تهران - ایرنا - کارگردان مستند «لعبتباز» با محوریت هنر «خیمه شببازی» گفت: این مستند در روستای غریبآباد در سیستان و بلوچستان ساخته شده و رسالت اصلی خود را نور تاباندن بر قامت انسانها و قصههای کمتردیده و شنیدهشدهای میداند که در ویترینهای رسمی گم شدهاند.
به گزارش ایرنا از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، مستند «لُعبتباز» ساخته پوریا نوری در شصتویکمین برنامه از سلسله جلسات نمایش مستندهایی درباره تئاتر ایران، به همت انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر چهارشنبه (۱۳ آبان ماه) در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد و نشست نقد و تحلیل آن با حضور پوریا نوری کارگردان اثر و فرزاد فرهوشی مستندساز و پژوهشگر تئاتر برگزار شد.
علی افشار روزنامهنگار و مجری نشست ضمن برشمردن شاخصههای اثر که آن را به فیلمی ممتاز در بسته فیلمهای مستند درباره تاریخ تئاتر ایران بدل میکند به خلاقیت فیلمساز در روایت و نماهای اثرگذار سینمایی اثر به ویژه همقدم شدن سیاوش ستاری و عروسک مبارک در ساحل دریای جنوب اشاره کرد و در پی آن پوریا نوری از چگونگی تولید اثر و بازخوردهای داخلی و خارجی آن سخن گفت.
فرزاد فرهوشی مستندساز و پژوهشگر تئاتر نیز با اشاره به دغدغه درست و اصولی پوریا نوری در ساخت مستند «لعبتباز» و پرداختن به نحلهای از نمایش سنتی که سالهاست در کشور رنگ باخته است، اظهار کرد: سیاوش ستاری با هوشمندی تمام، فیلم را با سکانسی تاثیرگذار و بدون کلام از درون یک خودرو آغاز میکند که در آن، مخاطب پیش از شنیدن نریشن و بدون هیچ گونه هیجان بیرونی، بلافاصله متوجه بار سنگین جدایی و مهاجرت فرزند برای کسب دانش و پیشرفت میشود؛ مهاجرتی که در دهههای گذشته به دلیل هزینههای گزاف، امری انحصاری و دستنیافتنی بود.
وی با تأکید بر ریشههای تاریخی ورود هنرهای مدرن و آوانگارد به جامعه ایران از طریق طبقات متمول و تحصیلکرده، افزود: همان طور که هنر تئاتر و هنرهای تجسمی در دوره دارالفنون با اتکا به سرمایه شخصی خانوادههای برخوردار راه خود را به جامعه ناآشنا باز کردند، امروز نیز مهاجرت تحصیلی فرزندان برای کسب تجربه و تعالی، نیازمند هزینههای سنگین و گذشتن از غصه تلخ دوری است؛ چنانکه در سکانس پایانی فیلم نیز تصویر در آغوش کشیدن پدر و مادر، گویای درد عمیق فراق در کنار امید به آینده فرزند است.
فرهوشی با اشاره به تضاد تکاندهنده میان زندگی کودکان محروم سیستان و روند مهاجرت در مستند «لعبتباز»، بیان کرد: خیمه شببازی که ریشهای کهن در تاریخ این سرزمین دارد، در سیستان و در میان کودکانی اجرا میشود که از سادهترین امکانات و تفریحات شهری بیبهرهاند اما با چنان شیفتگی و باوری با این هنر ارتباط برقرار میکنند که آدم مبهوت میماند؛ در حالی که در سوی دیگر میدان، سارینا به عنوان مروج این نمایش سنتی، از مناسبات موجود خسته شده و تصمیم به ترک وطن میگیرد.
مستندساز و پژوهشگر تئاتر ضمن تمجید از تدوین و ساختار روایی مستند افزود: کارگردان با مهارت تمام، دو نقطهی صفر و صد از واقعیت جامعه ما را بدون شعارزدگی در کنار هم قرار داده است که هر دو سوی این روایت با غم و حسرت گره خورده است؛ از یک سو غم سنگین دوری دختر از خانواده و از سوی دیگر، حسرت کودکانی که برای ابتداییترین سرگرمیهای زندگی نیز با محرومیت دست به گریبانند و همین تباین هوشمندانه، ارزش کار را دوچندان کرده است.
