جوان آنلاین: دکتر محمدامیر هاشم‌پور، روانشناس و مدیرعامل مؤسسه روانشناسی باتاب هزاره فردا می‌گوید: «بعضی افراد مزاحمتی که دیگران ایجاد می‌کنند را می‌بینند، اما اگر خودشان همان کار را انجام دهند با توضیح دلایلی توجیه می‌کنند.» هاشم‌پور با اشاره به یکی از تناقض‌های فرهنگ عمومی معتقد است تا زمانی که راحتی و منفعت شخصی را مقدم بر حق دیگران بدانیم رعایت قانون به یک رفتار درونی و پایدار تبدیل نمی‌شود؛ متن گفت‌و‌گو با وی به شرح زیر است. 
 
چرا وقتی دیگران قانون را رعایت نمی‌کنند ناراحت می‌شویم، اما برای تخلف خودمان بهانه می‌آوریم؟
یکی از دلایل این رفتار این است که همیشه خودمان و دیگران را با یک معیار قضاوت نمی‌کنیم. وقتی کسی دوبله پارک می‌کند مزاحمتی را می‌بینیم که برای دیگران ایجاد کرده است، اما وقتی خودمان همین کار را انجام می‌دهیم عجله، خستگی و گرفتاری‌مان بیشتر به چشممان می‌آید، در حالی که ممکن است فرد مقابل هم به همان اندازه گرفتار و عجول باشد. از طرف دیگر بیشتر ما دوست داریم خودمان را آدمی منصف و مسئول بدانیم. وقتی رفتارمان با این تصویر سازگار نیست، ممکن است به‌جای اصلاح برایش توجیه بتراشیم. این توجیه‌ها کمک می‌کنند بدون اینکه خودمان را چندان سرزنش کنیم به رفتارمان ادامه دهیم. در روانشناسی این سازوکار‌ها در چارچوب مفهوم «گسست اخلاقی» بررسی می‌شوند. شناخت این سازوکار‌ها به ما کمک می‌کند، بفهمیم چرا گاهی برای خودمان استثنا قائل می‌شویم. البته این شناخت مسئولیت رفتارمان را از بین نمی‌برد. 

چطور یک تخلف کوچک به رفتاری عادی تبدیل می‌شود؟
وقتی تخلفی کوچک برایمان منفعت فوری دارد و پیامد ناخوشایندی هم به دنبال نمی‌آورد احتمال دارد آن را تکرار کنیم. مثلاً یک بار دوبله پارک می‌کنیم و چند دقیقه زودتر به کارمان می‌رسیم. چون اتفاق خاصی نمی‌افتد ممکن است دفعه بعد هم همین کار را انجام دهیم. اگر هر بار برای رفتارمان توجیهی داشته باشیم کم‌کم حساسیت‌مان نسبت به نادرستی آن کاهش پیدا می‌کند. به‌تدریج به‌جای اینکه از خودمان بپرسیم «آیا این کار درست است؟» به این فکر می‌کنیم که «آیا برایم دردسر درست می‌کند؟»
پژوهش‌های روانشناختی نشان داده‌اند که در بعضی شرایط تخلف‌های اخلاقی کوچک و تدریجی می‌توانند زمینه‌ساز تخلف‌های بزرگ‌تر شوند. البته این اتفاق برای همه و در همه شرایط رخ نمی‌دهد. نکته مهم این است وقتی اشتباهی می‌کنیم آن را بپذیریم و برای تکرار نکردنش تصمیم بگیریم. اگر به‌جای پذیرش اشتباه مدام به خودمان بگوییم «اصلاً کار بدی نکردم» راه تکرار آن را هموارتر می‌کنیم. 

