شاخ آفریقا به میدان تازه رقابت اسرائیل برای نفوذ در دریای سرخ تبدیل شده است؛ جایی که حمایت تلآویو از دسترسی دریایی اتیوپی، فعالیت مخالفان حکومت اریتره در خاک اسرائیل و بحران فزاینده مرزی، معادلات منطقه را به سوی رویارویی خطرناک سوق میدهد.
بحران شاخ آفریقا دیگر صرفاً نزاعی میان اتیوپی و اریتره نیست؛ رقابت بر سر بنادر، مسیرهای دریایی و نفوذ امنیتی، پای بازیگران خارجی را به معادلهای باز کرده که اسرائیل نیز در آن اهداف راهبردی خود را دنبال میکند. همزمانی حمایت تلآویو از دسترسی دریایی اتیوپی با فعالیت مخالفان حکومت اریتره در سرزمینهای اشغالی، پرسشهایی جدی درباره ابعاد سیاسی این رقابت ایجاد کرده است.
حمایت اسرائیل از دسترسی دریایی اتیوپی
اسرائیل آشکارا از تلاش اتیوپی برای دسترسی به دریای سرخ حمایت کرده است. سفیر اسرائیل در آدیسآبابا در سپتامبر ۲۰۲۶ این پشتیبانی را اعلام کرد؛ موضعی که در شرایط افزایش تنش میان اتیوپی و اریتره، معنایی فراتر از همکاری اقتصادی پیدا میکند. برای تلآویو، دریای سرخ و بابالمندب مسیرهایی حیاتیاند که امنیت کشتیرانی و موازنه قدرت در خاورمیانه به آنها وابسته است.
در مقابل، اریتره نگران است که درخواست دسترسی دریایی اتیوپی به تلاش برای تسلط بر «عصب»(Assab) تبدیل شود. «ابی احمد» این دسترسی را ضرورتی حیاتی برای کشورش معرفی کرده، اما مقامهای اریتره میگویند آدیسآبابا با طرح این خواسته، حاکمیت سرزمینی آنها را تهدید میکند. در چنین فضایی، حمایت اسرائیل میتواند موقعیت سیاسی اتیوپی را تقویت کند و بر نگرانی اسمره از محاصره راهبردی بیفزاید.
مخالفان اریتره در تلآویو؛ اتهام نفوذ اسرائیل
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده بحران، فعالیت سازمانیافته مخالفان دولت اریتره در اسرائیل است. روزنامه اسرائیلی هاآرتص در گزارشی در سپتامبر ۲۰۲۶ از فعالیت «تیپ نهامدو» در انباری در جنوب تلآویو خبر داد؛ جنبشی از تبعیدیان اریتره که هدف خود را سازماندهی مخالفان و بازگشت به کشور برای پایاندادن به حکومت «اسایاس افورقی»(Isaias Afwerki) رئیسجمهور اریتره اعلام کرده است. این جنبش در کشورهای مختلف شبکهسازی میکند و رهبران آن از ارتباط با نیروهایی در داخل اریتره سخن گفتهاند؛ ادعاهایی که همه ابعادشان مستقلاً تأیید نشدهاند.
اهمیت این موضوع در آن است که فعالیت مخالفان حکومت اریتره در سرزمینهای اشغالی، در کنار رقابت دو کشور بر سر دریای سرخ، به حساسیتهای امنیتی «اسمره»(Asmara) دامن میزند. وزیر خارجه اریتره نیز اسرائیل را به تلاش برای گسترش نفوذ در شاخ آفریقا متهم کرده و درباره انگیزه تلآویو از تقویت روابط با سومالیلند پرسشهایی مطرح کرده است. یک مقام ارشد اریترهای همچنین مدعی شده امارات در حدود سال ۲۰۱۶ پیشنهاد ایجاد تأسیسات نظامی در مجمعالجزایر «دَهلَک»(Dahlak) را مطرح کرده بود که قرار بود با اسرائیل مشترک باشد.
جنگ داخلی اتیوپی؛ فرصتی برای گسترش رقابت
در داخل اتیوپی نیز بحران در حال تشدید است. ائتلافی متشکل از هفت گروه مسلح، از جمله جبهه آزادیبخش خلق «تیگرای»(TPLF)، نیروهای «فانو»(Fano) و ارتش آزادیبخش «اورومو»(Oromo)، در سپتامبر علیه دولت «ابی احمد» شکل گرفت. همزمان، گزارشهایی از ورود نیروهای اریتره به شهرهایی در منطقه تیگرای منتشر شده و اتیوپی در نامهای به سازمان ملل مدعی شده است که این نیروها تا ۶۰ کیلومتر وارد خاکش شدهاند. اریتره این اتهامها را رد کرده و آدیسآبابا را به زمینهسازی برای جنگ متهم میکند.
حمایت اسرائیل از دسترسی دریایی اتیوپی، فعالیت مخالفان حکومت اریتره در خاک این کشور و رقابت فزاینده بر سر سواحل دریای سرخ، مجموعهای از تحولات بههمپیوسته را شکل دادهاند که نمیتوان پیامدهای سیاسی و راهبردی آن را نادیده گرفت. در شرایطی که اسمره، تلآویو را به تلاش برای گسترش نفوذ در منطقه متهم میکند، همزمانی این تحولات بر حساسیتها درباره اهداف اسرائیل افزوده است؛ بهویژه آنکه هرگونه تغییر در موازنه قدرت میتواند موقعیت اریتره را تضعیف و دست بازیگران خارجی را در یکی از حساسترین گذرگاههای دریایی جهان بازتر کند.
از عصب تا بابالمندب؛ خطر گسترش بحران
رقابت بر سر بندر «عصب»(Assab)، تنها یکی از کانونهای بحران است. اختلاف اتیوپی با مصر و سودان بر سر سد النهضه، مناسبات متغیر بازیگران در جنگ سودان و رقابت بر سر سواحل سومالیلند، شبکهای از تنشها ساخته که امنیت دریای سرخ را به تحولات داخلی کشورهای منطقه پیوند میدهد. اسرائیل نیز با توجه به اهمیت این آبراه برای تجارت و امنیت خود، در این معادلات منافع راهبردی دارد.
آنچه این وضعیت را خطرناکتر میکند، تلاقی سه روند است؛ تلاش اتیوپی برای دستیابی به دریا، نگرانی اریتره از تهدید حاکمیتش و رقابت قدرتهای خارجی برای تثبیت نفوذ در شاخ آفریقا. اگر این روندها به رویارویی نظامی منجر شوند، بحران از یک اختلاف دوجانبه فراتر خواهد رفت. در چنین سناریویی، دریای سرخ میتواند به میدان برخورد منافع منطقهای و بینالمللی تبدیل شود؛ جایی که هر اقدام برای افزایش نفوذ، خطر گسترش جنگ را نیز بالا میبرد.
