وزارت آموزش و پرورش یکی از سیاست‌های خود را رویکرد دانش‌آموزمحوری معرفی کرده است؛ هدفی که معتقد است با تشکیل شوراهای دانش‌آموزی گام بلندی در راستای به رسمیت شناختن نظرات و مشارکت و تصمیم‌سازی نوجوانان برای تعیین سرنوشت خود فراهم کرده است.

وزارت آموزش و پرورش یکی از سیاست‌های خود را رویکرد دانش‌آموزمحوری معرفی کرده است؛ هدفی که معتقد است با تشکیل شوراهای دانش‌آموزی گام بلندی در راستای به رسمیت شناختن نظرات و مطالعات دانش‌آموزان و مشارکت و تصمیم‌سازی نوجوانان برای تعیین سرنوشت خود فراهم آمده است.
در این میان، مجلس دانش‌آموزی پس از به بار نشستن تجربه سه ساله شوراهای دانش‌آموزی در مدارس راهنمایی و دبیرستان‌های کشور با رویکرد صنفی – مشورتی تشکیل شد و فعالیت خود را در مهر ۱۳۸۰ در محل ساختمان مجلس در بهارستان آغاز کرد.
با این‌حال، پرسش این است آیا این نهاد پس از گذشت بیش از دو دهه توانسته به تکالیفی که بر عهده آن گذاشته شده جامه عمل بپوشاند؟

از پیشنهاد دانش‌آموزان تا تصمیمات روی کاغذ

حجت‌الاسلام محمدحسین پورثانی، معاون پیشین پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به اینکه آیا مجلس دانش‌آموزی یک نهاد اثرگذار در نظام تصمیم‌گیری آموزش‌وپرورش است یا بیشتر نقش تشریفاتی و نمادین دارد، به خبرنگار ما می‌گوید: مجلس دانش‌آموزی ظرفیت بسیار خوبی برای تصمیم‌گیری در حوزه دانش‌آموزان دارد. یکی از موضوعاتی که در این حوزه دنبال می‌کنیم، هویت‌بخشی به دانش‌آموزان و فراهم کردن زمینه‌ای است که تصمیمات مربوط به آن‌ها از دل خود دانش‌آموزان شکل بگیرد. بااین‌حال، متأسفانه مجلس دانش‌آموزی در شرایط فعلی بیش از آنکه نهادی عملیاتی باشد، نهادی تشریفاتی است. درواقع، این مجلس نه در تدوین کتاب‌های درسی و نه در برنامه‌ریزی درسی نقش تصمیم‌گیرنده‌ای ندارد و صرفاً می‌تواند پیشنهاد ارائه دهد. ما در حوزه تقنینی نیز جایگاه مشخصی برای این مجلس در نظر نگرفته‌ایم. البته مجلس دانش‌آموزی از نظر ساختاری ظرفیت مناسبی برای جمع‌آوری نظرات دانش‌آموزان، انتقال مطالبات آن‌ها و بازتاب دیدگاه‌هایشان دارد، اما مسئله اصلی این است این نظرات و تصمیمات تا چه اندازه به نتیجه می‌رسند. واقعیت این است تقریباً هیچ‌یک از تصمیمات مجلس دانش‌آموزی به مرحله اجرا نمی‌رسد، زیرا هیچ الزام قانونی یا اجرایی برای عملیاتی شدن آن‌ها وجود ندارد.
او تأکید می‌کند: مهم‌ترین مسئله درباره مجلس دانش‌آموزی این است که باید مأموریت مشخص و اختیارات واقعی برای آن تعریف شود. برای مثال، می‌توان در حوزه‌هایی مانند اردوهای دانش‌آموزی، کتاب‌های درسی یا برنامه‌ریزی درسی، اختیار تصمیم‌گیری به دانش‌آموزان داد. همان‌طور که نماینده شورای دانش‌آموزی در شورای مدرسه عضویت دارد و برای برگزاری اردو باید نظر او نیز گرفته شود، مجلس دانش‌آموزی هم باید در برخی حوزه‌ها از چنین جایگاهی برخوردار باشد؛ درحالی‌که اکنون وظایف این مجلس کلی است و مصوبات آن ضمانت اجرایی ندارند. مجلس شورای اسلامی می‌تواند با تعیین حوزه اختیارات مجلس دانش‌آموزی و الزام‌آور کردن مصوبات آن، زمینه نقش‌آفرینی واقعی دانش‌آموزان در تصمیم‌گیری‌ها را فراهم کند.
مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در پاسخ به این پرسش که آیا در دوران مسئولیت شما اقدامی برای تقویت نقش مجلس دانش‌آموزی انجام شد، بیان می‌کند: در سال ۱۴۰۲ یا ۱۴۰۳ که در وزارت آموزش‌وپرورش حضور داشتم، با شرایطی مواجه بودیم که مجلس دانش‌آموزی مدتی به‌صورت حضوری تشکیل نشده بود و جلسات آن غیرحضوری برگزار می‌شد. با وجود مشکلات موجود، توانستیم مجلس را دوباره حضوری تشکیل دهیم. در آن دوره تلاش کردیم دو یا سه مأموریت مشخص برای دانش‌آموزان تعریف کنیم و فعالیت مجلس را به این سمت ببریم، اما اینکه تا چه اندازه در این زمینه موفق بودیم و این رویکرد چقدر در سطح کشور نتیجه‌بخش بود، به نظرم همچنان جای کار بیشتری داشت.

