سردار سرتیپ شهید حسین ظریفی مردی بود که بر دست راستش یادگار نبرد با گروهک‌های تروریستی کردزبان نقش بسته بود و بر سینه‌اش رد زخمی از رویارویی با گروه تروریستی داعش خودنمایی می‌کرد.

سردار سرتیپ شهید حسین ظریفی مردی بود که بر دست راستش یادگار نبرد با گروهک‌های تروریستی کردزبان نقش بسته بود و بر سینه‌اش رد زخمی از رویارویی با گروه تروریستی داعش خودنمایی می‌کرد؛ نشان‌هایی که گواهی صادق بر سال‌ها ایستادگی و جانفشانی او در راه امنیت میهن بود. پس از شهادت شهید شوشتری، این سردار خراسانی بود که پرچم خدمت به مردم شیعه و سنی سیستان و بلوچستان را از زمین برداشت و با همان عزم و ایمان، راه آن شهید را ادامه داد تا سرانجام در همین مسیر، به آرزوی دیرینه‌اش؛ یعنی شهادت رسید.
این سردار جانباز که فرماندهی قرارگاه عملیاتی شهید سجاد سراوان را بر عهده داشت، در روزگار مأموریتش در این دیار، همچون باران بر دل خاک تشنه، خدماتی ماندگار و ارزشمند برای مردم سراوان به ارمغان آورد؛ اما دست‌های آلوده‌ تروریست‌هایی که چشم دیدن آبادانی و عمران این گوشه از سرزمین ایران را ندارند، در جریان یک عملیات، این فرمانده سرافراز خراسانی را شهید کردند و او را به کاروان دوستان و همرزمان عاشقش رساندند.
با شهادت او، مردم غیور بلوچ بار دیگر داغ یتیمی را بر دل چشیدند؛ یتیمی‌ای که نخستین بار با پرواز سردار شهید نورعلی شوشتری آغاز شده بود و اکنون با رفتن این فرمانده دلسوز، بار دیگر سایه‌ پدرانه‌ حامی و پشتیبانی دیگر را از دست دادند.
به پاسداشت این سردار شهید، به سراغ حسن رجب‌پور از همرزمان سردار شهید حسین ظریفی در دفاع مقدس رفتیم. او که از سال ۵۹ با سردار شهید حسین ظریفی آشنا شده بود، درباره این همرزم قدیمی خود به خبرنگار طوس می‌گوید: در سال ۶۰ سردار شریفی به بسیج پیوست و فعالیتش را در واحد بسیج مستضعفین شهرستان گناباد آغاز کرد. او آن زمان سن‌وسال زیادی نداشت که بتواند به جبهه اعزام شود؛ اما به دلیل علاقه‌ای که به خدمت در بسیج مستضعفین داشت، در همان واحد بسیج گناباد فعالیت می‌کرد.
او می‌افزاید: سال ۶۲ برای نخستین بار با شهید ظریفی به جبهه اعزام شدم. من در تیپ ۲۱ امام رضا(ع) و گردان یاسین مشغول به خدمت بودم و شهید ظریفی در گردان فلق این تیپ حضور داشت. آن زمان ما در عملیات خیبر شرکت کردیم. پس از آن شرایطی پیش آمد و به گناباد بازگشتیم و بعد از حدود ۶ ماه به جبهه رفتیم.
این پاسدار بازنشسته ادامه می‌دهد: من به لشکر ۵ نصر رفتم و او در لشکر ۲۱ امام رضا(ع) ماند. از اواخر سال ۶۵ تا سال ۶۹ نیز در لشکر ویژه شهدا دوباره با هم هم‌خدمت شدیم. پس از آن نیز در مشهد، در تیپ ویژه شهدا که تیپ یک لشکر ۵ نصر بود، با هم همکاری داشتیم.
او با اشاره به اینکه وقتی شهید ظریفی فرمانده گردان ویژه شهدا بود، من جانشینش بودم، درباره ویژگی‌های شاخص این فرمانده دلاور بیان می‌کند: این شهید از عزیزانی به شمار می‌آمد که بسیار مخلص، پرتوان و خستگی‌ناپذیر بودند. بسیار پیش می‌آمد که از صبح کار را شروع می‌کردیم و تا ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب در محل کار بودیم. صبح روز بعد که برمی‌گشتیم، می‌دیدیم شهید ظریفی در زمان استراحتش، در خانه فهرست کارهای فردا را نوشته و برنامه‌های عملیاتی را طراحی کرده است. یعنی زمانی که ما خسته‌وکوفته به خانه می‌رفتیم و استراحت می‌کردیم، او در خانه هم مشغول آماده‌سازی کارهای فردا بود. بسیاری از اوقات شب‌ها بیشتر از دو سه ساعت نمی‌خوابید و بسیار پرتلاش بود.
