جوان آنلاین: محمدحامد احسان بخش، کارشناس سواد رسانهای و معاون روابط عمومی مرکز ارتباطات شهرداری تهران در گفتوگو با «جوان» میگوید: نباید مواجهه ما با نوجوان فقط بر محدودیت و هشدار استوار باشد. متناسب با سن، نظارت خانواده ضروری است، اما محدودیت بهتنهایی مهارت ایجاد نمیکند. نوجوان باید فرصت پرسیدن، تجربهکردن و یادگرفتن داشته باشد.
متن گفتوگو با وی به شرح زیر است.
نوجوانان چگونه میتوانند واقعیت را از تصویرسازی و نمایش دروغین زندگی در شبکههای اجتماعی تشخیص دهند؟
یکی از اشتباهاتی که ممکن است نوجوان مرتکب شود، مقایسه زندگی واقعی خودش با بهترین لحظات زندگی دیگران است. در شبکههای اجتماعی معمولاً کسی از شکستها، نگرانیها و روزهای معمولی زندگیاش کمتر تصویر منتشر میکند. بنابراین آنچه میبینیم، لزوماً دروغ نیست، اما همه واقعیت هم نیست. از طرف دیگر، الگوریتمها براساس علایق ما محتوا پیشنهاد میکنند و ممکن است دو نوجوان، تصاویر کاملاً متفاوتی از دنیا ببینند. به نظرم نوجوان باید یاد بگیرد درباره آنچه میبیند سؤال کند. وقتی کسی مدام از سفرها، خریدها و موفقیتهایش فیلم منتشر میکند، نباید تصور کنیم تمام زندگی او همین است. همین نگاه درباره اخبار هم صدق میکند؛ باید بدانیم چه بخشی از واقعیت را میبینیم و چه چیزهایی از ما پنهان مانده است.
تبلیغات پنهان اینفلوئنسرها چگونه بر سبک زندگی و انتخابهای نوجوانان تأثیر میگذارد؟
تبلیغات امروز همیشه شکل آگهیهای قدیمی را ندارد. گاهی یک چهره محبوب در جریان زندگی روزمرهاش محصولی را معرفی میکند یا از رستورانی تعریف میکند، درحالی که ممکن است پشت این معرفی، همکاری تبلیغاتی وجود داشته باشد. این موضوع برای نوجوانان اهمیت بیشتری دارد؛ چون در این سن، پذیرفتهشدن در جمع و شبیهشدن به افراد محبوب اهمیت زیادی پیدا میکند. نوجوان ممکن است تصورکند برای داشتن یک زندگی جذاب یا پذیرفتهشدن میان دوستانش باید کالای خاصی بخرد. قرار نیست به همه چهرههای فضای مجازی بدبین باشیم. مهم این است که نوجوان قدرت تشخیص پیدا کند و پیش از خرید از خودش بپرسد آیا واقعاً به این کالا نیاز دارم یا صرفاً تحتتأثیر تبلیغ قرار گرفتهام؟ همین سؤال میتواند جلوی بسیاری از خریدهای هیجانی را بگیرد.
فیلترها و تصاویر دستکاریشده چگونه معیارهای نوجوانان از زیبایی و موفقیت را تغییر میدهند؟
وقتی نوجوان هر روز با تصاویری روبهرو میشود که چهره و اندام افراد در آنها با فیلتر و ویرایش تغییر کرده، ممکن است ظاهر طبیعی خودش را با معیاری غیرواقعی بسنجد. مسئله فقط استفاده از فیلتر نیست؛ مسئله این است که این تصاویر چه تصوری از زیبایی و ارزشمندی ایجاد میکنند. درباره موفقیت هم همین اتفاق میافتد. گاهی این تصور شکل میگیرد که موفقیت یعنی درآمد بالا، لباس گرانقیمت یا دنبالکننده زیاد؛ در حالی که تلاش، یادگیری، مسئولیتپذیری و کمک به دیگران هم بخش مهمی از موفقیتاند، اما کمتر در قالب تصاویر جذاب دیده میشوند. خانوادهها بهتر است بهجای تکرار اینکه تصاویر واقعی نیستند، به نوجوان نشان دهند نورپردازی، زاویه دوربین و ویرایش چگونه میتوانند ظاهر یک تصویر را تغییر دهند. همچنین نباید ارزش نوجوان را به ظاهر یا تأیید دیگران گره بزنیم. او باید بداند ارزشش به تعداد لایکها وابسته نیست.