مجلس دانش‌آموزی به تریبون تشریفاتی تبدیل شده است!

علی پورسلیمان، مدیر سایت صدای معلم با بیان اینکه مجلس دانش‌آموزی نهادی صنفی با حدود ۲۵ سال سابقه فعالیت است، به ما می‌گوید: برپایه اساسنامه این مجلس، تنها جایگاه رسمی و اداری اعضای آن به صدور ابلاغ مشاور وزیر آموزش‌وپرورش برای اعضای هیئت‌رئیسه محدود می‌شود؛ به این معنا که این افراد در دوره دوساله عضویت خود می‌توانند به وزیر مشاوره دهند. بااین‌حال، با توجه به تعدد مشاوران وزیر آموزش‌وپرورش، چه در دوره آقای کاظمی و چه در دوره وزرای پیشین، به نظر می‌رسد این جایگاه بیشتر جنبه نمادین دارد و اعضای مجلس دانش‌آموزی نقش چندانی در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های آموزش‌وپرورش ایفا نمی‌کنند. البته مجلس دانش‌آموزی سالانه یک یا دو بار مجمع برگزار می‌کند که در آن، وزیر آموزش‌وپرورش و دیگر مسئولان سخنرانی کرده و نمایندگان دانش‌آموزان از استان‌های مختلف نیز در تریبون آزاد، دیدگاه‌های خود را مطرح می‌کنند. همچنین کمیسیون‌ها و کمیته‌هایی در این مجلس تشکیل می‌شود و دبیرخانه آن در سازمان دانش‌آموزی مستقر است، اما مسئله اصلی این است با وجود این ساختار و فعالیت‌ها، مجلس دانش‌آموزی نقش مستقیمی در فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری وزارت آموزش‌وپرورش ندارد و جایگاه رسمی آن همچنان به همان نقش مشورتی محدود است.
او می‌افزاید: شوراهای دانش‌آموزی خاستگاه اصلی مجلس دانش‌آموزی هستند و فعالیت آن‌ها از سطح مدارس آغاز می‌شود. ابتدا نمایندگان دانش‌آموزان در مدارس انتخاب می‌شوند، سپس منتخبان در سطح مناطق و پس از آن در سطح استان‌ها در انتخابات شرکت می‌کنند و درنهایت، نمایندگان منتخب استان‌ها مجلس دانش‌آموزی را تشکیل می‌دهند. بنابراین، این مجلس از یک فرایند انتخاباتی و دموکراتیک از پایین به بالا برخوردار است، اما با وجود حدود ۲۵ سال سابقه فعالیت، نتوانسته انتظارات مربوط به تأثیرگذاری در تصمیمات آموزش‌وپرورش را برآورده کند.
گاهی در جلسات این مجلس موضوعاتی مانند وضعیت بوفه مدارس و دیگر مسائل داخلی مدرسه مطرح می‌شود، اما در این مدت تأثیرگذاری قابل‌توجهی از آن مشاهده نکرده‌ایم. یکی از مشکلات اساسی این است که مجلس دانش‌آموزی در ساختار اداری و دولتی شکل گرفته و تابع فرایندهای بروکراتیک است. به همین دلیل، معمولاً مواضعی برخلاف جریان رسمی آموزش‌وپرورش نمی‌گیرد و حتی در برابر مصوبات و تصمیمات این وزارتخانه نیز رویکرد انتقادی مستقلی از خود نشان نمی‌دهد. متأسفانه در طول این سال‌ها، حتی در همین سطح نیز شاهد نقش‌آفرینی مؤثری از مجلس دانش‌آموزی نبوده‌ایم.
پورسلیمان اضافه می‌کند: در آموزش‌وپرورش نهادهای دیگری مانند اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، بسیج دانش‌آموزی و شوراهای دانش‌آموزی نیز فعالیت می‌کنند. این نهادها اگرچه هرکدام به‌صورت جداگانه و در بخش‌های مختلف فعالیت دارند، اما نقش چندان مؤثری در فرایند تصمیم‌گیری‌های آموزش‌وپرورش ایفا نمی‌کنند. برای مثال، شورای دانش‌آموزی را در نظر بگیرید. این شورا با وجود اینکه یکی از ارکان رسمی مدرسه تعریف شده و از جایگاه قانونی برخوردار است، در عمل تأثیر چندانی بر تصمیمات مدرسه ندارد. یعنی حتی در سطح مدرسه نیز نمی‌تواند نقش مؤثری در تصمیمات مدیر مدرسه، مصوبات شورای مدرسه یا تصمیم‌گیری‌های سایر ارکان آن داشته باشد. به همین دلیل، فعالیت شوراهای دانش‌آموزی بیشتر جنبه تشریفاتی و فرمالیته پیدا کرده است.
وقتی وضعیت مشارکت دانش‌آموزان در تصمیم‌گیری‌ها در مدرسه به این شکل است و حتی شورای دانش‌آموزی با وجود جایگاه قانونی خود نمی‌تواند بر تصمیمات مدرسه تأثیر بگذارد، نباید انتظار داشته باشیم در سطوح بالاتر، ازجمله مجلس دانش‌آموزی اتفاق متفاوتی رخ دهد یا نمایندگان دانش‌آموزان بتوانند اقدام مؤثری انجام دهند. از سوی دیگر، مسئله فقط محدود بودن اختیارات مجلس دانش‌آموزی نیست، بلکه اعضای این مجلس حتی در حد اعلام نظر نیز فعالیت مشخصی ندارند؛ نه بیانیه‌ای صادر می‌کنند و نه موضع روشنی در قبال مسائل، مصوبات و تصمیمات آموزش‌وپرورش می‌گیرند. درواقع، ما حتی شاهد همین سطح از فعالیت و اظهارنظر نیز نیستیم و مجلس دانش‌آموزی در شرایط فعلی تقریباً به نهادی ساکت و راکد تبدیل شده است.

