لیونل مسی در طول ۲۱ سال حضور در تیم ملی آرژانتین، مسیری بسیار پیچیدهتر از یک ستاره فوتبال را طی کرد؛ بازیکنی که زمانی بهخاطر شکستها، سکوت و حتی نخواندن سرود ملی مورد انتقاد قرار میگرفت، اما در نهایت به قهرمانی کوپا آمریکا و جام جهانی رسید و به نمادی عاطفی برای کشورش تبدیل شد.
طرفداری| گاردین در این یادداشت به مسیر پیچیده لیونل مسی در تیم ملی آرژانتین پرداخته؛ مسیری که از روزهای ابتدایی حضور او در پیراهن آلبیسلسته و تلاش پدرش برای محبوبشدن پسرش در کشور زادگاهش آغاز شد و با قهرمانی در کوپا آمریکا ۲۰۲۱، جام جهانی ۲۰۲۲ و سرانجام خداحافظی احساسی او از تیم ملی به پایان رسید. این روایت تنها درباره جامها و رکوردها نیست؛ بلکه درباره مردی است که سالها در کشورش زیر ذرهبین بود، از صحبتکردن در جمع میترسید، پیش از مسابقات با مشکلات جسمی مواجه میشد و بارها شکست خورد، اما هر بار دوباره ایستاد.
مسی؛ اسطورهای که حتی وقتی حرف نمیزد، معنا داشت
لیونل مسی همیشه در صحبتکردن راحت نبود و این ویژگی بخش مهمی از تصویری است که از او در طول دوران حرفهای شکل گرفت. گاردین یادآوری میکند که یک روزنامهنگار پس از دو بار مصاحبه با مسی، گفته بود برای مصاحبه سوم سراغ او نخواهد رفت، چون گرفتن حرفی معنادار از این ستاره کوچکجثه تا این اندازه دشوار بوده است. خوان سباستین ورون نیز در سال ۲۰۱۰ گفته بود هیچگاه مسی را به اندازه زمانی که برای نخستین بار بهعنوان کاپیتان آرژانتین با همتیمیهایش صحبت کرد، مضطرب ندیده است. مشهورترین لحظه انفجاری او در زمینه صحبتکردن شاید مربوط به جام جهانی ۲۰۲۲ بود؛ زمانی که در واکنش به یک بازیکن هلندی از او خواست «برو آنطرف».
با وجود این سکوت و کمحرفی، مسی همیشه برای آرژانتین معنایی فراتر از یک بازیکن معمولی داشت. زمانی که آرژانتین در جام جهانی ۲۰۲۲ قهرمان شد، مسی و تیم ملی کشورش به محبوبترین چهرههای فوتبال جهان تبدیل شدند، اما تا پایان فینال جام جهانی ۲۰۲۶ که با شکست برابر اسپانیا همراه شد، شرایط کاملاً تغییر کرده بود و آرژانتینیها از محبوبترین تیم جهان به تیمی تبدیل شده بودند که موجی از نفرت و انتقاد جهانی را تجربه میکرد. همین تضاد، جایگاه مسی را عجیبتر میکند؛ بازیکنی که حتی در زمان سکوت نیز قادر بود احساسات عمیقی ایجاد کند و رابطهای متفاوت میان فوتبال و هواداران به وجود بیاورد.
«مقدس» شدن مسی در فوتبال آرژانتین
در جریان جام جهانی امسال، میلی لاکومب، نویسنده برزیلی، درباره تناقضی که در احساس خود نسبت به مسی داشت نوشته بود که او یک بازیکن «خدا» و در عین حال انسانی است که با دونالد ترامپ دست میدهد. لاکومب همچنین درباره سکوت مسی در برابر اتفاقات نژادپرستانهای که پیرامون تیم ملی آرژانتین رخ داده بود، پرسشهایی مطرح کرد و معتقد بود همین تضاد میان قدرت عظیم مسی و سکوت او، بخشی از پیچیدگی شخصیت این بازیکن است. او بعدها درباره عملکرد مسی و آرژانتین در جریان پیروزی مقابل انگلیس گفت: «چیزی بسیار اسرارآمیز آنجاست. چیزی که نمیتوانیم توضیحش دهیم. فقط آن را احساس میکنیم.»
