جنگ احتمالی با ایران میتواند انتخابات ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ اسرائیل و روند تشکیل دولت آینده را دگرگون کند. آغاز جنگ پیش از رأیگیری ممکن است رقابتها را امنیتمحور کرده و زمینه تشکیل دولت اضطراری را فراهم سازد؛ آغاز آن پس از انتخابات نیز میتواند مذاکرات ائتلافی را تحت فشار قرار دهد.
در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ اسرائیل، احتمال هرگونه ماجراجویی نظامی و درگیری با ایران میتواند محاسبات انتخاباتی و روند تشکیل کابینه آینده را دگرگون کند. آغاز درگیری پیش از رأیگیری ممکن است اولویتهای رأیدهندگان را تغییر دهد و زمینه شکلگیری کابینه اضطراری را فراهم کند؛ در مقابل، وقوع درگیری پس از انتخابات و پیش از تشکیل کابینه جدید میتواند مذاکرات ائتلافی را تحت فشار مضاعف بگذارد.
در هر دو حالت، رویکرد واشنگتن درباره دامنه حمایت و عملیات و از سوی دیگر الگوی پاسخ دفاعی و بازدارنده تهران، بیتردید بر شرایط رقابت سیاسی تلآویو اثرگذار خواهد بود.
سناریوی نخست؛ جنگ پیش از انتخابات
اگر تقابل نظامی پیش از انتخابات آغاز شود و پس از روز رأیگیری نیز تداوم یابد، مسئله تنها تغییر رفتار رأیدهندگان نخواهد بود، بلکه امکان برگزاری انتخابات در موعد مقرر نیز به چالش کشیده میشود. تعویق انتخابات در ساختار سیاسی اسرائیل امری خودکار نیست و صرف اعلام وضعیت اضطراری به معنای تغییر تاریخ رأیگیری نخواهد بود. بااینحال، اگر شرایط میدانی و امنیتی مانع برگزاری انتخابات شود، ممکن است سازوکارهای استثنایی قانونی برای بهتعویقانداختن آن فعال شود؛ تصمیمی که مستقیماً بر ساختار اداره جنگ و موازنه قدرت اثر میگذارد.
در چنین وضعیتی، بنیامین نتانیاهو دو مسیر کلی پیش رو دارد:
- تداوم جنگ تحت هدایت ائتلاف کنونی: نتانیاهو ممکن است به این امید ببندد که هدایت یک بحران نظامی بزرگ، موقعیت او را ذیل ادعای مدیریت امنیت تقویت کند، هرچند تبعات و تلفات ناگزیر چنین درگیریای ظرفیت بالایی برای سقوط جایگاه سیاسی وی دارد.
- تشکیل کابینه اضطراری با احزاب مخالف: ورود به این مسیر، مخالفان سیاسی نتانیاهو را در مخمصهای جدی قرار میدهد تا مسئولیت سنگین هزینههای جنگ را بپذیرند.
کابینه اضطراری؛ فرصت یا مانع برای نتانیاهو؟
تشکیل کابینه اضطراری به نتانیاهو این امکان را میدهد که بار شکستها و هزینههای میدان نبرد را میان شرکای جدید تقسیم کند و جهتگیری افکار عمومی را از ناکامیهای پیشین دور سازد.
بااینحال، شراکت مخالفان برای او بیهزینه نخواهد بود؛ چراکه حضور آنان دامنه تصمیمگیری انفرادی نتانیاهو را مسدود کرده و نظارت جدیتری بر روند تحولات ایجاد میکند. فراتر از این، جنگ معادلات رأیدهندگان را بازآرایی خواهد کرد؛ تابآوری جبهه داخلی، میزان ضربهپذیری و توان مهار بحران، جایگزین برنامههای تبلیغاتی مرسوم خواهد شد و صندوق رأی را به ابزاری برای داوری درباره نحوه مواجهه با پیامدهای درگیری بدل میسازد.
سناریوی دوم؛ جنگ حین مذاکرات ائتلافی
در صورتی که جرقه درگیری پس از اعلام نتایج انتخابات و در خلال رایزنیها برای چینش ائتلاف حاکم زده شود، صحنه سیاسی متفاوت خواهد بود. نظرسنجیها نشان میدهند دستیابی به اکثریت شکننده ۶۱ کرسی برای هر دو جناح نامشخص است؛ بنابراین رأیگیری صرفاً وزن پایگاهها را تعیین میکند، بدون آنکه دورنمای روشنی از تشکیل دولت ارائه دهد.
وزن تصمیمات واشنگتن و تهران در توازن قوا
در هر دو سناریو، متغیرهای خارجی نقشی تعیینکننده دارند. ایالات متحده با تنظیم سطح پشتیبانی لجستیکی و مهار یا تحریک تشدید تنش، چارچوب بازی اسرائیل را محدود یا فراخ میکند. در سوی مقابل، تهران از موضع اقتدار دفاعی و با تعریف شدت، نوع و گستره پاسخ ضربتی، هزینههای نبرد و مدتزمان بحران را به طرف متخاصم تحمیل مینماید.
یک درگیری مقطعی ممکن است شاکله مذاکرات پساانتخاباتی را دستنخورده باقی بگذارد، اما پاسخ کوبنده و پایدار منطقهای از سوی ایران، ساختار سیاسی اسرائیل را به سوی بحران فراگیر و اجبار به همگرایی اضطراری سوق خواهد داد.
کابینه ائتلافی؛ آتشبس شکننده داخلی
شکلگیری کابینه وحدت ملی به معنای تثبیت ثبات سیاسی نخواهد بود. توافق اولیه بر سر اصل درگیری، لزوماً بر سر نحوه خروج از باتلاق جنگ و جمعبندی خسارات پایدار نخواهد ماند. با افت نسبی تنشهای مرزی، مناقشات بنیادین بر سر سهمخواهی از قدرت و سرزنش طرف مقابل بابت هزینههای تحمیلشده بار دیگر سر باز خواهد کرد.
در ارزیابی پایانی، جنگ با ایران مناسبات مرسوم میان شمارش آرا و چینش قدرت در تلآویو را برهم میزند. در شرایطی که سطح پاسخ بازدارنده ایران و محاسبات راهبردی واشنگتن مسیر زمین بازی را بازتعریف میکنند، ساختار شکننده سیاسی اسرائیل بیش از هر زمان دیگری در معرض بیثباتی قرار خواهد گرفت.
