اگر آیزنکوت پیروز شود، احتمالاً شاهد تداوم سیاستهای خصمانه اسرائیل در قبال ایران خواهیم بود؛ چه از طریق عملیات مخفی موساد، چه از طریق تلاش برای تشکیل ائتلاف منطقهای ضدایرانی. اما رویکرد او احتمالاً روشمندتر، محتاطانهتر و بیشتر مبتنی بر دیپلماسی پشتپرده با واشنگتن خواهد بود، نه اغراقهای علنی و یکجانبهگرایانه نتانیاهو.
به گزارش خبرفوری، در آستانه انتخابات سرنوشتساز کنست، یک ژنرال بازنشسته با پیشینهای متفاوت از سیاستمداران مشهور اسرائیل، به اصلیترین رقیب بنیامین نتانیاهو تبدیل شده است. گادی آیزنکوت، رئیس سابق ستاد ارتش اسرائیل، با وعده «بازسازی اعتماد» و ارائه راهبرد امنیتی متفاوت، در صدر نظرسنجیهای انتخابات ۲۷ اکتبر قرار دارد. اما پرسش کلیدی این است: آیا او مسیر نتانیاهو در قبال ایران را ادامه خواهد داد یا رویکردی متفاوت در پیش میگیرد؟
از تیبریاس تا ستاد کل ارتش
گادی آیزنکوت در ۱۹ مه ۱۹۶۰ در تیبریاس، شهری در شمال اراضی اشغالی، در خانوادهای یهودی با اصالت مراکشی به دنیا آمد و در ایلات بزرگ شد. او از طبقه کارگر و حاشیهنشین اسرائیل برخاسته است؛ پیشینهای که او را بهشدت از نتانیاهو، فرزند ثروتمندان آشکنازی اورشلیم که در آمریکا تحصیل کرده، متمایز میکند.
آیزنکوت در جوانی وارد ارتش شد. او در سال ۱۹۷۸ به تیپ گولانی پیوست و بهتدریج در سلسلهمراتب ارتش صعود کرد. او فرماندهی تیپ گولانی، ریاست بخش یهودیه و سامریه، ریاست اداره عملیات، فرماندهی منطقه شمال و معاونت ستاد کل را در کارنامه دارد. در سال ۲۰۱۵، نتانیاهو او را بهعنوان بیستویکمین رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل منصوب کرد؛ سمتی که تا سال ۲۰۱۹ حفظ کرد.
در دوران ریاست ستاد، آیزنکوت بهعنوان فرماندهی محتاط و روشمند شناخته میشد که به استفاده قاطع از قدرت نظامی اعتقاد داشت، اما نسبت به عملیات بدون اهداف سیاسی و راهبردهای دستیافتنی بدبین بود. با این حال، او معمار «دکترین ضاحیه» است؛ راهبردی که خواستار پاسخ ویرانگر اسرائیل به حملات حزبالله از طریق هدف قرار دادن مراکز جمعیتی غیرنظامی است.
ورود به سیاست و صعود سریع پلههای ترقی
آیزنکوت در سال ۲۰۲۲ وارد سیاست شد و به ائتلاف «وحدت ملی» به رهبری بنی گانتس پیوست. این ورود با نتیجهای ناامیدکننده (۱۲ کرسی) همراه بود. پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳، او به "دولت اضطراری" پیوست و بهعنوان ناظر در کابینه جنگ نتانیاهو فعالیت کرد.
آیزنکوت در سال ۲۰۲۵ از حزب وحدت ملی جدا شد و حزب میانهروی «یاشار» (به معنای «راست» یا «صادق») را بنیان گذاشت. او در معرفی حزب خود گفت: «این بار نوبت ماست. آیا به فاجعهای که بر ما نازل شده چشم میبندیم؟ آیا تفرقه را میپذیریم و به سوی فاجعه بعدی میشتابیم؟ یا التیام مییابیم و خود را بازسازی میکنیم؟»
پیشتازی آیزنکوت در نظرسنجیها
آخرین نظرسنجیهای منتشرشده نشان میدهد که آیزنکوت در رقابت برای نخستوزیری از نتانیاهو پیشی گرفته است. بر اساس نظرسنجی شبکه کان، ۴۳ درصد پاسخدهندگان آیزنکوت را مناسبترین گزینه برای نخستوزیری دانستند، در حالی که این رقم برای نتانیاهو ۳۸ درصد بود. نظرسنجی دیگری حاکی از آن است که حزب یاشار آیزنکوت در نظرسنجیها پیشتاز است.
با این حال، سیستم سیاسی تکهتکه اسرائیل و آستانه ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت، مسیر آیزنکوت را دشوار میکند. شواهد گویای این است که هیچیک از بلوکهای نتانیاهو و مخالفان او در نظرسنجیها اکثریت قاطع را به دست نمیآورند.
رویکرد آیزنکوت به ایران: «منطقه کشتار» به جای حمله مستقیم
موضع آیزنکوت در قبال ایران، شاید مهمترین وجه تمایز او با نتانیاهو باشد. او بارها نتانیاهو را متهم کرده که درباره تهدید هستهای ایران اغراق میکند تا افکار عمومی اسرائیل را بترساند و خود، در قدرت بماند. آیزنکوت در یک کنفرانس در مرکز اراضی اشغالی گفت: «ایران هیچوقت بمب هستهای نداشته است. [نتانیاهو] واقعیت را جعل میکند تا مردم اسرائیل را بترساند».