لاکومب که در ابتدا از انگلیس حمایت میکرد، پس از پایان آن مسابقه تحت تأثیر تعهد، اشتیاق و عشقی قرار گرفت که آرژانتینیها در زمین نشان داده بودند و گفت در همان لحظه بود که احساس میکرد فوتبال به چیزی فراتر از ورزش تبدیل میشود. این نگاه، بخش مهمی از روایت گاردین درباره مسی است؛ اینکه چرا تأثیر او همیشه در آمار و جامها خلاصه نمیشود و چرا تماشای او در لحظات خاص میتواند احساسی ایجاد کند که حتی برای کسانی که طرفدار آرژانتین نیستند نیز قابل درک باشد. همین ویژگی است که نویسنده آن را نوعی امر «مقدس» در فوتبال میداند.
پسری که آرژانتین ابتدا او را برای خودش نمیخواست
مسی در سیستم جوانان بارسلونا رشد کرد و در مقطعی واجد شرایط بازی برای اسپانیا و آرژانتین بود. نخستین حضور او برای آرژانتین در یک مسابقه ردههای پایه مقابل پاراگوئه، باعث شد مسئولان این کشور تلاش کنند هرچه سریعتر تعهد او به سرزمین مادریاش را قطعی کنند؛ چراکه اسپانیا نیز میتوانست او را به سمت خود بکشاند. در آن زمان، مسی یکی از امیدهای بزرگ آکادمی بارسلونا بود، اما در آرژانتین هنوز چندان شناختهشده نبود. پدرش، خورخه مسی، بیش از هر چیز میخواست پسرش پیراهن آرژانتین را بپوشد و حتی ویدیوهایی از او برای مارچلو بیلسا، سرمربی وقت تیم ملی، فرستاد تا این روند سریعتر شود.
با این حال، سالها طول کشید تا رابطه میان مسی و کشورش شکل بگیرد. توانایی خارقالعاده او در سیستم منظم و هماهنگ بارسلونا، در تیم ملی آرژانتین به همان اندازه خودش را نشان نمیداد و همین موضوع باعث شد خورخه مسی بارها با یک پرسش اساسی روبهرو شود: چگونه میتوان کاری کرد که آرژانتین عاشق پسرش شود؟ این پرسش، شاید بهترین خلاصه از سالهای ابتدایی حضور مسی در تیم ملی باشد؛ ستارهای که در بارسلونا بهسرعت به یک نابغه جهانی تبدیل شده بود، اما در کشور خودش هنوز نتوانسته بود همان جایگاه را پیدا کند و بخشی از هواداران حتی درباره علاقه او به پیراهن آرژانتین تردید داشتند.
روزهایی که مسی برای آرژانتین فقط شکست بود
با نزدیکشدن به پایان دوران ملی مسی، دوباره بسیاری از تلخترین اتفاقات سالهای نخست او در تیم ملی به یاد آورده شدهاند. کارشناسانی حتی در برنامهای تلویزیونی یک دقیقه سکوت در اعتراض به عملکرد مسی در تیم ملی برگزار کردند. او بهدلیل نخواندن سرود ملی مورد انتقاد قرار گرفت و بعدها مشخص شد که پیش از برخی مسابقات آرژانتین با حملات جسمی مانند استفراغ و اسهال مواجه میشده است. دیگو مارادونا نیز زمانی او را بهدلیل نداشتن ویژگیهای رهبری مورد تمسخر قرار داد، هرچند بعدها خود مارادونا مسی را بهعنوان کاپیتان آرژانتین انتخاب کرد. این مجموعه اتفاقات نشان میدهد مسیر او در تیم ملی بسیار دشوارتر از تصویری بود که امروز از دوران پرافتخارش در ذهن داریم.
حتی زمانی که تلاش برای نزدیککردن مسی به مردم آرژانتین جدیتر شد و او بیشتر مصاحبه کرد، صحبتهایش ساده و کوتاه بود و اطلاعات زیادی از شخصیت درونیاش در اختیار مخاطب قرار نمیداد. اما مسی هرگز تسلیم نشد. او پنالتی از دست داد، گریه کرد و دوباره پشت همان نقطه ایستاد تا پنالتی دیگری بزند. آلخاندرو وال، روزنامهنگار آرژانتینی، در توصیف این بخش از زندگی مسی گفته است: «آنچه مسی را در تیم ملی مشخص میکرد، شکست بود. او خیلی شکست خورد. او در شکست شکل گرفت.» همین جمله شاید یکی از دقیقترین توصیفها از مسیری باشد که مسی برای تبدیلشدن به محبوبترین بازیکن نسل خود در آرژانتین طی کرد.
