سازمان غذا و دارو از شناسایی بیش از هزار و ۲۰۰ دامنه فعال در عرضه غیرمجاز فراوردههای سلامتمحور خبر داده است؛ بازاری که در آن، دارو و فراوردههای سلامتمحور میتوانند خارج از زنجیره رسمی تأمین و نظارت به دست مصرفکننده برسند.
آن سوی فضای مجازی، عطاریها قرار دارند؛ واحدهایی که طبق ضوابط، محل عرضه گیاهان داروییاند، نه محلی برای تشخیص بیماری و تجویز درمان. با این حال، گزارش تخلف در این حوزه کم نبوده است.
مسئولان سازمان غذا و دارو بارها میان «گیاه دارویی» و «داروی گیاهی» نیز خط کشیدهاند؛ گیاه دارویی میتواند در چارچوب ضوابط در عطاری عرضه شود، اما داروی گیاهیِ تولیدشده بهعنوان فراورده دارویی باید مسیر رسمی تولید، مجوز و عرضه را طی کند. در مقابل، محصولی که دستبهدست میشود یا از کانالها و صفحات ناشناس به دست مصرفکننده میرسد، ممکن است اطلاعات مشخصی درباره ترکیبات، دز مصرف، تداخلات و موارد منع مصرف در اختیار خریدار نگذارد.
خطر اما زمانی جدیتر میشود که پای بیماریهای مزمن و سختدرمان به میان میآید؛ بیماری که به امید یک نسخه گیاهی، محصول تبلیغشده در فضای مجازی یا توصیه فردی بدون صلاحیت، درمان اصلی خود را کنار میگذارد یا مراجعه به پزشک را به تعویق میاندازد، ممکن است زمانی به مسیر درمان بازگردد که بخشی از فرصت درمان از دست رفته باشد.
طبیعی بودن به معنای بیضرر بودن نیست
حسین رضاییزاده، رئیس مرکز طب ایرانی و مکمل وزارت بهداشت درباره بحث بیضرر بودن فراوردههای گیاهی و طبیعی به خبرنگار ما میگوید: اساساً یک باور و عبارت غلط، نهفقط در ایران بلکه در بسیاری از نقاط دنیا وجود دارد و در کشور ما نیز بسیار پررنگ است؛ اینکه محصولات طبیعی اگر خاصیت و اثری نداشته باشند، دستکم ضرری هم ندارند. در حالی که وقتی ما به یک فراورده «دارو» میگوییم و معتقدیم میتواند اثربخش باشد و بر سلامت انسان تأثیر بگذارد، طبیعتاً همان فراورده بهطور بالقوه میتواند مضر هم باشد، خطراتی داشته باشد، با داروهای دیگر تداخل ایجاد کند یا عوارضی داشته باشد.
او اضافه میکند: در مورد داروهای گیاهی البته بسیاری از این عوارض و مشکلات ثبت نمیشوند، با این حال، در مسائل، مشکلات و شکایتهایی که در پزشکی قانونی مطرح میشود، مواردی را در حوزه مصرف داروهای گیاهی مشاهده میکنیم؛ چه زمانی که فردی این داروها را برای بیمار تجویز کرده باشد و چه در مواردی که افراد بهصورت خودسرانه آنها را مصرف کردهاند. در این موارد انواع مسمومیتها، عوارض و شکایتهای مرتبط را میبینیم. از سوی دیگر، در مواجهه با بیماران نیز وقتی شرح حال آنها را میگیریم، گاهی متوجه میشویم خود بیمار مصرف خودسرانه این داروها را داشته و به دنبال آن دچار مسائل و مشکلاتی شده است؛ یا اینکه نزدیکان و عزیزان او چنین تجربهای داشتهاند و در نتیجه مصرف خودسرانه فراوردهها و داروهای گیاهی دچار عوارض و مشکلات شدهاند.
عطاری محل فروش است، نه تجویز!
رضاییزاده تأکید میکند: در شرایط و قوانین فعلی، عطاریها محل فروش گیاهان دارویی هستند و محل تجویز نیستند. پیشفرض نیز این است افرادی که گیاهان دارویی را خریداری میکنند، یا باید آگاهی لازم را درباره مصرف آنها داشته یا در این خصوص از متخصص مشورت گرفته باشند. همچنین اگر افراد بیماری زمینهای یا مزمن دارند، لازم است پزشک معالج آنها در جریان مصرف این گیاهان دارویی باشد. از طرفی عطارانی داریم که از سواد و تجربه خوبی برخوردارند، مطالعه دارند و درخصوص این موارد آگاهاند و ممکن است به بیماران هشدارهای لازم را بدهند و آنها را راهنمایی کنند؛ اما به شکل اصولی، پیشفرض درباره فعالیت عطاری این است که محل فروش گیاهان دارویی است، نه محل تجویز و قرار نیست در عطاری توصیه مصرف انجام شود.
البته اگر عطارانی در این حوزه دارای دانش و مطالعه بوده و بتوانند هشدارهای لازم درباره مصرف گیاهان دارویی را به بیماران منتقل کنند، قطعاً شرایط بسیار مطلوبتر خواهد بود؛ به شرط آنکه این دانش به میزان کافی بوده و فرد آموزشهای لازم را در این زمینه دیده باشد.
