جنگ ایران یک واقعیت مهم را برجسته کرد؛ برتری نظامی آمریکا الزاماً به معنای توانایی پیشبینی واکنش ایران و کنترل پیامدهای جنگ نیست.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفیراد - جنگ تنها میدان آزمون موشکها و سامانههای دفاعی نیست؛ بلکه محکی برای سنجش دقت برآوردهای اطلاعاتی و توان پیشبینی واکنش طرف مقابل نیز به شمار میرود.
در مهندسی قدرت جهانی، اینگونه القا شده که آمریکا قدرت نخست جهان است و پس از آن کشورهایی مانند چین و روسیه قرار دارند. این تصویر از قدرت، برای تحقق اهداف قدرتهای سلطهگر و فراهم کردن زمینه سلطه کمهزینه بر ملتها، منابع و ذخایر آنان و نیز استعمار کشورها و وابسته کردن دولتها ترویج شده است.
در همین چارچوب، گزارش تحقیقی رویترز در ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ درباره حملات ایران به زیرساختهای راهبردی کشورهای حاشیه خلیج فارس، تصویری متفاوت از پیامدهای جنگ ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد ارزیابی نتایج تقابل نظامی، فراتر از شمار حملات و تجهیزات بهکارگرفتهشده است.
زیرساختهای راهبردی؛ نقطهای که محاسبات پیچیده میشود
بر اساس بررسی رویترز، از آغاز حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، دستکم ۱۳۵ حمله پهپادی و موشکی ایران و نیروهای همپیمانش به ۸۴ مرکز زیرساختی در کشورهای منطقه ثبت شده است؛ این حملات تأسیسات انرژی، مسیرهای انتقال نفت، فرودگاهها و مراکز صنعتی را هدف قرار دادهاند.
در این گزارش، بندر نفتی فجیره در امارات، تأسیسات گاز طبیعی مایع رأس لفان در قطر و ایستگاههای پمپاژ خط لوله نفت عربستان از جمله نقاطی معرفی شدهاند که حملات به آنها اختلال عملیاتی و خسارت اقتصادی به دنبال داشته است.
اهمیت این موارد تنها به خسارت فیزیکی محدود نمیشود. زیرساختهای انرژی و حملونقل منطقه در شبکهای بههمپیوسته فعالیت میکنند و اختلال در یک بخش میتواند بر صادرات، انتقال کالا و هزینههای اقتصادی بخشهای دیگر نیز اثر بگذارد. به همین دلیل، ارزیابی پیامدهای جنگ بدون توجه به وابستگی متقابل این زیرساختها، تصویر کاملی از هزینههای درگیری ارائه نمیدهد.
برتری تسلیحاتی آمریکا؛ تضمینی برای کنترل پیامدهای جنگ نیست
یکی از نکات مهم در بررسی جنگ ایران، تفاوت میان برخورداری از تجهیزات پیشرفته و توانایی کنترل همه پیامدهای یک درگیری است. آمریکا از ظرفیت گسترده اطلاعاتی و نظامی برخوردار است، اما این برتری بهخودیخود به معنای مصون ماندن زیرساختهای منطقه یا جلوگیری از گسترش خسارتهای اقتصادی نیست.
گزارش رویترز نشان میدهد که حملات به مراکز حیاتی منطقه، حتی در شرایط برتری نظامی آمریکا، توانستهاند اختلالهایی فراتر از محدوده یک هدف مشخص ایجاد کنند. این مسئله ضرورت بازنگری در برآوردهایی را برجسته میکند که هزینههای جنگ را عمدتاً در چارچوب خسارتهای مستقیم به طرف مقابل محاسبه میکنند.
برای واشنگتن، مسئله فقط میزان خسارت واردشده به ایران نیست؛ بلکه هزینههای حفاظت از زیرساختهای متحدان، پیامدهای اختلال در بازار انرژی و دشواری مدیریت یک درگیری منطقهای نیز در محاسبات اهمیت دارد.
دقت حملات و اهمیت ارزیابی اطلاعاتی
در جنگهای امروز، شناسایی یک هدف تنها مرحله نخست عملیات است. ارزیابی میزان اهمیت آن هدف، پیشبینی واکنش طرف مقابل و برآورد پیامدهای احتمالی حمله نیز بخشی از محاسبات راهبردی محسوب میشود.
بررسی رویترز از آسیبهای واردشده به برخی تأسیسات منطقه، بر اهمیت این موضوع تأکید دارد که خسارت به تجهیزات کلیدی میتواند عملکرد یک مجموعه صنعتی را مختل کند؛ حتی اگر تمام تأسیسات آن بهطور کامل تخریب نشده باشند.
پیامد راهبردی جنگ برای ایران و آمریکا
برای ایران، توان وارد کردن خسارت به زیرساختهای راهبردی منطقه نشان میدهد که بررسی توازن نظامی را نمیتوان تنها به مقایسه تعداد تجهیزات یا سطح فناوری دو طرف محدود کرد. موقعیت جغرافیایی، پیوندهای اقتصادی منطقه و آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی نیز در محاسبه هزینههای جنگ نقش دارند.
در مقابل، برای آمریکا نیز برتری نظامی زمانی به دستاورد راهبردی تبدیل میشود که اهداف تعیینشده محقق شوند و هزینههای مستقیم و غیرمستقیم عملیات از کنترل خارج نشوند.
آنچه مشخص است این است که آمریکا با وجود حملات و ترورهایی که انجام داد، در دستیابی به اهداف سیاسی اصلی مورد نظر خود از این جنگ و در صدر آن سرنگونی نظام ایران، ناکام ماند. آمریکا از یک سو اعلام می کند که زیرساختهای هستهای ایران را برچیده است، اما از سوی دیگر، همچنان خواستار دستاوردی در این پرونده است؛ گویی مطالبات اصلی دقیقاً - هماننند پیش از جنگ- تغییر نکرده و باقی مانده است.
شاید مهمترین اشتباه آمریکا در برآورد محاسباتی رفتار مردم ایران بود که تصور میکردند با توجه به تصویرسازیهای نادرست از ملت ما، وقتی جنگ را علیه ملت ما آغاز میکنند، مردم ما در کنار متجاوز قرار میگیرند، در حالی که در جنگ، ملت ما متحد و منسجم و یکپارچه در کنار ساختارها و نهادها و نظام سیاسی قرار گرفت و در مقابل دشمن ایستاد.
اشتباه محاسباتی دیگر آمریکاییها این بود که برآورد درستی از نیروهای مسلح ما نداشتند، برآورد درستی از قدرت تهاجمی ما نداشتند، تصور میکردند که جمهوری اسلامی نیروهای مسلحش ناتوان هستند و از اراده ملی برآورد درستی نداشتند، و مهمتر اینکه غافل از این بودند که دست قدرت خدا بالا سر ملت ایران است و ملتی که در مقابل شیاطین و زورگویان و قلدران عالم جهاد فی سبیل الله میکند، خداوند این ملت را یاری میکند.
