حال که خالق داعش، تمام توان تاریخیاش را به میان آورده، باید مثل دوره حمله مغول، مقاومت تمدنی را در پیش گیریم.
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در آتن درباره ضرورت بازگشت غرب به ریشههای تمدنی خود، در میانه تقابل نظامی با ایران، به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است.
روبیو در سخنرانی هفتم اکتبر 2026 در نزدیکی آکروپولیس، با ارجاع به یونان باستان و تاریخ تمدن غرب، خواستار احیای ارزشها، تقویت قدرت ملی و بازسازی اعتمادبهنفس غرب شد؛ اما اشاره او به تقابل تاریخی ایران و یونان باستان، بهویژه روایت حمله سپاه هخامنشی به آتن و معابد آن، این پرسش را مطرح کرد که آیا او صرفاً از هویت تمدنی غرب سخن میگوید یا میکوشد از تاریخ برای توجیه رویکرد تقابلی امروز آمریکا در برابر ایران بهره بگیرد.
محمدرضا صالحی پور، عضو هیئت علمی دانشکده گردشگری دانشگاه تهران در این زمینه در یادداشتی، به سابقه مقاومت تمدنی ایرانیان مقابل هجوم بیگانگان در طول تاریخ پرداخته و تأکید کرده باید با بهرهگیری کامل از ظرفیتهای تاریخی تمدن ایرانی_اسلامی، این مقاومت تمدنی را برای مقابله با آمریکا به نمایش بگذاریم.
متن کامل این یادداشت را بخوانید:
شاید اگر روزی در دنیا مطرح میشد که هژمون دنیا، با بودجه نظامی 150 برابری نسبت به کشوری که با آن جنگیده، پیروز نشده است، باورمان نمیشد. اما امروز این اتفاق افتاده. این هژمون در مقابل چه کشوری پیروز نشده؟ ایران. ایران تمدنساز، کشوری که تاریخ تأسیس ندارد تا مانند دیگر کشورها روز استقلال خود را جشن بگیرد، بلکه تا تاریخ تاریخ است، وجود داشته و گهواره خرد، معنویت و خداباوری، اخلاق، حماسه و زیبایی بوده است. ایران، بخش مهمی از تمدن بشری را شکل داده، متحول کرده، پویایی بخشیده و جهت استمرار حیات و توسعه، برای آن معنا تولید کرده است.
شاهد این موضوع، روایتهای دو نویسنده مشهور در بررسی تاریخ تطبیقی جوامع هستند: زیگرید هانکه و گوستاو لوبون. آنجا که نتیجه میگیرند جهان اسلام به پیشتازی ایران، ریشه تقریباً همه پیشرفتهایی است که جهان غرب تا قبل از قرن پانزدهم میلادی شاهد آن بوده است. به عبارتی، این ایران بود که به جهان غرب در عصر تاریک سلطه کلیسا فهماند که آری، به شیوه دیگری نیز می توان دنیا را دید و تفسیر کرد. شرق به رهبری ایران، به غرب این موضوع را انتقال داد که فرهنگ و تمدن میتواند به گونهای تفسیر شود که موجب پیشرفت باشد. موضوعی که باعث شد در سفرهای بعد از رنسانس به اسم گرندتور، خواست برای آگاهی از فرهنگ دیگر جوامع و در نتیجه شناخت فرهنگی اروپا توسط جوانان این قاره، وجهی غالب داشته باشد.
در گذر روزگاران، کشورمان اگرچه به دلایلی مثل تاریخ و عبور و مرور جوامع دیگر از مسیر جغرافیایی آن، نوعی زیست مسالمتآمیز با دیگران را تمرین کرده، اما درعینحال، به دلیل قدمت پرفراز و نشیب خود، مقاومت تمدنی را نیز به نمایش گذاشته است. نمونه بارز این موضوع حمله مغولها به کشور است که با مقاومت ایرانیان و بهخصوص مقاومت فرهنگی آنان رو به رو شد. این موضوع باعث گشت که ایران همانند یک صدف، سنگ خشن فرهنگی مغولان را به مروارید تبدیل کند و موجب شود مغولان در خاک کشور، بناها و آثار تاریخی متعددی را خلق کنند.