اما این به معنای نرمش آیزنکوت در قبال تهران نیست. او ایران را «بزرگترین تهدید برای اسرائیل» توصیف کرده و خواستار تشکیل «ائتلاف بینالمللی جدید» با مشارکت کشورهای عربی غربگرا مانند عربستان سعودی برای مقابله با ایران است.
طرح «منطقه کشتار» هستهای
آیزنکوت ایدهای را مطرح کرده که به گفته جروزالم پست، هیچ مقام اسرائیلی دیگری علناً آن را بیان نکرده است: ایجاد یک «منطقه کشتار» (Kill Zone) هوایی توسط آمریکا بر فراز مناطق معدودی که اورانیوم ۶۰ درصدی ایران هنوز در زیر زمین آن ذخیره شده است، بهویژه در تأسیسات نطنز، فوردو و اصفهان.
بر اساس این طرح، واشنگتن باید تعهد عمومی روشنی بدهد که هرگونه جابجایی مواد هستهای در این مناطق را هدف حملات هوایی فوری قرار خواهد داد. این رویکرد مستلزم استقرار بلندمدت منابع هوایی آمریکا در منطقه است، مشابه منطقه پرواز ممنوعی که آمریکا در دهه ۱۹۹۰ بر فراز عراق برقرار کرد. آیزنکوت این طرح را بهعنوان راهحل «خارج از چارچوب» خود در صورتی که فشار حداکثری و مذاکرات به نتیجه نرسند، ارائه کرده است.
تندروتر از نتانیاهو؟
با این حال، شواهد نشان میدهد که آیزنکوت در قبال ایران در عمل از نتانیاهو تندروتر بوده است. بر اساس گزارش معاریو، پس از حمله موشکی و پهپادی مستقیم ایران به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴، آیزنکوت در کابینه جنگ خواستار پاسخ نظامی گستردهتری شد. او استدلال کرد که نیروی هوایی اسرائیل باید بلافاصله پس از پایان حمله ایران، به سوی ایران پرواز کند و هر سه سطح پاسخ را «با تمام قدرت» اجرا کند. اما نتانیاهو گزینه محدودترین پاسخ را انتخاب کرد و اسرائیل تنها یک حمله موشکی به یک هدف مشخص در ایران انجام داد.
ادامه راه نتانیاهو یا تغییر مسیر؟
با توجه به شواهد فوق، پرسش کلیدی این است: آیا آیزنکوت در صورت پیروزی، راه نتانیاهو را ادامه خواهد داد یا رویکردی متفاوت در پیش میگیرد؟
در حوزه ایران، شباهتها میان آیزنکوت و نتانیاهو بیشتر از تفاوتها است. آیزنکوت نیز مانند نتانیاهو، ایران را تهدید اصلی میداند، با هر توافقی که تهدید هستهای را تنها به تعویق بیندازد مخالف است و خواستار تضعیف محور مقاومت به رهبری تهران است. بر اساس تحلیل الجزیره، اپوزیسیون اسرائیل «از جنگ با ایران حمایت کرده و نتانیاهو را تنها به دلیل در نظر نگرفتن نوسانات ترامپ مورد انتقاد قرار داده است». از این رو، تفاوت بارزی میان آیزنکوت و نتانیاهو نیست.
به نظر میرسد تفاوتها در روش و راهبرد دو طرف است. آیزنکوت بر خلاف نتانیاهو، بهجای اغراق درباره تهدید هستهای ایران، بر «جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای از طریق بازرسیهای بلندمدت و همهجانبه» تأکید میکند. او همچنین بر لزوم پیوند دادن اقدام نظامی به یک راهبرد دیپلماتیک منسجم تأکید دارد و معتقد است اسرائیل نمیتواند از طریق عملیات نظامی "تنها" امنیت پایدار به دست آورد.
آیزنکوت در اظهارنظری مهم اعتراف کرده که «ما با هدف دستنیافتنی تغییر حکومت وارد جنگ با ایران شدیم و متأسفانه در غزه و لبنان بیهدف عمل کردیم». این اظهارات نشان میدهد او برخلاف نتانیاهو، به محدودیتهای فعالیت نظامی برای تغییر واقعیتهای راهبردی اذعان دارد و به دنبال اهداف دستنیافتی در ایران و لبنان نیست.
در نتیجه، باید گفت اگر آیزنکوت پیروز شود، احتمالاً شاهد تداوم سیاستهای خصمانه اسرائیل در قبال ایران خواهیم بود؛ چه از طریق عملیات مخفی موساد، چه از طریق تلاش برای تشکیل ائتلاف منطقهای ضدایرانی. اما رویکرد او احتمالاً روشمندتر، محتاطانهتر و بیشتر مبتنی بر دیپلماسی پشتپرده با واشنگتن خواهد بود، نه اغراقهای علنی و یکجانبهگرایانه نتانیاهو. به بیان دیگر، آیزنکوت ممکن است مسیر نتانیاهو را ادامه دهد، اما با سرعت کمتر، احتیاط بیشتر و ترجیح ابزارهای دیپلماتیک و راهبردی بر نمایشهای نظامی.
