رهبری که در گمنامی جبهه‌ها صیقل خورد و امروز کشتی انقلاب را با زهد، علم و شجاعتی کم‌نظیر هدایت می‌کند؛ روایتی مستند از «در مسیر پدر» درباره آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای.

‏هنوز داغ فراق امام شهید، آن پیر فرزانه‌ دوران که خورشید انقلاب را در طوفان‌های سهمگین تاریخ به سلامت راهبری کرد، بر دل‌هایمان سنگینی می‌کند؛ اما گویی تقدیر الهی بر آن بود که این شجره‌ طیبه، در بهاری دیگر شکوفا شود. در روزگاری که امواج فتنه‌ها در پی تضعیف ارکان ولایت‌اند، طلوع دوباره‌ نوری از تبار نور، التیام‌بخش زخم‌های امت و نویدبخش استمرار مسیر عزت است. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، نه تنها وارث امانت پدر، که تجلی زهد، علم و تواضعی است که سال‌ها در گمنامی صیقل یافته تا امروز در قامت رهبری امت، چراغ راه آیندگان باشد. این گزارش، برشی از کتاب ارجمند «در مسیر پدر» است که به همت اندیشکده راهبردی سعداء و تحت اشراف حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین راجی، از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه مشهد، گردآوری شده تا تصویری مستند و جامع از ابعاد کمتر شنیده‌شده‌ این شخصیت جامع‌الاطراف ارائه دهد و زوایای پنهان منش این رهبر فرزانه را برای مخاطبان روشن سازد.

فرماندهی بی‌درجه در قلب تحولات

شخصیت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در بُعد مدیریت و بینش سیاسی، از همان سال‌های پیش از تصدی مسئولیت خطیر رهبری، حکایت از تدبیر و عمق نگاهی کم‌نظیر داشت. ایشان نه با هیاهوی رسانه‌ای، بلکه با عملکردی مؤثر و استراتژیک در متن وقایع حضور می‌یافتند. رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، خود به این توانایی ایشان اذعان داشتند؛ چنان‌که در روایتی از دکتر غلامعلی حداد عادل، پدر همسر ایشان، نقل شده که رهبر شهید فرموده بودند: «ایشان از بین فرزندان، از جهت سیاسی به من نزدیک‌تر هستند.» این جمله گویای عمق اعتماد و هماهنگی فکری میان پدر و پسر در مسائل کلان کشور بود. سردار علی فدوی نیز در تأیید این موضوع می‌گوید: «آقا به من فرمودند: نظرات آقا مجتبی نظر من است، من بعضی از مطالب را از طریق ایشان به شما می‌گویم.» (ویژه‌نامه‌ رصدی شناختی فکرت، اسفند ۱۴۰۴). این رویکرد، نشان از آن داشت که ایشان در حقیقت، نماینده‌ای تام‌الاختیار و مورد وثوق در امور راهبردی بوده‌اند.

حضور فعال و تعیین‌کننده ایشان در جلسات استراتژیک با شخصیت‌های برجسته محور مقاومت، نظیر سردار شهید قاسم سلیمانی و سیدحسن نصرالله، گواهی دیگر بر اشراف و درایت ایشان بر پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک منطقه و جهان است. این جلسات، که گاه ساعت‌ها به طول می‌انجامید و به تبیین و پیگیری مسائل منطقه و محور مقاومت اختصاص داشت، نشان‌دهنده عمق نفوذ و اثرگذاری ایشان در تصمیم‌سازی‌های کلان بود. (برگرفته از روایت حجت‌الاسلام والمسلمین علوی گرگانی). در سال ۱۳۹۷، که کشور با چالش‌های بزرگی مواجه بود، رهبر شهید انقلاب ماموریت ساماندهی جریان انقلابی را به ایشان سپردند و فرمودند: «امسال به قم نروید. جریان انقلابی را ساماندهی کن.» (ویژه‌نامه‌ی رصدی شناختی فکرت، اسفند ۱۴۰۴). آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای نیز این فرمان را با جدیت پیگیری کردند و جلساتی را با حضور شخصیت‌های مهمی چون شهید رئیسی و بزرگان جریان انقلاب برگزار کردند. در نهایت، انتخاب ایشان توسط مجلس خبرگان به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی، که حتی برخی از نامزدهای مطرح نیز ایشان را «اصلح» تشخیص دادند، مهر تاییدی بر این شایستگی‌های بی‌بدیل و عمق بینش استراتژیک ایشان بود.

