حملات موشکی به عربستان، ادامه جنگ روسیه و اوکراین و افزایش تنشهای نظامی میان چین و غرب، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا جهان بهسوی یک رویارویی گستردهتر حرکت میکند؟
به گزارش خبرفوری، دو تحلیل منتشرشده در روزنامه «فایننشال تایمز» تلاش میکنند با بررسی تحولات امروز و بازخوانی تاریخ، نشان دهند چگونه جنگهای منطقهای به یکدیگر پیوند میخورند و خطر برخورد مستقیم قدرتهای بزرگ را افزایش میدهند.
گیدئون راکمن، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی این روزنامه، در مقالهای با عنوان «آیا ناآگاهانه به سوی جنگ جهانی سوم پیش میرویم؟» درباره فرسایش نظم امنیتی جهان و افزایش احتمال محاسبات اشتباه هشدار داده است. همزمان، کیم غطاس، نویسنده فایننشال تایمز، ریشه بخشی از تقابل کنونی ایران، اسرائیل و آمریکا را در تحولات تابستان ۱۹۸۲ لبنان جستوجو میکند.
از لبنان در سال ۱۹۸۲ تا جنگ امروز
کیم غطاس برای توضیح ریشههای بحران کنونی به ۹ ژوئن ۱۹۸۲ بازمیگردد؛ زمانی که نیروهای اسرائیلی در جریان حمله به لبنان به سمت بیروت پیشروی کردند. آریل شارون، وزیر دفاع وقت اسرائیل، پیشتر به مقامهای آمریکایی اطمینان داده بود که نیروهای اسرائیلی بیش از ۴۰ کیلومتر وارد خاک لبنان نخواهند شد، اما دامنه عملیات از اهداف اعلامشده فراتر رفت.
به روایت غطاس، حمله اسرائیل به لبنان یکی از نقاط عطف تاریخ خاورمیانه بود. این عملیات آمریکا را عمیقتر وارد بحران لبنان کرد و زمینه حضور نیروهای ایران در سوریه و لبنان و شکلگیری هسته اولیه حزبالله را فراهم آورد.
در آن زمان، جمهوری اسلامی کمتر از چهار سال از عمر خود را پشت سر گذاشته بود و همچنان با عراق در جنگ بود. با این حال، پس از آزادسازی خرمشهر در مه ۱۹۸۲، گروهی از نیروهای ایرانی، از جمله احمد متوسلیان، به سوریه اعزام شدند و ارتباط با گروههای شیعه لبنانی را آغاز کردند. این همکاریها در سالهای بعد به شکلگیری حزبالله انجامید؛ گروهی که به یکی از مهمترین متحدان منطقهای ایران تبدیل شد.
جنگهای منطقهای دیگر جدا از هم نیستند
راکمن معتقد است درگیریهای امروز را نمیتوان مجموعهای از جنگهای مستقل دانست. جنگ اوکراین و جنگ ایران بهتدریج به یکدیگر مرتبط شدهاند. روسیه در جنگ اوکراین از پهپادهای ایرانی یا نمونههای مبتنی بر طراحی ایرانی استفاده کرده و گزارشهایی نیز درباره کمک اطلاعاتی مسکو به تهران برای شناسایی اهداف نظامی آمریکا در خاورمیانه منتشر شده است؛ هرچند جزئیات این همکاریها کاملا روشن نیست.
در مقابل، اوکراین تجربه مقابله با پهپادهای شاهد را در اختیار برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس قرار داده است. به این ترتیب، فناوری و تجربه نظامی حاصل از یک جنگ، در جبههای دیگر به کار گرفته میشود.
همچنین نزدیکی روسیه، چین، ایران و کره شمالی نگرانی غرب را افزایش داده است. با این حال، این روابط لزوما به معنای تشکیل یک اتحاد نظامی یکپارچه یا تعهد همه این کشورها به ورود به جنگ نیست.
چرا خطر برخورد قدرتهای بزرگ افزایش یافته است؟
راکمن یکی از عوامل افزایش تنشها را تغییر موازنه اقتصادی و نظامی جهان میداند. سهم کشورهای گروه هفت از تولید اقتصادی جهان که در سال ۱۹۸۹ حدود دوسوم بود، تا سال ۲۰۲۲ به حدود ۴۳ درصد کاهش یافت. از نگاه او، کاهش برتری نسبی غرب، در کنار تجربه جنگهای افغانستان و عراق، برخی قدرتها را به آزمودن محدودیتهای نظم بینالمللی تشویق کرده است.
سیاست خارجی دونالد ترامپ نیز به این ابهامها افزوده است. تردید درباره میزان تعهد آمریکا به متحدانش و تأکید بر کاهش برخی تعهدات امنیتی واشنگتن میتواند اعتبار نظام بازدارندگی را تحت فشار قرار دهد.
آیا جنگ جهانی سوم آغاز شده است؟
با وجود این هشدارها، راکمن معتقد است هنوز نمیتوان وضعیت کنونی را جنگ جهانی سوم نامید. چنین جنگی، به باور او، مستلزم رویارویی مستقیم قدرتهای بزرگ و گسترش درگیری به چند قاره است؛ شرایطی که هنوز بهطور کامل تحقق نیافتهاند.
با این حال، خطر اصلی میتواند از محاسبات اشتباه ناشی شود. در آستانه جنگهای جهانی اول و دوم نیز برخی قدرتها درباره واکنش رقبای خود دچار خطا شدند. امروز هم پرسشهایی مشابه مطرح است: آیا آمریکا در صورت حمله روسیه به کشورهای حوزه بالتیک به تعهدات ناتو عمل خواهد کرد؟ آیا برای دفاع از تایوان وارد جنگ با چین میشود؟
پاسخ نامشخص به چنین پرسشهایی ممکن است تصمیمگیریهای خطرناک را افزایش دهد. بنابراین، مسئله اصلی حتمی بودن جنگ جهانی سوم نیست، بلکه کاهش فاصله میان بحرانهای منطقهای و رقابت قدرتهای بزرگ است؛ وضعیتی که در آن، یک حمله یا سوءمحاسبه میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از محل وقوع خود داشته باشد.