نوجوانان چگونه میتوانند اخبار جعلی و اطلاعات نادرست را در فضای مجازی تشخیص دهند؟
گاهی یک تصویر قدیمی با توضیحی تازه منتشر میشود، بخشی از یک ویدئو از زمینه اصلیاش جدا میشود یا ادعایی بدون سند آنقدر تکرار میشود که عدهای آن را حقیقت فرض میکنند. توصیه من این است که خبر را صرفاً به دلیل هیجانانگیزبودن یا انتشار گسترده باور نکنیم. بهخصوص وقتی محتوایی خشم یا ترس ما را تحریک میکند و از ما میخواهد فوراً آن را برای دیگران بفرستیم، بهتر است بیشتر دقت کنیم. باید منبع خبر، زمان انتشار و شواهد آن را بررسی کنیم و ببینیم رسانههای معتبر دیگر هم آن را تأیید کردهاند یا نه. درباره تصاویر نیز جستوجوی نسخههای قدیمیتر میتواند کمککننده باشد. در فرهنگ دینی ما هم بر بررسی خبر تأکید شده است. در سوره حجرات، اصل تبین مطرح میشود؛ یعنی پیش از تصمیمگیری یا قضاوت براساس یک خبر، باید از درستی آن مطمئن شویم. امروز بازنشرنکردن یک خبر تأییدنشده، بخشی از مسئولیتپذیری اجتماعی ماست.
برای تبدیل نوجوانان از مصرفکنندگان منفعل به کاربران آگاه و منتقد فضای مجازی چه باید کرد؟
نباید مواجهه ما با نوجوان در بحث مجازی فقط بر محدودیت و هشدار استوار باشد. متناسب با سن، نظارت خانواده ضروری است، اما محدودیت بهتنهایی مهارت ایجاد نمیکند. نوجوان باید فرصت پرسیدن، تجربهکردن و یادگرفتن داشته باشد. یکی از راهها، تشویق او به تولید محتواست. وقتی نوجوان خودش فیلم کوتاه یا گزارش تولید میکند، بهتر متوجه میشود انتخاب موضوع، تدوین و حذف بعضی جزئیات چگونه بربرداشت مخاطب اثر میگذارد. این تجربه کمک میکند محتوای دیگران را هم دقیقتر ارزیابی کند. خانواده و مدرسه نیز باید امکان گفتوگوی صریح را فراهم کنند. اگر نوجوان احساس کند هر اشتباهش با سرزنش مواجه میشود، ممکن است مشکلاتش را پنهان کند. گفتوگو به معنای پذیرفتن هر رفتاری نیست؛ یعنی پیش از قضاوت، مسئله را بشناسیم و درباره راه درست صحبت کنیم. نوجوان امروز فقط مخاطب منفعل رسانه نیست؛ خودش میتواند فعال و تولیدکننده محتوا باشد و بر دیگران اثر بگذارد. بنابراین باید در کنار آموزش ابزارهای دیجیتال، قدرت تشخیص و مسئولیتپذیری او را هم تقویت کنیم. به نظرم معیار موفقیت در آموزش سواد رسانهای این نیست که نوجوان به هیچ خبری اعتماد نکند یا از شبکههای اجتماعی فاصله بگیرد؛ بلکه این است که بتواند میان ادعا و واقعیت تفاوت بگذارد، برای باورهایش دلیل داشته باشد و بداند محتوایی که منتشر میکند، ممکن است بر زندگی دیگران اثر بگذارد.