بعضی رانندگان فقط وقتی پلیس حضور دارد قانون را رعایت می‌کنند. این رفتار چه معنایی دارد؟
ممکن است رعایت قانون برای این افراد بیشتر به نظارت بیرونی و ترس از جریمه وابسته باشد تا باور درونی به ضرورت آن. در چنین شرایطی فرد به‌جای اینکه به امنیت و حقوق دیگران فکر کند بیشتر نگران دیده‌شدن و هزینه تخلف است. البته نمی‌توانیم فقط با دیدن یک رفتار درباره کل شخصیت و اخلاق یک فرد قضاوت کنیم. از طرف دیگر نباید همه مسئولیت را هم متوجه شهروندان بدانیم. اعتماد مردم به نهاد‌ها و احساس عدالت در اجرای قانون نیز اهمیت دارد. وقتی افراد احساس کنند قانون برای همه یکسان اجرا نمی‌شود پذیرش آن دشوارتر می‌شود. پژوهش‌های مربوط به عدالت رویه‌ای نیز نشان می‌دهند که احساس انصاف و اعتماد به نهاد‌های مسئول در پذیرش قانون نقش دارد. بنابراین جریمه و نظارت لازم هستند، اما کافی نیستند. مردم باید ضرورت مقررات را بفهمند و اجرای قانون را منصفانه ببینند. هم شهروندان در برابر رفتار خود مسئولند و هم نهاد‌های مجری باید قانون را عادلانه اجرا کنند. 

چطور می‌توانیم هنگام رعایت حق دیگران راحتی خودمان را تنها معیار تصمیم‌گیری قرار ندهیم؟
باید به‌جای فکر کردن به مفاهیم کلی به پیامد رفتارمان برای یک انسان واقعی توجه کنیم. وقتی نوبت را رعایت نمی‌کنیم ممکن است وقت کسی را بگیریم که به‌اندازه ما عجله دارد. وقتی پیاده‌رو را می‌بندیم شاید یک سالمند، کودک یا فردی که از ویلچر استفاده می‌کند نتواند به‌راحتی عبور کند. وقتی فردی را که حقش نادیده گرفته می‌شود در ذهنمان ببینیم سخت‌تر می‌توانیم راحتی خودمان را تنها ملاک تصمیم قرار دهیم. البته باید بین زحمت کشیدن و ضایع شدن حق خودمان تفاوت بگذاریم. اینکه چند دقیقه در صف منتظر بمانیم لزوماً به معنای ضرر کردن نیست. گاهی این انتظار بخشی از رعایت حقوق دیگران است. می‌توانیم از خودمان بپرسیم «راحتی الان من چه هزینه‌ای برای دیگران دارد؟» از طرف دیگر رعایت حقوق دیگران به این معنا نیست که نباید از مقررات انتقاد کنیم. ممکن است قانونی نیازمند اصلاح باشد و بتوانیم برای تغییر آن تلاش کنیم، اما تا زمانی که صرفاً برای منفعت شخصی خودمان حق دیگری را نادیده می‌گیریم مسئله متفاوت است. 

اگر بخواهیم از خودمان شروع کنیم چه تمرین ساده‌ای کمک می‌کند تا پیش از توجیه تخلف رفتارمان را بررسی کنیم؟
هر وقت خواستیم با جمله‌هایی مثل «فقط همین یک بار» یا «همه همین کار را می‌کنند» رفتارمان را توجیه کنیم چند لحظه مکث کنیم و از خودمان بپرسیم: «اگر کسی همین کار را در حق من انجام می‌داد عذرش را می‌پذیرفتم؟» «چه کسی هزینه تصمیم مرا می‌پردازد؟» و «آیا راه دیگری وجود دارد که حق کمتری از کسی ضایع شود؟» مثلاً اگر توقف مقابل ورودی ساختمانی باعث ایجاد مزاحمت می‌شود می‌توانیم کمی دورتر پارک کنیم. هدف این نیست که مدام خودمان را سرزنش کنیم، هدف این است که بین خواسته فوری و تصمیمی که می‌گیریم فاصله‌ای ایجاد کنیم تا بتوانیم بهتر فکر کنیم. اگر هم تخلفی انجام داده‌ایم بهتر است آن را بپذیریم، در صورت امکان پیامدش را جبران کنیم و برای موقعیت بعدی تصمیم مشخصی بگیریم. مثلاً به‌جای اینکه فقط بگوییم «باید آدم بهتری باشم» با خودمان قرار بگذاریم که دفعه بعد زودتر حرکت کنیم تا مجبور نشویم برای رسیدن به مقصد حق دیگران را نادیده بگیریم.