اقتصادنیوز: : مسئله اصلی این نیست که تنگه هرمز با چه سرعتی بازگشایی می‌شود؛ مسئله این است که چه کسی شرایط باز ماندن آن را تعیین و کنترل می‌کند.

به گزارش اقتصادنیوز؛ در شرایطی که تلاش‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از آغاز دور تازه‌ای از جنگ میان ایران و آمریکا ادامه دارد، بن‌بست در روند مذاکرات توجهات را به پچیدگی‌های وضعیت فعلی جلب کرده است. اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که در شرایط کنونی چه کسانی در تهران اختیار واقعی هدایت مذاکرات و تصمیم‌گیری درباره آینده جنگ را در دست دارند.

الجزیره در گزارشی نوشت: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران روز دوشنبه اعلام کرد دولت او در ارتباط با مذاکرات با آمریکا از سوی رهبر جمهوری اسلامی ایران، «اختیارات مشخصی» دریافت کرده است.

پزشکیان که در ماه‌های اخیر به دلیل حمایت از توافق با واشنگتن با انتقاد جریان‌های مخالف مذاکره روبه‌رو بوده، درباره ماهیت و حدود این اختیارات توضیح بیشتری نداد.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که میانجی‌گرانی از جمله قطر و پاکستان تلاش می‌کنند مانع از آغاز حملات تازه آمریکا علیه ایران شوند. با این حال نشانه‌های متعددی از احتمال تشدید گسترده درگیری‌ها حکایت دارد.

هرگونه توافق، موافقت ساختار امنیتی ایران را نیاز دارد

سینا طوسی، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست بین‌الملل، در گفت‌وگو با الجزیره در این باره می‌گوید: به اعتقاد من، نکته کلیدی این است که هرگونه توافقی باید از حمایت ساختار امنیتی و نظامی ایران برخوردار باشد.

این تحلیلگر سیاسی اضافه می‌کند که این موضوع به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که مذاکرات کنونی دیگر صرفا به برنامه هسته‌ای ایران و تحریم‌ها محدود نیست، بلکه ترتیبات امنیتی گسترده‌تری را نیز در بر می‌گیرد که پس از جنگ شکل گرفته‌اند؛ از جمله نحوه کنترل تنگه هرمز و دریافت تضمین‌هایی برای جلوگیری از حملات مجدد.

ایران برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز، طرحی هفت‌بندی ارائه کرده و از آمریکا خواسته است به مفاد آن پایبند باشد. مقام‌های ایرانی می‌گویند تصمیم‌گیری درباره جنگ و مذاکرات از طریق رویکردی هماهنگ و در چارچوب نهادهای حکومتی انجام می‌شود.

این نهادها شامل دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران و شورای عالی امنیت ملی هستند؛ ساختارهایی که چهره‌ها و نهادهای نظامی و امنیتی در هر دو جایگاه برجسته‌ای دارند.

در نهایت، تصمیم‌های مهمی مانند پایان دادن به جنگ با نظر رهبر جمهوری اسلامی اتخاذ می‌شود، اما شورای عالی امنیت ملی پیش از آن درباره این تصمیم‌ها رای‌گیری می‌کند. این شورا متشکل از نمایندگان نیروهای مسلح، وزیران دولت و رؤسای قوای مقننه و قضائیه است.

چه کسی اکنون نفوذ بیشتری در ساختار قدرت ایران دارد؟

بر اساس قانون، رئیس‌جمهور ایران ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده دارد، اما در ماه‌های اخیر جایگاه دبیر این شورا به دلیل نقش محوری او در هماهنگی پرونده‌های مهم امنیت ملی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

از اوایل ماه آگوست، محسن رضایی، فرمانده پیشین کل سپاه پاسداران، عهده‌دار این مسئولیت شده است.

زمانی که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، هفته گذشته نامه‌ای برای تهران ارسال کرد، مخاطب نامه محسن رضایی بود؛ نه مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور، و نه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی که در ماه‌های گذشته نقش مذاکره‌کننده ارشد ایران را نیز بر عهده داشته است.

اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرد در صورت تصمیم به پاسخ‌گویی به نامه ونس، این محسن رضایی خواهد بود که به آن پاسخ می‌دهد، نه قالیباف. با این حال، او تأکید کرد که قالیباف همچنان از جایگاه مذاکره‌کننده ارشد ایران کنار گذاشته نشده است.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و معاونان او از جمله کاظم غریب‌آبادی همچنان از چهره‌های اصلی دولت برای حفظ ارتباط با میانجی‌گران و پیگیری مسیر دیپلماسی از طریق سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای بین‌المللی به شمار می‌روند.

قالیباف پیش‌تر هدایت مذاکراتی را بر عهده داشت که در ماه ژوئن به امضای تفاهم‌نامه‌ای با واشنگتن منجر شد. این تفاهم‌نامه برای مدت کوتاهی به توقف جنگ انجامید و محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران را که از سوی ارتش آمریکا اعمال شده بود، متوقف کرد.