رجب‌پور خاطرنشان می‌کند: آن زمان که شهید ظریفی در جبهه مجروح شد، من همراه او نبودم؛ اما از زبان همراهانشان شنیدم که در عملیات والفجر ۹ هنگام شکستن خط مجروح شده بود. بارها بابت همین مجروحیت و جانبازی اذیت می‌شد؛ اما با همه سختی، همیشه خستگی‌ناپذیر کار می‌کرد. بسیاری از کسانی که مانند او چنین مجروحیتی داشتند، حاضر نبودند این‌گونه پای کار بیایند و این‌قدر تلاش کنند.
او با بیان اینکه شهید ظریفی مرد بسیار مخلصی بود و گاهی بیش از توان خودش تلاش می‌کرد، عنوان می‌کند: حتی گاهی کاری را که اصلاً به او ارتباطی نداشت و وظیفه شخص دیگری بود، پیگیری می‌کرد و می‌کوشید آن را انجام دهد.
این رزمنده دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه شهید ظریفی بسیار خوش‌برخورد بود، می‌گوید: اگر از هر یک از دوستان و حتی کسانی که یکی دو بار با او برخورد داشتند، بپرسید، از اخلاق خوب این شهید می‌گویند؛ به گونه‌ای که خنده از لبانش جدا نمی‌شد. گاهی در کار بحث‌هایی پیش می‌آمد و دیدگاه‌ها متفاوت بود و کلی تلاش می‌کردیم، حتی ناراحتی هم پیش می‌آمد؛ اما بحث کاری بود و ۱۰ دقیقه بعد باز همان خنده و شوخی‌شان سر جایش بود. کمتر کسی را داریم که مانند او کارش را این‌قدر با اخلاص و پشتکار انجام دهد.
رجب‌پور یادآور می‌شود: پس از پایان هشت سال دفاع مقدس، وقتی شهید ظریفی به مشهد آمد، طرح‌های زیادی با همکاری او برای آرام‌سازی و مقابله با جنگ شهری تدوین شد. این‌ها طرح‌های نامتقارنی بودند که در آن زمان مطرح بود و او در این زمینه تلاش زیادی انجام داد. در مقابله با ناامنی‌های شرق کشور، از سرخس تا تایباد و خواف و کاشمر و سبزوار و همچنین در درگیری با ناامنی‌های مرتبط با طالبان بسیار زحمت کشید و تلاش کرد.
این رزمنده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه این سردار خستگی‌ناپذیر در زمان خدمتش در هر جایی که کار می‌کرد، برای بسیاری از بچه‌های مجموعه سپاه الگویی از تلاش و اخلاص بود، می‌افزاید: شهید ظریفی به دنبال شهادت دوید و با تلاش و کوشش فراوان توانست مزد خود را بگیرد و این سعادت بزرگ نصیبش شد.
او خاطرنشان می‌کند: هر زمان که با این شهید ارتباط تلفنی یا حضوری داشتم، او را آرام نمی‌دیدم و همیشه در حال تلاش و حرکت بود. در بلوچستانی که انواع مشکلات؛ از فقر تا ناامنی در آن وجود داشت، ایشان از کسانی بود که یادگاری‌های زیادی از خودش در آنجا گذاشت. امروز اگر بخواهیم بدانیم ایشان که بود، بهتر است به سراغ مردم بلوچی برویم که در کنارشان کار کرد و برای محرومیت‌زدایی خدمات زیادی انجام داد.

مردم شهرستان سراوان یک بار دیگر یتیم شدند

برای شنیدن خدمات این سردار بزرگ خراسانی به سراغ سردار بارانی درازهی، از سران طوایف سیستان و بلوچستان رفتیم تا از زبان او به عنوان نماینده یکی از طوایف بلوچ این استان، از خدمات سردار شهید ظریفی بشنویم.
