برنامه نوسازی فضای هوایی آمریکا با سامانه SMART زمانی کامل میشود که با یکپارچهسازی دادههای نظامی و غیرنظامی، مدیریت هوشمند آسمان را به زیرساختی برای امنیت دفاعی و هوانوردی تبدیل کند.
به گزارش تجارت نیوز، نشریه نشنال اینترست با انتشار یادداشتی مدعی شد، برنامه نوسازی کنترل ترافیک هوایی اداره هوانوردی فدرال آمریکا موسوم به «SMART» گامی مهم در مسیر درست است؛ اما برای تحقق کامل اهداف آن، باید یکپارچهسازی بهتری میان هوانوردی نظامی و غیرنظامی ایجاد شود.
اداره هوانوردی فدرال آمریکا (FAA) اخیرا مهمترین برنامه نوسازی مدیریت ترافیک هوایی در یک نسل گذشته را کلید زده است. برنامه «SMART» که مخفف مدیریت راهبردی فضای هوایی، مسیرها و مسیرهای پروازی است، نخستینبار در منطقه واشنگتن دیسی عملیاتی شد.
این سامانه میتواند ازدحام در فضای هوایی کشور را پیشبینی کند و پیش از آغاز پرواز یا حتی در میانه مسیر، پیشنهادهایی برای تغییر مسیر هواپیماها ارائه دهد. این برنامه یک جهش فناورانه مهم محسوب میشود و شان دافی، وزیر حملونقل آمریکا، و برایان بدفورد، مدیر اداره هوانوردی فدرال، برای اجرای آن شایسته تقدیر هستند.
با این حال، این سامانه هنوز کامل نیست. حدود یکپنجم تا یکچهارم فضای هوایی ایالات متحده را پوشش نمیدهد و فاقد همکاری یکپارچه و لحظهای با ارتش آمریکا برای تضمین ایمنی پروازها و امنیت ملی است.
وزارت جنگ آمریکا بر ۲۰ تا ۲۵ درصد از فضای هوایی کشور اولویت عملیاتی دارد. با این وجود، SMART همچنان این بخش از آسمان را با ابزارهای قدیمی مدیریت میکند؛ ابزارهایی مانند بازههای زمانی از پیش تعیینشده روی نقشههای ثابت، نه اطلاعات لحظهای درباره فعالیتهای نظامی.
زمانی که ارتش یک ماموریت را به پایان میرساند و فضای هوایی مورد استفاده خود را دوباره در اختیار اداره هوانوردی فدرال قرار میدهد، اطلاعرسانی همچنان از طریق تماسهای تلفنی انجام میشود. تا رسیدن این اطلاعات، هواپیماهای تجاری مجبور شدهاند برای عبور از مناطق فعال نظامی، مسیرهای طولانیتری را طی کنند.
این تاخیرها در مجموع مناطق نظامی، بر اساس برخی برآوردها، سالانه به بیش از یک میلیون پرواز غیرضروری طولانیتر منجر میشود؛ پروازهایی که حدود یک میلیارد دلار هزینه اضافی بابت سوخت و زمان به اقتصاد تحمیل میکنند.
چرا «گنبد طلایی» به مدیریت فضای هوایی نیاز دارد؟
دفاع از سرزمین آمریکا بهسرعت در حال تغییر است و تمرکز جدید بر عملیاتی کردن طرح «گنبد طلایی برای آمریکا» قرار گرفته؛ معماری چندلایهای که ترکیبی از سامانههای رهگیری کینتیکی و قابلیتهای غیرکینتیکی، از جمله انرژی هدایتشده، جنگ الکترونیک، امواج مایکروویو پرقدرت، سامانههای مقابله با پهپاد و رادارهای پیشرفته است.
این تجهیزات قرار است مستقیما در همان فضای هوایی فعالیت کنند که پروازهای غیرنظامی نیز از آن استفاده میکنند. «گنبد طلایی» دارای لایههای حسگر و رهگیر خواهد بود، اما در حال حاضر فاقد یک لایه مدیریت فضای هوایی است.
