یک واقعیت مهم در دنیای قدرت و سیاست آن است که چالش بزرگ، سطح کنشگری کشورها را ارتقا میدهد. به بیان دیگر، مواجه شدن با تهدیدها و فشارها، هر چند بزرگ، برای کشورهایی که ارادهای برای تسلیم در برابر تهدیدها و فشارها ندارند، ظرفیتهای نهفته آنها را شکوفا میکند و سطح کنشگریشان را در برابر رقبا و دشمنان ارتقا میدهد. مبتنی بر این نکته، از مهمترین دستاوردهای دو جنگ متوالی در برابر امریکا و رژیم صهیونیستی، رسیدن ایران به موقعیت ایجاد توازن همهجانبه در برابر دشمنان است. بدین ترتیب که ایران اکنون علاوه بر ایجاد توازن قدرتمندانه در برابر دشمن در میدان دفاعی – امنیتی، حتی در حوزه اقتصادی هم به نوعی در حال رسیدن به نوعی توازن در برابر دشمن امریکایی – صهیونیستی و همپیمانان منطقهای آن است. معنای این سخن آن است که برخلاف گذشته که ایران در برابر فشارهای اقتصادی دشمن قادر به وارد کردن ضربه متقابل نبود، در اثر چالشهای کنونی و فشارهایی که آنها در میدان اقتصاد به ایران وارد میکنند، اکنون ایران قادر به وارد کردن ضربه متقابل در میدان اقتصاد به جبهه دشمنان است. نتیجه این ارتقای سطح کنشگری ایران آن است که ترامپ اخیراً خطاب به مردم امریکا از آنها خواست که تورم را تحمل کنند، زیرا تحمل این فشارها در برابر دستیابی به این هدف که ایران هستهای نشود، یعنی به بمب اتم دست نیابد میارزد. همین موضوع گویای آن است که ایران بهخوبی توانسته است با اقدامات خود در کنترل تنگه هرمز و جلوگیری از عبور نفت و دیگر حاملهای انرژی از این تنگه، در برابر فشارهای اقتصادی دشمن برای در تنگنا قرار دادن مردم ایران، موازنه لازم را برقرار کند. شبیه این وضعیت که مردم امریکا در اثر سیاستهای غلط ترامپ در برابر ایران در حال تحمل کردن آن هستند، در سطح منطقه و برای همپیمانان منطقهای امریکا نیز ایجاد شده است.
رسیدن به اینگونه موقعیت در حالی است که در سالهای گذشته اگر دشمن در میدان اقتصاد به ایران فشاری وارد میکرد یا ضربهای میزد، بهطور عمده، ضربه متقابل را دریافت نمیکرد. با این حال، با وجود پرشدت بودن جنگ ترکیبی دشمن در برابر کشورمان، در سایه مقاومت ستودنی مردم، نیروهای مسلح و دولت، ایران با اعتماد بهنفسی کمنظیر، حتی در میدان اقتصاد در حال ایجاد توازن در برابر دشمن و تنبیه آن است.
معنای دیگر این وضعیت آن است که ایران در برابر تلاش دشمن برای کشاندن جنگ به حوزه تابآوری، نهتنها آمادگی دارد بلکه از توسعه دامنه جنگ استقبال میکند و فراتر از اینها، توانایی وارد کردن ضربه به دشمن در میدانها و حوزههایی غیر از میدان نظامی را دارد. متأثر از این وضعیت میتوان راز اعترافهای صاحبنظرانی، چون رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، را بهتر درک کرد که در بحبوحه جنگ رمضان با توجه به بروز و ظهور قدرتمندانه ایران در برابر امریکا، به واقعیت قدرت ایران اعتراف و اعلام کرد که ایران به یک قدرت جهانی تبدیل شده و او را باید جزو چهار ابرقدرت جهان به شمار آورد.
بهعنوان نکته پایانی باید گفت که چالش و تهدید بزرگی که با حمله امریکا به ایران شکل گرفت، میتوانست بقای جمهوری اسلامی و ایران را بهصورت جدی در معرض فروپاشی قرار دهد. با این حال، در سایه مدیریت درست و اتحاد اضلاع مختلف قدرت کشور و همچنین در سایه نصرت الهی و نبوغ ایرانی، این تهدید بزرگ تاکنون منجر به بروز و ظهور ایرانی متفاوت از قبل شده است؛ ایرانی که اساساً دیگر در موقعیت دفاع صرف نیست بلکه بهحدی از قدرت رسیده است که در تمامی حوزهها و میدانها قادر به ضربه زدن متقابل به دشمن و ایجاد موازنه در برابر آن است.
|
