گسترش اعتراضات در فرانسه به نقطه‌ای رسیده که رسانه‌های اروپایی، حتی آن‌ها که تا پیش از این می‌کوشیدند دامنه نارضایتی‌ها را محدود و محصور نشان دهند، دیگر نمی‌توانند پیوستن اقشار گسترده به جنبش دانش‌آموزی را نادیده بگیرند. آنچه از ماه گذشته با اعتراض دانش‌آموزان در حومه‌های فقیرنشین شمال پاریس و در واکنش به غیبت معلمان و فرسودگی مدارس آغاز شد، اکنون به حرکتی سراسری علیه نابرابری، کاهش سطح خدمات عمومی و افت استانداردهای زندگی تبدیل شده است. فراخوان‌های مردمی در شبکه‌های اجتماعی برای احیای جنبش «جلیقه‌ زردها» نیز به این موج دامن زده و خیابان‌های شهرهای بزرگ فرانسه را به صحنه رویارویی شهروندان و نیروهای امنیتی بدل کرده است.

یاد بینوایان نمی‌افتید؟

اگر رمان معروف بینوایان را خوانده باشید، آنچه امروز در پاریس و دیگر شهرهای فرانسه می‌بینید، خیلی برایتان غریبه نیست. دو قرن پس از روایت کتاب، همچنان مردم ناراضی از حکومت مرکزی هستند و در تلاش برای احقاق حقوق از دست رفته خود. بر پایه گزارش‌ها، تنها تا ظهر شنبه حدود ۱۴۰ تجمع با حضور بیش از ۳۲ هزار نفر در خارج از پاریس ثبت شده و مقامات از پیش‌بینی صدها اقدام اعتراضی و بیش از ۸۰ راهپیمایی در سراسر کشور خبر داده‌اند. در مارسی، معترضان با استفاده از موانع خیابانی درِ ساختمان شهرداری را شکستند و برای دقایقی وارد آن شدند. آن‌ها مجسمه نماد جمهوری (ماریان) را به زمین انداختند، دیوارها را با نشان آنارشیستی رنگ‌آمیزی کردند و چندین تلویزیون شهری را شکستند. در همان شهر، یک پاسگاه پلیس شهرداری در خیابان کانبییر نیز تخریب شد، شیشه‌هایش شکست و مواد دودزا به داخل آن پرتاب شد و پلیس از خسارت و تلاش نافرجام برای آتش‌زنی خبر داد. چند فروشگاه در خیابان کانبییر غارت و سطل‌های زباله به آتش کشیده شد. در پاریس نیز پلیس در میدان جمهوری با گاز اشک‌آور به مقابله با معترضانی پرداخت که مواد آتش‌زا و اشیای پرتابی به سمت نیروهای امنیتی روانه می‌کردند و شیشه‌های ساختمان شبکه تلویزیونی سی‌نیوز را شکستند. در لیون نیز گزارش‌هایی از شکستن شیشه‌های دفتر گردشگری و وقوع آتش‌سوزی و غارت منتشر شده است.
آمار بازداشت‌ها و مجروحان نیز گویای شدت وضعیت است. مقامات فرانسوی تا ظهر شنبه از بازداشت حدود ۲۰۰ نفر در سراسر کشور خبر دادند که این عدد فقط در یک روز اتفاق افتاده؛ در پاریس پلیس تا ساعت ۱۱ صبح ۶۱ نفر را بازداشت کرده بود که اغلب به دلیل حمل سلاح یا تجهیزات حفاظتی ممنوعه صورت گرفت و حدود ۲۰ نفر از این بازداشت‌ها مقابل دفتر شبکه تلویزیونی سی‌نیوز در پاریس انجام شد. آمار تجمعی از آغاز اعتراضات دانش‌آموزی (پیش از ۱۷ اکتبر) قابل توجه است: نخست‌وزیر فرانسه از مجروح شدن ۹۳۷ نیروی پلیس و ژاندارمری و همچنین ۲۴۸ دانش‌آموز و ۱۴۹ معلم از ابتدای جنبش خبر داده بود. همچنین گزارش‌هایی از آسیب‌های شدید به تعدادی از نوجوانان بر اثر سلاح‌های ضدشورش پلیس؛ از جمله از دست دادن دست یک نوجوان پانزده ساله و از دست دادن چشم یک دانش‌آموز دیگر منتشر شده است. با توجه به اینکه بسیاری از این ارقام مربوط به ساعات میانی روز شنبه بوده و اعتراضات تا بعدازظهر ادامه داشته، آمار نهایی بازداشت‌ها و خسارت‌ها احتمالاً بیشتر از موارد ذکر شده خواهد بود.اتحادیه‌های کارگری از جمله CGT نیز با مطالبه افزایش دستمزدها و حقوق بازنشستگی، کاهش قیمت‌ها و حمایت از خدمات عمومی به این حرکت پیوسته‌اند و بر اساس یک نظرسنجی، حدود ۴۵ درصد فرانسوی‌ها نگران افزایش هزینه زندگی و تورم هستند. این گستردگی، ادبیات مقامات را نیز تغییر داده است. مقامات فرانسوی بخشی از خشونت‌ها را به «چپ افراطی» نسبت می‌دهند. در چنین شرایطی، سکوت یا کوچک‌نمایی این رخدادها از سوی بخشی از رسانه‌های اروپایی دیگر ممکن نیست؛ زیرا تصاویر و گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد اعتراض دانش‌آموزان از حیاط مدارس به خیابان‌ها و از مطالبات صنفی به نقد ساختار اجتماعی و اقتصادی کشیده شده است. فرانسه در سال‌های پایانی ریاست‌جمهوری امانوئل مکرون با انتخاباتی قطبی‌شده و فضای سیاسی به‌ شدت چندپاره روبه‌رو است و همین وضعیت، شکاف میان روایت رسمی و واقعیت خیابان را آشکارتر می‌کند.