علی افشار روزنامهنگار و مجری نشست با اشاره به موانع و چالشهای ساختاری که مانع از ادامه حیات و جریانسازی هنرهای نمایشی سنتی در جامعه شده است، بیان کرد: سیاستگذاریهای سلیقهای و محدودیتها باعث شد تا در مقطعی زیست این هنر اصیل با مخاطره روبهرو شود و همانطور که فیلم در یکی دو سکانس حیرتانگیز به ما نشان میدهد حتی چهرههای شاخص این هنر نیز امکان اجرای خیمهشببازی را نداشتند؛ در حالی که مخاطبان اصلی این هنر، همان کودکان معصومی هستند که تماشای یک نمایش ساده میتواند لحظاتی به یادماندنی برایشان بسازد.
فرهوشی در این بخش گفت: «لعبتباز» نشان میدهد که چگونه شرایط پیرامونی، تنفس و ادامه حیات را از این هنر سلب کرده است؛ فضایی که در جریان نقد و بررسی فیلم، جای خالی چهرههایی همچون دکتر علی منتظری برای تحلیل عمیقتر ابعاد آن به شدت احساس میشد.
این پژوهشگر حوزه تئاتر، با اشاره به ریشههای تاریخی نمایش سیاهبازی و خیمهشببازی و نسبت آن با اقلیتهای آفریقاییتبار در تاریخ ایران، بیان کرد: شخصیت سیاه در نمایشهای سنتی ما بازتاب رنج غریبههایی است که در جامعه مورد تمسخر قرار میگرفتند اما همین شخصیت به مرور زمان به منتقد عاقل و آگاهی در دربار تبدیل شد که میتوانست در دل خفقان و استبداد مطلق، تصمیمات پادشاه را به چالش بکشد و نقد کند.
پوریا نوری کارگردان مستند «لعبتباز» نیز در این نشست با اشاره به حضور این فیلم در جشنواره عروسکی پالرمو، بیان کرد: برای معرفی درست آدمها و آثارشان نیازمند ارائهای قدرتمند هستیم و بسیار خوشحالم که این مستند توانسته است چنین بازخوردهای عمیق و ارزشمندی را از سوی اساتید و پژوهشگران دریافت کند.
وی با اشاره به مسیر شکلگیری این اثر و بهرهگیری از راشهای ناب بهجامانده از بزرگان سینما و همراهی فرید دغاغله به عنوان تدوینگر، بیان کرد: این پروژه از سالهای پیش از کرونا کلید خورد و با طولانی شدن روند تولید و انتظار برای مشخص شدن سرنوشت سارینا، سرانجام به سرانجام رسید؛ مستندی که رسالت اصلی خود را نور تاباندن بر قامت آدمها و قصههای کمتردیدهشدهای میداند که در ویترینهای رسمی گم شدهاند.
نوری درباره نگارش متن و نریشن این مستند گفت: متن اثر با وجود سادگی، عمق ویژهای دارد و علی شمس پس از آماده شدن نسخه نهایی فیلم، نریشن آن را به زیبایی به رشته تحریر درآورد؛ هر چند از نسخه ۶۳ دقیقهای فیلم تا نسخه کوتاهتر ۵۲ دقیقهای تغییراتی اعمال شد.
وی با اشاره به نحوه تعامل بیواسطه و طبیعی اهالی روستای غریبآباد در سیستان با گروه فیلمبرداری، بیان کرد: به دلیل حضور نامحسوس دوربین، کودکان و خانوادهها کاملاً خودشان بودند و حتی در صحنههای اعتراض یا درخواست کمک، متوجه حضور ما نبودند؛ چنانکه سیاوش ستاری با هوشمندی مسیر حرکت خود را به سمت آن منطقه تغییر داد و این مواجهه، لحظات بکری را خلق کرد که بازتاب آن در جشنوارههای معتبر جهانی از جمله فیلنای آلمان، فستیوال پالرمو و مراسم سالگرد یونیما با استقبال پرشور مخاطبان بینالمللی روبهرو شد.
این مستندساز با تمجید از اراده و خستگیناپذیری سیاوش ستاری در آموزش و ترویج این هنر سنتی در نقاط مختلف کشور از جمله سیرجان افزود: برای مخاطب خارجی، تماشای این مستند و دیدن همزمان دو وجه متضاد از واقعیت امروز ایران از زندگی کودکان محروم روستایی تا تلاش برای مهاجرت و پیشرفت فرزندان جذابیت ویژهای دارد و نشان میدهد که چگونه خیمه شببازی و شخصیت «مبارک» توانسته است فراتر از مرزها با مخاطبان جهانی ارتباط برقرار کند.
مستند «لُعبتباز» روایتی از کوششهای سیاوش ستاری برای احیا و ادامه پیدا کردن هنر «خیمه شببازی» است که در گذر زمان کمرنگ شده و میرفت تا فراموش شود.
