هفته پیش وقتی وزیر خارجه آمریکا نقش مورخ و تحلیلگر مسائل تاریخی را بازی کرد و به سرش زد که ایران باستان را به چالش بکشد اصلاً به فکرش هم خطور نکرده بود که ‌نه تنها قانون اساسی و «تمدنک آمریکایی» بلکه تمدن غرب هم بخشی از داشته‌هایش را مدیون ایران است.

هفته پیش وقتی وزیر خارجه آمریکا نقش مورخ و تحلیلگر مسائل تاریخی را بازی کرد و به سرش زد که ایران باستان را به چالش بکشد اصلاً به فکرش هم خطور نکرده بود که ‌نه تنها قانون اساسی و «تمدنک آمریکایی» بلکه تمدن غرب هم بخشی از داشته‌هایش را مدیون ایران باستان است. این البته ادعای ما ایرانی‌ها نیست؛ بلکه اعتراف خود غربی‌هاست که «روبیو» انگار چیزی درباره آن نمی‌دانست.

برخورد تمدن‌ها-۲

البته از یک وزیر آمریکایی که قرار است در سخنرانی از پیش نوشته شده، «ایران‌هراسی» را ترویج کند نمی‌توان توقع داشت که هر دو روی سکه تاریخ را ببیند و در کسوت آدمی علاقه‌مند و مطلع از رویدادهای تاریخی، حرف منصفانه بزند. برای همین «روبیو» در سخنانش از نقش فرهنگ و تمدن یونان در شکل‌گیری دموکراسی و قانون اساسی در ایالات متحده صحبت کرد و داستان جنگ‌های ایران و یونان را آن طور که دلش خواست تعریف کرد، به تمدن ایران باستان تاخت و هخامنشیان را تجاوزگرانی بی‌رحم لقب داد که برای نابودی تمدن یونان تلاش کرده و شکست خوردند، اما یک کلمه درباره «منشور کوروش» که اولین نماد و نمونه حقوق بشر مکتوب است، حرفی نزد. بالاتر از آن اصلاً به روی خودش نیاورد که «کوروش‌نامه» چه تأثیری بر تفکر بنیان‌گذاران آمریکای امروزی داشته و قانون اساسی آمریکا تا چه حد متأثر از مشی و مرام حکمرانی کوروش است.
دیروز «ایندیپندنت» در واکنش به سخنان «روبیو» نوشت: «وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا، چهارشنبه گذشته در سفر رسمی به آتن و در کنار ویرانه‌های آکروپولیس به تمدن درخشان مشرق‌زمین، یعنی ایران باستان، تاخت و امپراتوری هخامنشی را یاغیانی معرفی کرد که شاهنشاهشان، یعنی خشایارشاه، به یونان هجوم آورد تا این تمدن درخشان را با خاک یکسان کند...».
«سیدولی‌رضا نصر» سیاستمدار و تحلیلگر ایرانی‌الاصل که زمانی مشاور «اوباما» هم بود در پاسخ به اظهارات وزیرخارجه آمریکا نوشته است: به نظر می‌رسد روبیو در حال طرح نسخه دوم نظریه «برخورد تمدن‌ها»ی هانتینگتون است. به‌جای تقابل اسلام و غرب، او تقابل تمدنی میان ایران و غرب را مطرح می‌کند. گویا دوران اسلام‌هراسی در حال جایگزین شدن با «ایران‌هراسی» است. البته در این مطلب قرار نیست به صحت و سقم سخنان «روبیو» بپردازیم یا تاریخ سال ۴۸۰ پیش از میلاد را نبش قبر کنیم و یادآور شویم یونانی‌ها در حمله به ایران چه جنایاتی را مرتکب شدند و به قول «ولی نصر» دوباره جنگ و برخورد تمدن‌ها را راه بیندازیم. به جای این کارها می‌شود راه نزدیک کرد و به ۲۰۰ و چند سال پیش یعنی دوران اولیه شکل‌گیری ایالات متحده برگشت.