او ابتدا درباره آشنایی‌اش با این شهید اظهار می‌کند: از زمان مأموریت سردار شهید شوشتری، بنده بیش از ۱۵ سال است با سردار شهید ظریفی آشنایی دارم. ایشان پیش‌تر در منطقه ایرانشهر بود، پس از پایان مأموریت به مشهد رفت و سپس به منطقه سراوان آمد و هفت سالی را هم در این منطقه بود. شهید ظریفی در زمان مأموریت سردار شهید شوشتری همراه ایشان وارد سیستان و بلوچستان شد و در هر منطقه‌ای که مأموریت داشت، خدمات بسیار بزرگی انجام داد. تمام مردم استان سیستان و بلوچستان شناخت کاملی از سردار ظریفی دارند. او در مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و محرومیت‌زدایی واقعاً زحمت بسیاری کشید.
سردار درازهی عنوان می‌کند: در حدود هفت سالی که شهرستان بزرگ سراوان، یعنی سراوان، سیب و سوران، مهرستان و گلشن حوزه مأموریت این شهید بود، شهید ظریفی در واقع یک دولت در کنار دولت مرکزی بود. به همان نسبتی که دولت در مسائل عمرانی و محرومیت‌زدایی خدمات ارائه و هزینه می‌کرد، او هم در موضوعات مختلف از جمله مدرسه‌سازی، ساخت خانه‌های محرومان، برق‌رسانی، آب‌رسانی، آب‌رسانی سیار و هر نیاز دیگری که مردم منطقه داشتند، ورود پیدا می‌کرد.
او با اشاره به اینکه یکی از خدمات بسیار ارزشمند این شهید این بود که با حمایت نیروی زمینی سپاه و شخص سردار شهید پاکپور، طرح «رزاق» را اجرا کرد، می‌افزاید: این طرح در زمان سردار شوشتری برای معیشت و امرار معاش مردم مرزنشین و ایجاد اشتغال برنامه‌ریزی شده بود. این خدمت بزرگ تا امروز ادامه دارد و چندین هزار نفر به‌ صورت تقریباً قانونمند مشغول کارند. برای این منظور گذرهای مرزی را راه‌اندازی کرد تا مردم بتوانند امرار معاش کنند.
سردار درازهی می‌گوید: طرح رزاق شامل مردم مناطق مرزی سه شهرستان گلشن، سراوان و مهرستان و بخش‌های بم‌پشت و مهرگان می‌شود و از آن استفاده می‌کنند. درآمد ماهانه هر خانوار از این طرح حدود ۲۰ تا ۴۰ میلیون تومان است. این طرح کمک زیادی به معیشت خانواده‌ها کرده است. وقتی معیشت مردم تأمین شود، دست‌کم می‌توانند به کارهای جانبی مانند دامداری، کشاورزی و صنایع دستی هم بپردازند و از آن راه نیز درآمد کسب کنند.
او با بیان اینکه شهید ظریفی با مردم بسیار مهربان بود و واقعاً آن‌ها را درک می‌کرد، خاطرنشان می‌کند: وقتی همراهش به مناطق مرزی یا روستاهای دورافتاده می‌رفتم، از وضعیت مردم می‌پرسید. خودش افرادی را که به جهیزیه نیاز داشتند، شناسایی می‌کرد، برایشان برنامه‌ریزی انجام می‌داد و جهیزیه اهدا می‌کرد تا آن فرد بتواند ازدواج کند و مراسمی داشته باشد.
سردار درازهی با اشاره به اشراف اطلاعاتی بالای سردار شهید ظریفی از مردم منطقه، می‌افزاید: اطلاعاتش درباره منطقه آن‌قدر دقیق و کافی بود که به عنوان مثال در یک سفر که همراهش بودم، گفت: «در فلان روستا کسی را سراغ دارم که ماشینش واژگون شده و قطع نخاعی است». گفتم: من هم خبر دارم؛ ولی نمی‌دانم زنده است یا فوت کرده. گفت: «نه، زنده است». برای آن فرد سبد کالا در نظر گرفته بود و به عیادتش رفتیم. خانواده‌اش از این اتفاق بسیار خوشحال و راضی شدند. با اینکه ما مردم همین منطقه بودیم، از وضعیت آن فرد اطلاع دقیقی نداشتیم.