‏استادی بدون کرسی، فقیهی صاحب‌نظر

یکی از ارکان اصلی مشروعیت و اقتدار رهبری در نظام اسلامی، جایگاه علمی و حوزوی است. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در این عرصه نیز، از همان دوران جوانی و تدریس در حوزه علمیه قم، از برجستگان به شمار می‌رفتند. علمای بزرگ و اساتید طراز اول حوزه، صراحتاً بر نبوغ علمی و ملکه اجتهاد ایشان شهادت داده‌اند. مرحوم آیت‌الله محمد یزدی، ایشان را از «مستعدترین و مبرزترین اشخاصی که در درس ما شرکت می‌کنند و از نبوغ بالایی برخوردار می‌باشند» معرفی کرده بودند. (ویژه‌نامه‌ی رصدی شناختی فکرت، اسفند ۱۴۰۴). آیت‌الله سیدمحمدعلی موسوی جزایری نیز پس از مباحثات علمی با ایشان به این نتیجه رسیده بودند که «ایشان صاحب‌نظر و دارای ملکه اجتهاد هستند و مجتهد محسوب می‌شوند.» (خبرآنلاین، ۱۴۰۴).

توانایی ایشان در نگارش حاشیه بر کتاب «عروه‌الوثقی»، به درخواست پدر بزرگوارشان انجام گرفت و نشان از عمق دانش فقهی و تسلط ایشان بر مبانی اجتهادی دارد. با این حال، رویکرد ایشان به علم و تدریس، همواره با تواضع و دوری از تشریفات همراه بوده است. حجت‌الاسلام و المسلمین محمدجواد اکبری، استاد سطح عالی حوزه و از شاگردان ایشان، روایت می‌کند: «او که استاد بسیاری از اساتید عالی حوزه‌های علمیه قم بود، هیچ‌گاه به عنوان سخنران رسمی در جلسه‌ای شرکت نمی‌کرد؛ اجازه نمی‌داد برایش از القاب و عناوین حوزوی استفاده کنند؛ حتی در کلاس درس خارجش که از شلوغ‌ترین کلاس‌های قم بود، از میز و صندلی برای خودش استفاده نمی‌کرد، مگر به اصرار شاگردان.» (خبرآنلاین، ۱۴۰۴ به نقل از پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ). این منش، نشان می‌دهد که علم برای ایشان، ابزاری برای رسیدن به حقیقت و خدمت به دین بود، نه وسیله‌ای برای کسب شهرت یا جایگاه.

آینه‌ تمام‌نمای ساده‌زیستی پدر و مبارزه با اشرافی‌گری

یکی از بارزترین ویژگی‌های شخصیتی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، تواضع بی‌حد و حصر و ساده‌زیستی ایشان است که یادآور سیره ائمه معصومین(ع) و بزرگان دین است. ایشان که از شهرت و حواشی «آقازادگی» به شدت گریزان بودند، نمونه عملی این منش را در تمام ابعاد زندگی خود به نمایش گذاشتند. از جمله در مراسم ازدواجشان که با نهایت سادگی برگزار شد. دکتر غلامعلی حداد عادل، پدر همسر ایشان، روایت می‌کند: «هدیه خواستگاری، یک قواره پارچه بود. مهریه هم از چهارده تا سکه بیشتر نبود. عروسی را با یک رقم غذا، نه توی تالار، بلکه در همان دو سه تا اتاق منزل قدیمی پدر داماد برگزار کردند.» (ماهنامه اشراق، ۱۴۰۴). ایشان حتی از خرید انگشتر و ساعت برای خود در مراسم خرید عروسی امتناع ورزیدند.