«کوروش‌نامه» را بخوان

همه مورخان غربی معتقدند نمی‌توان تأثیر سه تمدن تاریخ‌ساز ایران، روم و یونان، بر یکدیگر و بر جهان معاصر را کتمان کرد. وزیر خارجه آمریکا با هدف بزرگ‌نمایی خوی ستیزه‌جویی شرق و در مقابل آن، صلح‌جویی، تمدن و فلسفه و آرامش مذهبی در غرب، سخنرانی کرد و به تمدن ایران باستان تاخت. آن هم در حالی که به مسئله تأثیر و تأثر تمدن ها بر یکدیگر اشاره‌ای نکرد. او گفت تاریخ آمریکا سرشار از ردپای دوران باستان است. میراث یونان، به معنای واقعی کلمه، در معماری نهادهای حکومتی ما نقش بسته است. گویا نویسندگان سخنرانی وزیر خارجه آمریکا، به اندازه کافی تحقیق نکرده بودند یا نخواستند ردپای تمدن ایرانی و امپراتوری هخامنشی را در شکل‌گیری قانون اساسی ایالات متحده آمریکا یادآور شوند. این در حالی است که «توماس جفرسون» از بنیان‌گذاران آمریکا، نویسنده متن اعلامیه استقلال و سومین رئیس‌جمهور آمریکا، در سال ۱۸۲۰ به نوه‌اش می‌نویسد: «به تو توصیه می‌کنم به‌طور منظم به درس‌آموزی از تاریخ و ادبیات در هر دو زبان یونانی و لاتین بپردازی... در یونانی اول از همه با «کوروش‌نامه» شروع کن».
«کوروش‌نامه» کتابی است که «گزنفون» در سده چهارم یا پنجم پیش از میلاد درباره زندگی و شیوه فرمانروایی کوروش دوم نوشته است.خود توماس جفرسون دست‌کم دو نسخه از کتاب کوروش‌نامه را در کتابخانه شخصی‌اش داشت که هر دو نسخه به کتابخانه کنگره منتقل شدند. در یک جلد از آن‌ها یادداشت‌ها و اصلاحاتی به قلم خود جفرسون هم موجود است که مشخص می کند پدر آمریکایی‌های امروزی چقدر دقیق این کتاب را بررسی کرده است.
«ایندیپندنت» می‌نویسد: «علاقه جفرسون به این کتاب را می‌توان در چارچوب توجه او به الگویی از حکومت برای آمریکا دید...».«روبیو» در سخنرانی‌اش همه چیز فرهنگ آمریکا را میراث یونان باستان دانست اما جالب است که مورخان غربی می‌گویند کوروش‌نامه کتابی است که نشان می‌دهد یونانیان هم تحت تأثیر الگوی رواداری مذهبی، سیاسی و اجتماعی ایران باستان قرار گرفته بودند.
«گزنفون» یونانی هم در مقدمه کتاب «کوروش‌نامه» می‌نویسد ناکامی و بی‌ثباتی انواع حکومت‌ها او را به فکر بررسی پادشاهی کوروش، به‌عنوان نمونه‌ای موفق از فرمانروایی که توانسته بود بر عده کثیری از مردم و ملل مختلف حکمرانی کند، واداشته است.
بنیان‌گذار و به اصطلاح پدر معنوی دیگر آمریکایی‌ها «جان آدامز» رئیس جمهور دوم این کشور است. اسناد تاریخی نشان می دهد دست برقضا او هم به «کوروش‌نامه» علاقه فراوان داشت و نسخه‌هایی از آن را در کتابخانه‌اش داشت. «کوروش‌نامه» به شهادت خود آمریکایی‌ها - به جز روبیو و همفکرانش- در قرن هجدهم از متون شناخته‌شده آموزشی درباره حکمرانی، قانون و رهبری به شمار می‌رفت و نقشی مهم در ساختن بنیان‌های آمریکا داشت. «ایندیپندنت» می‌نویسد: «آنچه غرب از کوروش هخامنشی و بنیان‌گذاران آمریکا از تمدن ایران آموختند، سیاست رواداری مذهبی و عدم تحمیل دین رسمی به اقوام و ملل تحت حکمفرمایی پادشاهی ایران بود... کوروش‌نامه گزنفون از جهان باستان تا دوران مدرن، بارها خوانده و بازتفسیر شد؛ از اسکندر مقدونی و فرمانروایان روم گرفته تا متفکرانی چون ماکیاولی و روسو و سپس چهره‌هایی مانند بنجامین فرانکلین، توماس جفرسون و جان آدامز. این اثر طی قرن‌ها تصویری از کوروش و شیوه فرمانروایی او را به سنت فکری غرب منتقل کرد. تمدن و اندیشه، مرز زمان را درمی‌نوردند و می‌توانند قرن‌ها بعد نیز بر برداشت انسان‌ها از حکومت، قدرت و مدارا اثر بگذارند».