فرهنگ مشارکت باید از خانواده و مدرسه شکل بگیرد

وی در پاسخ به این پرسش که چه تغییراتی برای تبدیل مجلس دانش‌آموزی به نهادی مطالبه‌گر و تأثیرگذار ضروری است، عنوان می‌کند: مجلس دانش‌آموزی زمانی که تشکیل شد، اساساً با هدف تقویت فرهنگ مشارکت‌جویی، گفت‌وگو و تفکر انتقادی در میان دانش‌آموزان و در سطح مدارس شکل گرفت. تأسیس این مجلس متناسب با فضای اجتماعی و سیاسی آن دوران بود. در سال ۱۳۸۰، مباحثی مانند جامعه مدنی و حوزه عمومی در جامعه پررنگ بود و شکل‌گیری مجلس دانش‌آموزی نیز از همان فضا و رویکرد تأثیر می‌گرفت. اما مسئله‌ای که امروز در مدارس با آن روبه‌رو هستیم، این است که اهداف اولیه این نهادها در عمل محقق نمی‌شود. برای مثال، شورای دانش‌آموزی باید زمینه تقویت فرهنگ مشارکت، کار گروهی و گفت‌وگو را در مدرسه فراهم کند؛ به این معنا که دانش‌آموزان را به یکدیگر پیوند دهد، فرصتی ایجاد کند تا در کنار هم بنشینند، درباره مسائل مختلف بحث و تبادل نظر کنند و مشارکت جمعی را بیاموزند. بااین‌حال، در عمل می‌بینیم چنین اتفاقی آن‌طور که باید در مدارس رخ نمی‌دهد. درواقع، از تشکیل شورای دانش‌آموزی در مدرسه تا مراحل بالاتر و در نهایت مجلس دانش‌آموزی، این فرایند بیشتر به اجرای یک بخشنامه تبدیل شده است. متأسفانه این موضوع نیز مانند بسیاری از فعالیت‌های دیگر در نظام آموزشی دچار روزمرگی شده و توجه به کیفیت و اهداف اصلی آن به حاشیه رفته است.
از سوی دیگر، شرایط مدارس نیز به‌گونه‌ای است که حتی اگر معلمان، مربیان یا مسئولان مدرسه بخواهند برای تقویت مشارکت و گفت‌وگو میان دانش‌آموزان فعالیت کنند، با محدودیت‌های جدی روبه‌رو هستند. یکی از مهم‌ترین این محدودیت‌ها، کاهش زمان آموزش است. تعطیلی‌های مکرر مدارس به مناسبت‌ها و دلایل مختلف سبب می‌شود فرصت آموزش کاهش پیدا کند و معلمان و دیگر مسئولان مدرسه ناچار شوند تمام تمرکز خود را بر به پایان رساندن کتاب‌های درسی بگذارند. در چنین شرایطی، معلمان بیشتر نگران این هستند که بتوانند محتوای کتاب‌های درسی را در زمان باقیمانده به پایان برسانند تا در برابر مدیر مدرسه یا اداره آموزش‌وپرورش مورد سؤال قرار نگیرند و به کم‌کاری متهم نشوند. به همین دلیل، فعالیت‌هایی مانند تقویت فرهنگ مشارکت، کار گروهی، گفت‌وگو و تفکر انتقادی که از اهداف اصلی تشکیل شوراهای دانش‌آموزی و مجلس دانش‌آموزی بوده‌اند، عملاً به حاشیه رانده می‌شوند.
