فروش متری مسکن در عرض چند دقیقه و قیمت‌گذاری‌های مشکوک؛ آیا طرح خانه‌ریز برای حمایت از مردم و سرمایه‌گذاران است یا بستری برای رانت نورچشمی‌ها؟ وقتی که سازمان بورس به خواب می‌رود؛ شهرداری و ارگان‌های مشابه، عرض‌اندام خواهند کرد.

بورس نیوز:

جالب است بدانید، در پی استقبال چشمگیر شهروندان از مرحله دوم عرضه خانه‌ریز در مهرماه، فریند سفارش‌گیری آن در کمتر از یک ساعت به پایان رسید. آیا این اتفاق را باید نشان‌ای از ضعف سازمان بورس تلقی کرد یا شهرداری تهران نبوغی فراتر از اقتصاد جهانی دارد؟! مگر چنین چیزی امکان دارد که با ایجاد یک طرح در بستر سایتی جدید و ناشناخته، اقدام به فروش متری مسکن کرد؟ سازمان بورس کشور با دهه‌ها سابقه فعالیت، هنوز هم ابزاری برای معامله متری مسکن ارائه نداده است، آن وقت چطور شده که شهرداری تهران یک شبه از فروش متری مسکن رونمایی کرد؟ به برنامه‌ها و عملکرد رؤسای سازمان بورس متاسف باشیم یا به پروژه غافلگیرکننده شهرداری شک کنیم؟

کل سرمایه جمع شده و تعهدات که در سایت خانه‌ریز، قابل نمایش نیست و برای خریداران هم سند یا قولنامه‌ای صادر نمی‌شود؛ آیا در شرایط بحرانی و یا در صورت خروج مسئولین مربوطه از کشور، مردم به ملک یا پولشان خواهند رسید؟ چه تضمینی وجود دارد که با عطسه یک مدیر و یا استعفای یک مسئول، پول‌های جمع‌آوری شده از مردم عودت داده شوند؟ چه تضمینی وجود دارد واحد‌های خریداری شده توسط مردم نقدشونده باشند؟ آیا کسری بودجه دولت و بالا و پایین شدن خزانه، ارتباطی با طرح "خانه‌ریز" دارد؟ این سوالات، تنها سوال نیستند، بلکه نگرانی‌های مردم از این پروژه نوپا و جدید در دل همین پرسش‌ها نهفته است.

آقای صیدی؛ طرح خانه‌ریز به شما برنمی‌خورد؟!

واقعا عجیب است؛ همه ما سازمان بورس را مدیر و نظاره‌گر بورس به عنوان بزرگ‌ترین بازار مولد کشور می‌شناسیم، اما هر ارگانی برای خود بساطی پهن کرده و در حال خدمت به مردم است، الا سازمان بورس محبوب خودمان! آقای صیدی، رئیس محترم سازمان بورس ایران؛ دانش بورسی، مدارک بورسی و مناصب بورسی را شما دارید، نه شهرداری تهران، نه بانک مرکزی. آیا اینکه شهرداری تهران با طرح خانه‌ریز و بانک مرکزی با پیش فروش سکه به بورس بازی پرداخته و صرافی‌ها خدمات استیکینگ و فارمینگ ارز ارائه می‌دهند، به شما برنمی‌خورد؟!

وظیفه بانک مرکزی در تمام کشور‌ها چیست؟ نظارت بر بانک‌ها، تنظیم بازار پول و مدیریت سپرده‌ها. اما در ایران، بانک مرکزی به ضرب و پیش فروش سکه و نظارت بر صرافی‌ها بیش از خدمات بانکی علاقه دارد. وظیفه شهرداری در کشور‌ها چیست؟ کاملا مشخص است؛ مدیریت، توسعه و اداره امور شهر برای رفاه شهروندان. اما در ایران، سرمایه گذاری در املاک و مستغلات، تامین مالی و واسطه‌گری نیز، می‌تواند از وظایف چرب و پرسود شهرداری باشد.

وظایف سازمان بورس چطور؟ نظارت و تنظیم بازار اوراق بهادار برای حفاظت از حقوق سرمایه‌گذاران و شفافیت معاملات؛ اما سهام‌داران ایرانی، سازمان بورس را با دامنه نوسان محدود، صف خرید و فروش، عرضه اولیه‌های چند صد هزار تومانی و صد‌ها صندوق تکراری می‌شناسند.

هر ارگانی بساط خود را پهن کرد، الا سازمان بورس!

پس از سال‌ها به فکر راه اندازی صندوق ارزی افتادند که آن هم ۳.۲ همت ارزش خالص دارایی دارد و باید از طریق بانک اقدام به سرمایه گذاری کرد. اگر قرار بر سرمایه گذاری و مراجعه حضوری بود، به زحمت نمی‌افتادید، سرمایه گذاران، همان دلار‌های خود را در متکا و گاوصندوق و یا در کیف پول (Wallet) خود نگهداری می‌کردند. بازار بورس با دهه‌ها سابقه فعالیت، میزبان تنها ۸ صندوق سرمایه‌گذاری املاک و مستغلات است که جمع NAV آن‌ها به ۱۶ همت نمی‌رسد و برخی از آن‌ها با حبابی دلهره‌آور معامله می‌شوند! اینکه کرکره بورس کشور را در زمان جنگ پایین کشیدند، منطقی و قابل هضم است، اما اینکه پس از بازگشایی معاملات سهام، دامنه نوسان باید به ۳ درصد محدود باشد و صف‌ها از تابلوی معاملات بیرون بزنند، ریشه در تصمیمات و برنامه‌های اشتباه دارد. همین برنامه‌های سازمان بورس، پای هر ارگان و مسئولی را به میدان سرمایه گذاری و تامین مالی کشانده است.

بورس‌بازی در قلب شهرداری، آن هم با معاملات دقیقه‌ای

در پروژه ۵۴ واحدی فجر، عرضه سه شنبه پنجم آبان‌ماه "خانه‌ریز" با تکمیل ظرفیت در عرض چند دقیقه به پایان رسید؛ آیا این عجیب نیست؟! در این روز، قیمت عرضه پروژه به ازای هر متر مربع ۲۳۸ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بود که در همان چند دقیقه اول، عرضه تمام شد و قیمت به ۲۶۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان افزایش پیدا کرد. عجیب نیست؟ این ۱۲ درصد سود (شما بخوانید رانت) به جیب چه کسانی رفت؟

بدون سند، بدون قولنامه یا ثبت رسمی، بدون ارزش معاملات استاندارد و فقط در بستر یک سایت جدید در حال عرضه متری مسکن هستید که معلوم نیست این طرح به منظور حمایت از مردم و سرمایه گذاری اقشار کم‌توان ایجاد شده یا سود ویژه برای نورچشمی‌ها! این داستان همین جا ختم نمی‌شود؛ بخش دیگر این پروژه پرابهام به ماجرای ارزش‌گذاری املاک بازمی‌گردد. در طرح فجر، قیمت عرضه و ارزش‌گذاری ۲۳۸ میلیون تومان و قیمت بازار ۳۶۰ میلیون تومان به ازای هر متر تخمین زده‌اند؛ آیا شهرداری تهران آنقدر دلسوز سرمایه‌گذاران شده که این ملک را ۵۱ درصد زیر ارزش ذاتی عرضه می‌کند؟