جوان آنلاین: مهدی عابد، معاون پژوهشکده سلامت و خانواده، درمانگر و پژوهشگر حوزه خانواده و اختلالات کودک و نوجوان در گفت‌و‌گو با «جوان» می‌گوید: کنترل خشم تا حد زیادی حاصل یادگیری است و می‌توان آن را با آموزش و تمرین تقویت کرد؛ همانطور که مهارت گفت‌و‌گو یا حل مسئله را یاد می‌گیریم. متن گفت‌و‌گو با وی در ادامه می‌آید.

چه عواملی باعث می‌شود اختلاف‌نظر‌های ساده به توهین، تهدید یا درگیری فیزیکی تبدیل شوند و چگونه می‌توان این الگو را تغییر داد؟
اختلاف‌نظر بخش طبیعی زندگی است ما قرار نیست همیشه با خانواده، همکاران یا دیگران هم‌عقیده باشیم. مشکل از جایی شروع می‌شود که ما مخالفت را به عنوان یک بی‌احترامی برداشت می‌کنیم و به‌جای پاسخ درست و آگاهانه یا ارائه نظر و دیدگاهمان، به شخصیت فرد حمله می‌کنیم و دائماً در تلاش هستیم خودمان را محق جلوه دهیم. 
اما مسئله اینجاست که چرا چنین می‌کنیم. عوامل مختلفی مثل فشار‌های اقتصادی، اجتماعی و روانی، خستگی، ضعف در کنترل هیجان و یادگیری رفتار‌های پرخاشگرانه از محیط خانواده یا جامعه می‌توانند احتمال چنین واکنش‌هایی را افزایش دهند و حتی ادراک نادرست ما از شرایط که فکر می‌کنیم اگر در بحث کوتاه بیاید، ضعیف به نظر می‌رسیم. برای تغییر این الگو، باید یاد بگیریم هنگام عصبانیت مکث کنیم، پیش از پاسخ دادن چند نفس آرام بکشیم و در صورت شدت گرفتن تنش، گفت‌و‌گو را به زمان مناسب‌تری موکول کنیم. خشم احساسی طبیعی است، اما خشونت و پرخاشگری راه‌حلی کاملاً نامناسب. قدرت واقعی این نیست که دیگران را ساکت کنیم بلکه این است که بتوانیم بدون آسیب زدن به خود و دیگران از نظر خودمان دفاع کنیم. 

چرا برخی افراد در فضای مجازی یا تعاملات روزمره تندتر از شرایط عادی واکنش نشان می‌دهند؟
در فضای مجازی، نبود ارتباط چهره‌به‌چهره باعث می‌شود لحن، حالت چهره و احساسات طرف مقابل را به‌درستی درک نکنیم. یک جمله کوتاه ممکن است توهین‌آمیز برداشت شود، درحالی‌که نویسنده چنین قصدی نداشته است. از طرف دیگر، فاصله فیزیکی و گاهی ناشناس ماندن می‌تواند احساس مسئولیت افراد در قبال کلمات‌شان را کاهش دهد. سرعت انتشار پیام‌ها و واکنش‌های هیجانی دیگران نیز به تشدید تنش کمک می‌کند. راهکار ساده این است که هر پیامی را در اوج عصبانیت منتشر نکنیم. قبل از ارسال، از خود بپرسیم «اگر این جمله را روبه‌روی فرد می‌گفتم، باز هم همین‌طور بیانش می‌کردم؟» همچنین بهتر است به پیام‌های تحریک‌کننده فوراً پاسخ ندهیم و در موضوعات حساس، به‌جای بحث و جدل طولانی، گفت‌وگوی مستقیم و محترمانه را انتخاب کنیم. اخلاق و مسئولیت‌پذیری در فضای مجازی باید به‌اندازه اخلاق و مسئولیت پذیری در دنیای واقعی جدی گرفته شود. 

 آیا کنترل خشم آموختنی است و می‌توان آن را مانند سایر مهارت‌های زندگی آموزش داد؟
حتماً بله، کنترل خشم تا حد زیادی حاصل یادگیری است و می‌توان آن را با آموزش و تمرین تقویت کرد. همانطور که مهارت گفت‌و‌گو یا حل مسئله را یاد می‌گیریم، می‌توانیم تشخیص نشانه‌های خشم، مدیریت هیجان و انتخاب پاسخ مناسب را نیز تمرین کنیم. البته نکته قابل توجه این است که افراد از نظر خلق‌وخو، تجربه‌های زندگی و شرایط روانی- اجتماعی با یکدیگر تفاوت دارند. بنابراین برای شروع، باید نشانه‌های اولیه عصبانیت، مانند تندشدن ضربان قلب، بالا رفتن صدا یا انقباض عضلات را بشناسیم. سپس مکث کنیم، تنفس آرام داشته باشیم و به‌جای واکنش فوری، راه‌حل‌های ممکن را بررسی کنیم. خواب کافی، فعالیت بدنی، استراحت و کاهش فشار‌های روزمره نیز به مدیریت بهتر هیجان‌ها کمک می‌کنند. نکته طلایی اینجاست، کنترل خشم یک مهارت است و مهارت نیز آموختنی است و در طول فرایند شکل می‌گیرد. شما یک روزه دوچرخه‌سواری یاد نگرفتید پس برای آموختن مهارت کنترل خشم نیاز به استمرار دارید. خانواده و مدرسه می‌توانند از کودکی این مهارت‌ها را آموزش دهند در حالی که همه چیز یاد می‌دهند جز کنترل خشم! اگر خشم مکرر، شدید یا آسیب‌زا باشد، کمک گرفتن از روانشناس اقدامی مسئولانه و مفید است. 

