حوزه/ سمانه نیکدل گفت: در حوزه ادبیات پایداری باید با نشر کتب مختلف به ثبت دفاع مقدس کمک کرد و این خواسته را نباید به فردا موکول کرد.

خبرگزاری حوزه | سمانه نیکدل، نویسنده کتاب «نعمت جان» در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه این کتاب به زندگی صغری بستاک، امدادگر دوران دفاع مقدس، می‌پردازد، اظهار کرد: در این اثر تلاش کردم تجربه‌های زنی را ثبت کنم که از مبارزات پیش از انقلاب اسلامی تا سال‌های جنگ و پس از آن، در عرصه‌های مختلف اجتماعی و امدادی حضور داشته است. فعالیت در بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک، رسیدگی به مجروحان جنگی و همراهی با خانواده‌های شهدا و اسرا، بخشی از خاطرات اوست. در کنار این تجربه‌ها، زندگی خانوادگی و ازدواج او با محسن عابدی، جانباز قطع‌نخاع، نیز در کتاب روایت شده است.

وی با اشاره به چگونگی آشنایی با شخصیت اصلی کتاب گفت: فعالیت ما برای ثبت خاطرات شفاهی مردم اندیمشک از اواخر سال ۱۳۹۳ و اوایل سال ۱۳۹۴ آغاز شد. در آن زمان، با راه‌اندازی دفتر تاریخ شفاهی در این شهرستان، تلاش کردیم روایت‌های مردم از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را گردآوری کنیم. من نیز از اعضای هیئت مؤسس مؤسسه شهید جوادی هستم و یکی از اهداف اصلی ما، ثبت تجربه افرادی بود که خاطرات ارزشمندی داشتند، اما کمتر به سراغشان رفته بودند.

نیکدل ادامه داد: در جریان این فعالیت‌ها، نام صغری بستاک بارها از زبان افراد مختلف مطرح شد. کسانی که درباره نقش زنان در دوران دفاع مقدس صحبت می‌کردند، معمولاً ما را به گفت‌وگو با او ارجاع می‌دادند. پس از پیگیری، فرصتی برای دیدار فراهم شد. بستاک آن زمان در پردیس تهران زندگی می‌کرد و برای رسیدگی به امور خانوادگی به خوزستان آمده بود. در نخستین گفت‌وگو متوجه شدم که زندگی او ظرفیت روایت بخش‌های مختلفی از تاریخ انقلاب و جنگ را دارد.

وی افزود: بستاک پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در راهپیمایی‌ها و فعالیت‌های اعتراضی علیه رژیم پهلوی حضور داشت و در جریان این فعالیت‌ها نیز آسیب دید. پس از انقلاب، مدتی در بنیاد مستضعفان و کمیته امداد امام خمینی(ره) فعالیت کرد و سپس به بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک رفت. کار خود را از رخت‌شویی بیمارستان آغاز کرد، اما به‌تدریج با کسب تجربه و پذیرش مسئولیت‌های بیشتر، وارد عرصه مراقبت از مجروحان شد.

نویسنده «نعمت جان» اظهار کرد: بستاک تحصیلات دانشگاهی در رشته پزشکی یا پرستاری نداشت، اما حضور مستمر در بیمارستان و آشنایی با نیازهای بیماران، زمینه فعالیت‌های گسترده‌تر را برای او فراهم کرد. مجروحان شیمیایی، بیماران مبتلا به عفونت و افرادی که بر اثر موج انفجار آسیب دیده بودند، در بخش‌هایی که او فعالیت می‌کرد، نگهداری می‌شدند. ثبت این خاطرات اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد افراد بسیاری در دوران جنگ، متناسب با نیازهای جامعه مسئولیت‌هایی را پذیرفتند که پیش‌تر تجربه‌ای در انجام آن‌ها نداشتند.

از بیمارستان تا همراهی با خانواده‌های شهدا

نیکدل با اشاره به دیگر فعالیت‌های بستاک گفت: مسئولیت‌های او به محیط بیمارستان محدود نماند. در سال‌های پایانی جنگ، از سوی بخش تعاون سپاه برای همکاری دعوت شد و به دیدار خانواده‌های شهدا، اسرا و مجروحان می‌رفت. هدف این دیدارها، دلجویی از خانواده‌ها، شناخت مشکلات آنان و کمک به رفع نیازهایشان بود.

