بررسی مستند چهارقسمتی «گروگانها» محصول HBO درباره تسخیر سفارت آمریکا در ایران؛ روایت گروگانها، دانشجویان و پیامدهای بحران ۴۴۴ روزه.
تسخیر سفارت آمریکا در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، یکی از سرنوشتسازترین وقایع تاریخ معاصر ایران و روابط تهران و واشنگتن بود؛ رویدادی که با گروگانگیری ۴۴۴ روزه دیپلماتهای آمریکایی، به بحرانی بینالمللی تبدیل شد و پیامدهای آن تا دههها بعد ادامه یافت. این ماجرا نهتنها بر مناسبات سیاسی دو کشور تأثیر گذاشت، بلکه به موضوع دهها فیلم، مستند و اثر موسیقایی تبدیل شد که هرکدام از زاویهای متفاوت به آن پرداختهاند.
مستند چهارقسمتی گروگانها (Hostages)، محصول سال ۲۰۲۲ شبکه HBO، یکی از آخرین تلاشها برای بازخوانی این رویداد تاریخی است. این مجموعه با کنار هم قرار دادن روایت گروگانهای آمریکایی، دانشجویان تسخیرکننده سفارت، مقامهای سیاسی و تصاویر آرشیوی کمتر دیدهشده، تلاش میکند تصویری چندوجهی از بحران ارائه دهد. اما این مستند چه نکات تازهای درباره پشتپرده تسخیر سفارت، نقش آن در تحولات سیاسی ایران و شکست جیمی کارتر در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا آشکار میکند و تا چه اندازه از روایتهای رایج ایرانی و آمریکایی فاصله میگیرد؟
گزارش رویداد۲۴ در این باره را در ادامه میخوانید.
ماجرای تسخیر سفارت آمریکا هنوز برای مردم ایران و جهان زنده است. آنقدر که کماکان مستندهای بسیاری درباره آن در داخل و خارج ساخته میشود. اینجا سفارت نیست، ۴۴۴ روز، کدهای سیاه، نیمهشب ۲۴ آوریل، سفارت سیاه (نگاه تطبیقی به نقش سفارتهای آمریکا در کودتاها و انقلابهای مختلف جهان) و قرارداد ۱۹ ژوئن چند نمونه از مستندهای ایرانی درباره تسخیر سفارت آمریکاست.
در برخی از سریالها و فیلمها مانند طوفان شن و یا سریال نفوذ هم به این اتفاق اشاره شده است. اما این تولیدات تصویری صرفاً مربوط به ایران نیست. در خارج از ایران هم با نوعی نفرت شدید به این مسأله نگاه میشود و درباره آن تولیدات صوتی و تصویری قابل توجهی ساخته شده است.
مشخصاً فیلم آرگو با بازی بن افلک و برنده سه اسکار، یکی از معروفترین روایتهای غیرایرانی از تسخیر سفارت است که ماجرای جدیدی را هم درباره این اتفاق روایت میکند. Iran: Days of Crisis نیز یک مجموعه تصویری آمریکایی دیگر در اینباره است که به اندازه آرگو معروف نشد.
در مقایسه محصولات ایرانی با غربی نسبت به موضوع سفارت، صرفاً مسأله تضاد قرائتها به چشم نمیخورد، بلکه کیفیت کار نیز بسیار متفاوت است. در ایران نسبت به موضوع سفارت آمریکا، خلاقیت تصویری بسیار ضعیفتری نسبت به آمریکا وجود داشته و مستندها بیشتر رنگ و بوی پروژه دارند تا مستندی با رگههای هنری!
دنیای موسیقی علیه ایران
در خاطرات دانشجویان ایرانی در آمریکا این صحنه به طور مشترک روایت میشود که بعد از تسخیر سفارت هر لحظه ممکن بود یک آمریکایی با خشم به داخل محل کار شما بیاید و در حالیکه بوی الکل هنگام فریاد زدن از دهانش بیرون میزند، اسلحهاش را بیرون کشیده و شلیک کند.
بعد از تسخیر سفارت، موج خشم عمومی در آمریکا به سرعت وارد حوزه موسیقی و تولیدات صوتی شد. فضای رسانهای آمریکا در آن روزها بهشدت احساسی و ملیگرایانه بود و این احساس در قالب آهنگهای پارودی، ناولتی و ترانههای اعتراضی بازتاب پیدا کرد. بسیاری از این آثار مستقیماً دانشجویان تسخیرکننده و حکومت جدید و رهبران آن را هدف قرار میدادند.