چگونه می‌توان اعتراض، انتقاد و مخالفت را بدون تحقیر یا تهدید بیان کرد؟
نخست باید بدانیم محترمانه صحبت کردن به معنای سکوت، تسلیم شدن یا چشم‌پوشی از حقوق خود نیست. می‌توانیم قاطع باشیم، اما به شخصیت طرف مقابل حمله نکنیم. تفاوت زیادی وجود دارد میان اینکه بگوییم «تو اصلاً نمی‌فهمی» و اینکه بگوییم «من با این تصمیم موافق نیستم، چون فکر می‌کنم پیامد‌های مناسبی ندارد.» یادمان باشد اعتراض یا انتقاد به فعلی است که فرد انجام می‌دهد پس ما نباید فاعل را زیر سؤال ببریم. بهتر است درباره رفتار یا موضوع مشخص صحبت کنیم، دلیل مخالفت خود را توضیح دهیم و به طرف مقابل نیز فرصت پاسخ بدهیم؛ و این را بدانیم که شنیدن نظر مخالف الزاماً به معنای پذیرفتن آن نیست؛ گوش دادن یعنی برای فهمیدن دیدگاه دیگری آمادگی دارید، نه صرفاً برای اطاعت کردن از آنها. 
 همچنین باید از تعمیم دادن «همه‌تون یا تو هم مثل...» و تهدید کردن «من می‌دونم با تو...» و افعال استمراری «همیشه...» که غالباً باعث افزایش تنش می‌شوند استفاده نکنید. این مهارت‌ها از خانه آغاز می‌شود. وقتی والدین در حضور فرزندان با احترام اختلاف‌هایشان را حل می‌کنند، در عمل به آنها می‌آموزند که می‌توان هم مخالف بود و هم رابطه‌ای محترمانه داشت. 

تماشای پرخاشگری و خشونت در محیط‌های عمومی چه تأثیری بر احساس امنیت روانی شهروندان، به‌ویژه کودکان و نوجوانان دارد؟
خشونت در خیابان، مدرسه، وسایل حمل‌ونقل عمومی یا حتی مشاجره‌های شدید در حضور دیگران، فقط به افراد درگیر آسیب نمی‌زند. شاهدان نیز ممکن است احساس ناامنی، نگرانی یا درماندگی کنند. این تجربه برای کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری داشته و تأثیر مخرب بیشتری دارد زیرا هنوز در حال یادگیری شیوه مواجهه با تعارض‌ها هستند. مشاهده مکرر پرخاشگری ممکن است در برخی آنها این تصور را ایجاد کند که خشونت راهی عادی برای حل اختلاف است؛ در برخی دیگر نیز ترس و اجتناب از حضور در موقعیت‌های اجتماعی را افزایش دهد. البته واکنش همه افراد یکسان نیست و به سن، شدت تجربه و حمایت اطرافیان نیز بستگی دارد. برای کاهش این پیامدها، باید محیط‌های عمومی امن‌تر و الگو‌های رفتاری مسئولانه‌تری ایجاد کنیم. بزرگسالان لازم است در حضور کودکان از تشدید مشاجره پرهیز کنند و به آنها نشان دهند که اختلاف را می‌توان با گفت‌و‌گو حل کرد. اگر کودکی شاهد خشونت بود، بهتر است با آرامش به او اطمینان بدهیم که احساس ترسش را درک می‌کنیم و تلاش کنیم این حس بد را در کودک از بین ببریم. 
ارتقای سبک زندگی فقط به تغذیه سالم و فعالیت بدنی محدود نمی‌شود؛ کیفیت روابط و شیوه برخورد ما با دیگران نیز بخشی از سلامت زندگی است. جامعه آرام‌تر از انسان‌هایی شکل می‌گیرد که احساسات خود را می‌شناسند، مسئولیت رفتارشان را می‌پذیرند و می‌دانند که احترام به دیگران با دفاع از حقوق خود منافاتی ندارد.