تنش‌زدایی میان واشنگتن و پکن بیش از آنکه نشانه تحول راهبردی باشد، مکثی تاکتیکی در رقابتی ساختاری بر سر برتری فناورانه، نفوذ ژئوپلیتیکی و موازنه قدرت است؛ رقابتی که تداوم آن، همکاری آمریکا و هند را برای مهار چین همچنان ضروری می‌سازد.

به گزارش تجارت نیوز، نشنال اینترست با انتشار یادداشتی مدعی شد: در شرایطی که روابط آمریکا و هند با تنش‌هایی روبه‌روست و نوسانات قیمت جهانی نفت و اختلال در زنجیره‌های تامین افزایش یافته، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز ۲۰ اکتبر برای سفری دوروزه وارد هند شد. او این بار دهلی‌نو را از برنامه سفر خود کنار گذاشت و مستقیما به بمبئی، پایتخت مالی هند، و جام‌نگر، قطب پالایش نفت این کشور، رفت. این رویکرد غیرمعمول این پرسش را مطرح می‌کند که آیا اهمیت ژئوپلیتیکی هند برای آمریکا، به‌عنوان وزنه‌ای در برابر چین، کاهش یافته است؟ پاسخ هم مثبت است و هم منفی.

با این حال، برای درک دقیق‌تر این موضوع باید تحولات را در بستر گسترده‌تری بررسی کرد؛ به‌ویژه با توجه به دیدار ماه گذشته شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ که ظاهرا از کاهش تنش‌ها در رقابت راهبردی دو کشور حکایت داشت. رقابت راهبردی آمریکا و چین حوزه‌های متعددی، از فناوری و نظامی‌گری گرفته تا اقتصاد، امور مالی و ژئوپلیتیک را دربرمی‌گیرد. همین گستردگی باعث شده است بسیاری از کارشناسان سیاست خارجی تصور کنند که دو قدرت ناگزیر در دام «تله توسیدید» گرفتار خواهند شد؛ مفهومی که بر اساس آن، رقابت میان یک قدرت نوظهور و هژمون مستقر سرانجام به جنگ می‌انجامد. با این حال، شی جین‌پینگ در جریان سفر ماه مه ۲۰۲۶ ترامپ به چین این پرسش را مطرح کرد که آیا دو کشور می‌توانند بر مشهورترین معمای روابط بین‌الملل غلبه کنند یا خیر.

ترامپ ظاهرا به امکان تحقق چنین هدفی باور داشت. او با کنار گذاشتن تشریفات معمول، روز ۲۳ سپتامبر شخصا در فرودگاه پایگاه مشترک اندروز از رئیس‌جمهور چین استقبال کرد؛ اقدامی که بنا بر گزارش‌ها، از سال ۱۹۶۲ و به‌استثنای استقبال از پاپ، سابقه نداشت. پس از آن، نشانه‌های دیگری از حسن نیت متقابل بروز کرد. ترامپ روابط دوجانبه را «دوستی‌ای واقعا بزرگ» توصیف کرد و شی نیز شعار «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» را با پروژه خود برای «احیای ملت چین» مقایسه کرد. ترامپ در مقایسه‌ای غیرمعمول میان دو کشور، فروتنی کم‌سابقه‌ای نشان داد و گفت تاریخ آمریکا به ۲۵۰ سال پیش بازمی‌گردد؛ تاریخی که به آن افتخار می‌کنند، اما تاریخ چین ۶۰۰۰ سال قدمت دارد.

دیدار در سایه رقابت‌ها

در طول ۱۱ ماه گذشته، ترامپ و شی سه بار با یکدیگر دیدار کرده‌اند و احتمال می‌رود نوامبر ۲۰۲۶، در اجلاس همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه (APEC) در چین، بار دیگر ملاقات کنند. پس از آن نیز قرار است شی برای شرکت در نشست گروه ۲۰ در میامی به آمریکا سفر کند. در پس این دیدارها و تعارفات دیپلماتیک، تفاهمی ضمنی میان پکن و واشنگتن شکل گرفته است: مدیریت رقابت راهبردی و پرهیز از رویارویی. شی چشم‌انداز خود برای روابط دوجانبه را «ثبات راهبردی سازنده» نامیده است.