مدیر سایت صدای معلم خاطرنشان می‌کند: در زمان تأسیس مجلس دانش‌آموزی در ایران، نهادهای مشابهی نیز در دیگر کشورها با عنوان «مجلس جوانان» فعالیت می‌کردند و همچنان وجود دارند، اما رویکرد آن‌ها با آنچه در کشور ما دنبال می‌شود، متفاوت است. در این کشورها، مسائل مربوط به دانش‌آموزان جدی گرفته می‌شود و هدف این است دانش‌آموز در طول دوران تحصیل، علاوه بر آموزش‌های درسی، مهارت‌های زندگی، کار گروهی و دیگر مهارت‌های موردنیاز خود را نیز بیاموزد. به‌این‌ترتیب، هرچه دانش‌آموز به پایه‌های تحصیلی بالاتر می‌رود، متناسب با سن و تجربه خود پخته‌تر می‌شود، مهارت‌های بیشتری کسب می‌کند و در زمینه مشارکت و فعالیت‌های جمعی ورزیده‌تر می‌شود. اما متأسفانه در نظام آموزشی ما به دلیل غلبه رویکردهایی مانند حافظه‌محوری، کنکورمحوری و دیگر مسائل موجود در مدارس، آموزش این مهارت‌ها کاملاً به حاشیه رانده شده است. در شرایط فعلی، نه مدارس آن‌طور که باید به تقویت مهارت‌های زندگی، مشارکت و کار گروهی توجه می‌کنند و نه خانواده‌ها اهمیت کافی برای این موضوعات قائل هستند.
البته نباید مسئولیت این وضعیت را صرفاً متوجه مسئولان آموزش‌وپرورش دانست. وقتی به مجموعه عوامل مؤثر بر شرایط موجود نگاه می‌کنیم، می‌بینیم با یک زنجیره و چرخه روبه‌رو هستیم که بخش‌های مختلف در شکل‌گیری آن نقش دارند. مسئولان آموزش‌وپرورش، مدارس و خانواده‌ها هرکدام به سهم خود، کم یا زیاد، در به وجود آمدن وضعیت فعلی مؤثر بوده‌اند. در چنین شرایطی نمی‌توانیم انتظاری را که از مجلس دانش‌آموزی به‌عنوان نمونه‌ای کوچک‌تر و الگویی از مجلس شورای اسلامی داریم، محقق‌شده بدانیم.پورسلیمان به ضعف نهادسازی در کشور اشاره می‌کند و می‌گوید: این مسئله فقط به حوزه دانش‌آموزان محدود نمی‌شود، بلکه در بخش‌های مختلف جامعه نیز با آن مواجه هستیم. متأسفانه به دلایل گوناگون، در زمینه ایجاد و تقویت نهادها، تشکیل احزاب و گسترش فرهنگ تحزب عملکرد ضعیفی داشته‌ایم. درحالی‌که در بسیاری از کشورهای دیگر شرایط متفاوت است و برخی کشورها اساساً براساس نظام حزبی اداره می‌شوند. در این جوامع، فرهنگ مشارکت و فعالیت‌های تشکیلاتی از سطوح پایین‌تر، یعنی خانواده و مدرسه، آموزش داده می‌شود و افراد به‌تدریج برای حضور در نهادها و تشکل‌های مختلف آماده می‌شوند. به همین دلیل، زمانی که وارد این نهادها می‌شوند، از تجربه، مهارت و آمادگی لازم برای فعالیت و مشارکت برخوردارند؛ موضوعی که متأسفانه در کشور ما به‌اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.

