرده است که طلال جمیل در سال ۱۹۸۲ با سوخو-۲۲ به ایران پناه برد. العبوسی در همان گفت‌و‌گو او را خلبانی ضعیف توصیف کرده و گفته بود هنگام توجیه مأموریت دچار اضطراب می‌شد. ارزش این روایت از آن جهت است که تاریخ ۱۹۸۲ را از زبان فردی نزدیک به ساختار فرماندهی نیروی هوایی عراق ثبت کرده است.
اما منابعی عربی و مطالبی که بعد‌ها در فضای رسانه‌ای و اینترنتی عراق و منطقه بازنشر شدند، حادثه را در سال ۱۹۸۵ و در جبهه شمالی، حوالی گیلان‌غرب، ذکر کردند. در این روایتها، هواپیمای العبیدی هنگام عملیات از دید سایر هواپیما‌های همراه خارج شد و نیرو‌های عراقی در ابتدا نمی‌دانستند چه بر سر خلبان آمده است. گزارش رسمی آن زمان نیز، مسئولیت حفظ جان خلبان را متوجه نیرو‌های ایرانی کرده بود.


چرا ناپدید شدن او فوراً «فرار» تلقی نشد؟
برای فهم ماجرا باید فضای آن سال‌ها را هم در نظر گرفت. جنگ ایران و عراق در مرحله‌ای بود که هر پرواز رزمی می‌توانست بخشی از یک عملیات محرمانه باشد. از دست رفتن یک هواپیما در منطقه عملیاتی، بدون آنکه خلبان آن در میان کشته‌شدگان یا اسرا دیده شود، الزاماً پاسخ روشنی نداشت.


اگر روایت فرار را بپذیریم، العبیدی هواپیمای خود را از مسیر مأموریت جدا کرد و در یکی از پایگاه‌های هوایی ایران فرود آمد. این اتفاق از نظر اطلاعات نظامی نیز اهمیت داشت؛ زیرا یک خلبان آموزش‌دیده عراقی همراه با یک هواپیمای ساخت شوروی به طرف ایرانی تحویل داده شده بود. در جنگی که شناخت تجهیزات، تاکتیک‌ها و ساختار نیروی هوایی طرف مقابل اهمیت فراوان داشت، حضور چنین فردی می‌توانست منبع اطلاعاتی ارزشمندی باشد.


اما اینکه ایران از همان ساعات اول با اطمینان کامل از انگیزه او خبر داشته یا نه، مسئله دیگری است. درباره ماه‌های نخست حضور العبیدی در ایران گفته شده بلافاصله وارد زندگی عادی نشد و مدتی تحت بازجویی و مراقبت بود تا وضعیتش روشن شود. نمی‌توان مدت دقیق بازداشت یا جزئیات قرنطینه او را با اطمینان بیان کرد.


آنچه بعد‌ها اهمیت بیشتری پیدا کرد، سرنوشت او در جریان تبادل اسرا بود.


پس از پایان جنگ در سال ۱۹۸۸، هزاران اسیر ایرانی و عراقی در چند مرحله مبادله شدند. خلبانان نظامی نیز در میان اسرا جایگاه ویژه‌ای داشتند. اما نام طلال جمیل العبیدی در فهرست خلبانان عراقی بازگشته دیده نشد. همین غیبت بود که به روایت فرار او معنا و شکل تازه‌ای داد: مردی که دستگاه نظامی عراق تصور می‌کرد در جریان جنگ ناپدید شده، اساساً در اردوگاه‌های اسرا نبود که روزی به عراق بازگردد.


در مصاحبه‌ای که مؤسسه مطالعات دفاعی آمریکا، IDA، منتشر کرده، علوان العبوسی به صراحت گفته است که خلبانان عراقی اسیر در ایران در سال‌های ۱۹۸۹، ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ به تدریج بازگردانده شدند، اما همه آنان بازنگشتند و طلال جمیل یکی از مواردی بود که به ایران پناه برده بود. 


خلبانی که تبدیل به پرونده اطلاعاتی شد


در روایت‌های عراقی پس از سقوط صدام، درباره نقش العبیدی در ایران ادعا‌های بسیار سنگین‌تری مطرح شد؛ از جمله اینکه او پس از ورود به ایران در بازجویی از خلبانان عراقی اسیر مشارکت داشته است. 


