حوزه/ رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه در آیین نکوداشت اندیشههای کلامی « شهیــد آیتالله محمدباقر صدر» گفت: پیشنهاد میشود یک همایش بینالمللی در ایران و عراق با محوریت تمام ابعاد شخصیتی شهید صدر برگزار شود چرا که کتابهای شهید صدر در ایران آنچنان که شایسته است مورد توجه قرار نگرفته است.
به گزارش خبرگزاری حوزه، آیین نکوداشت اندیشههای کلامی «شهیــد آیتالله سیدمحمدباقر صدر» به همت انجمن کلام اسلامی حوزه و با همکاری دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، پژوهشگاه شهید آیتالله محمدباقر صدر، پژوهشگاه قرآن و حدیث و سایر مراکز علمی، با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران، اندیشمندان، طلاب و دانشجویان امروز ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۵ در قم برگزار شد
حجتالاسلام والمسلمین رضا برنجکار رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه قم در این نشست اظهار کرد: انجمن کلام اسلامی حوزه طی دو سال اخیر برنامه نکوداشت متفکران برجسته که دیدگاههای قابل تأملی دارند را در دستور کار قرار داده است که نخستین برنامه پیرامون آیتالله مصباح بود؛ پس از آن محوریت برنامه به حضرت آیتالله صافی گلپایگانی(ره)، آیتالله ریشهری و شهید بهشتی اختصاص یافت و اکنون نیز به شهید صدر پرداخته خواهد شد. هدف از این نشست در حقیقت ادای دین به یکی از ابعاد شخصیتی شهید صدر است.
وی با اشاره به تنوع ابعاد شخصیتی شهید صدر بیان کرد: برخی اساتید مدیریت طی تماسهایی که پیش از شروع این برنامه داشتند، درخواست کردند که اگر در برنامه امروز نظریات شهید صدر در خصوص مسائل اقتصادی و بانکی نیز ارائه و بررسی میشود، دانشجویان خود را در این جلسه مشارکت دهند. اساتید دانشگاه مطرح کردهاند که در مقطع دکتری نظریات شهید صدر را به عنوان بهترین نظریات در حوزه بانک و ... به دانشجویان تدریس میکنند.
رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه ادامه داد: شهید صدر در سنین پایین، در پاسخ به درخواستی که از کشور کویت به دست ایشان رسیده بود، کتابی در خصوص مسائل بانکی نوشت که محتوای آن دارای اهمیت بسیاری است. شهید صدر ابعاد علمی و فکری بسیار متنوعی دارد و در حقیقت یک نابغه تمام عیار بود. رهبر شهید انقلاب او را نابغه خواندند. امام خمینی (ره) نیز پس از شهادت آیتالله صدر، در سخنرانیهایشان و بعداً در قالب پیامی او را «مغز متفکر جهان اسلام» نامیدند. شهید صدر در ۱۳ سالگی کتابی درباره « فدک» نوشت که بزرگانی مانند مرحوم شرفالدین پس از مطالعه این کتاب گفتند هر کس این کتاب را نوشته مجتهد است.
حجتالاسلام و المسلمین برنجکار اذعان کرد: معلمان شهید صدر در سالهای اول دبستان تشخیص داده بودند که او باید در شرایط ویژهای تحصیل کند چرا که هوش، استعداد و فهم او از دیگر همسالانش بسیار فراتر است؛ حتی پیشنهاد دادند که او را برای تحصیل به فرنگ بفرستند ولی خانواده اش به دلیل مخالفت با حکومت بعث مانع شدند و او را به حوزه علمیه فرستادند. شهید صدر در هر رشتهای که وارد شد با ابتکار وارد شد و تقریباً در همه رشتههای علوم انسانی و اسلامی مانند اقتصاد، سیاست، فقه و اصول ورود کرد. او در کنار مرجعیت حضرت آیتالله خویی(ره)، با اینکه شاگرد آیتالله خویی بود، مرجعیت داشت و بسیاری از مردم عراق مقلد ایشان بودند. شهید صدر در مهدویت و امامت نیز آثار مهمی دارد.
وی پیشنهاد داد: پردیس فارابی یک همایش بینالمللی درباره شهید صدر برگزار کند که تمام ابعاد شخصیت او را پوشش دهد، زیرا رشتههای قرآن، حدیث، اقتصاد، مدیریت، سیاست، کلام و علوم قرآن در فارابی وجود دارد. انتظار میرود این همایش بینالمللی در ایران و عراق برگزار شود.
رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه تصریح کرد: امام خمینی (ره) پس از شهادت شهید صدر گفتند که مغز متفکر جهان اسلام را از ما گرفتند، ولی من توصیه میکنم همه کتابهای او را بخوانند. متأسفانه کتابهای شهید صدر در ایران آنچنان که شایسته است مورد توجه قرار نگرفته، در حالی که در جهان عرب تأثیرگذاری وافری دارد.
