تبعات جنگ با ایران و نتایج انتخابات میاندورهای باعث افزایش اختلاف در هیأت حاکمه آمریکا شده است. از یکسو؛ “جیدی ونس”، معاون رئیسجمهور از پایان جنگ با ایران حمایت میکند و از دیگرسو؛ “پیت هگست”، وزیر دفاع خواستار تقابل نظامی با ایران است.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه سازندگی، از دفاع وزیر جنگ آمریکا از کارزار نظامی علیه تهران تا شکاف در کاخ سفید؛ شکست انتخاباتی ترامپ، جنگ ایران را به بحرانی سیاسی تبدیل کرد که حالا آینده وزیر دفاع، معاون رئیسجمهور و حتی نامزدهای احتمالی انتخابات ۲۰۲۸ را تحتتأثیر قرار داده است. وزیر جنگ آمریکا در ویدئویی که بهتازگی منتشر کرد، کارزار نظامی ۷ ماهه علیه ایران را «تلاشی شجاعانه و تاریخی» خواند؛ عملیاتی که به گفته او، هدفش محروم کردن همیشگی تهران از امکان دستیابی به سلاح هستهای بود.
هگست با لحنی قاطع درخواستها برای استعفای خود را رد کرد و تلاشهای تازه برای استیضاحش را «نمایشی سیاسی» و «ساختگی» نامید. اما آنچه او بهعنوان نمایش اقتدار طراحی کرده بود خیلی زود به صحنهای برای آشکار شدن شکافهای عمیق در واشنگتن تبدیل شد. شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای سوم نوامبر و از دست رفتن کنترل هر دو مجلس کنگره، فضای سیاسی آمریکا را بهشدت ملتهب کرده است. در چنین شرایطی اعضای حزب حاکم بهدنبال یافتن مقصران این شکست هستند و هگست یکی از اصلیترین اهداف این جستوجو شده است.
متحدان دیروز، منتقدان امروز
شاید دردناکترین ضربه به هگست نه از سوی دموکراتها بلکه از داخل اردوگاه جمهوریخواهان وارد شد. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، که بنا بر گزارشها از ابتدا طرفدار حلوفصل دیپلماتیک مناقشه ایران بود، آشکارا اعلام کرد جنگ با ایران و افزایش شدید قیمت انرژی ناشی از آن پیروزی انتخاباتی را از جمهوریخواهان گرفت. این اظهارات، فراتر از یک انتقاد انتخاباتی، تردیدی جدی درباره ضرورت ادامه جنگ ایجاد کرد.
در همین حال توماس مسی، نماینده جمهوریخواه کنگره، بلافاصله پس از شکست حزبش، ابتکار خود را برای ارائه طرح استیضاح هگست از سر گرفت و وعده داد، جلسات استماع و تحقیقات برگزار کند. به این ترتیب وزیر جنگ که میخواست با یک سخنرانی، تصویری از اقتدار و تسلط بر اوضاع ارائه دهد ناچار شد در برابر اتهامهایی دفاع کند که از درون حزب خودش مطرح شدهاند. در این میان دونالد ترامپ تنها متحد سیاسی مهمی بود که علناً پشت وزیر دفاع ایستاد. او در دفتر بیضی کاخ سفید اعلام کرد، هگست «کار فوقالعادهای» انجام داده است.
دموکراتها در انتظار حسابکشی
در سوی دیگر میدان، دموکراتها که پس از انتخابات اهرمهای نظارتی و پارلمانی کنگره را در اختیار گرفتهاند، سخنرانی هگست را به چالشی آشکار علیه کنگره تعبیر کردند. آدام اسمیت، نماینده دموکرات که قرار است، ریاست کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان را برعهده بگیرد، وعده داد نظارت و تحقیقاتی جامع درباره روند جنگ با ایران همچنین «فرسایش مبانی غیرسیاسی نیروهای مسلح» آغاز کند.
دموکراتها معتقدند لحن جنگطلبانه هگست، تلاشی برای پوشاندن هزینههایی است که دولت ترجیح میدهد درباره آنها کمتر صحبت کند: کشته شدن نظامیان آمریکایی، صدها مجروح، فرسایش ذخایر حیاتی مهمات و محاصره عملی تنگه هرمز؛ وضعیتی که به شوک تورمی در اقتصاد آمریکا دامن زده است. از نگاه آنان نمیتوان جنگی با چنین پیامدهایی را صرفاً با تکرار عبارتهایی مانند «پیروزی تاریخی» موفق جلوه داد.
کاخ سفید در جستوجوی راه فرار از جنگ
اما بحران به پنتاگون محدود نمانده است. پشت درهای بسته کاخ سفید اختلافنظرها درباره چگونگی پایان دادن به جنگ ایران شدت گرفته و سه رویکرد متفاوت در برابر ترامپ قرار گرفته است: گروهی خواهان ادامه دیپلماسی برای بازگشایی تنگه هرمز هستند، گروهی دیگر بر تداوم حملات نظامی تأکید میکنند و دسته سوم معتقدند باید فشار اقتصادی و محاصره دریایی را ادامه داد.
