ساری- ایرنا- بانوی فریدونکناری با تبدیل کالسکه دخترش به موکب کوچک آب، همراه با خانوادهاش در شبهای حماسه و ایستادگی مازندران به مردم خدمت میکند؛ خدمتی که از توزیع چند لیوان آب آغاز شده و حالا با برنامههایی برای ترویج کتابخوانی و تقویت قدرت تحلیل کودکان و نوجوانان ادامه پیدا میکند.
به گزارش ایرنا، شبهای میدان حماسه و ایستادگی، قصههای کوچکی در دل خود دارند که شاید در هیاهوی جمعیت کمتر دیده شوند؛ قصه خانوادهای که از میان رفتوآمد مردم با کالسکهای پر از آب عبور میکند و کودکانش را هم پای کار آورده است. این کالسکه بهانهای برای خدمت شده و چند لیوان آب شروع مسیری است که حالا قرار است به کتابخوانی کودکان و نوجوانان هم برسد و سهمشان از این شبها، فقط حضور در جمعیت نباشد.
شیرین هزارجریبی بانوی فریدونکناری، درباره شروع این خدمت برای ما گفت: در روزهای نخست با همراهی خانواده چند ظرف آب و تعدادی لیوان همراه خودمان میبردیم و آب مورد نیاز را از دستگاه تصفیه خانه تأمین میکردیم و این کار با استقبال مردم روبهرو شد و تعداد لیوانها و آبها بیشتر شد و این اقدام شکل گستردهتری به خود گرفت.
وی گفت: کالسکهای که در روزهای نخست جنگ برای همراهی دختر کوچکمان استفاده میشد با بزرگتر شدنش، کارکرد تازهای پیدا کرد و به موکب کوچک آب خانواده تبدیل شد. این کالسکه در میان جمعیت حرکت میکرد تا آب به دست افراد تشنه، بهویژه مادران و کودکانی برسد که زیر گرمای هوا و در طول مسیر به آب نیاز داشتند. کالسکهای که روزی همراه دخترمان در خیابان بود به موکبی کوچک تبدیل شد تا هر کسی تشنه بود، بتواند آبی بردارد.
هزارجریبی میگوید یکی از انگیزههای او و همسرش، آسانتر کردن حضور مردم در خیابان بود بهویژه مادرانی که همراه بچههای کوچیک در گرمای هوا در شبهای حماسه و ایستادگی حضور پیدا میکردند.
بچهها هم پای کار آمدند
هزارجریبی گفت: برای مشارکت دادن و تشویق کودکان در این کار، کارتهایی با عنوان «سقایاران» آماده کردیم تا بچهها احساس کنند در این خدمت سهم دارند. البته ادامه این مسیر خیلی هم راحت نبود، گاهی خسته میشدیم و بعضی شبها نمیدانستیم چطور کارها را پیش ببریم حتی دختر بزرگترم که نوجوان بود، میگفت: «این آببازی چیه که راه انداختین!» پر کردن ظرفهای آب و آماده کردن آن به بخشی از برنامه روزانه خانواده ما تبدیل شد و کاری که در روزهای نخست دشوار به نظر میرسید، کمکم به عادتی همیشگی تبدیل شد.
بانوی فریدونکناری از اتفاقهایی که در این مسیر تجربه کرد و به لحظههایی اشاره میکند که درست هنگام نیاز کمک از راه میرسید.
او میگوید: یک شب که آب کم آمده بود و برای تهیه آب معدنی هر بطری را ۳۵ هزار تومان میخریدیم با خودمان حساب کردیم اگه قرار باشه هر شب همین میزان هزینه کنیم ادامه این کار چقدر خرج خواهد داشت!؟
هزارجریبی این تجربهها را نشانهای از عنایت الهی میدانست و در ادامه میگوید: گاهی درست زمانی که به آب یا لیوان نیاز داشتیم، کمک از راه میرسید، یک بار همسرم متوجه شد که لیوانها تمام شد، تو همین فکر بودیم که چیکار کنیم اما طولی نکشید که لیوان از سوی «همسر شهید بصیر» به دستمان رسید و این اتفاقها برای ما نشانهای از لطف و عنایت خداوند بود. او معتقد است هر کاری سختی دارد و این سختیها نباید ما را از انجام دادن یک کار خوب منصرف کند چراکه گاهی با استمرار و همراهی دیگران، مسیر خدمت هموارتر میشود.
بعد از آب، نوبت کتابخوانی است
خانواده هزارجریبی برای ادامه این حرکت، برنامه دیگری نیز در نظر گرفتند؛ آنها میخواهند کتابهایی را همراه خود به موکب ببرند تا پس از توزیع آب، کودکان و نوجوانان دور هم جمع شوند و کتاب بخوانند.
هزارجریبی که به همراه همسرش در حوزه ادبیات فعالیت دارند، درباره این برنامه برای ما گفت: دوست داریم بچهها کتاب بخوانند، منتقد شوند و بتوانند مسائل را تحلیل کنند نه اینکه فقط احساسی با موضوعات برخورد کنند. برنامه این خانواده، خواندن هر شب یک رمان کودکانه یا نوجوانانه در کنار بچههاست.
این بانو اضافه کرد: آنها همچنین قصد دارند جمعی کوچک از دختران نوجوان تشکیل دهند تا اعضای آن درباره کتابها و موضوعات مختلف گفتوگو کنند و فرصت بیشتری برای یادگیری و تبادل نظر داشته باشند. برای این بانوی فریدونکناری، مهمتر از هر چیز، استمرار این خدمت است.
او باور دارد که وقتی انسان برای کاری هدف مشخصی داشته باشد و آن را بهطور منظم دنبال کند آن کار بهتدریج به بخشی از زندگیاش تبدیل میشود. حالا کالسکهای که روزی دختر خانواده را جابهجا میکرد، آب به دست مردم میرساند و کتابهایی که همراه خانواده بود، قرار است کودکان و نوجوانان را به جمعی برای مطالعه و گفتوگو دعوت کند؛ حرکتی که از دغدغهای ساده برای رفع تشنگی آغاز شد و امروز در کنار خدمترسانی به فرصتی برای ترویج کتابخوانی و تقویت اندیشه در میان نسل نوجوان تبدیل شده است.