قاره‌ای ملتهب در آستانه فصل انتخابات

اما اگر قاب دوربین را کمی بازتر کنیم، می‌بینیم آنچه در فرانسه می‌گذرد، صرفاً یک بحران داخلی نیست؛ نشانه‌ای از وضعیت فراگیرتر در سراسر اروپاست. در آستانه فصل انتخابات در کشورهای مختلف قاره سبز، فشار همزمان تورم، بحران هزینه زندگی، نارضایتی از خدمات عمومی و بی‌اعتمادی به احزاب سنتی، فضای سیاسی را در بسیاری از پایتخت‌ها ملتهب کرده است. جنبش‌های خیابانی و اعتراضات صنفی در حال تبدیل شدن به عاملی تعیین‌کننده در معادلات انتخاباتی‌اند و احزاب راست و چپ افراطی می‌کوشند از این نارضایتی برای تثبیت موقعیت خود بهره بگیرند.
در فرانسه، دولت همزمان با اعتراضات خیابانی با بحران بدهی عمومی و دشواری تصویب بودجه ریاضتی در پارلمانی بدون اکثریت دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ ترکیبی که فضای رقابت انتخاباتی را بیش از پیش متشنج کرده است. این الگو در دیگر کشورهای اروپایی نیز کمابیش تکرار می‌شود: رشد نارضایتی از سیاست‌های ریاضتی، کاهش محبوبیت دولت‌ها و افزایش محبوبیت گفتمان‌های اعتراضی. در چنین شرایطی، اعتراضات فرانسه می‌تواند به الگویی برای سایر جنبش‌های اجتماعی در اروپا بدل شود و فشار بر دولت‌ها را برای بازنگری در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی افزایش دهد. به نظر می‌رسد اروپا در آستانه انتخابات، گرفتار چالش‌های بنیادین میان دولت‌ها و شهروندان است؛ چالش‌هایی که اگر به آن بی‌توجهی شود، خیابان‌ها به میدان اصلی تصمیم‌گیری بدل خواهند شد.

خبرنگار: نیک‌پندار