سه ورزشکار کاتای کرمان پس از انصراف از رویارویی با نماینده رژیم صهیونیستی در مسابقات جهانی لهستان، با خط قرمزی به نام شرافت به خانه بازگشتند.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ گاهی نتیجه یک مسابقه را نمیتوان فقط با مدال و امتیاز سنجید؛ گاهی یک تصمیم، تمام معادلات میدان را تغییر میدهد و قصهای میسازد که فراتر از سکوی قهرمانی روایت میشود. قصه سه جوان کرمانی که با رؤیای فتح سکوی جهانی راهی لهستان شدند، اما در برابر انتخابی دشوار قرار گرفتند.
مهراب خاکنشین، محمد ابازاریان و محمد رضایی، اعضای تیم کاتای تیمی استان کرمان، پس از ماهها تمرین و آمادگی برای رقابتهای جهانی، زمانی که در جدول مسابقات با نماینده رژیم صهیونیستی روبهرو شدند، از انجام این مسابقه انصراف دادند و به کرمان بازگشتند.

پشت این بازگشت، ماهها تمرین، دوری از خانواده و تلاش برای رسیدن به یکی از مهمترین میدانهای ورزشی قرار داشت؛ مسیری که سه ورزشکار جوان با امید کسب افتخار برای ایران پیموده بودند، اما قرعه مسابقات، آنها را در موقعیتی قرار داد که تصمیمگیری درباره ادامه رقابت را دشوار کرد.
وی افزود: وقتی قرعه را دیدیم، طبیعی بود که هرکسی در چنین موقعیتی اذیت شود، اما ما مدال طلای شرافت را بردیم.
این ورزشکار با اشاره به جملهای از شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: کسی که باید ببیند، میبیند؛ کسی که باید بفهمد، میفهمد.
وی با تأکید بر اینکه به حکمت این اتفاق باور دارد، ابراز امیدواری کرد، خود و همتیمیهایش در برابر شهدا، خانوادهها و مربیشان روسفید باشند.
مسعود دانشور، مربی تیم ملی کاتای تیمی استان کرمان، نیز از آمادگی شاگردانش برای حضور در مسابقات جهانی لهستان گفت؛ سه جوانی که با تمرینهای فشرده و هدف رسیدن به سکوی جهانی، خود را برای این رقابتها آماده کرده بودند.
وی درباره اتفاق رخداده توضیح داد: در جدول مسابقات مشخص شد که باید با نماینده رژیم صهیونیستی رقابت کنند. در صحبتهایی که با بچهها داشتیم، خودشان گفتند به هیچ عنوان با رژیم صهیونیستی مسابقه نمیدهند.
دانشور با اشاره به مسئولیت ورزشکاران در مقام نمایندگان کشور، مردم و شهدا افزود: ما نماینده ایران هستیم؛ نماینده مردم و شهدا. نماینده بچههای میناب و بهویژه جوانان این شهر و دیار، شهر حاج قاسم سلیمانی، باید پرچم ایران را بالا نگه دارند.
کرمان، آغوشی برای سه انتخاب ماندگار
خاکنشین، ابازاریان و رضایی به خانه که برگشتند، شاید چمدانهایشان خالی از مدال جهانی بود، اما قصهای با خود آوردند که در هیچ جدول مسابقهای جا نمیشود؛ قصه سه جوانی که بیش از شش ماه برای ایستادن بر سکوی جهان جنگیدند، اما در لحظه انتخاب، از خط قرمز باورشان عبور نکردند. آنها به کرمان برگشتند؛ به دیار حاج قاسم، به آغوش خانوادهها و به سرزمینی که حالا روایت بازگشتشان را میشنود. سکوی لهستان نصیبشان نشد، اما این بار، پیش از آنکه مدالی بر گردنشان بنشیند، انتخابشان بر پیشانی روایتشان نشست.