یکی از معروفترین و پرتکرارترین این تولیدات، آهنگ «Bomb Iran» بود. این قطعه در واقع پارودی آهنگ قدیمی و محبوب Beach Boys به نام «Barbara Ann» بود که با تغییر کلمات به «Bomb bomb bomb, bomb bomb Iran» تبدیل شد. حداقل شش نسخه مختلف از این آهنگ توسط گروهها و دیجیهای مختلف در سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ ساخته و در رادیوهای محلی آمریکا پخش شد. معروفترین نسخه متعلق به گروه Vince Vance & the Valiants بود که حتی تا رتبههای پایین جدولهای فروش هم پیش رفت و به نمادی از خشم خیابانی آن دوره تبدیل شد.
در کنار این آهنگ، استیو دال، دیجی معروف شیکاگو، قطعه «Ayatollah» را ساخت که پارودی آهنگ پرفروش «My Sharona» از گروه The Knack بود. در این ترانه از رهبران انقلاب میخواهند گروگانها را آزاد کنند و حتی تهدید به اقدام اتمی میکنند. این قطعه نیز در رادیوها بازتاب گستردهای داشت و فضای عمومی را تشدید میکرد.
گروههای کوچکتر و محلی هم وارد میدان شدند. گروه The Judy’s آهنگ «Vacation in Tehran» را منتشر کرد که با لحنی کنایهآمیز، وضعیت گروگانها را به یک تعطیلات اجباری تشبیه میکرد. پت بون، خواننده مذهبی و محبوب آن سالها، نیز قطعه «The Hostage Prayer» را ضبط کرد که بیشتر جنبه دعا و التماس برای آزادی گروگانها داشت. در همین دوره، آهنگهایی با عنوانهایی مثل «A Message to Khomeini» هم ساخته شد که پیام مستقیم و تند به رهبر انقلاب ایران بودند.
این تولیدات صوتی عمدتاً در رادیوهای محلی و ایستگاههای کوچک پخش میشدند و کمتر به سطح ملی و رسمی میرسیدند، اما تأثیر روانی آنها در تقویت فضای ضد ایرانی بسیار زیاد بود. همزمان با این آهنگها، نماد روبان زرد نیز که از ترانه قدیمی «Tie a Yellow Ribbon Round the Ole Oak Tree» الهام گرفته بود، به نشانه همبستگی با گروگانها در سراسر آمریکا دیده میشد و به نوعی موسیقی و تصویر را به هم پیوند میداد.
در مجموع، موسیقی آمریکایی در آن دوره نه یک واکنش هنری عمیق، بلکه بیشتر بازتاب خشم لحظهای، ملیگرایی و احساس تحقیر بود. این آثار امروز بیشتر بهعنوان سند تاریخی فضای روانی جامعه آمریکا در آن ۴۴۴ روز به یاد آورده میشوند تا آثار هنری ماندگار و عموماً نیز در ایران شنیده نشدند.
مستند ۴ قسمتی آمریکاییها
آمریکاییها در سال ۲۰۲۲ مستندی چهارقسمتی به نام گروگانها (Hostages) در شبکه HBO به کارگردانی مشترک مارو شرمایف، عباس مطلق، سم پولارد، جف دوپره و جاشوا بنت ساختهاند.
این مجموعه در چهار قسمت حدوداً یکساعته، ماجرای اشغال سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و بحران ۴۴۴ روزه گروگانگیری را روایت میکند. مسلماً قرائت ماجرا از زبان کسانی که گروگان گرفته شدهاند بسیار متفاوت از ان چیزیست که در ایران روایت میشود.
چه کسانی در این مستند حضور دارند؟
از طرف آمریکاییها، چند تن از گروگانهای سابق از جمله مایکل مترینکو (افسر سیاسی سفارت)، جان لیمبرت (دیپلمات فارسیدان)، کاترین کوب، ویکتور تامست، آل گولاکینسکی و پل لوئیس حضور دارند. مترینکو در مصاحبهها به سختی درباره رفتار با خود صحبت میکند و اشارهای به شکنجه میکند، اما درباره آن ادامه نمیدهد. این در حالیست که طرف ایرانی هرگونه شکنجه را رد میکند. لیمبرت نیز از پیوند شخصیاش با ایران و شوک ناشی از تسخیر سخن میگوید.
از سوی ایران، چهرههای کلیدی دانشجویان پیرو خط امام در این مستند حضور دارند. ابراهیم اصغرزاده، یکی از طراحان اصلی عملیات تسخیر، توضیح میدهد که برنامه اولیه فقط یک تحصن ۴۸ ساعته بود، اما با حمایت امام خمینی به بحرانی ۴۴۴ روزه تبدیل شد.