استفاده از سامانههای کینتیکی و غیرکینتیکی در فضای هوایی داخلی آمریکا نیازمند آن است که بخشهایی از آسمان در بازههایی چندثانیهای، نه چنددقیقهای، تخلیه شوند تا ایمنی پروازهای غیرنظامی و عمومی حفظ شود.
مراجع مسئول هوانوردی غیرنظامی باید بتوانند سوابقی قابل راستیآزمایی در اختیار داشته باشند که دقیقا نشان دهد چه زمانی یک فضای هوایی برای بازگشایی دوباره ایمن شده است.
امروز هماهنگیها همچنان بر تماسهای تلفنی، روابط شخصی میان مسئولان و انتقالهای اداری متکی است. در بدترین حالت، مقامات ممکن است مجبور شوند برای پاکسازی مناطق وسیع از فضای هوایی، اعلام وضعیت اضطراری کنند؛ اقدامی که میتواند میلیونها مسافر را به دلیل یک تهدید محدود دچار اختلال کند.
مدیریت پویا و لحظهای فضای هوایی؛ ضرورت عصر جدید دفاعی
استقرار «گنبد طلایی» نیازمند نوسازی سیاستها، ایجاد فرآیندهای عملیاتی جدید و سادهسازی سازوکارهای هماهنگی میان پنتاگون، اداره هوانوردی فدرال و دیگر نهادهای مرتبط است.
مهمترین نیاز، ایجاد یک نظام مدیریت پویا و لحظهای فضای هوایی است؛ سامانهای که بهصورت خودکار عمل کند و بهطور مستمر مورد آزمایش و ارزیابی قرار گیرد.
هنگامی که ارتش درخواست استفاده از بخشی از فضای هوایی را مطرح میکند یا آن را دوباره در اختیار بخش غیرنظامی قرار میدهد، همه نهادهای ذیربط باید بتوانند این تغییرات را در همان لحظه مشاهده و بر اساس آن اقدام کنند.
این اطلاعات باید دوطرفه، قابل پردازش توسط سامانههای دیجیتال و از لحاظ زمانی به درستی ثبت شود.
چه ارتش در حال اجرای یک پرواز آموزشی معمولی باشد، چه عملیات جنگ الکترونیک انجام دهد یا یک رهگیری کینتیکی را اجرا کند، سازوکار هماهنگی میان بخشهای مختلف باید کاملا یکپارچه و بدون وقفه باشد.
این یکپارچهسازی به معنای جایگزین کردن سامانههای کنونی کنترل ترافیک هوایی، تغییر اختیارات قانونی موجود یا حذف نقش کنترلکنندگان پرواز نیست.
آنچه اکنون وجود ندارد، یک «لایه فضای هوایی» است؛ یعنی یک تصویر زنده، مشترک و قابل اعتماد از وضعیت آسمان که شبکههای دفاعی و غیرنظامی بتوانند همزمان اطلاعات خود را در آن ثبت و دریافت کنند.
این پل دیجیتال میتواند در بخش غیرنظامی، اطلاعات مورد نیاز سامانه SMART را تامین کند و در بخش دفاعی نیز به سامانههای فرماندهی و کنترل نظامی (C2) و ابزارهای برنامهریزی عملیاتی ارتش متصل شود؛ موضوعی که امکان همکاری لحظهای میان نهادهای مختلف را فراهم میکند.
این رویکرد پیش از این نیز در عملیات واقعی آزمایش شده است.
یک سامانه طراحیشده اختصاصی توانست در یک عملیات عملیاتی، با همکاری نیروی هوایی آمریکا، اداره هوانوردی فدرال و دو شرکت بزرگ هواپیمایی، عبور ایمن ۴۸۰۰ پرواز از فضای هوایی ویژه و فعال را مدیریت کند.