حجتالاسلام و المسلمین برنجکار عنوان کرد: سه مبحثی که در این نشست مورد بررسی قرار خواهد گرفت « اثبات خدا»، « عدل الهی» و « افعال الهی» در اندیشه شهید صدر است که به انسانشناسی نیز مربوط میشود.
وی تشریح کرد: در بحث اثبات خدا، فلاسفه برهان وجوب و امکان را مطرح میکنند و متکلمان برهان نظم را؛ شهید صدر کتابی با عنوان « الاسس المنطقیه للاستقراء» دارد که از یک جهت، یک منطق جدید در قبال منطق ارسطویی و سنتی است و از جهت دیگر نظریهپردازی در فلسفه علم است. سال ۱۳۶۶ یکی از اساتید دانشگاه تهران در رشته فلسفه علم، به عنوان آخرین دیدگاه، نظریات شهید صدر را با اعجاب مطرح میکرد و میگفت تعجب میکنم که شهید صدر جدیدترین نظریات غربی که تازه چند سالی است مطرح شده و درباره آن مقاله نوشته شده است را آورده و نقد کرده است.
رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه تصریح کرد: شهید صدر بر اساس استقراء و منطقی که بر استقراء مطرح میکند، اشارهای نیز به بحث خداشناسی دارد. برهان نظم را افلاطون به بیانی عنوان کرده که مشهور است. در قرآن کریم نیز اشاراتی به نظم جهان صورت گرفته است. شهید صدر با روش استقرایی به سراغ این حیطه آمده است و میخواهد از طریق استقراء به نوعی یقین برسد که یقین مصطلح منطقی و فلسفی و ریاضی نیست که به عنوان یقین مضاعف شناخته میشود. شهید صدر به دنبال یقین ذاتی یا توالد موضوعی و توالد ذاتی است. ایشان حساب احتمالات را در برهان نظم مطرح میکند.
حجتالاسلام و المسلمین برنجکار ادامه داد: برخی به استقراء شهید صدر اشکال کردهاند که یقین مذکور یقین نشد، اما این اشکال را میتوان رد کرد چون اکثر یقینهای این بخش از همین قبیل است. آیتالله مصباح(ره) فرمودند ما در اکثر موارد مخصوصاً در مسائل دینی به یقین ریاضی و منطقی نمیرسیم و نهایتاً به یقین عرفی میرسیم که این هم خیلی خوب است و اشکالی ندارد.
وی اضافه کرد: دکارت در تأمل اول همه چیز را دچار شک کرد، اما خودش گفت من شک نداشتم و یقین داشتم، منتها به دنبال یقین ریاضی بودم. بنابراین اندیشه به خیلی موارد یقین دارد، اما آن یقین که در ریاضیات مطرح میشود و ارتباط بین مفاهیم محسوب میشود نیست؛ رسیدن به چنین یقینی که اصلاً احتمال خلاف در آن نرود خیلی سخت است.
رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه با اشاره به کتابی که در غرب تألیف شده است گفت: در این کتاب آمده بود که شک کردن در وجود جهان معقولتر است از شک کردن در وجود خدا، چون در این جهان که میزبان انسان است بیشتر میتوان احتمال خلاف داد. شهید صدر برهان نظم را از طریق منطق احتمال مبتنی بر حساب احتمالات، منطق استقرایی و عبور از مرحله توالد موضوعی به توالد ذاتی و یقین ذاتی میرساند.
حجتالاسلام و المسلمین برنجکار درباره بحث دوم یعنی قدرت خدا و انسان گفت: شهید صدر نظریهای به نام «نظریه سلطنت» دارد که به علیت و ضرورت علیت مرتبط میشود و در کتاب «المدرسه القرآنیه و المدرسه الاسلامیه» آن را مبنای حرکتهای اجتماعی، سیاسی و انقلابی میداند.
رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه عنوان کرد: در بحث فلسفه اخلاق ذیل هفت مفهوم اصلی که شامل خوب و بد و باید و نباید میشود؛ شهید صدر در واقع میخواهد حسن و قبح را به باید و نباید برگرداند. بر اساس حسن و قبح، خوب و بد باید به « باید و نباید به ضرورت» برگردد که ضرورت ارزشی است؛ در ضرورت ارزشی میتوان خلافش را انجام داد، ولی در ضرورت تکوینی نمیتوان. شهید صدر اشکالی به متکلمان دارد و میگوید مدح و ذم خودش محکوم این ضرورت است یعنی خود فعل بد کردن، نوعی فعل است که حسن و قبح دارد؛ پس مرتبه خوبی قبل از حسن و قبح است که مورد توجه متکلمان قرار دارد. حسن و قبح یعنی درک ضرورت ارزشی فعل یک فاعل مختار که سلطنت دارد.