با این حال، توافق خیلی زود از هم پاشید. تهران واشنگتن را به نقض چندین بند تفاهم‌نامه، از جمله مفاد مربوط به تنگه هرمز، متهم و سپس به سه شناوری که قصد عبور «غیرمجاز» از تنگه را داشتند، حمله کرد.

ارتش آمریکا نیز در واکنش، حملات خود به ایران را تشدید کرد، محاصره دریایی را از سر گرفت و تحریم‌های تازه‌ای علیه ایران وضع کرد.

ایران و آمریکا

شروط رسمی ایران برای توافق با آمریکا چیست؟

در مذاکرات کنونی که با میانجی‌گری کشورهای منطقه در جریان است، بخشی از خواسته‌های ایران در واقع بازگشت به چارچوب تفاهم‌نامه قبلی است؛ البته تهران این بار خواهان تعیین ترتیب دقیق‌تری برای اجرای تعهدات و اضافه شدن بندهایی است که بتواند دوام توافق احتمالی را تضمین کند.

محسن رضایی در گفت‌وگو با تلویزیون گفته است که در پیام ارسال‌شده از سوی جی‌دی ونس، تغییر مثبتی در لحن واشنگتن مشاهده کرده است. با این حال، مسئول ارشد امنیتی ایران تاکنون پاسخی به این نامه نداده، چرا که به گفته او، شروط اصلی تهران از طریق میانجی‌گران به طرف آمریکایی منتقل شده است.

ایران خواستار پایان محاصره دریایی آمریکا، لغو تحریم‌های نفتی و سایر تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده خود در خارج از کشور، کاهش حضور نظامی آمریکا در پیرامون ایران و توقف درگیری‌ها در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، است.

در موضوع تنگه هرمز نیز مقام‌های ایرانی موضعی یکپارچه اتخاذ کرده‌اند. آنها می‌گویند ایران خواهان اعمال حاکمیت خود بر این آبراه است و انتظار دارد واشنگتن توافق ایران و عمان را که مسیرهای کشتیرانی برای بازگشایی محدود تنگه را مشخص می‌کند، به رسمیت بشناسد.

تصمیم‌گیرندگان در تهران تاکید کرده‌اند که پیش از ورود مذاکرات به مرحله بعدی، این شروط اولیه باید محقق شوند. مرحله بعدی مذاکرات قرار است موضوع برنامه هسته‌ای ایران را نیز در بر بگیرد.

علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، روز سه‌شنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد که نقشه راه ایران برای امنیت پایدار بر اتکا به تدابیر امنیتی از درون منطقه غرب آسیا و همچنین دریافت تضمین‌های عدم تجاوز استوار است.

سینا طوسی، تحلیلگر سیاسی، معتقد است نباید تفاوت نقش محسن رضایی، محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان را لزوما نشانه وجود مراکز قدرت رقیب در ایران دانست.

او می‌گوید: به نظر می‌رسد این تفاوت نقش‌ها بیشتر بازتاب تقسیم مسئولیت‌ها در چارچوب یک روند متمرکز و هماهنگ‌شده باشد.

به نظر می‌رسد رهبران ایران مصمم هستند اشتباهاتی را که از نگاه آنها در مذاکرات پیشین با دولت دونالد ترامپ رخ داده، تکرار نکنند؛ مذاکراتی که در جریان آن تهران امتیازهایی داد یا به تضمین‌های آمریکا اتکا کرد، اما در نهایت با فشارهای مجدد و حملات نظامی روبه‌رو شد.

طوسی در این باره می‌گوید: تهران اکنون می‌خواهد پیش از آنکه خود امتیازی بدهد، واشنگتن به تعهداتش عمل کند. این مسئله شامل ترتیباتی نیز می‌شود که نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز را رسمیت خواهد بخشید.

او اضافه می‌کند که این رویکرد مانع بزرگی در مسیر دستیابی به توافق ایجاد می‌کند؛ هرچند هر دو طرف دلایل مهمی برای جلوگیری از آغاز جنگی دیگر دارند.

به گفته این تحلیلگر، پیشنهاد ایران برای کاهش زمان‌بندی بازگشایی تنگه هرمز به دو روز، نشان‌دهنده نوعی امتیاز تاکتیکی از سوی تهران است، اما به‌تنهایی اختلافات اساسی را برطرف نمی‌کند.

طوسی تأکید می‌کند: مسئله اصلی این نیست که تنگه هرمز با چه سرعتی بازگشایی می‌شود؛ مسئله این است که چه کسی شرایط باز ماندن آن را تعیین و کنترل می‌کند. تا زمانی که دو طرف نتوانند این اختلاف بنیادین را حل کنند، کوتاه کردن زمان بازگشایی تنگه به‌تنهایی بعید است به پیشرفتی تعیین‌کننده منجر شود.