این اختلافها، رئیسجمهور آمریکا را در موقعیتی دشوار قرار داده است. ترامپ جنگی را آغاز کرده که اکنون پایان دادن به آن به مسئلهای پیچیدهتر از شروعش تبدیل شده است. در محاسبات کاخ سفید، پیروزی قاطع آمریکا عملاً به تسلیم ایران گره خورده اما مقاومت تهران نشان داده که چنین نتیجهای به آسانی به دست نخواهد آمد. اکنون واشنگتن با معمایی روبهروست: عقبنشینی میتواند بهمعنای پذیرش شکست تلقی شود و ادامه جنگ نیز خطر تشدید هزینههای اقتصادی و سیاسی را افزایش میدهد.
آینده ونس و روبیو
در این میان، رفتار جیدی ونس اهمیت ویژهای پیدا کرده است. نشانههایی از فاصلهگیری ایدئولوژیک محتاطانه اما معنادار معاون رئیسجمهور از نامحبوبترین تصمیمهای دولت ترامپ دیده میشود. ونس با استناد به نظرسنجیهای محرمانه، چهار مطالبه اصلی رأیدهندگان ناراضی را برشمرده است: پایان دادن به جنگ، تمرکز بر هزینههای زندگی و تورم، بازگشت به دستورکار «اول آمریکا» و بازنگری در روابط با اسرائیل.
این موضعگیری به ونس امکان میدهد، خود را سیاستمداری معرفی کند که از ابتدا با مداخلات خارجی و ماجراجوییهای نظامی مخالف بوده است. او به این ترتیب میکوشد، مسئولیت سیاست خارجی دولت و پیامدهای اقتصادی آن، بهویژه افزایش شدید قیمت بنزین، را از خود دور کند؛ اقدامی که میتواند برای آینده سیاسیاش اهمیت تعیینکننده داشته باشد.
مارکو روبیو اما مسیر متفاوتی را دنبال میکند. او در ظاهر همچنان بر وفاداری نهادی به دولت تأکید دارد اما همزمان شایعات درباره احتمال کنارهگیری زودهنگامش افزایش یافته است. رسانههای آمریکایی و بریتانیایی پس از انتخابات به نقل از منابعی در حزب جمهوریخواه و دولتهای خارجی گزارش دادند که روبیو ممکن است همراه چند مقام بلندپایه دیگر از دولت خارج شود تا از دولت نامحبوب ترامپ فاصله بگیرد و مقدمات کارزار احتمالی خود برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ را فراهم کند. با این حال روبیو نمیتواند بهسادگی از مسئولیت سیاست خارجی دولت کنار بکشد.
برخلاف ونس که با انتقاد از مداخلات خارجی مخاطبان جناح راست پوپولیست جمهوریخواهان را هدف قرار داده، روبیو به جریان سنتی و تشکیلاتی حزب تعلق دارد و در شکلگیری سیاست خارجی کنونی دولت، نقش پررنگی ایفا کرده است. کنارهگیری شتابزده در شرایط فعلی ممکن است بهمنزله فرار از مسئولیت تعبیر شود و حمایت رأیدهندگان طرفدار ترامپ را در انتخابات مقدماتی آینده از او بگیرد. بنابراین او ترجیح میدهد فعلاً تصویر یک دولتمرد قابل اعتماد را حفظ کند و فرصت مانور برای آینده را از دست ندهد.
ترامپ؛ تغییرات برای نجات دولت
در چنین فضایی، ترامپ نیز تغییرات مدیریتی در تیم خود را آغاز کرده است اما میکوشد این جابهجاییها را نه واکنشی شتابزده به شکست انتخاباتی بلکه بخشی از برنامهای از پیش طراحیشده، جلوه دهد. با این حال واقعیت این است که انتخابات سوم نوامبر، معادلات قدرت در واشنگتن را تغییر داده است.
اکنون جنگ ایران به نقطهای رسیده که نهتنها سرنوشت آن بلکه آینده سیاسی چهرههای اصلی دولت ترامپ را نیز تعیین میکند. هگست در معرض استیضاح و تحقیقات کنگره قرار گرفته، ونس در حال فاصلهگذاری با تصمیمهای پرهزینه دولت است، روبیو چشمانداز ۲۰۲۸ را محاسبه میکند و ترامپ برای مهار پیامدهای شکست انتخاباتی، دست به تغییرات مدیریتی زده است.
بنابراین آنچه در پنجم نوامبر مقابل پنتاگون اتفاق افتاد صرفاً یک سخنرانی دفاعی نبود؛ تصویری از دولتی بود که در میانه جنگ خارجی با جنگی داخلی بر سر مسئولیت شکست، هزینهها و راه خروج روبهرو شده است. جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را تثبیت کند حالا به عاملی برای فرسایش انسجام سیاسی واشنگتن تبدیل شده است.