هژمون دنیا از مقاومت ایرانیان ناراضی است
چنین مقاومت ملی، امروزه و در عصر گذار نظم دنیا بهسوی چندجانبهگرایی بینالمللی، برای آمریکا خوشایند نیست. هژمون دنیا از اینکه ایرانیان بهعنوان یک مشی تاریخی، در مقابل زیادهخواهیها ایستادهاند، ناراضی است و در این جهت به روایت سازی یکجانبه تاریخی دست زده است. وزیر امور خارجه این کشور، در ادامه تقابل و نبرد تمدنی که ساموئل هانتینگتون به آن اشاره دارد، در آکروپولیس یونان، ایرانیان را غارتگر و تخریب کننده تمدن معرفی میکند. دکترینهایی که باعث شده آمریکا نتواند ریشههای تاریخیِ ایران را تاب بیاورد، ارزشها و گزارههای تاریخی ما را در فیلمهای سیصد 1 و 2 تخریب کند و به شکلی غیرواقعی و خشن جلوه دهد.
جالب است که به شکلی آشکارا مارکو روبیو، به این موضوع اذعان میکند که مشکل آمریکا با جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه با ذات ایران و ریشههای تمدنساز آن مشکل دارند. در این جهت باید اشاره کرد که آنچه او از آن برای مشروعیت بخشی به اقدامات خصمانه آمریکا علیه ایران استفاده میکند و به علت نداشتن سابقه تاریخی کشور آمریکا (که فقط 250 سال قدمت دارد)، از یونانیان وام میگیرد، واکنش هخامنشیان بود به کنش یونانیان در سال 498 قبل از میلاد. در آن زمان یونانیان شهر سارد را که یکی از قلمروهای پادشاهی هخامنشیان بود، به آتش کشیدند و واکنش خشایارشا در سال 480 قبل از میلاد برای آتش زدن آکروپولیس، مقابلهای بود که خصم آن از جانب یونانیان شروع شده بود. به قول میرجلال الدین کزازی، استاد ادبیات سرشناس کشور، ایرانیان نه در زیست تاریخی خود و نه حتی در خلق حماسهها، هیچگاه شروعکننده جنگ نبودهاند و همیشه در مقابل دشمنانی ایستادهاند که به خاک ایشان چشم داشتهاند.
باید مانند دوره حمله مغول، مقابل خالق داعش مقاومت تمدنی را در پیش گیریم
موضع مطرح شده از جانب وزیر امور خارجه آمریکا، موضع ترامپ رئیسجمهور آمریکا که اذعان به قصد برای نابودی تمدن ایران کرده بود و موضع لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی که جنگ فعلی را فرصت تاریخی غرب برای شکست تمدن ایران در 2000 سال اخیر میدانست، این نکته را به ما یادآوری میکند که باید همانند دوره حمله مغول، مقاومت تمدنی را در پیش بگیریم. حال که هستیشناسی آمریکا در مقابل هستیشناسی ایران قرار گرفته و جهانبینی هژمونیک آمریکا، جهانی بینی ایران را در تقابل با خود تعریف کرده و طرف مقابل تمام توان خود را برای مقابله با داشتههای تاریخی ما به میان آورده است، ما نیز باید مقاومت تمدنی خود را به بهترین شکل ممکن به میان بیاوریم.
اصولاً به وجود آورنده داعش که با چراغ سبز او، این گروه تروریستی توانست میراث فرهنگی عراق و سوریه را تخریب و غارت کند، شایستگی این را ندارد که ایران صلحجو، محترم شمارنده سایر فرهنگها، تدوینگر حقوق بشر و مهماننواز را محکوم کند. با توجه به آنچه بیان شد، به نظر میرسد آنچه میتواند این مقاومت تاریخی- فرهنگی را به بهترین شکل تعریف کند، به پیش ببرد و قوام دهد استفاده از کل ظرفیت میراث فرهنگی ایران است. ظرفیت یک میلیون مکان تاریخی در کشور و داستانها، روایتها، ارزشها و معانی نهفته در آنها میتواند در بسیاری از شرایط و لحظات تعیینکننده، به حاکمیت کشور کمک فراوانی کند.
برای مثال این موضوع که پیوند دین و سیاست در ایران ریشهای چند هزار ساله دارد و به دوران ایلامیان باز میگردد و به قول دکتر ریچارد فرای، استاد فقید دانشگاه هاروارد، چندین هزار سال است که ایرانیان تمایل داشتهاند تا دین و سیاست را در هم بیامیزند و در اداره امور جامعه چنین عمل کردهاند، نشانگر ظرفیت داشتههای پیش از اسلام کشور جهت کمک به حاکمیت است. همچنین ایشان در مقالههای خود نشان دادهاند که ایرانیان همواره هم از روح ملی و هم از روح دینی تمدن ایران محافظت کرده و تلاشهای زیادی برای پیوند میان این دو انجام دادهاند.
