اقتصادنیوز: سفر اعلام‌نشده محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به مسکو در هفته ای که گذشت، شاید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک ساده میان دو متحد باشد؛ متحدانی که روابطشان به‌تدریج نزدیک‌تر شده است.

به گزارش اقتصادنیوز، دیدار مقام ارشد امنیتی ایران با رئیس‌جمهور روسیه در کرملین و گزارش‌ها درباره توافق‌های تسلیحاتی تازه، در شرایطی که احتمال ازسرگیری جنگ همچنان وجود دارد، نشان می‌دهد که تهران می‌کوشد تا آسیب‌پذیری‌های خود را به اهرمی برای تقویت موقعیت راهبردی‌تبدیل کند.

اقتصادنیوز: جنگ با آمریکا شاید روسیه را به تضمین‌کننده‌ای قابل‌اعتماد برای امنیت ایران تبدیل نکرده باشد، اما می‌تواند مسکو را به بخشی ماندگارتر از راهبرد امنیتی تهران تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای که این مشارکت، فارغ از اینکه چه کسی در قدرت باشد، به‌سختی قابل بازگشت خواهد بود.

المانیتور نوشت: سفر اعلام‌نشده محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به مسکو در هفته ای که گذشت، شاید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک ساده میان دو متحد باشد؛ متحدانی که روابطشان به‌تدریج نزدیک‌تر شده است.

دیدار رضایی با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، که با حضور دستیار سیاست خارجی کرملین و رئیس سازمان اطلاعات نظامی روسیه برگزار شد، در مقطعی حساس صورت گرفته است. در شرایطی که تهران در برابر خواسته‌های آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات مقاومت می‌کند، دونالد ترامپ پس از شکست سنگین جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، همچنان گزینه نظامی را روی میز نگه داشته است.

ابهام در روابط تهران و مسکو؛ پوتین تا کجا با ایران همراهی می‌کند؟

زمان‌بندی این سفر فرصتی برای ایران فراهم می‌کند تا موقعیت راهبردی خود را تقویت کند و نشان دهد که در انزوا قرار ندارد.

بااین‌حال، این دیدار هم‌زمان ابهامی اساسی را در روابط تهران و مسکو آشکار می‌کند: روسیه تا چه اندازه حاضر است به یک شریک امنیتی مؤثر برای ایران تبدیل شود؟ آیا کرملین قصد دارد در برابر تهدیدهای واشنگتن از تهران دفاع کند یا ترجیح می‌دهد بدون پذیرفتن هزینه‌ها و مخاطرات چنین حمایتی، از تقابل ایران و آمریکا بهره‌برداری کند؟

بر اساس گزارش رسانه‌های دولتی ایران، رضایی می‌گوید که پیام رهبر جمهوری اسلامی ایران را به پوتین منتقل کرده و پاسخ رئیس‌جمهور روسیه را نیز با خود به تهران آورده است. این تبادل پیام در سطحی عالی، نشان‌دهنده اهمیت راهبردی رابطه با کرملین از نگاه تهران است.

پوتین جنگ علیه ایران را ظالمانه خواند

به گفته رضایی، در این مذاکرات درباره ترتیبات امنیتی خاورمیانه پس از جنگ، تأمین گاز روسیه برای ایران و تکمیل کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال ـ جنوب (INSTC) گفت‌وگو شده است. او همچنین اعلام کرد پوتین از ایجاد چارچوبی برای امنیت منطقه‌ای بر پایه عدم مداخله قدرت‌های خارجی حمایت کرده و آمادگی مسکو را برای کمک به پایان دادن به آنچه «جنگ ظالمانه» خوانده، ابراز کرده است.

رضایی در این دیدار موضع قاطع تهران درباره مذاکرات را نیز منتقل کرد و گفت تا زمانی که واشنگتن هفت شرط ایران را نپذیرد، تنگه هرمز بسته خواهد ماند و گفت‌وگوهای مستقیم انجام نخواهد شد.

84a0b7ca396f9d82dd7afe3e42bbca16f6cf852c

تحولات داخلی آمریکا چگونه بر معادلات جنگ اثر می‌گذارد؟

نویسنده مدعی شد: چنین موضعی نشان می‌دهد که تهران به‌دنبال جلب حمایت سیاسی روسیه از رویکردی در مذاکرات است که پذیرش آن برای واشنگتن روزبه‌روز دشوارتر می‌شود.

بااین‌حال، سفر رضایی در شرایطی انجام شد که فضای سیاسی آمریکا نیز در حال تغییر است. شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، این برداشت را تقویت کرده که ادامه جنگ به یک هزینه سیاسی داخلی برای رئیس‌جمهور آمریکا تبدیل شده است. با توجه به اینکه دموکرات‌ها از ژانویه کنترل کنگره را در دست خواهند گرفت، تهران احتمالا اینطور محاسبه کند که تمایل واشنگتن به ادامه یک تقابل طولانی‌مدت به‌زودی کاهش می‌یابد. چنین ارزیابی‌ای می‌تواند تهران را به مقاومت بیشتر در برابر امتیازدهی ترغیب کند؛ زیرا این تصور تقویت می‌شود که گذر زمان و افزایش فشارهای سیاسی داخلی، به سود ایران عمل خواهد کرد.

