ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، سال‌هاست که زندگی خانوادگی خود را پشت دیواری از محرمانگی پنهان کرده است. اکنون دو روزنامه‌نگار روس، رومن بادانین و میخائیل روبین، در کتاب «تزار در زندگی شخصی» به بررسی شیوه‌ای پرداخته‌اند که پوتین برای دور نگه‌داشتن خانواده‌اش از افکار عمومی به کار می‌گیرد؛ رویکردی که به گفته آن‌ها، گاهی به پنهان‌کاری و حتی بازنویسی گذشته زندگی او منجر شده است.

به گزارش دیروزبان، فلوران باراکو در گزارشی در یک نشریه فرانسوی می‌نویسد که محرمانه نگه‌داشتن زندگی خصوصی، یکی از ابزارهای رهبران برای کنترل تصویر عمومی خود است و پوتین نیز از این قاعده مستثنا نیست.

ازدواجی که به جدایی انجامید

پوتین در سال ۱۹۸۰ با لیودمیلا شکربنوا آشنا شد. لیودمیلا در توصیف نخستین دیدارشان گفته بود ولودیا، نامی که دوستان پوتین او را با آن صدا می‌زدند، با ظاهری ساده و معمولی مقابل باجه بلیت ایستاده بود؛ مردی که به گفته او، شاید در خیابان حتی توجهش را جلب نمی‌کرد.

بر اساس روایت‌های نقل‌شده در زندگی‌نامه‌های پوتین، او در دوران مدرسه و دانشگاه نیز چندان در جلب توجه دختران موفق نبود. این زوج دو دختر به نام‌های ماریا، متولد ۱۹۸۵، و کاترینا، متولد ۱۹۸۶، دارند. ازدواج آن‌ها سرانجام در سال ۲۰۱۳ به طلاق انجامید.

دخترانی با نام‌های متفاوت

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های محرمانگی خانواده پوتین، ماجرای کاترینا تیخونواست. در سال ۲۰۱۴، روزنامه‌نگاران درباره زنی تحقیق کردند که مدیریت پروژه‌ای چندمیلیارد روبلی برای بازسازی ساختمان‌های دانشگاه دولتی مسکو را برعهده داشت. این پروژه با حمایت مالی چهره‌های ثروتمند روسیه پیش می‌رفت.

روزنامه‌نگاران به این نتیجه رسیدند که تیخونوا احتمالا دختر پوتین است و نام خانوادگی متفاوتی را به کار می‌برد. با این حال، برای تأیید نهایی به شهادت فردی نزدیک به رئیس‌جمهور نیاز داشتند؛ تأییدی که هرگز به دست نیامد. حتی زمانی که مستقیما از پوتین درباره این موضوع سؤال شد، او پاسخی نداد.

964

روایت‌های متناقض از پدر و مادر

نویسندگان کتاب همچنین به تناقض‌هایی در روایت پوتین از زندگی والدینش اشاره می‌کنند. پوتین در مطلبی که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، نوشته بود مادرش در سال ۱۹۹۹ و پدرش یک سال پیش از آن درگذشته‌اند؛ در حالی که ترتیب واقعی مرگ آن‌ها برعکس بوده است. نویسندگان احتمال می‌دهند این متن را خود پوتین ننوشته باشد و خطا از سوی یکی از نویسندگان نزدیک به کرملین رخ داده باشد.

روایت او از محاصره لنینگراد در جنگ جهانی دوم نیز تغییراتی داشته است. در یک روایت، پدرش برای نجات همسرش تلاش می‌کند؛ اما در روایتی قدیمی‌تر، پوتین گفته بود مادرش بر اثر گرسنگی بیهوش شده و دیگران او را با مردگان اشتباه گرفته بودند.

نویسندگان معتقدند بازگویی قهرمانانه خاطرات خانوادگی در سال ۲۰۱۵، یک سال پس از الحاق کریمه به روسیه، با تلاش حکومت برای برجسته‌کردن روایت‌های ملی‌گرایانه از گذشته ارتباط داشته است.

خانواده‌ای بی‌نقص؟

پوتین در دیداری در سال ۲۰۲۴ درباره ارزش‌های خانوادگی گفت که والدینش الگوی تربیتی او بوده‌اند و پدرش هرگز مست نکرده یا ناسزا نگفته است. اما بادانین و روبین به روایتی اشاره می‌کنند که بر اساس آن، مادر پوتین در جوانی و در جریان خشونت همسر آینده‌اش، یکی از چشمان خود را از دست داده بود.

نویسندگان در پایان استدلال می‌کنند که در روسیه تحت رهبری پوتین، پنهان‌کاری درباره زندگی شخصی رئیس‌جمهور بخشی از پدیده گسترده‌تری است: تبدیل روایت رسمی حکومت به حقیقتی تحمیل‌شده، حتی زمانی که با شواهد و روایت‌های پیشین همخوانی ندارد.

این ادعاها و تفسیرها از سوی نویسندگان کتاب مطرح شده‌اند و برخی جزئیات زندگی خصوصی خانواده پوتین همچنان به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند.