۱۸میلیون ایرانی تاکنون ازدواج نکرده‌اند؛ آماری که به‌تازگی مطرح شده و بار دیگر موضوع ازدواج و تجرد در کشور را مورد توجه قرار داده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - به گفته بهمن عبدی، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و مشارکت‌های اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان، از این تعداد ۱۰میلیون نفر مرد و ۸میلیون نفر زن هستند؛ با این حال، نکته قابل توجه در این آمار، محدوده سنی افراد مورد بررسی است؛ چراکه دختران بالای ۱۳سال و پسران بالای ۱۵سال نیز در این محاسبه قرار گرفته‌اند.

این آمار در شرایطی مطرح شده که داده‌های رسمی نیز از تغییر روند ازدواج در کشور حکایت دارند. براساس گزارش مرکز رصد جمعیت سازمان ثبت احوال، بیش از ۷میلیون و ۳۵۵ هزار مرد مجرد در گروه سنی ۲۰ تا ۵۴ سال و حدود ۶میلیون و ۹۳۰هزار زن مجرد در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال در کشور حضور دارند؛ ارقامی که ضرورت بررسی دقیق‌تر وضعیت ازدواج و تحولات جمعیتی را نشان می‌دهند.

پیش‌تر نیز مرضیه وحیددستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت درباره افزایش سن ازدواج هشدار داده و اعلام کرده بود تعداد ازدواج‌های ثبت‌شده در کشور از حدود ۸۹۱هزار مورد در سال ۱۳۸۹ به حدود ۴۳۱هزار مورد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. او همچنین افزایش سن ازدواج را عاملی مؤثر بر تأخیر در فرزندآوری و کاهش فرصت باروری خانواده‌ها دانسته و بر ضرورت رفع موانع اقتصادی، به‌ویژه مشکلات مسکن و تسهیلات ازدواج تأکید کرده بود.

با این حال، همه کارشناسان نگاه یکسانی به این آمار‌ها ندارند. شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس، پیش‌تر در گفت‌وگویی تأکید کرده بود وضعیت ازدواج، طلاق و حتی تجرد قطعی در ایران را نباید لزوماً بحرانی تلقی کرد. او معتقد است نااطمینانی اقتصادی و اجتماعی، تورم و دشواری برنامه‌ریزی برای آینده ازجمله عواملی هستند که تصمیم جوانان برای ازدواج را تحت تأثیر قرار می‌دهند و نمی‌توان انتظار داشت صرفاً با پرداخت وام، موانع تشکیل خانواده برطرف شود.

برای بررسی ابعاد مختلف این آمار، دلایل تغییر الگوی ازدواج در میان جوانان و تأثیر افزایش سن ازدواج بر آینده جمعیتی کشور، با صالح قاسمی، پژوهشگر حوزه جمعیت به گفت‌و‌گو پرداختیم.

به‌تازگی اعلام شده ۱۸میلیون نفر در کشور تاکنون ازدواج نکرده‌اند. این آمار از منظر جمعیت‌شناسی چه معنایی دارد؟ آیا باید آن را نگران‌کننده دانست؟

حتی ممکن است یکی از اهداف انتشار این‌گونه آمارها، مطرح شدن بیشتر افراد منتشرکننده آنها در رسانه‌ها باشد. طرح موضوع وجود ۱۸میلیون جوان مجرد در کشور نادرست است؛ زیرا در محاسبه چنین آماری معمولاً بازه سنی بسیار گسترده‌ای در نظر گرفته می‌شود و سپس بدون توجه به جزئیات، عنوان می‌کنند ۱۸میلیون نفر در کشور مجرد هستند. این در حالی است که هنگام بازنشر این آمار، بسیاری از رسانه‌ها و مخاطبان، آن را به معنای وجود ۱۸میلیون جوان مجرد در کشور برداشت می‌کنند؛ در صورتی که این دو موضوع با یکدیگر تفاوت دارند.

چه تفاوتی؟

در این آمار، افراد مجرد بالای ۱۵سال در نظر گرفته شده، در حالی که باید توجه داشت افراد مجرد در گروه‌های مختلفی قرار می‌گیرند. برای مثال، افرادی که هرگز ازدواج نکرده‌اند، کسانی که پس از فوت همسر، مجرد شده‌اند و افرادی که به دلیل طلاق در وضعیت تجرد قرار دارند، هرکدام گروه متفاوتی محسوب می‌شوند و نمی‌توان همه آنها را در یک دسته قرار داد.

از سوی دیگر، ۱۵سالگی سن مناسبی برای قضاوت درباره وضعیت ازدواج افراد نیست؛ چراکه در حال حاضر سنین متعارف ازدواج از حدود ۲۱ یا ۲۲ سالگی آغاز می‌شود و تا حدود ۳۵ یا ۳۶ سالگی ادامه دارد. بنابراین، زمانی که در محاسبه آمار مجردها، سن ۱۵سالگی را به‌عنوان نقطه آغاز در نظر می‌گیریم و از طرف دیگر هیچ سقف سنی مشخصی تعیین نمی‌کنیم، طبیعتاً جمعیت قابل توجهی به این آمار اضافه می‌شود و درنهایت با عدد بسیار بزرگی روبه‌رو خواهیم شد.

ارائه چنین آماری بدون تفکیک گروه‌های مختلف و در نظر گرفتن بازه سنی متعارف ازدواج، می‌تواند تصویری نادرست از وضعیت ازدواج در کشور ایجاد کند و زمینه‌ساز سیاه‌نمایی در جامعه شود. از این رو، این‌گونه اخبار و آمار‌ها لزوماً دقیق و قابل استناد نیستند.

به نظر شما مهم‌ترین عامل کاهش تمایل یا امکان ازدواج در ایران چیست؟ مشکلات اقتصادی یا تغییر نگرش نسل جوان به تشکیل خانواده؟

درست است که تمایل جوانان به ازدواج در مقایسه با گذشته کاهش یافته؛ به‌طوری‌که در گذشته حدود ۹۷ تا ۹۸ درصد جوانان مجرد تمایل به ازدواج داشتند، اما این میزان اکنون به حدود ۹۰ تا ۹۱ درصد رسیده است؛ با این حال باید توجه داشت همچنان بیش از ۹۰ درصد جوانان تمایل به ازدواج دارند، هرچند با موانع و مشکلات متعددی در مسیر تشکیل خانواده روبه‌رو هستند.

این گزاره که جوانان دیگر تمایلی به ازدواج ندارند، کاملاً نادرست است؛ چراکه کاهش نسبی تمایل به ازدواج را نباید به معنای بی‌میلی گسترده جوانان به تشکیل خانواده تلقی کرد. واقعیت این است بخش قابل توجهی از جوانان با وجود تمایل به ازدواج، به دلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و نگرشی با موانعی در این مسیر روبه‌رو هستند.

از سوی دیگر، علاوه بر مشکلات اقتصادی، تغییر نگرش‌ها و سبک زندگی نیز در کاهش تمایل به ازدواج تأثیرگذار بوده است. در سال‌های اخیر، تعریف جوانان از خانواده ایده‌آل، ازدواج مطلوب و شرایط مناسب برای تشکیل زندگی مشترک دستخوش تغییر شده و مجموعه این عوامل در کنار یکدیگر موجب کاهش نسبی تمایل به ازدواج شده‌اند. با وجود این تغییرات، تأکید می‌کنم همچنان بیش از ۹۰درصد جوانان تمایل به ازدواج دارند و مسئله اصلی، وجود موانع و مشکلاتی است که تحقق این خواسته را برای آنها دشوار کرده است.

به نظر شما جامعه ایران در حال حرکت به سمتی است که مجرد ماندن به یک الگوی پایدار زندگی تبدیل شود؟

خیر، موافق این دیدگاه نیستم. جامعه ایرانی هر از گاهی تحت تأثیر الگو‌های تازه قرار می‌گیرد که بیشتر از طریق رسانه‌ها و برخی چهره‌های مشهور و سلبریتی‌ها در حوزه‌های سبک زندگی، هنر، سینما و سیاست ترویج می‌شوند. این الگو‌ها ممکن است در مقاطعی با استقبال مواجه شوند و در بخش‌هایی از جامعه، به‌ویژه در میان برخی گروه‌های متعلق به طبقات بالای اقتصادی و اقشار برخوردار، گسترش پیدا کنند، اما پس از مدتی از میزان رواج و تأثیرگذاری آنها کاسته می‌شود.

پدیده تجرد اختیاری نیز باید در همین چارچوب مورد بررسی قرار گیرد و نمی‌توان صرف مشاهده رواج مقطعی آن در برخی گروه‌های اجتماعی، نتیجه گرفت مجرد ماندن به انتخابی فراگیر و پایدار در جامعه ایرانی تبدیل شده است.

با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه ایران و آمار‌های موجود، نمی‌توان پذیرفت تجرد اختیاری و تصمیم آگاهانه جوانان برای ازدواج نکردن، به یک الگوی پایدار در سبک زندگی ایرانی تبدیل شده باشد. از این رو، چنین برداشتی با واقعیت‌های فرهنگی و جمعیتی کنونی کشور همخوانی ندارد.

آیا الگوی ازدواج در دهه هفتادی‌ها و هشتادی‌ها با نسل‌های پیش تفاوت معناداری پیدا کرده است؟

بله الگوی ازدواج متولدان دهه‌های ۷۰ و ۸۰ در مقایسه با نسل‌های پیشین، به‌ویژه متولدان دهه‌های ۵۰ و ۶۰، تغییرات محسوس و قابل توجهی داشته است. یکی از مهم‌ترین تغییرات، جابه‌جایی در تعریف ازدواج ایده‌آل و موفق است؛ به‌گونه‌ای که نگرش جوانان به زندگی مشترک مطلوب و استاندارد‌های یک ازدواج موفق با گذشته تفاوت پیدا کرده است.

این تغییر نگرش موجب افزایش سطح انتظارات جوانان از زندگی مشترک شده و در میان متولدان دهه‌های ۷۰ و ۸۰، شاهد گسترش نوعی کمال‌گرایی افراطی در انتخاب همسر و تشکیل خانواده هستیم. این رویکرد در نسل‌های بعدی، ازجمله متولدان دهه‌های ۸۰ و ۹۰ نیز مشاهده می‌شود و بر تصمیم‌گیری آنها درباره ازدواج تأثیر می‌گذارد. درواقع، تغییر تعریف جوانان از زندگی مطلوب، ازدواج استاندارد و شرایط ایده‌آل تشکیل خانواده، موجب دگرگونی الگوی ازدواج در نسل‌های جدید شده است. یکی از مهم‌ترین پیامد‌های این تغییر، افزایش سن ازدواج در میان جوانان است.

عامل اصلی افزایش میانگین سن ازدواج در کشور، همین کمال‌گرایی افراطی و افزایش انتظارات جوانان از یک ازدواج ایده‌آل است؛ مسئله‌ای که سبب می‌شود بسیاری از افراد دستیابی به شرایط مطلوب برای تشکیل زندگی مشترک را به تعویق بیندازند.

اگر روند تأخیر در ازدواج ادامه پیدا کند، چه تأثیری بر نرخ باروری و آینده جمعیت ایران خواهد داشت؟

با افزایش میانگین سن ازدواج، تشکیل زندگی مشترک به سنین بالاتر موکول می‌شود و به‌طور طبیعی فرصت باروری زوجین کاهش می‌یابد. درواقع، هرچه ازدواج دیرتر اتفاق بیفتد، بازه زمانی در اختیار زوجین برای فرزندآوری محدودتر می‌شود و این مسئله می‌تواند بر تعداد فرزندان خانواده‌ها تأثیرگذار باشد.

افزایش سن ازدواج یکی از عوامل مهم و تعیین‌کننده در کاهش نرخ باروری و به دنبال آن، کاهش نرخ رشد جمعیت است؛ چراکه محدود شدن فرصت فرزندآوری، بر شاخص‌های جمعیت‌شناختی کشور تأثیر مستقیم می‌گذارد. در سال‌های اخیر نیز شاهد تأثیر افزایش میانگین سن ازدواج بر شاخص‌های جمعیتی بوده‌ایم. بنابراین، نمی‌توان نقش سن ازدواج را در تحولات جمعیتی کشور نادیده گرفت و باید آن را یکی از عوامل مؤثر بر روند باروری و رشد جمعیت دانست.

منبع: روزنامه قدس