صدای دانش‌آموزان باید به میز تصمیم‌گیری برسد

جایگاه ساختاری مجلس دانش‌آموزی باید تقویت شود

احمدی دانش‌آشتیانی معتقد است: از نظر ساختاری، می‌توان به مجلس دانش‌آموزی به‌عنوان یکی از ارکان مؤثر در فرایند تصمیم‌سازی آموزش‌وپرورش نگاه کرد. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا مجلس دانش‌آموزی بهترین فرصت را برای وزیر آموزش‌وپرورش فراهم می‌کند تا از طریق نمایندگان دانش‌آموزان استان‌های مختلف، با دیدگاه‌ها، خواسته‌ها و پیشنهادهای دانش‌آموزان سراسر کشور آشنا شود، نظرات آن‌ها را بشنود و در تصمیم‌سازی‌های وزارتخانه مورد توجه قرار دهد. نکته مهم دیگر این است ما معتقدیم دانش‌آموزان باید در دوران تحصیل، مهارت‌ها و تجربه‌های مختلفی کسب کنند و مجلس دانش‌آموزی می‌تواند یکی از بسترهای مناسب برای تحقق این هدف باشد. حضور در این مجلس به دانش‌آموزان فرصت می‌دهد به‌صورت عملی یاد بگیرند چگونه با یکدیگر تعامل کنند، گفت‌وگو داشته باشند و در مسائل مختلف به تصمیم مشترک برسند. همچنین دانش‌آموزان در جریان انتخابات مجلس دانش‌آموزی می‌توانند مشارکت در فرایند رأی‌گیری را تجربه کنند و بیاموزند براساس شایستگی افراد، به اعضای هیئت‌رئیسه و رئیس مجلس دانش‌آموزی رأی دهند. از سوی دیگر، این مجلس کمیته‌های مختلفی در حوزه‌های گوناگون دارد که فعالیت در آن‌ها نیز می‌تواند فرصت مناسبی برای کسب تجربه و تقویت مهارت‌های دانش‌آموزان باشد. مجموعه این فعالیت‌ها تجربه‌ای بسیار مفید و ارزشمند برای دانش‌آموزان است و می‌تواند آن‌ها را برای حضور مؤثرتر در زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آینده آماده کند.
به گفته وی، باید ساختار کلی مجلس دانش‌آموزی حفظ و این مجلس همچنان با حضور نمایندگان دانش‌آموزان استان‌های مختلف کشور تشکیل شود. او تصریح می‌کند: در کنار برگزاری جلسات مجلس، موضوع مهم‌تر این است ارتباط مستمر و منظمی میان هیئت‌رئیسه مجلس دانش‌آموزی و مسئولان وزارت آموزش‌وپرورش برقرار شود. این جلسات لزوماً نباید فقط با حضور شخص وزیر برگزار شود، بلکه معاونان و مسئولان بخش‌های مختلف وزارتخانه نیز می‌توانند به‌صورت مستمر با اعضای هیئت‌رئیسه دیدار و از این طریق، دیدگاه‌ها، خواسته‌ها و پیشنهادهای دانش‌آموزان استان‌های مختلف را دریافت کنند. علاوه بر این، می‌توان در برخی جلسات شورای معاونان وزارت آموزش‌وپرورش که به موضوعات مشخصی اختصاص دارد، از اعضای هیئت‌رئیسه مجلس دانش‌آموزی نیز دعوت کرد. البته لازم است موضوعات این جلسات از قبل مشخص شود تا نمایندگان دانش‌آموزان فرصت داشته باشند درباره آن‌ها بررسی و کار کارشناسی انجام دهند و ضمن جمع‌آوری نظرات دانش‌آموزان از استان‌های مختلف، مسائل و مشکلات موجود را شناسایی کرده و پیشنهادهای خود را به‌صورت منسجم ارائه دهند. به‌این‌ترتیب، در جلسات مشترک شورای معاونان وزارتخانه و هیئت‌رئیسه مجلس دانش‌آموزی، امکان گفت‌وگو و تبادل نظر دوطرفه فراهم می‌شود. از یک سو، مسئولان وزارت آموزش‌وپرورش می‌توانند مسائل، دیدگاه‌ها و سیاست‌های وزارتخانه را با نمایندگان دانش‌آموزان در میان بگذارند و از سوی دیگر، اعضای هیئت‌رئیسه نیز می‌توانند نظرات، مطالبات و پیشنهادهای دانش‌آموزان را مستقیماً به شورای معاونان منتقل کنند. چنین جلساتی باید به‌صورت مستمر و چندین بار در طول سال برگزار شود تا ارتباط میان وزارتخانه و نمایندگان دانش‌آموزان به جلسات محدود و مقطعی خلاصه نشود.