غزه پس از سه سال جنگ
در سومین سالگرد جنگ غزه، استدلال میشود که اسرائیل با وجود تخریب گسترده غزه و تضعیف توان نظامی حماس، به اهداف راهبردی خود دست نیافته است. تلفات غیرنظامیان، فروپاشی زیرساختها و تغییر نگرش بخشی از افکار عمومی غرب، هزینههای سیاسی جنگ را افزایش دادهاند. توقف درگیریها، پایان اشغال و تحقق حقوق سیاسی فلسطینیان، از الزامات صلح پایدار معرفی میشوند.
فرارو– عبدالله خلیفه الشایجی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، در سومین سالگرد جنگ غزه، مسئله فلسطین بار دیگر به یکی از محورهای اصلی افکار عمومی و سیاست بینالمللی تبدیل شده است. اسرائیل با وجود تخریب گسترده غزه، ترور رهبران حماس و وارد کردن خسارات سنگین به توان نظامی این گروه، نتوانسته به پیروزی راهبردی دست یابد. در مقابل، جنگ به تضعیف روایت رسمی اسرائیل، افزایش حمایت جهانی از فلسطینیان و توقف روند عادیسازی روابط با اسرائیل کمک کرده است.
از هفتم اکتبر تا ریشههای تاریخی بحران
هفتم اکتبر ۲۰۲۳ دیگر صرفاً تاریخ آغاز جنگ نیست، بلکه به عرصهای برای تقابل روایتها درباره مسئولیت خشونت، اشغال و سرکوب تبدیل شده است. در این چارچوب، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، به چالش کشیده شدن روایتهای اسرائیل و کشورهای غربی و زیر سؤال رفتن تصویر ارتش اسرائیل بهعنوان «ارتش اخلاقمدار» و «ارتش شکستناپذیر» بوده است.
روایت فلسطینی بر پیشینهای تاریخی تأکید دارد که بیش از یک قرن را دربر میگیرد؛ از اعلامیه بالفور بریتانیا و تقسیم فلسطین تا نکبت ۱۹۴۸ و آوارگی بیش از ۷۵۰ هزار فلسطینی، جنگ ۱۹۶۷، اشغال سرزمینهای فلسطینی، گسترش شهرکسازی، یهودیسازی قدس و محاصره غزه از سال ۲۰۰۷. همچنین خشونت شهرکنشینان با حمایت دولتهای اسرائیل بهویژه دولت کنونی، بخشی از این روند تاریخی معرفی میشود.
بر این اساس، رنج فلسطینیان از هفتم اکتبر آغاز نشده است؛ بلکه جنگ اخیر در امتداد دههها اشغال، آوارگی و سرکوب قرار دارد. در این نگاه، عملیات طوفانالاقصی واکنشی به سالها فشار و خشونت تلقی میشود، هرچند این مسئله بهخودیخود ارزیابی مستقل اقدامات نظامی طرفهای درگیر را منتفی نمیکند.
ابعاد انسانی و تخریب گسترده غزه
آمارهای ارائهشده از سوی نهادهای ادارهکننده غزه، ابعاد فاجعه انسانی را نشان میدهد. بر اساس این آمارها، شمار کشتهشدگان فلسطینی به حدود ۷۴ هزار و ۲۵۴ نفر و شمار مجروحان به ۱۷۵ هزار و ۳۰۶ نفر رسیده است. همچنین بیش از ۱۰ هزار نفر مفقود شدهاند که احتمال میرود زیر آوار جان باخته باشند. مجموع قربانیان و مفقودان، بنا بر این گزارش، معادل حدود ۱۰ درصد جمعیت غزه است. زنان، کودکان و سالمندان نیز ۵۵ درصد قربانیان را تشکیل میدهند.
در میان کشتهشدگان، ۲۱ هزار و ۹۷۶ کودک گزارش شدهاند که ۱۱۲۵ نفر از آنان نوزادانی بودهاند که پیش از رسیدن به یکسالگی جان باختهاند. شمار زنان کشتهشده نیز ۱۲ هزار و ۵۰۰ نفر اعلام شده که حدود ۹ هزار نفر از آنان مادر بودهاند. بر اساس همین آمار، شمار زنان و دختران کشته یا مجروحشده به حدود ۵۰ هزار نفر رسیده است.
بخش آموزش نیز خسارات سنگینی متحمل شده است. حدود ۲۰ هزار و ۵۰۰ دانشآموز و دانشجو جان باختهاند و صدها معلم، استاد دانشگاه و کارکنان آموزشی کشته شدهاند. بنا بر گزارش، ۹۸ درصد مدارس غزه آسیب دیده یا تخریب شدهاند؛ از جمله ۱۷۹ مدرسه دولتی که بهطور کامل ویران شدهاند. بیش از ۱۰۵ مدرسه وابسته به آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی و ۶۳ ساختمان دانشگاهی نیز آسیب دیدهاند. در نتیجه، حدود ۶۶۰ هزار دانشآموز از ادامه تحصیل محروم شدهاند؛ وضعیتی که خطر شکلگیری نسلی محروم از آموزش را افزایش میدهد.