گزینه‌های پیش‌روی ترامپ

بااین‌حال، این محاسبه خطر نادیده گرفتن وضعیت ترامپ را نیز در پی دارد. رئیس‌جمهوری که در داخل تضعیف شده است، ممکن است برای نمایش قدرت در عرصه خارجی تلاش کند؛ به‌ویژه اگر تصور کند یک عملیات نظامی می‌تواند بازدارندگی آمریکا را احیا کند، به نتیجه‌ای قاطع منجر شود یا دست‌کم توجه دموکرات‌ها را از مسائل داخلی منحرف سازد.

ترامپ چند گزینه پیش رو دارد: تشدید نظامی، ادامه فشارهای اقتصادی و دریایی، و یا دستیابی به توافقی از مسیر مذاکره.

گزارش‌ها حاکی از آن است که پیشنهادهای میانجی‌گرانه قطر شامل لغو محاصره دریایی آمریکا و آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده ایران در ازای همکاری تهران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده است.

بر اساس این پیشنهادها، در مرحله بعد تنگه هرمز بازگشایی می‌شود و مذاکرات هسته‌ای از سر گرفته خواهد شد. هم‌زمان، گزارش‌هایی نیز درباره آمادگی ارتش آمریکا برای انجام عملیات احتمالی منتشر شده است.

از این منظر، روابط با مسکو برای تهران صرفاً یک جایگزین دیپلماتیک نیست، بلکه ابزاری برای تقویت موقعیت ایران در صورت شکست مذاکرات نیز به شمار می‌رود.

همکاری نظامی بدون تضمین امنیتی؟

روزنامه فایننشال تایمز این هفته با استناد به اسناد منتشرنشده صنایع دفاعی روسیه گزارش داد که مسکو با فروش ۹۰ پرتابگر موشک‌های هدایت‌شونده دقیق LMUR، موسوم به «ایزدلیه ۳۰۵»، که قابلیت نصب روی بالگرد را دارند، به ایران موافقت کرده است.

نویسنده مدعی شد: البته وجود شواهدی درباره برنامه انتقال این تجهیزات را نمی‌توان لزوما اثبات دستیابی ایران به توان عملیاتی روسیه یکسان دانست. بااین‌حال، گزارش یادشده از رابطه‌ای حکایت دارد که فراتر از بیانیه‌های سیاسی و همکاری‌های اقتصادی است.

روسیه از فناوری‌های نظامی برخوردار است که ایران به آن‌ها نیاز دارد؛ به‌ویژه در شرایطی که تهران پس از جنگ اخیر، در حال بازنگری در آسیب‌پذیری‌های دفاعی خود است. دسترسی به تجهیزات، دانش فنی و اطلاعات نظامی روسیه می‌تواند آمادگی ایران را برای مواجهه با یک درگیری احتمالی دیگر افزایش دهد.

حضور ایگور کوستیوکوف، رئیس سازمان اطلاعات نظامی روسیه (GRU)، در دیدار کرملین نیز گمانه‌زنی‌ها درباره هماهنگی‌های اطلاعاتی و نظامی میان دو کشور را افزایش داده است. برخی تحلیلگران ایرانی این سفر را هشداری به واشنگتن تفسیر کردند؛ هشداری مبنی بر اینکه تهران خود را برای احتمال ازسرگیری درگیری‌ها آماده می‌کند.

نویسنده مدعی شد: بااین‌حال، انتظار تعهد واقعی روسیه برای دفاع از ایران همچنان دور از دسترس به نظر می‌رسد. پیمان مشارکت راهبردی جامع که پوتین و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در ژانویه ۲۰۲۵ امضا کردند، شامل بند دفاع متقابل نیست. این توافق برخلاف پیمان‌های دفاعی متعارف، دو طرف را ملزم نمی‌کند که در صورت حمله به یکی از آن‌ها، برای دفاع از طرف دیگر وارد جنگ شوند؛ بلکه تنها متعهد می‌شوند که به مهاجم کمک نکنند.

اهمیت این بند در جریان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آشکار شد. مسکو این حملات را محکوم کرد، اما در عمل وارد درگیری نشد. بنابراین، توافق راهبردی دو کشور هیچ تضمین خودکاری برای جلوگیری از حمله‌ای دیگر به ایران فراهم نمی‌کند.

فشار اوکراین بر تصمیمات مسکو

از سوی دیگر، کرملین انگیزه چندانی برای ورود به تقابل با واشنگتن به نمایندگی از تهران ندارد؛ به‌ویژه در شرایطی که به‌دنبال دستیابی به توافقی مطلوب در جبهه مهم‌تر خود، یعنی جنگ اوکراین، است.