وی ادامه داد: در روایت‌های مربوط به دفاع مقدس، معمولاً توجه اصلی به جبهه‌ها و عملیات‌های نظامی معطوف می‌شود؛ درحالی‌که خانواده‌های شهدا، اسرا و مجروحان نیز با مشکلات متعددی مواجه بودند. فعالیت بستاک نشان می‌دهد که رسیدگی به این خانواده‌ها و حمایت از آن‌ها نیز بخشی از پشتیبانی جنگ به شمار می‌رفت. همین تنوع تجربه‌ها، زندگی او را به موضوع مناسبی برای تدوین یک کتاب تبدیل کرد.

این نویسنده درباره ازدواج بستاک با محسن عابدی، جانباز قطع‌نخاع دوران دفاع مقدس، اظهار کرد: یکی از بخش‌های مهم پژوهش، بررسی تصمیم‌های شخصی او بود. پیش از این ازدواج، فردی به نام مهدی سنایی از بستاک خواستگاری کرده بود. سنایی از مبارزان دوران انقلاب بود که در جریان شکنجه‌های ساواک آسیب‌های جدی دیده و با مشکلات بینایی مواجه شده بود. خانواده بستاک به‌دلیل شرایط جسمانی او با ازدواجشان مخالفت کردند.

نیکدل افزود: سنایی در خرداد سال ۱۳۶۰ در خرمشهر به شهادت رسید. اگرچه میان او و بستاک ازدواجی صورت نگرفته بود، علاقه‌ای میانشان وجود داشت و سنایی در وصیت‌نامه خود نیز از بستاک نام برده بود. او وصیت کرده بود که در اندیمشک دفن شود. شهادت سنایی تأثیر عاطفی عمیقی بر بستاک گذاشت و در تصمیم‌های بعدی زندگی او مؤثر بود.

وی ادامه داد: بستاک پس از این اتفاق، مدتی از پذیرفتن خواستگاران خودداری کرد و سرانجام تصمیم گرفت با یک جانباز قطع‌نخاع ازدواج کند. در ابتدا قصد داشت با جانبازی ازدواج کند که از ناحیه گردن قطع‌نخاع شده باشد، اما در ادامه محسن عابدی به او معرفی شد که از ناحیه کمر قطع‌نخاع بود. با جدی‌شدن موضوع ازدواج، مخالفت‌های خانوادگی دوباره آغاز شد، اما بستاک بر تصمیم خود پافشاری کرد و سرانجام این ازدواج انجام شد.

نیکدل گفت: حاصل این زندگی مشترک یک فرزند پسر بود که اکنون تشکیل خانواده داده است. استاد کمری از این تصمیم با عنوان «حماسه ازدواج» یاد می‌کند؛ زیرا پایداری بستاک در انتخاب خود و ادامه زندگی مشترک، نشان می‌دهد که تصمیم او به یک احساس زودگذر محدود نبوده است.

وی با بیان اینکه این بخش از زندگی بستاک برای شناخت ابعاد شخصیتی او اهمیت دارد، افزود: نمی‌خواستم تصویری آرمانی و دور از واقعیت ارائه کنم. مخاطب باید بتواند دشواری‌ها، مخالفت‌های خانوادگی و نگرانی‌های مربوط به آینده را در کنار تصمیم نهایی او ببیند. پرداختن به زندگی شخصی بستاک کمک می‌کند شخصیت او را فراتر از فعالیت‌های امدادی بشناسیم.

ادبیات پایداری و ارتباط با نسل امروز

نیکدل درباره بازخوردهای کتاب «نعمت جان» بیان کرد: هدفم این بود که کتاب برای گروه محدودی از علاقه‌مندان به تاریخ دفاع مقدس نوشته نشود، بلکه زنان و مردان در سنین مختلف بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. برخی خوانندگان پس از مطالعه کتاب از گستردگی فعالیت‌های بستاک در دوران جوانی شگفت‌زده شده‌اند و می‌گفتند تصور نمی‌کردند یک دختر جوان بتواند چنین مسئولیت‌هایی را برعهده بگیرد.