یک واقعیت قطعی است که العبیدی پس از جنگ به عراق بازنگشت و زندگی‌اش را در خارج از ساختار حکومت صدام ادامه داد.


از تهران و تبعید تا مخالفان صدام


سال‌های پایانی دهه ۱۹۸۰ و دهه ۱۹۹۰ برای مخالفان صدام دوره‌ای از پراکندگی و سازمان‌یابی در خارج از عراق بود. گروه‌های مختلف مخالف حکومت بعث در اروپا، ایران، سوریه و مناطق کردنشین عراق فعالیت می‌کردند. در میان آنها «المؤتمر الوطنی العراقی» به رهبری احمد چلبی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد و در سال‌های منتهی به حمله آمریکا به عراق، به یکی از شناخته‌شده‌ترین تشکل‌های اپوزیسیون عراقی در خارج از کشور تبدیل شد.


گزارش‌هایی که بعد‌ها درباره العبیدی منتشر شد، او را در همین دوره در ارتباط با جریان چلبی قرار می‌دهند و حتی از حضورش در کنفرانس مخالفان عراقی در لندن در دسامبر ۲۰۰۲ سخن می‌گویند. البته نمی‌توان با اطمینان او را «عضو ارشد» یا «دستیار اصلی» چلبی معرفی کرد.


اتهام دیگری که در برخی گزارش‌های عربی علیه او مطرح شده، ارتباط با عملیات علیه افسران ارتش سابق عراق پس از سقوط صدام است. 


عجیب‌ترین بخش پرونده العبیدی شاید این باشد که مردی که سال‌ها پیش با یک هواپیمای جنگی از نیروی هوایی عراق جدا شده بود، پس از تغییر کامل نظام سیاسی عراق، دوباره به ساختار رسمی دولت این کشور بازگشت.


بازگشت به عراق؛ از خلبان فراری تا دیپلمات


پس از سقوط حکومت صدام در سال ۲۰۰۳، ساختار سیاسی عراق دگرگون شد و بسیاری از نیرو‌هایی که سال‌ها در خارج از کشور فعالیت کرده بودند، به بغداد بازگشتند. العبیدی نیز در همین دوره در عراق جدید ظاهر شد.


چند سال بعد، نام او دیگر نه در فهرست خلبانان نیروی هوایی، بلکه در فهرست دیپلمات‌های عراق دیده می‌شد. منابع یمنی در سال ۲۰۰۹ از طلال جمیل صالح العبیدی به عنوان سفیر عراق در صنعا نام برده‌اند. روزنامه «۱۴ اکتبر» یمن نیز در مرداد ۱۳۸۸ گزارشی از دیدار او با معاون وزارت خارجه یمن منتشر کرده و از او با عنوان سفیر عراق یاد کرده است.


در گزارشی دیگر که به پایان مأموریت او در یمن مربوط است، وزیر خارجه یمن با العبیدی دیدار کرده و از تلاش‌های سفیر عراق برای توسعه روابط دو کشور تقدیر شده است. 


مسیر او حتی به ترکیه نیز افتاد. در اول ژوئیه ۲۰۱۳، جلال طالبانی، رئیس‌جمهور وقت عراق، طی فرمان جمهوری شماره ۷۹، طلال جمیل صالح العبیدی را به عنوان سفیر فوق‌العاده و تام‌الاختیار عراق در ترکیه منصوب کرد. این حکم در «الوقائع العراقیة»، روزنامه رسمی جمهوری عراق، منتشر شده است.


یک سال بعد، در دسامبر ۲۰۱۴، هنگامی که حیدر العبادی، نخست‌وزیر عراق، وارد آنکارا شد، طلال جمیل صالح العبیدی در مقام سفیر عراق در ترکیه در فرودگاه از او استقبال کرد. 


این نقطه از زندگی العبیدی، پرونده او را از یک داستان صرفاً نظامی خارج می‌کند. او دیگر فقط خلبانی نبود که در جریان جنگ از نیروی هوایی عراق جدا شده باشد؛ بلکه در عراق پس از صدام، به نماینده رسمی همان کشوری تبدیل شد که سال‌ها پیش ترک کرده بود.