در نتیجه اجرای این سامانه موجب شد تا دسترسی هواپیماهای غیرنظامی به فضای هوایی ویژه بلااستفاده پنج برابر افزایش یافت؛ شش مسیر پروازی بهینه ایجاد شد؛ هواپیماهای شرکتکننده بیش از ۱۱۰ هزار گالن سوخت صرفهجویی کردند و در عین حال، ارتش هیچ کاهش در آمادگی یا توان عملیاتی خود تجربه نکرد.
همین فناوری میتواند برای هماهنگی لحظهای در عملیاتهای مرتبط با «گنبد طلایی» نیز مورد استفاده قرار گیرد.
ارتش و اداره هوانوردی فدرال باید همکاری کنند
کنگره آمریکا از سال ۲۰۲۱ تاکنون پنج دستورالعمل مختلف را در قالب دو قانون مجوز دفاع ملی، قانون تمدید اختیارات اداره هوانوردی فدرال در سال ۲۰۲۴ و دو گزارش تخصیص بودجه سنا تصویب کرده است.
هدف همه این اقدامات، حرکت نهادهای مسئول به سمت مدیریت پویای فضای هوایی نظامی بوده است.
بنابراین مشکل اصلی، نبود اختیار قانونی نیست؛ مشکل، نبود اراده و تعهد کافی در هر دو نهاد برای ایجاد یک سامانه دیجیتال یکپارچه همراه با سیاستها و رویههای عملیاتی مدرن است.
مانع اصلی این است که فضای هوایی نظامی و غیرنظامی هنوز بهعنوان دو حوزه اداری جداگانه مدیریت میشوند، نه بهعنوان یک محیط عملیاتی مشترک که نیازمند هماهنگی دائمی است.
برای تحقق این هدف، رهبران نهادهای مسئول باید سه اقدام فوری انجام دهند:
نخست، اداره هوانوردی فدرال باید دادههای زنده مربوط به عملیات نظامی را در سامانه SMART ادغام کند تا مدیریت یکپارچه فضای هوایی ویژه امکانپذیر شود و ایمنی پروازها در شرایط مرتبط با امنیت ملی حفظ شود.
دوم، وزارت جنگ آمریکا باید فرآیندهای خود را نوسازی کند و اطلاعات لحظهای درباره وضعیت فضای هوایی و نیازهای عملیاتی جدید را از طریق ابزارهای دیجیتال سازگار در اختیار دیگر نهادها قرار دهد.
سوم، اداره هوانوردی فدرال، وزارت جنگ و سایر نهادهای مرتبط باید چارچوبهای مشترک جهت سیاستگذاری و تامین مالی ایجاد کنند؛ چارچوبی که شامل بهروزرسانی مقررات، تعریف رویههای مشترک عملیاتی و تامین بودجه مشترک برای ایجاد این پل دیجیتال باشد.
هزینه مورد نیاز برای این سرمایهگذاری در مقایسه با منافع عظیم اقتصادی و امنیتی آن بسیار ناچیز خواهد بود.
آسمان هوشمند، دفاع امنتر
سامانه SMART باعث میشود فضای هوایی آمریکا با کارآمدی بیشتری مدیریت شود.
اما زمانی که اطلاعات دقیق و لحظهای درباره فعالیتهای نظامی در اختیار این سامانه قرار گیرد و فرماندهان دفاعی نیز همان تصویر عملیاتی مشترک را دریافت کنند، معماری «گنبد طلایی» به زیرساخت لازم برای اجرای ماموریت خود دست خواهد یافت.
این یکپارچهسازی به آمریکا اجازه میدهد ضمن تقویت توان دفاعی و واکنش سریع در برابر تهدیدها، امنیت هوانوردی غیرنظامی را نیز حفظ کند.
آینده دفاع هوایی آمریکا تنها به ساخت سامانههای رهگیری وابسته نیست؛ بلکه به توانایی مدیریت هوشمند، هماهنگ و لحظهای آسمان نیز بستگی دارد.