دبیر ستاد توسعه علوم و فناوری گیاهان دارویی و طب سنتی درخصوص تعامل یا تقابل طب ایرانی و پزشکی رایج یا اصولاً طب مکمل و طب مدرن، اظهار میکند: تقریباً در دنیا، پس از سالها بحث و گفتوگو، دیگر تقابل جای خود را به تعامل داده است. پیشفرض این است همه این حوزهها میتوانند در کنار یکدیگر، به شرط برخورداری از ایمنی و اثربخشی و رعایت ملاحظات جانبی، در خدمت سلامت بیماران باشند و به بهبود کیفیت زندگی، کنترل برخی عوارض و در برخی موارد، درمان بیماریها در صورت وجود شواهد کافی کمک کنند. اما اینکه بگوییم این روشها به جای یکدیگر هستند یا میتوانند جایگزین یکدیگر شوند، دیگر چنین تفکری در دنیا وجود ندارد. پیشفرض این است هر اندازه براساس دانشهای طب سنتی و مکمل و در ایران، طب ایرانی، شواهد علمی ایجاد شود، مطالعات از آنها حمایت کنند و ایمنی نیز تأیید شود، این روشها و داروها جزئی از جریان پزشکی و خدمت به بیماران محسوب میشوند، نه اینکه لزوماً جایگزین درمانهای دیگر باشند. در این نگاه، دیگر یک دستهبندی دوگانه به این معنا که یکی روش اصلی و دیگری روش جایگزین باشد، نداریم؛ بلکه همه آنها جزئی از جریان پزشکی در خدمت بیماران و جامعه خواهند بود.
هشدار درباره نسخهپیچی افراد غیرمتخصص در فضای مجازی
وی خاطرنشان میکند: آنچه در فضای مجازی، به دلیل نبود کنترل دقیق، موجب نگرانی ماست، همین موضوع است که هر فردی با هر ادعایی و بدون برخورداری از پشتوانههای علمی و تخصصی ممکن است به بهانه یا با استفاده از ابزار طب سنتی، طب مکمل، داروهای گیاهی یا حتی طب ایرانی، سلامت مردم را از نظر ما نشانه بگیرد و سبب ایجاد خطرات یا عوارضی برای آنها شود.
طبیعتاً پزشکان و در سطح تخصصیتر، متخصصان طب ایرانی یا داروسازی سنتی، بیشترین صلاحیت را دارند که به مردم آموزش دهند، راهنمایی کنند و برای ارتقای سطح سلامت، بهبود کیفیت زندگی یا کمک به سیر درمان، با در نظر گرفتن همه ملاحظات جانبی، به آنها کمک کنند.
اما درباره افرادی که تخصص و تجربه کافی در این زمینه ندارند، نمیتوان در فضای مجازی به صلاحیتشان برای ارائه توصیهها اعتماد کرد؛ حتی بعضاً در زمینه توصیههای مربوط به سبک زندگی، چراکه توصیههایی که بدون پایه علمی ارائه میشوند، صرفاً زندگی مردم را سخت و پیچیده کرده و حتی لذت بردن از یک زندگی عادی را نیز به دلیل اعمال انواع محدودیتهای سختگیرانه، دور از دسترس میکنند.
او ادامه میدهد: این در حالی است که به جای بسیاری از این محدودیتها که گاه غیرمنطقی هستند، اگر مردم را متقاعد کنیم کیفیت تغذیه، ورزش و خواب خود را بهتر مدیریت کنند، بهتر میتوانیم به حفظ و ارتقای سلامت آنها کمک کنیم؛ به جای اینکه انواع توصیههای عجیب ارائه شود که مثلاً سبب جلب توجه میشود. حتی به جای تجویز دارو نیز در بسیاری از این موارد، با اصلاح سبک زندگی مردم، مشکلات و حتی بیماریهای آنان میتواند به سمت بهبودی نسبی حرکت کند و از سوی دیگر، اصلاح سبک زندگی میتواند اثربخشی درمانهای رایج را نیز افزایش دهد.
وی در پاسخ به این پرسش که مردم چگونه باید تشخیص دهند یک ادعای درمانی در حوزه طب ایرانی یا گیاهی، علمی و مورد تأیید است یا خیر، توضیح میدهد: طبیعی است افراد با یکدیگر متفاوت هستند و اصولاً پزشکی از راه دور، بهصورت عمومی و بدون توجه به تفاوتهای فردی و شخصی، کار غلطی است؛ چه با نگاه پزشکی رایج و چه با نگاه طب ایرانی که اختصاصاً براساس تفاوتهای فردی استوار است. ما بهجز توصیههایی کلی در حوزه سبک زندگی، نمیتوانیم دارو یا روشی را برای بیماران یا مردم تجویز کنیم که کاملاً عمومیت داشته باشد، شامل همه افراد شود و بگوییم همه باید مثلاً چنین کاری انجام دهند یا همه میتوانند از یک روش مشخص استفاده کنند. قطعاً در هر یک از این موارد باید ملاحظات مربوط به شرایط افراد در نظر گرفته شود.
اگر از طریق رسانهها نیز آموزشهایی ارائه میشود، این آموزشها باید کاملاً در حوزه موارد مشترک و عمومی باشند؛ یعنی موضوعاتی که ارتباطی با تفاوتهای فردی اشخاص نداشته و قابلیت تشخیص و استفاده از آنها برای همه افراد وجود داشته باشد.