این منش زاهدانه در خانه ایشان نیز جاری بود. همسر شهیده‌شان، زهرا حداد عادل، نیز در این مسیر همراه و همگام ایشان بودند. نرگس حداد عادل در نامه‌ای به عمه‌اش(شهیده زهرا حداد عادل) می‌نویسد: «در خانه‌ آنها، ضایعات نان بی‌معنی بود... اگر کمی نان‌ها خشک یا بیات می‌شد، زود غذایی مثل کلجوش درست می‌کرد... اگر باز هم خرده نانی می‌ماند، آرد می‌کرد تا برای سوخاری از آن استفاده کند.» (بصیرت، ۱۴۰۴). ایشان حتی برای میوه نیز به تعداد نیاز خرید می‌کردند و از خرید نوبرانه در اوایل فصل، به دلیل عدم توانایی خرید بسیاری از مردم، اجتناب می‌کردند. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای با همان شهریه طلبگی، خرج زندگی خود و سه فرزندش را اداره می‌کردند. حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمصطفی احمدی سیستانی روایت می‌کند: «شاید ده سال می‌گذشت، اما او برای خودش، عبا و قبای جدید نمی‌خرید؛ از بعضی لباس‌هایش آن‌قدر استفاده کرده بود که سر آستین‌هایش نخ‌نما شده بود.» (مستند معزالمؤمنین). این فقر، نه از سر بیچارگی، بلکه از روی زهد و انتخاب آگاهانه بود. ایشان به فرموده پدرشان، که شرط کرده بودند افراد دفترش و خصوصاً فرزندانش وارد کار اقتصادی نشوند، دور تمکن و مادیات را برای همیشه خط کشیده بودند. حتی برای اطمینان از عدم استفاده از بیت‌المال، مبلغی را به دفتر پدرشان پرداخت می‌کردند؛ کاری که پدرشان نیز همواره انجام می‌دادند. (تنها مصاحبه آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، ۱۴۰۰).

رهبری از جنس متن مردم؛ از جبهه تا بحران‌ها

ارتباط بی‌واسطه با مردم و درک دغدغه‌های آنان، از دیگر ویژگی‌های برجسته آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است که در تمام مراحل زندگی ایشان ریشه دوانده بود. این خصیصه ریشه‌دار، از دوران جوانی و حضور ایشان در جبهه‌های جنگ تحمیلی آغاز شد. سردار علی فضلی روایت می‌کند که در دهه ۶۰، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای که کمتر از ۲۰ سال داشتند، با نام مستعار «حسینی» و بدون معرفی هویت واقعی خود، به عنوان رزمنده در لشگر ۱۰ سیدالشهداء حضور می‌یافتند. ایشان به سردار فضلی گفته بودند: «من را با عنوان حسینی خطاب کنید... نه برای نام و عنوان و فخرفروشی.» (کتاب خورشید در جبهه).

این رویکرد مردمی، در بحران‌های مختلف نیز ادامه داشت. هنگامی که بیماری کرونا شیوع پیدا کرد، مدارس علمیه‌ای که ایشان با آنها در ارتباط بودند، به ستاد کمک به مردم تبدیل شدند؛ از آب سیب و هویج گرفتن برای بیماران تا غسل دادن فوتی‌ها. (حجت‌الاسلام و المسلمین محمدجواد اکبری، خبرآنلاین، ۱۴۰۴). در زمان سیل و زلزله نیز، شاگردان خود را به مناطق آسیب‌دیده می‌فرستادند تا به امدادرسانی بپردازند. دوری ایشان از تشریفات و محافظان دست‌وپاگیر، با هدف جلوگیری از ایجاد فاصله میان رهبری و مردم، همواره مورد تأکید بوده است. حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمصطفی احمدی سیستانی می‌گوید: «او با یک محافظ رفت و آمد می‌کرد؛ آن‌قدر معمولی که وقتی کسی او و محافظش را در ماشین پژوی ۴۰۵ توی خیابان می‌دید، گمان نمی‌کرد پدرش بالاترین مقام جمهوری اسلامی را دارد!» (مستند معزالمؤمنین).

حتی در بیمارستان، هنگام تولد فرزند سومشان، با کادر درمانی با پوشش‌های مختلف، با مهربانی عکس یادگاری می‌گرفتند. (فریدالدین حداد عادل، شبکه دو، ۱۴۰۵). مهدی قزلی، روزنامه‌نگار، نیز از تجربه خود در زلزله سرپل‌ذهاب روایت می‌کند: «وقتی پدر و پسر به چادرها سر می‌زدند، ایشان برای احترام به حریم مردم، کفش‌هایش را بیرون چادر در گل‌ولای می‌گذاشت و پابرهنه وارد می‌شد.» (خبرگزاری فارس، ۱۴۰۴).