معصومه ابتکار (که در آن زمان سخنگوی دانشجویان بود و به «مری» معروف شد) نیز درباره انگیزههای دانشجویان و تلاش برای رساندن پیام انقلاب به افکار عمومی آمریکا حرف میزند.
علاوه بر اینها، ابوالحسن بنیصدر، محسن سازگارا و منصور فرهنگ (سفیر سابق ایران در سازمان ملل) نیز روایت خود را ارائه میکنند. لازم به ذکر است که در قرائت طرف ایرانی، نکته جدیدی در این مستند شنیده نمیشود و مصاحبه اصغرزاده و ابتکار، تکرار همان خط توافق شده قبلی نسبت به قرائت تسخیر سفارت است.
از میان مقامات و کارشناسان آمریکایی، گری سیک (کارشناس شورای امنیت ملی در دولت کارتر)، کریس متیوز (سخننویس کارتر) و لزلی استال (خبرنگار کاخ سفید) حضور دارند.
قرائت HBO از تسخیر سفارت
این مستند تلاش کرده از روایت یکطرفه هالیوودی فاصله بگیرد. بخش قابل توجهی از زمان به زمینههای تاریخی روابط ایران و آمریکا در دهههای پیش از انقلاب، نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد و حمایت از شاه اختصاص یافته است.
سازندگان نشان میدهند که تسخیر سفارت در ابتدا یک اقدام اعتراضی محدود بود، اما به ابزاری برای تحکیم قدرت نیروهای اسلامگرا تبدیل شد. در عین حال، شکست عملیات نظامی نجات (پنجه عقاب) و تأثیر بحران بر شکست جیمی کارتر در انتخابات ۱۹۸۰ و روی کار آمدن رونالد ریگان نیز برجسته میشود. اگرچه به مسأله تضاد میان ایرانیها نسبت به تداوم تسخیر نیز اشاره کوتاهی میشود.
به طور کلی قرائت ایران از تسخیر سفارت نیز چندگانه است. برخی مدعیاند که این تیم هاشمی رفسنجانی بود که این اتفاق سیاسی-اعتراضی را به یک گروگانگیری و باجخواهی تبدیل کرد تا از ریگان امتیازی کسب کند.
قرائت غالب این است که این رویداد هم برای آمریکا یک تحقیر ملی و هم برای ایران نقطه عطفی در شکلگیری جمهوری اسلامی بود. مستند نه دانشجویان را صرفاً تروریست نشان میدهد و نه گروگانها را فقط قربانیان بیگناه. بلکه پیچیدگی انگیزهها، محاسبات سیاسی دو طرف و پیامدهای بلندمدت را بررسی میکند. برخی منتقدان آمریکایی آن را متوازن و تحریکآمیز توصیف کردهاند، هرچند گروهی نیز معتقدند هنوز رگههایی از نگاه غربی در آن وجود دارد.
تصاویر آرشیوی
یکی از نقاط قوت اصلی این مستند استفاده از تصاویر آرشیوی کمتردیدهشده و در مواردی دیدهنشده است. سازندگان مدعیاند بخش قابل توجهی از این مواد برای اولین بار به نمایش درآمدهاند.
این تصاویر شامل صحنههای تسخیر سفارت از داخل و خارج محوطه، لحظات بازجویی و نمایش گروگانها با چشمبند، تظاهرات خیابانی تهران، پوشش خبری شبکههای آمریکایی (ازجمله برنامههایی که بعداً به «نایتلاین» تبدیل شد) و فیلمهایی از زندگی روزمره گروگانها در داخل سفارت است.
همچنین از تصاویر مربوط به دوران شاه، جشنهای ۲۵۰۰ ساله و فضای انقلابی ایران استفاده گستردهای شده است.
این مستند نشان میدهد برخی از گروگانها تا مدتها بعد از آزادی نمیدانستند عملیات پنجه عقاب شکست خورده یا حتی اینکه ریگان رئیسجمهور شده است. یکی از آنها وقتی روی جلد مجلهای عکس ریگان را میبیند، فکر میکند تبلیغات شوروی است.
این مواد آرشیوی نه صرفاً تزئینی، بلکه بخش مهمی از روایت هستند و به بیننده اجازه میدهند فضای پرتنش آن دوره را مستقیم تجربه کند. ترکیب مصاحبههای جدید با این تصاویر، مستند را از سطح بازگویی ساده تاریخ فراتر برده و به آن عمق بیشتری بخشیده است.