شی برای دستیابی به این هدف، تقویت ارتباطات از طریق گفت‌وگوهای منظم میان رهبران نظامی، دیپلماتیک و سیاسی دو کشور را پیشنهاد کرده است. او همچنین بر همزیستی مسالمت‌آمیز و همکاری برای مقابله با چالش‌های مشترک، از جمله مخاطرات هوش مصنوعی، تاکید کرده است. افزون بر این، شی خواستار گسترش ارتباطات مردمی و افزایش تبادلات آموزشی میان پکن و واشنگتن شده است.

با وجود این، سفر پرسر‌وصدای شی بدون انتشار بیانیه مشترک یا حتی اطلاعیه رسمی و بدون دستیابی به توافق‌های ملموس میان دو کشور پایان یافت. دو طرف آگاهانه از ورود به موضوعات حساسی مانند تایوان و ایران پرهیز کردند. مذاکرات همچنین نتوانست اختلافات بر سر کنترل صادرات نیمه‌رساناها، زیرساخت‌های محاسباتی و تقطیر مدل‌های هوش مصنوعی را حل‌وفصل کند.

در حوزه هوش مصنوعی نیز اختلافات ساختاری همچنان پابرجاست. ترامپ از آن بیم دارد که چین در رقابت هوش مصنوعی از آمریکا پیشی بگیرد و به همین دلیل، برای حفظ برتری واشنگتن با نظارت مقرراتی بر این حوزه مخالفت می‌کند. در مقابل، شی برای جلوگیری از سوءاستفاده و تهدیدهای ناخواسته ناشی از مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی، بر کنترل سخت‌گیرانه انسانی و حکمرانی مشارکتی بر مخاطرات این فناوری تاکید دارد.

تنها دستاورد ملموس این دیدار، تمدید آتش‌بس تعرفه‌ای میان دو کشور تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷ بود. این تصمیم به این معناست که چین در آینده نزدیک به دلیل خرید نفت روسیه و ایران، با اعمال گسترده تعرفه‌ها ذیل قانون لیندزی گراهام روبه‌رو نخواهد شد. در حوزه هوش مصنوعی نیز دو طرف توافق کردند گفت‌وگویی با عنوان «گفت‌وگوی ابرهوش آمریکا و چین» را در نوامبر ۲۰۲۶ برگزار کنند و کانال ارتباطی مشترکی برای رسیدگی به تهدیدهای مرتبط با هوش مصنوعی ایجاد کنند.

زورآزمایی با حاصل جمع صفر؟

شماری از مفسران هندی، از جمله دانشگاهیان و دیپلمات‌های باسابقه، معتقدند رقابت راهبردی آمریکا و چین ماهیتی حاصل‌جمع صفر دارد و جایی برای تنش‌زدایی، چه رسد به همزیستی مسالمت‌آمیز بلندمدت، باقی نمی‌گذارد. آنان همچنین استدلال می‌کنند که چون نشست سپتامبر به هیچ امتیاز ملموسی از سوی چین منجر نشد و اختلافات بنیادین درباره موضوعاتی مانند تایوان، ایران و منطقه هند و اقیانوس آرام را دست‌نخورده باقی گذاشت، هرگونه فضای مثبت ایجادشده در بهترین حالت موقتی است. از نگاه این گروه، در نهایت هر دو ابرقدرت ناگزیر به سمت رویارویی‌ای تعیین‌کننده و فراگیر در جبهه‌های جغرافیایی و حوزه‌های مختلف حرکت می‌کنند.

با این حال، این ارزیابی‌ها را باید با دیده تردید نگریست. بخشی از این دیدگاه‌ها از نگرانی هند ناشی می‌شود؛ نگرانی از اینکه اگر آمریکا برای جلوگیری از رویارویی، تعامل دوجانبه با چین را در اولویت قرار دهد، دیگر به هند برای ایجاد موازنه در منطقه هند و اقیانوس آرام نیاز نداشته باشد. چنین تحولی برای دهلی‌نو خبر خوبی نخواهد بود.