خوش‌اخلاقی و شجاعت بی‌نظیر

اخلاق حسنه و شجاعت در تصمیم‌گیری، دو بال مهم برای رهبری جامعه است. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در این ابعاد نیز، الگویی تمام‌عیار هستند. روایات متعدد از اطرافیان و حتی خانواده همسرشان، بر خوش‌اخلاقی، ادب و متانت ایشان صحه می‌گذارد. فریدالدین حداد عادل، برادر همسر شهیده ایشان، می‌گوید: «در همه‌ی این سال‌هایی هم که با ایشان در ارتباط هستم... هیچ وقت صدای بلند یا کلمه‌ای خلاف ادب از ایشان نشنیده‌ام! هیچ وقت نشد که خواهرم از ایشان نزد ما گله کند.» (سالنامه مثلث، شماره ۷۰، ۱۳۸۹). او اضافه می‌کند که منزل ایشان هرگز «خشک، تلخ و بی‌روح نبوده است.» (سالنامه مثلث، شماره ۷۰، ۱۳۸۹). با وجود جدیت در مطالعه و کار تا پاسی از شب، ایشان همواره اهل گفت‌وگو، شوخی و معاشرت با جوانان و کودکان بوده‌اند. فریدالدین حداد عادل ایشان را «اخلاقی‌ترین فردی» می‌داند که در طول عمر خود دیده است. (سالنامه مثلث، شماره ۷۰، ۱۳۸۹).

در کنار این اخلاق حسنه، روحیه جهادی و شجاعت ایشان نیز برجسته است. حضور در جبهه‌ها، مدیریت بحران‌ها و پیگیری امور مستضعفین، همگی نشان از روحیه خستگی‌ناپذیر و شجاعت عملی ایشان دارد. همچنین، شجاعت ایشان در عرصه فکری و علمی نیز ستودنی است. ایشان نه تنها در میدان عمل، بلکه در عرصه فکری نیز شجاعت لازم برای نوآوری و طرح دیدگاه‌های جدید در علوم دینی را دارا بودند و در کلاس‌های درس خارج خود، همواره شاگردان را به تفکر و اجتهاد تشویق می‌کردند. (مستند معزالمؤمنین). این ترکیب از اخلاق‌مداری، متانت و شجاعت، به رهبری ایشان ابعادی انسانی و الهی می‌بخشد که در مواجهه با چالش‌ها، هم از حکمت و تدبیر بهره می‌گیرد و هم از قاطعیت و صلابت.

امتداد راه روشن، با گامی استوار به سوی آینده

آنچه در این سطور آمد، تنها قطره‌ای از دریای بیکران منش رهبر انقلاب اسلامی، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است. ایشان با پشتوانه‌ای غنی از علم حوزوی که با نبوغ ذاتی و اجتهادی همراه شده، تجربه‌ راهبردی سیاسی که در گمنامی و در متن تحولات حساس کشور و منطقه صیقل یافته؛ و از همه مهم‌تر، طهارت نفس و ساده‌زیستی برخاسته از مکتب امام راحل و سیره عملی پدر شهیدشان، قدم در راهی گذاشته است که پیش از او، خورشید انقلاب با خون دل و مجاهدت شبانه‌روزی هموار کرده بود. رهبری ایشان، تداوم همان راه روشن است؛ راهی که در آن، عدالت، اخلاق، معنویت و خدمت بی‌منت به مردم، نه در شعار که در متن زندگی رهبر و امت جاری است. امروز، امت اسلامی با بصیرت کامل و قلبی سرشار از امید، دست در دست رهبری گذاشته است که در مسیر پدر، بذر امید را در دل‌های مردم می‌کارد و کشتی انقلاب را با طمأنینه و اقتدار به سوی تمدن نوین اسلامی هدایت می‌کند. این پیوند مبارک، پیوندی است میان عقلانیت حوزوی و قلوب مردم که نویدبخش طلوع خورشیدی دیگر در آسمان تاریخ ایران عزیز است و افق‌هایی روشن‌تر را برای آینده این مرز و بوم ترسیم می‌کند. با رهبری داهیانه ایشان، امید است که ایران اسلامی در مسیر عزت و پیشرفت، قله‌های رفیع تمدن و معنویت را فتح کند و الگویی الهام‌بخش برای جهانیان باشد.