استعفا در سال ۲۰۱۶ و آغاز تغییر رابطه با مردم
بخش بزرگی از انتقادها بیشتر از سوی رسانهها میآمد تا مردم عادی. زمانی که مسی در سال ۲۰۱۶ از تیم ملی خداحافظی کرد، واکنش مردم آرژانتین کاملاً متفاوت بود. موجی خودجوش از حمایت و درخواست برای بازگشت او در سراسر کشور شکل گرفت و مسی در نهایت تصمیم خود را تغییر داد. از آن زمان، یکی از مهمترین اولویتهای فدراسیون فوتبال آرژانتین نیز شبیه همان خواسته خورخه مسی شد: پیدا کردن مربیای که بتواند ساختار کامل تیم ملی را با ویژگیهای لیونل مسی هماهنگ کند. این کار آسان نبود، اما بهتدریج تیم ملی به سیستمی نزدیک شد که میتوانست از تواناییهای ستاره اصلی خود بهترین استفاده را ببرد.
شاید نقطه عطف بعدی پس از مرگ دیگو مارادونا در سال ۲۰۲۰ فرا رسید. از آن زمان، مسی آرامآرام چهرهای تازه از خود نشان داد؛ با اعتمادبهنفس بیشتر، قامت برافراشتهتر و راحتی بیشتر در نقش رهبر تیم. در سال ۲۰۲۱، آرژانتین قهرمان کوپا آمریکا شد و بخشهایی از صحبتهای انگیزشی مسی با همتیمیهایش به بیرون درز کرد. او با همان لحن خاص روساریویی خود صحبت میکرد و در بسیاری از کلمات «s» را میکشید و حروف پایانی بسیاری از کلمات را تلفظ نمیکرد، اما دیگر لازم نبود برای اثبات جایگاهش در تیم ملی سخنرانیهای بزرگ انجام دهد؛ نتایج خود مسی و آرژانتین از آن زمان به بعد به اندازه کافی گویا بودند.
خداحافظی مسی؛ شبی که قرار نبود اینقدر باشکوه باشد
آخرین حضور مسی در ورزشگاه مونومنتال، از بسیاری جهات شبیه نخستین مسابقه او در ردههای پایه مقابل پاراگوئه بود؛ مراسمی که حالتی عجولانه و تا حدی بداهه داشت. فدراسیون فوتبال آرژانتین برای پیدا کردن حریف مناسب با مشکل مواجه شده بود و تمایلی نداشت درآمد حاصل از فروش بلیت را با یک قدرت بزرگ دیگر در فوتبال تقسیم کند. انتخاب بنین نیز با انتقادهایی همراه شد و برخی آن را حریفی در شأن مراسم خداحافظی مسی نمیدانستند. حتی لیونل اسکالونی نیز به تمایل خود برای رویارویی با تیمهایی بزرگتر از بولیوی و بورکینافاسو، دو حریف دیگر آرژانتین در این پنجره ملی، اشاره کرده بود.
در نهایت، بورکینافاسو تیم زیر ۲۳ سال خود را اعزام کرد و این تیم تنها چند ساعت پیش از مسابقه به محل برگزاری رسید. ورزشگاه نیز کاملاً پر نشد و قیمت بالای بلیتها باعث شد بخشی از هواداران دوآتشه از حضور در مراسم خودداری کنند و آن را نوعی «کلاهبرداری» بدانند. با این حال، در بازی برابر بنین هواداران در تعداد زیادی به ورزشگاه آمدند. پیش از مسابقه نیز مسی دکترای افتخاری دانشگاه بوئنوسآیرس را در مراسمی کوچک و نهچندان باشکوه در اتاقی اداری در فدراسیون فوتبال آرژانتین دریافت کرده بود و ادای احترامهای مختلفی به شماره ۱۰ در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شد.
