به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محسن امینزاده، در جلسه اخیر مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران، با تحلیل آخرین تحولات سیاست خارجی و روند مذاکرات ایران و آمریکا، چین را تنها بازیگری دانست که میتواند به توافق احتمالی میان دو کشور اعتبار و تضمین بینالمللی ببخشد. وی با اشاره به ظرفیت مناسبات اقتصادی چین با آمریکا و نفوذ این کشور نزد طرف آمریکایی، بر ضرورت استفاده عملی ایران از ظرفیت پکن برای کمک به حل مناقشه، کنترل بحران در روابط دو کشور و دستیابی به تفاهمی پایدار تأکید کرد.
بنا بر روایت جماران، او با اشاره به تحولات اخیر در روابط چین و آمریکا و افزایش حساسیت پکن نسبت به مناقشه ایران و آمریکا، اظهار داشت که مواضع صریحتر چین و تماسهای این کشور با طرف ایرانی، نشانههایی مثبت برای ایفای نقشی مؤثرتر از سوی پکن در ساماندهی این مناقشه است. به گفته وی، توجه به ظرفیت چین در داخل ایران نیز افزایش یافته و حتی بیش از یک بار به رئیسجمهور توصیه شده است که از این ظرفیت برای ورود به موضوع، کنترل بحران در روابط ایران و آمریکا و ساماندهی مناسبات دو کشور استفاده کند.
محسن امینزاده با اشاره به اینکه صرف نوشتن و امضای توافق میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا برای تضمین پایداری آن کافی نیست، خاطرنشان کرد که طرفهای مؤثر بینالمللی باید آمادگی ارائه تضمینهایی را داشته باشند که به دوام تفاهم کمک کند. در این میان، مناسبات اقتصادی گسترده چین و آمریکا میتواند به پکن اعتبار و نفوذ قابل توجهی برای ایفای چنین نقشی بدهد.
وی در عین حال با انتقاد از فاصله میان سخنان و عملکرد ایران در روابط با چین تصریح کرد که بسیاری از تفاهمها و مناسبات دو کشور در عمل به نتایج مؤثر و ملموس منجر نشده و بیشتر در حد گفتار و تشریفات باقی مانده است. از نظر او، شرایط کنونی ضرورت بازنگری در این رویکرد و بهرهگیری عملی از ظرفیتهای روابط ایران و چین را بیش از گذشته برجسته کرده است.
امینزاده همچنین با اشاره به افزایش توجه به نقش چین در محافل سیاسی ایران، پررنگتر شدن این ظرفیت را در مقایسه با نقش روسیه نیز مورد توجه قرار داد و گفت تحولات اخیر موجب تحرک بیشتر روسها و اتخاذ مواضعی در همراهی با این روند شده است.
او در بخش دیگری از سخنان خود، شکلگیری مناقشهای جدی در داخل کشور بر سر مذاکره و مصالحه یا ادامه جنگ را از عوامل مؤثر بر وضعیت کنونی دانست. به گفته وی، این صفبندی دیگر پنهان نیست و در فضای سیاسی و رسانهای کشور آشکار شده است؛ هرچند نمیتوان آن را صرفاً به تقابل اصلاحطلبان و اصولگرایان تقلیل داد، چراکه در میان جریانهای مختلف سیاسی نیز دیدگاههای مشترکی درباره ضرورت مذاکره و تفاهم وجود دارد.
امینزاده با انتقاد از رویکرد صداوسیما در این زمینه تأکید کرد که این رسانه بهطور جدی به ترویج ایده «جنگ بیپایان» میپردازد و در فضای رسانهای آن، امکان مصالحه و توافق مجال چندانی برای طرح و پذیرش پیدا نمیکند. به باور وی، چنین فضایی فشار بر دیپلماسی را افزایش میدهد و ظرفیت حرکت به سوی تفاهم را محدود میسازد.
وی در پایان تأکید کرد که پایان جنگ نباید صرفاً به آتشبسی منجر شود که وضعیت را در حالت بلاتکلیفی باقی بگذارد؛ بلکه باید فرصتی برای دستیابی به مصالحهای پایدار، کاهش تنشهای خارجی و خروج ایران از چرخه تداوم تحریمها و انزوای بینالمللی فراهم کند.