وی با اشاره به تجربه حضور در برنامه‌های راهیان نور اظهار کرد: گاهی درباره تصمیم بستاک برای ازدواج با جانباز قطع‌نخاع و مسئولیت‌های ناشی از آن با جوانان گفت‌وگو کرده‌ام. برای برخی از آن‌ها، چنین انتخابی دشوار و دور از تصور است؛ اما استمرار زندگی مشترک او نشان می‌دهد که این تصمیم به هیجانی مقطعی محدود نبوده است. البته قرار نیست همه افراد انتخاب یکسانی داشته باشند، بلکه نکته مهم، شناخت مسئولیت‌ها و تصمیم‌گیری آگاهانه است.

نویسنده کتاب «نعمت جان» ادامه داد: این کتاب در سال ۱۳۹۹ تدوین و در اواخر همان سال منتشر شد و تاکنون به چاپ هشتم رسیده است. شمار نسخه‌های چاپ‌شده به حدود هشت‌هزار جلد می‌رسد و بخش قابل توجهی از آن‌ها در یادمان حوض خون اندیمشک عرضه شده است. همچنین در ۲۴ مهرماه، هم‌زمان با روز پرستار، برنامه معرفی و امضای کتاب با حضور بستاک در بخش خواهران نماز جمعه تهران برگزار شد.

وی با تأکید بر ظرفیت ادبیات پایداری گفت: روایت‌های واقعی می‌توانند مخاطبانی را جذب کنند که پیش از آن علاقه چندانی به تاریخ دفاع مقدس نداشته‌اند. در برنامه‌های راهیان نور و یادمان حوض خون با دختران و زنان جوانی از طیف‌های مختلف اجتماعی مواجه شده‌ایم. این تجربه نشان می‌دهد که نباید مخاطبان این آثار را به گروه خاصی محدود کرد. اگر زندگی شخصیت‌ها با جزئیات واقعی و بدون اغراق روایت شود، امکان برقراری ارتباط با نسل امروز افزایش می‌یابد.

نیکدل درباره دیگر فعالیت‌های پژوهشی خود اظهار کرد: پیش از این کتاب، «سرو گلستان من» را درباره خاطرات همسر یک شهید مدافع حرم منتشر کردم و اکنون روی سومین اثرم کار می‌کنم. این کتاب درباره زندگی یک زن ایرانی است که با یک اسیر عراقی ازدواج می‌کند. همسر او در دوران اسارت در ایران با اندیشه‌های امام خمینی(ره) آشنا می‌شود و پس از تغییر مذهب از اهل سنت به تشیع، پس از بازگشت به عراق در فعالیت‌های مرتبط با سپاه بدر حضور پیدا می‌کند. او در ادامه به‌دلیل فعالیت‌ها و دیدگاه‌های مذهبی خود ترور می‌شود و به شهادت می‌رسد.

وی افزود: در حال حاضر ترجیح می‌دهم تمرکزم را بر ثبت خاطرات شفاهی بگذارم؛ زیرا بسیاری از افرادی که تجربه‌های ارزشمندی از انقلاب و دفاع مقدس دارند، پا به سن گذاشته‌اند و برخی نیز از دنیا می‌روند. اگر ثبت خاطرات آن‌ها به آینده موکول شود، ممکن است فرصت شنیدن و مستندسازی این روایت‌ها برای همیشه از دست برود. تاکنون بابت فعالیت‌های پژوهشی خود درآمدی دریافت نکرده‌ام، اما حفظ این خاطرات را مسئولیتی مهم می‌دانم.

نیکدل در پایان تأکید کرد: جنگ تنها به میدان‌های نبرد و حضور رزمندگان محدود نبود. زنانی که در بیمارستان‌ها به مجروحان رسیدگی می‌کردند، افرادی که لباس‌ها را می‌شستند و غذا آماده می‌کردند و کسانی که خانواده‌های شهدا و اسرا را همراهی می‌کردند، همگی در این تجربه تاریخی سهم داشتند. ثبت خاطرات افرادی مانند صغری بستاک کمک می‌کند نقش مردم در پشتیبانی از دفاع مقدس بهتر شناخته شود؛ زیرا بدون پرداختن به این تجربه‌ها، روایت کاملی از آن دوران در اختیار نسل‌های آینده قرار نخواهد گرفت.