«در یک مدرسه ابتدایی در کرمانشاه از دانش‌آموزان و معلمان خواسته شده  پلاک‌هایی با درج نام و نام خانوادگی و نام پدر برای خود تهیه کنند».این ادعا را شبکه ایران‌اینترنشنال به نقل از یک شهروند ایرانی منتشر کرده است.

«در یک مدرسه ابتدایی در کرمانشاه از دانش‌آموزان و معلمان خواسته شده پلاک‌هایی با درج نام و نام خانوادگی و نام پدر برای خود تهیه کنند».این ادعا را شبکه ایران‌اینترنشنال به نقل از یک شهروند ایرانی منتشر کرده است. با این‌حال، خبرگزاری تسنیم در گزارشی نخستین سرنخ این روایت را از سوی خانمی می‌داند که در فضای مجازی خود را وکیل پایه یک دادگستری و شاغل در استان تهران معرفی کرده و با انتشار پستی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام، بدون ارائه هیچ مستندی درباره این ادعا، از پلاک‌گذاری دانش‌آموزان خبر داده است.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش ۱۹ مهر این ادعا را بخشی از عملیات روانی و فضاسازی رسانه‌های ضدنظام آموزشی کشور عنوان کرده است.
علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش نیز با بیان اینکه ترویج چنین گفتمان و اقدامی مورد تأیید آموزش و پرورش نیست و جز بازی با روان و آرامش دانش‌آموزان هیچ حاصلی ندارد، تأکید می‌کند مدیران مدارس حق اعلام چنین موارد و موضوعاتی را که موجب نگرانی خانواده‌ها شود، ندارند.

تکمیل پازل هراس‌افکنی

رواج شایعات و انتشار روایت‌های نادرست، بخشی از عملیات روانی دشمن و تکمیل پازل هراس‌افکنی در جامعه است.
روایت‌گری‌هایی همچون غیرحضوری شدن محیط‌های آموزشی، شایعه ورود نیروهای امنیتی به برخی مدارس در بهمن سال گذشته یا حتی انتشار فیلمی غیرمستند با موضوع استعمال دخانیات در یکی از مدارس سمپاد و... را باید بخشی از طرح از پیش آماده شده دشمن برای درگیر کردن دانش‌آموزان و خانواده‌های آن‌ها در جنگ شناختی و تلاش برای التهاب‌آفرینی در جامعه، تشویش اذهان عمومی و هراس‌افکنی در میان دانش‌آموزان دانست؛ هجمه یا شبیخونی که هر از گاه با هدف افزایش تب برآمده از روزهای پرالتهاب جنگ یا ناآرامی‌های اجتماعی تکرار می‌شود و بر روح و روان جامعه چنگ می‌زند.
جنگ هشت ساله و دفاع غیورانه مدافعان این مرز و بوم نیز روایت‌هایی چند از نیرنگ اسلاف شبه‌اینترنشنالی امروز در هراس‌افکنی به خاطر دارد.
شایعه توزیع کلیدهای پلاستیکی طلایی‌رنگ یا کلیدهای برنجی در میان رزمندگان که به ادعای همزمان رسانه‌های دروغ‌پرداز غرب و رژیم بعث قرار بود بازکننده درهای ورود به بهشت پس از شهادت باشد، تنها یک نمونه از تلاش مذبوحانه دشمن پس از فتح خرمشهر برای جعل واقعیات و وارونه نشان دادن انگیزه شهادت‌طلبی رزمندگان و موهوم و خیال‌پرداز خواندن ایرانیان است؛ تصویر مخدوشی که متأسفانه تا پایان دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی، تا مدت‌ها همچنان مورد سوءاستفاده دستگاه‌های تبلیغاتی صدام و کشورهای عرب‌نشین حاشیه خلیج‌فارس و حکومت‌های غربی قرار می‌گرفت.
رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(ره) بارها و بارها ضمن باز کردن مشت دشمنان و صحنه‌گردانان جبهه خدعه و فریب، آحاد جامعه و به‌ویژه جوانان را از افتادن در دام شایعه‌پردازان برحذر داشتند.
ایشان در همین خصوص می‌فرمایند:«بنده در قضایای تاریخ اسلام این مطلب را مکرراً گفته‌ام، چیزی که امام حسن مجتبی علیه‌السلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه خوارج را به‌وجود آورد و امیرالمؤمنین علیه‌السلام را آن‌طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‌گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود واِلّا همه مردم که بی‌دین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند. یک شایعه دشمن می‌انداخت؛ فوراً این شایعه همه جا پخش می‌شد و همه آن را قبول می‌کردند!
چرا باید این‌طور باشد!؟ اگر ملت، هوشیاری لازم را داشته باشد، شایعه دشمن مثل برف و یخی زیر آفتاب است. چه کسی باید این کار را بکند؟ شما جوانان باید بکنید. بنده با شما جوانان عزیزمان، حجت خدا را تمام می‌کنم. من به شما عرض کردم و گفتم». ( بیانات ۱۲ آبان ۱۳۷۲)