بهعلاوه، اینکه در طول تاریخ شخصیتهایی مثل حکیم ابوالقاسم فردوسی وجود دارند که شور و غرور ملی و فهم دینی را همزمان پرورانده و هیچگاه این دو را در مقابل دیگری قرار ندادهاند، ظرفیت فرهنگی ایران بهعنوان کهنترین تمدن بشری است، میراث ناملموسی که اگر فرصت پیدا میکند میتواند سرمایه اجتماعی نظام را نزد مردم تقویت نماید. این موارد از بُعد معرفتشناسانه نیز اهمیت دارند. بهعنوان مثال فردوسی در پرداختن به مدیریت جامعه، به بهترین شکل در اثر جاودانه ملی- مذهبی خود، تجلی تفکر راهبردیاش را همانند یک استراتژیست نشان داده است. آنجا که در شاهنامه مارهای روی دوش ضحاک ماردوش، فقط با خوردن مغز جوانان بهصورت روزانه، آرام میگیرند، در واقع حکیم توس، نقش مدیریت رسانه برای نسل جوان را یادآوری میکند.
رسانههایی که امروزه جنگ روایتها را علیه ریشههای فرهنگی ایران قبل و بعد از اسلام، به راه انداختهاند. البته خوشبختانه حاکمیت نیز با ادراک روشنتری که از موضوع به دست آورده و تأثیر مفاهیم، معانی و روایتهای برآمده از میراث فرهنگی کشور را در مقاومت ملی مردمان ایران حس کرده، بهدرستی از نمادهای ملی، جهت تقویت مقاومت همه ایرانیان در مقابل بیگانگان بهره برده، موضوعی که در جنگهای اخیر تحمیل شده به کشور، بهخوبی نمایان شد. به قول رهبر شهید انقلاب، میراث فرهنگی ایران این توانایی را دارد که حقانیت گفتههای جمهوری اسلامی ایران را نشان دهد، همانطور که ایشان از سنگنگارهای که در آن والرین در مقابل پادشاه ایرانی زانو زده است، برای نشان دادن عظمت و تجربه موفق تاریخی از ایستادگی در مقابل غرب، استفاده میکردند. یا در دیدار با مسئولین استان فارس در سالهای گذشته، تخت جمشید را بهعنوان میراثی ملی ستوده، خواستار اهتمام جدی به میراث فرهنگی شدند و از مردمانی که چنین بناهایی را به وجود آوردند، تمجید کردند. و البته در سخنرانی های مختلف خود به حفظ زبان فارسی و حتی پوشش ایرانی، اهتمامی ویژه داشتند.
آنچه رهبر شهید بر آن تأکید داشتند، استفاده از اصالتهای تاریخی ایران است. اصالتهای تاریخی که میتواند کمک کند تا حقانیت گفتمان برآمده از تمدن ایرانی- اسلامی کشور، بیش از پیش نشان داده شود. در این جهت، چه در دوران گذار به نظم نوین جهانی که ایران میتواند به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی خاص خود در آن جایگاه ویژهای داشته باشد و چه در تثبیت آتی این جایگاه، اصالتهای برآمده از میراث ملموس و ناملموس ایران، میتواند کمک فراوانی به حاکمیت نماید. بهعنوان مثال در طی این دوران گذار، نیروهای نظامی ایران میتوانند جهت توجیه و تفسیر اقداماتی که بهدرستی و برای حفظ کیان کشور، در حال انجام دادن آنها هستند، در یک دست سلاح جنگی و در یک دست سلاح تمدنی داشته باشند.
بدین منظور نگارنده معتقد است تعریف یا بازتعریف دکترین فرهنگی برآمده از میراث تمدن ایران- اسلامی کشور، میتواند دوشادوش برنامهریزی ها و اقدامات حوزههای نظامی و سیاسی، دستیابی به افقهای درنظر گرفته شده 1414 و 1440 را برای کشور آسانتر نماید زیرا بر طبق نظر اندیشمندان، حوزه تمدن و فرهنگ جایی است که میتواند تأثیر بسیار مثبتی بر ایجاد و تثبیت قدرت ملی کشورها داشته باشد. این موضوع را برژینسکی استراتژیست ارشد آمریکائی بهخوبی متوجه شده، جایی که میگوید نباید به ایرانیان اجازه داد تا مفاهیم، روایتها و معانی برآمده از میراث ملی خود را با مفاهیم، روایتها و معانی برآمده از میراث دینی خود ترکیب کنند و یکجا علیه ما به کار بگیرند. زیرا در این صورت آنان بهعنوان یک قدرت بزرگ، ظهور مجدد خواهند کرد و ما در مقابل آنان کاری از پیش نخواهیم برد.