زیرساختهای درمانی نیز با بحران جدی روبهرو هستند. گزارش، از تخریب ۹۰ درصد بیمارستانهای غزه خبر میدهد؛ وضعیتی که دسترسی بیماران سرطانی، مبتلایان به بیماریهای کلیوی و افراد دارای بیماریهای مزمن را به درمان دشوار کرده است. کمبود آب و اختلال در شبکه فاضلاب نیز شرایط زندگی را وخیمتر کرده است.
چرا اسرائیل به پیروزی راهبردی نرسیده است؟
با استناد به مقالهای در نشریه «نیوزویک» این پرسش را مطرح میشود که چگونه حماس، با وجود از دست دادن رهبران سیاسی و نظامی، تضعیف توان رزمی و ویرانی گسترده غزه، میتواند از شکست راهبردی اسرائیل سخن بگوید.
استدلال اصلی این است که خسارت نظامی واردشده به حماس لزوماً به تحقق اهداف سیاسی اسرائیل منجر نشده است. اسرائیل نتوانسته این گروه را به تسلیم وادار کند، خلع سلاح آن را بهطور کامل محقق سازد یا غزه را به منطقهای تبدیل کند که دیگر تهدیدی امنیتی برای اسرائیل محسوب نشود. به این ترتیب، برتری نظامی نتوانسته به نتیجه سیاسی مورد انتظار تبدیل شود.
در عین حال، گزارش از ادامه عملیات نظامی و کشته و زخمی شدن فلسطینیان پس از توافق آتشبس در اکتبر ۲۰۲۵ سخن میگوید. بر اساس آمار مورد استناد، در این دوره حدود ۱۵۰۰ نفر کشته و نزدیک به ۵۲۰۰ نفر زخمی شدهاند. همچنین گسترش کنترل اسرائیل بر بیش از دوسوم غزه و توسعه منطقه امنیتی، از جمله مواردی است که بهعنوان نقض توافق آتشبس مطرح میشود.
تغییر افکار عمومی و افزایش حمایت از فلسطین
یکی دیگر از پیامدهای جنگ، توقف روند عادیسازی روابط میان اسرائیل و برخی کشورهای منطقه و بازگشت مسئله فلسطین به مرکز توجه جهانی بوده است. در این ارزیابی، بزرگترین خسارت اسرائیل نه صرفاً نظامی، بلکه تضعیف جایگاه آن در افکار عمومی غرب و فروریختن بخشی از روایت رسمی این کشور است. تصاویر و گزارشهای مربوط به تخریب، آوارگی، گرسنگی و تلفات غیرنظامیان، انتقادها از اقدامات اسرائیل و اتهامهای مربوط به جنایات جنگی را افزایش دادهاند.
بر اساس نظرسنجی مؤسسه گالوپ در سال ۲۰۲۶ که در یادداشت به آن استناد شده، ۴۱ درصد آمریکاییها با فلسطینیان و ۳۶ درصد با اسرائیلیها ابراز همدلی کردهاند. در میان افراد ۱۸ تا ۳۴ ساله نیز حدود ۵۰ درصد با فلسطینیان و ۲۵ درصد با اسرائیلیها همدلی داشتهاند. این تغییر در افکار عمومی میتواند در بلندمدت بر فضای سیاسی، رسانهای و دانشگاهی غرب اثر بگذارد.
صلح پایدار بدون حل مسئله فلسطین ممکن نیست
با گذشت سه سال از آغاز جنگ، غزه با ویرانی گسترده و بحرانی عمیق انسانی مواجه است، اما مسئله فلسطین همچنان در کانون تحولات بینالمللی باقی مانده است. این یادداشت نتیجه میگیرد که قدرت نظامی، حتی اگر خسارات گستردهای به طرف مقابل وارد کند، بهتنهایی قادر به حل منازعهای با ریشههای تاریخی و سیاسی عمیق نیست.
پایان دادن به اشغال، حفاظت از غیرنظامیان، پاسخگو کردن عاملان جرایم و تضمین آزادی و کرامت فلسطینیان، از الزامات دستیابی به صلحی پایدار معرفی میشود. در این چارچوب، پایان واقعی رنج فلسطینیان نه در توقف موقت درگیریها، بلکه در تحقق حقوق سیاسی آنان و تشکیل دولت مستقل فلسطینی جستوجو میشود.