شایعه؛ ابزار مخرب سیاسی

بحران‌ها، مناسب‌ترین بستر برای ساخت یا بازتولید شایعه‌اند. بیوک تاجری، دبیر انجمن روان‌شناسی سلامت ایران با تأکید بر همین موضوع می‌گوید: در شرایط بحرانی جنگ، معضل انتشار شایعه در جامعه ایران به‌دلیل ویژگی‌های خاص آن، به‌شدت افزایش یافته است. این پدیده اجتماعی که اغلب به‌عنوان ابزار سیاسی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، در جوامع آسیب‌پذیرتر، تأثیرات مخرب‌تری دارد.
وی اضافه می‌کند: شایعه تفرقه‌افکن با هدف ایجاد اختلاف و تفرقه میان اقشار مختلف جامعه و شایعه فریب همچون پرده‌ای از دود عمل می‌کنند تا اهداف واقعی دشمن را پنهان کنند.
هنگامی که شایعه‌ای فراگیر می‌شود و پیشگیری دیگر امکان‌پذیر نیست، نیاز به مداخله و درمان احساس می‌شود؛ شناسایی منابع و افراد شایعه‌ساز، بی‌اعتبار کردن منبع و کشف هویت آنان، ارائه اطلاعات صحیح به جامعه هدف و نادیده انگاشتن شایعات ضعیف، ازجمله اقدامات در مواجهه با شایعه‌هاست. همچنین در برخی موارد، بهترین واکنش در برابر شایعه‌های ضعیف، بی‌توجهی و نادیده گرفتن آن‌هاست.

نخستین ضربه به اعتماد عمومی

نوید دهقانی، پژوهشگر و مدرس علوم ارتباطات نیز به نقش رسانه‌ها در انتشار شایعات و از میان بردن اعتماد در جامعه اشاره می‌کند و می‌گوید: شایعه‌پراکنی رسانه‌های خبری در زمان جنگ، یکی از پیچیده‌ترین و درعین حال خطرناک‌ترین پدیده‌هایی است که می‌تواند بنیان اعتماد عمومی را در کوتاه‌ترین زمان ممکن متزلزل کند.
در زمان جنگ، اطلاعات به اندازه سلاح اهمیت دارد. هر خبر می‌تواند روحیه مردم را تقویت یا تضعیف کند، تصمیمات سیاسی را تغییر داده و حتی مسیر عملیات نظامی را تحت تأثیر قرار دهد. رسانه‌های شایعه‌ساز با انتشار اخبار تأییدنشده، بزرگ‌نمایی شکست‌ها، پنهان‌سازی موفقیت‌ها یا ساختن روایت‌های جعلی، فضای ذهنی جامعه را به سمت بی‌ثباتی سوق می‌دهند. این بی‌ثباتی، نخستین ضربه را به اعتماد عمومی وارد می‌کند؛ زیرا مردم در مواجهه با حجم انبوه اطلاعات متناقض، دیگر نمی‌دانند کدام منبع قابل اعتماد است و کدام روایت حقیقت دارد.
در چنین فضایی، شک و تردید جایگزین اطمینان می‌شود. مردم به‌تدریج به رسانه‌های رسمی، نهادهای حکومتی و حتی تحلیلگران مستقل بی‌اعتماد می‌شوند. این بی‌اعتمادی، پیامدهای عمیقی دارد: کاهش مشارکت اجتماعی، افزایش اضطراب جمعی، گسترش تئوری‌های توطئه و شکل‌گیری شکاف‌های اجتماعی. شایعه‌پراکنی رسانه‌ای در زمان جنگ، تنها یک خطای حرفه‌ای نیست؛ بلکه اقدامی است که می‌تواند امنیت ملی را تهدید کرده و جامعه را در برابر عملیات روانی دشمن آسیب‌پذیرتر کند.
وی اضافه می‌کند: رسانه‌های شایعه‌پراکن با بهره‌گیری از سرعت انتشار در شبکه‌های اجتماعی، می‌توانند موجی از اطلاعات غلط را در چند دقیقه به سراسر جامعه منتقل کنند. الگوریتم‌های پلتفرم‌ها نیز معمولاً محتواهای هیجانی و تحریک‌کننده را بیشتر نمایش می‌دهند؛ بنابراین شایعات جنگی، به‌سرعت در ذهن مردم جا می‌گیرند و حتی پس از تکذیب رسمی نیز اثر روانی خود را حفظ می‌کنند. این پدیده که در روان‌شناسی رسانه به «اثر ماندگاری شایعه» معروف است، نشان می‌دهد مقابله با شایعات تنها با تکذیب کافی نیست، بلکه نیازمند اعتمادسازی پایدار و اطلاع‌رسانی شفاف است.