نویسنده مدعی شد: مسکو همچنین روابط نزدیکی با کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد و نمی‌خواهد با تعهد آشکار نظامی به ایران، این روابط را به خطر بیندازد.

همکاری های مشترک اقتصادی

محاسبات روسیه صرفاً به مسائل نظامی محدود نمی‌شود. گفت‌وگوها درباره صادرات گاز و کریدور شمال جنوب نشان می‌دهد جنگ می‌تواند بعد اقتصادی گسترده‌تری به روابط دو کشور ببخشد؛ بعدی که به سود هر دو کشور تحت تحریم خواهد بود.

خط لوله پیشنهادی گاز می‌تواند امکان واردات گاز روسیه به ایران و حتی صادرات مجدد گاز مازاد را برای تهران فراهم کند. در همین حال، تکمیل خط‌آهن رشت ـ آستارا، حلقه مفقوده کریدور شمال ـ جنوب، می‌تواند دسترسی روسیه به بازارهای خلیج فارس از مسیر خاک ایران را تقویت کند.

اجرای این طرح‌ها می‌تواند وابستگی هر دو کشور به شبکه‌های مالی غرب را کاهش دهد. این پروژه‌ها در شرایطی که محاصره، گزینه‌های اقتصادی ایران را به‌شدت محدود کرده است، فرصت‌هایی بالقوه برای تهران فراهم می‌کنند. در مقابل، مسکو نیز می‌تواند از این مسیرها برای گسترش ارتباطات منطقه‌ای خود بهره ببرد.

بااین‌حال، این برنامه‌های بلندپروازانه با موانعی از جمله مشکلات تأمین مالی، بی‌ثباتی سیاسی و چالش‌های اجرایی روبه‌رو هستند؛ مسائلی که ممکن است روند اجرای آن‌ها را به تأخیر بیندازد.

نویسنده مدعی شد: مشکلات اقتصادی خود ایران نیز این پرسش را مطرح می‌کند که تهران با چه سرعتی می‌تواند توافق‌های اعلام‌شده را به دستاوردهای ملموس تبدیل کند.

محدودیت‌های بلندپروازی‌های منطقه‌ای مسکو نیز به همان اندازه اهمیت دارد. روسیه ناچار شده است تا منابع عظیمی را به جنگ اوکراین اختصاص دهد و در همین حال، فروپاشی دولت پیشین سوریه از نفوذ این کشور در خاورمیانه کاسته است. واکنش محتاطانه مسکو به حملات علیه ایران نیز بار دیگر فاصله میان مواضع اعلامی کرملین و میزان آمادگی آن برای دفاع از شرکایش را آشکار کرده است.

نبرد با اوکراین اولین اولویت است

اولویت‌های مسکو همچنان عمل‌گرایانه است و اوکراین بر جایگاه روسیه در خاورمیانه تقدم دارد. در چنین شرایطی، رویکرد روسیه در قبال ایران بر همکاری تسلیحاتی، محکوم کردن اقدامات نظامی آمریکا و حمایت از ابتکارهای منطقه‌ای متمرکز خواهد ماند؛ درحالی‌که کرملین هم‌زمان از تعهداتی که ممکن است این کشور را وارد تقابل دیگری کند، فاصله می‌گیرد.

ایران ممکن است بیش از گذشته به فناوری نظامی و حمایت دیپلماتیک روسیه نیاز داشته باشد، اما مسکو منافع متعددی را دنبال می‌کند و می‌تواند درباره میزان کمک به تهران تصمیم بگیرد. منافعی که ایران از این رابطه به دست می‌آورد، لزوماً به معنای افزایش نفوذ تهران بر تصمیم‌های کرملین نیست.

سفر رضایی در نهایت ممکن است بیش از آنکه نشانه دستیابی ایران به تضمین‌های امنیتی روسیه باشد، بیانگر عزم تهران برای ساختن شراکتی مستحکم‌تر با مسکو باشد. به نظر می‌رسد ایران می‌کوشد از روابط خود با روسیه برای تقویت بازدارندگی، مقاومت در برابر فشارها و ارسال این پیام استفاده کند که گزینه‌های دیگری نیز در اختیار دارد.

در مقابل، پوتین این فرصت را دارد که نفوذ روسیه را گسترش دهد، همکاری‌های اقتصادی و نظامی را تقویت کند و محاسبات آمریکا را پیچیده‌تر سازد؛ بی‌آنکه کشورش را به دفاع نظامی از ایران متعهد کند.

با ادامه درگیری‌ها، این شراکت ممکن است برای هر دو طرف ارزش بیشتری پیدا کند. اما اگر تهران انتظار مشارکت گسترده‌تر روسیه را داشته باشد، ممکن است در نهایت دریابد که سقف حمایت مسکو بسیار پایین‌تر از آن چیزی است که اظهارات علنی مقام‌های روسیه نشان می‌دهد.