از مراسمی عجیب تا شبی که فوتبال همهچیز را نجات داد
مراسم پیش از مسابقه نیز چندان در حد یک خداحافظی تاریخی نبود. سولداد پاستوروتی اجرای طولانیای داشت و همان قطعهای را خواند که پیشتر همراه دیگو مارادونا اجرا کرده بود. یک کهنهسرباز جنگ فالکلندز/مالویناس نیز سرود ملی را خواند و سپس همان پرچمی را به دوش گرفت که در جریان مسابقهای در آتلانتا روی زمین افتاده بود. روی سکوها نیز هواداران شعارهایی علیه چیکی تاپیا، رئیس فدراسیون فوتبال آرژانتین، سر دادند. در پایان نیز نمایش پهپادی آسمان ورزشگاه را روشن کرد، هرچند تبلیغات یک شرکت بیمه در میان تصاویر مربوط به مسی، بخشی از جلوه مراسم را تحت تأثیر قرار داد.
اما فوتبال در نهایت توانست شب را نجات دهد. بنین برخلاف تصور برخی واقعاً مقاومت کرد و مسابقه را به یک نمایش کاملاً تشریفاتی تبدیل نکرد. کاپیتان بنین نیز پیش از مسابقه مجسمهای از زنان داهومی آگوجیه را به مسی هدیه داد؛ گروهی از زنان که در برابر اشغال فرانسه جنگیده بودند. در زمین، مسی در هر سه گل آرژانتین نقش داشت و یک پنالتی نیز به دست آورد که آن را از دست نداد. پس از سوت پایان، دوربینها چهرههای اشکآلود را نشان میدادند، اما صدای سکوهای بتنی مونومنتال چیزی جز جشن، تشویق و هیجان نبود؛ شبی که در نهایت به معنای واقعی کلمه متعلق به فوتبال بود و مسی نیز از آن لذت میبرد.
مسی بالاخره حرف زد
مسی در پایان مسابقه میکروفن را به دست گرفت و سخنرانیای ارائه کرد که از نظر میزان صراحت و اعتمادبهنفس، با تصویر همیشگی او بهعنوان بازیکنی کمحرف تفاوت داشت. او درباره نظریههای مختلف پیرامون فینال جام جهانی صحبت کرد و گفت: «هیچ اتفاق عجیبی نیفتاد.» مسی در ادامه درباره فشار عاطفی مسابقه مقابل انگلیس نیز صحبت کرد و تأکید کرد که آن بازی از نظر احساسی فشار زیادی به تیم وارد کرده بود. این سخنان، یکی از معدود لحظاتی بود که او مستقیماً به روایتها و تردیدهایی که پیرامون تیم ملی وجود داشتند، پاسخ داد و در آخرین شب حضورش برای آرژانتین، بدون ابهام درباره آنها حرف زد.
مسی همچنین درباره دشواریهای آینده هشدار داد، اما راه عبور از آنها را اتحاد تیم دانست. سپس در جملهای که شاید بیشتر از هر آمار و جامی حالوهوای خداحافظی او را نشان میداد، گفت: «من نمیخواهم از اینجا بروم. دوستتان دارم.» این بار دیگر سکوت همیشگی مسی در کار نبود؛ مردی که سالها برای بیان احساساتش در جمع مشکل داشت، در آخرین شب حضورش در تیم ملی مقابل هوادارانی ایستاد که زمانی درباره دوستداشتنش تردید داشتند و با صراحت احساس خود را بیان کرد. آرژانتین نیز در نهایت همان عشقی را که سالها پیش پدرش آرزو داشت کشورش نسبت به پسرش داشته باشد، به او بازگرداند.
در نهایت، داستان مسی و آرژانتین را نمیتوان فقط با جام جهانی، کوپا آمریکا، تعداد بازیها یا گلهای ملی توضیح داد. این رابطه از روزهایی آغاز شد که پدرش تلاش میکرد کشورش را متقاعد کند عاشق پسرش شود، از سالهای شکست و انتقاد و حتی استعفای سال ۲۰۱۶ عبور کرد و سرانجام به جایی رسید که مردم آرژانتین برای آخرین بازی او به ورزشگاه آمدند تا با یک اسطوره خداحافظی کنند. شاید راز اصلی این داستان در همان چیزی باشد که لاکومب توصیف کرد: لحظهای که مسی به آسمان نگاه میکند، شرایط را برمیگرداند و دوباره فوتبال را به چیزی فراتر از فوتبال تبدیل میکند؛ چیزی که توضیحدادنش دشوار است، اما میتوان آن را احساس کرد.