او یادآور می‌شود: سردار ظریفی بیماران و نیازمندان منطقه را هم شناسایی می‌کرد و برای درمان به شهرستان، مرکز استان یا خارج از آن می‌فرستاد و کمک می‌کرد. خانه‌های افراد بی‌سرپناه را هم خودش شناسایی کرده و به آن‌ها یاری می‌رساند. حتی در زمینه بهسازی روستاها و معابر روستایی هم وارد می‌شد؛ وقتی تشخیص می‌داد روستایی نیاز به کمک دارد، بخشی از اعتبار را خودش تأمین می‌کرد و بخشی را فرمانداری و کار انجام می‌شد. گاهی هم از امکانات سپاه استفاده می‌کرد. سپاه در آنجا کارخانه قیر و سنگ‌شکن دارد و سردار ظریفی دستور می‌داد معابر بسیاری از روستاها با آن امکانات بهسازی شود. این کارها با موافقت سردار مرتضوی و با حمایت‌های سردار شهید پاکپور انجام می‌شد و ما شاهد بسیاری از این موارد بوده‌ایم.
سردار درازهی بیان می‌کند: گروه‌های تروریستی و معاند می‌خواهند مردم از نظام، مسئولان و فرماندهان ناراضی شوند. به همین خاطر قطعاً مخالف و دشمن کسی هستند که به مردم خدمت می‌کند و کارهایش موجب رضایت مردم است. به همین خاطر خدمات این شهید به مردم و دعای خیری که همراه او بود، سبب شد که همواره تهدیدهایی وجود داشته باشد. در شرایط جنگی کنونی نیز و با اغفالی که سرویس‌های اطلاعاتی انجام می‌دهند، افرادی فریب ‌خورده که دچار شست‌وشوی مغزی شده‌اند، به دنبال ایجاد اختلال در امنیت کشور هستند و می‌خواهند خدمتگزاران جامعه را از سر راه بردارند.
او درباره آخرین اقدام‌ها و خاطرات شهید ظریفی عنوان می‌کند: آخرین خاطره من از این شهید افتتاح بازارچه خرده‌فروشی در نقطه صفر مرزی کهک است که راه‌اندازی آن را پیگیری کرده بود. این کار هم از طریق سازمان همیاری شهرداری‌ها و هم از طریق ارتباط با فرماندهان پاکستان انجام شد. حدود دو هفته پیش این بازارچه که کار بسیار ارزشمندی بود، افتتاح شد. شهید ظریفی در جلسه‌ محرمانه‌ای که با فرمانده ارتش بلوچستان پاکستان داشت، این موضوع را مطرح کرد که چون مرز کهک هنوز رسمی نیست، چه کاری می‌شود انجام داد تا دست‌کم کالاهای اساسی این منطقه تأمین شود و با توجه به تحریم‌های ظالمانه آمریکا مشکلی نداشته باشیم. فرمانده پاکستانی و رئیس گمرک پاکستان اعلام کردند که از طریق همین بازارچه می‌توانند کل کالاهای اساسی ما؛ از جمله برنج و روغن را تأمین کنند. ارتباط او با آن‌ها بسیار خوب بود و تلاش کرد شهرستان بزرگ سراوان در این دوران جنگ ظالمانه از نظر تأمین کالاهای اساسی هیچ مشکلی نداشته باشد.
سردار درازهی در پایان می‌گوید: پس از شهادت سردار شوشتری در استان سیستان و بلوچستان، اکنون با شهادت شهید ظریفی مردم شهرستان سراوان یک بار دیگر یتیم شدند؛ ولی امیدواریم جریان خون پاک این عزیزان باز هم سرمنشأ خیر و برکت برای منطقه ما باشد.

فرمانده خستگی‌ناپذیر در میدان نبرد و خدمت

زندگی سردار شهید حسین ظریفی، از سنگرهای دفاع مقدس تا روستاهای محروم بلوچستان، یک مسیر پیوسته از اخلاص و خدمت بود. او در میدان نبرد، فرماندهی خستگی‌ناپذیر بود و در میدان خدمت، دلسوزی که دردِ مردم را می‌شناخت و برای آن چاره می‌اندیشید. از مدرسه‌سازی و آب‌رسانی تا طرح «رزاق» و جهیزیه‌ نیازمندان، ردّ مهربانی‌اش در خانه‌ مردم سراوان ماند. دشمنان آبادانی توانستند جسم او را هدف بگیرند؛ اما یاد و خدماتش در دل مردم این دیار زنده است. باشد که خون پاک این شهیدان، سرمنشأ خیر و برکت برای سیستان و بلوچستان باشد.