البته نگرانی‌های هند کاملا بی‌اساس نیست. کریستوفر لاندو، معاون وزیر خارجه آمریکا، در سخنرانی خود در گفت‌وگوی رایسینا اعلام کرد که واشنگتن اشتباهات خود در قبال چین را در رابطه با هند تکرار نخواهد کرد؛ به این معنا که اجازه نخواهد داد هند از طریق روابط تجاری نامتوازن از آمریکا پیشی بگیرد و به رقیبی ژئو‌استراتژیک تبدیل شود. چنین اظهاراتی از وجود انگیزه‌هایی عمیق‌تر و پنهان‌تر حکایت دارد. هند که از دیرباز نسبت به غرب و نگرش‌های به‌جامانده از دوران استعمار و جنگ سرد بدبین بوده است، از شنیدن چنین مواضعی ناخشنود می‌شود.

نقش هند را نباید از قلم انداخت

چین رقیب راهبردی هند است. روابط دو کشور پس از بحران دره گالوان در سال ۲۰۲۰ به‌شدت تیره شد و همکاری نظامی و فناورانه با آمریکا برای مقابله هند با جاه‌طلبی‌های چین در منطقه هیمالیا و اقیانوس هند اهمیت حیاتی دارد.

هند و چین در سال ۲۰۲۴ توافق کردند از تنش‌ها بکاهند و نیروهای نظامی خود را از مواضع تقابلی در امتداد خط کنترل واقعی (LAC)، مرز بالفعل و نظامی‌شده میان دو کشور، عقب بکشند. با این حال، هند همچنان با احتیاط فراوان تحرکات چین را زیر نظر دارد؛ به‌ویژه آنکه پکن در جریان جنگ چهارروزه هند و پاکستان در ماه مه ۲۰۲۵، از اسلام‌آباد در حوزه های اطلاعاتی، تجهیزات و پشتیبانی لجستیکی حمایت کرد.

در صورت تشدید دوباره تنش میان هند و پاکستان، احتمال می‌رود چین بار دیگر از پاکستان حمایت کند و حتی با گشودن جبهه‌ای جدید در مرز هند و چین، فشار بر دهلی‌نو را افزایش دهد.

افزون بر این، چین با تقویت حضور اطلاعاتی، اقتصادی و دفاعی خود در کشورهای همسایه هند، همچنان فشار بر این کشور را حفظ می‌کند و گسترش می‌دهد. هند همچنین می‌داند که در صورت بروز رویارویی هم‌زمان با پاکستان و چین، نمی‌تواند به روسیه اتکا کند؛ زیرا مسکو از مشارکتی راهبردی و مستحکم با پکن برخوردار است.

تداوم اختلافات میان هند و آمریکا نیز بر نگرانی‌های دهلی‌نو می‌افزاید. روابط دوجانبه دو کشور به دلایل مختلف از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. هند ادعای ترامپ را مبنی بر اینکه در ماه مه ۲۰۲۵ آتش‌بس میان هند و پاکستان را برقرار کرده است، رد کرد. در مقابل آمریکا به دلیل جنگ ایران، ارسال موتورهای موردنیاز برای مدل‌های بومی جنگنده تجاس هند را به تعویق انداخته است.

دهلی‌نو همچنین از تعامل دیپلماتیک واشنگتن با گروه‌های رادیکال نزدیک به پاکستان در بنگلادش، از جمله جماعت اسلامی، ناخشنود است. افزون بر این، معاملات مرتبط با رمزارزها و قراردادهای دفاعی میان اعضا و نزدیکان خانواده ترامپ با پاکستان نیز بر بی‌اعتمادی هند افزوده است.

بنابراین، با وجود امضای چهار توافق‌نامه زیربنایی در حوزه‌های دفاعی، اطلاعاتی و لجستیکی، روابط دهلی‌نو و واشنگتن همچنان با بی‌اعتمادی همراه است.

با این همه، صرف‌نظر از بدبینی هند نسبت به آمریکا، دلایل محکم‌تری نیز برای تردید درباره آینده تنش‌زدایی میان واشنگتن و پکن وجود دارد. اختلافات و مناقشات بنیادین میان دو ابرقدرت احتمالاً فضای گرم کنونی در روابط دوجانبه را بار دیگر سرد خواهد کرد.

در بهترین حالت، نشست سپتامبر را باید مکثی تاکتیکی دانست که نه حاصل یک تحول راهبردی، بلکه نتیجه محدودیت‌های پیش روی هر دو قدرت است. این ارزیابی به معنای اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ نیست، اما نشان می‌دهد که در بلندمدت، مشارکت آمریکا و هند همچنان برای ایجاد موازنه در برابر چین ضرورتی انکارناپذیر خواهد داشت.