«سال آینده، از نظر اقتصادی، سالی درخشان برای ملت ایران خواهد بود» این پیش‌بینی عجیب امام جمعه موقت تهران درحالی بیان شده که اقتصاد مملکت روز به روز تحت تاثیر محاصره و تحریم فشار بیشتری را متحمل شده و کمر مردم نیز زیربار تورم و مشکلات معیشتی خم شده است.

رویداد۲۴| همزمان که آمار‌ها و جیب‌های خالی شهروندان روایتی جز فرساینده‌تر شدن بحران‌های معیشتی ندارند، تریبون‌های رسمی در مواجهه‌ای سوررئال با واقعیت، همچنان به پمپاژ رویا‌های دست‌نیافتنی مشغولند! شاهد این مدعا اظهارات عجیبی است که سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران امروز بیان کرد. او از تریبون حساس نماز جمعه پیش بینی خود مبنی بر اینکه «سال آینده، سالی درخشان برای اقتصاد ایران خواهد بود» را بیان کرد؛ پیش بینی که نه تنها مبتنی بر تحلیل‌های کارشناسی نیست، بلکه نشان دهنده شکاف عمیق و دردناکی است که میان کرسی‌های خطابه رسمی و واقعیت‌های جامعه وجود دارد. این نوع سخنان را، اما نباید یک اشتباه ساده سیاسی دانست، چون این استخوان لای زخم مردم گذاشتن‌ها، عواقبی وخیم‌تر از آن دارد بتوان از کنار آن ساده گذشت.

برای سنجش فاصله این وعده با واقعیت، باید به شاخص‌هایی نگاه کرد که مستقیماً زندگی خانوار‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند؛ از تورم و افزایش هزینه خوراک و مسکن گرفته تا کاهش قدرت خرید دستمزدها. معیار درخشان بودن اقتصاد، نه لحن امیدوارانه مقام‌ها، بلکه تغییر قابل اندازه‌گیری در قدرت خرید مردم، ثبات قیمت‌ها و امکان تأمین هزینه‌های ضروری زندگی است.

نگاهی به شاخص‌های کلان اقتصادی و چشم‌انداز پیش رو هیچ سنخیتی با این وعده‌های گل‌وبلبل ندارد. تورم سرسام‌آور، جهش‌های مداوم نرخ ارز، و کوچ مداوم اقشار متوسط به سمت خط فقر، واقعیاتی هستند که با هیچ انشای خوش‌بینانه‌ای قابل کتمان نیستند. در این میان، مقامات دولتی نیز با تناقض‌گویی‌های فرساینده به سردرگمی عمومی دامن می‌زنند؛ از جمله ادعا‌های اخیر عبدالناصر همتی که با قاطعیت از بی‌پایه بودن «فروپاشی اقتصادی» سخن می‌گوید، گویی که آرامش موقت در بازار‌های مالی، به معنای بهبود سلامت ساختاری بیمار تب‌دار اقتصاد ایران است. اصرار بر اینکه بحران تمام شده یا چشم‌اندازی درخشان در راه است، نادیده گرفتن عمق رکود تورمی، ناترازی‌های بانکی و بحران انرژی است که ریشه تولید و رفاه عمومی را خشکانده است.

مسئله فقط خوش‌بینی یا بدبینی به آینده نیست؛ مسئله، مسئولیت کسانی است که از تریبون‌های عمومی درباره آینده معیشت مردم وعده می‌دهند. پیش‌بینی اقتصادی زمانی اعتبار دارد که بر فرض‌های روشن، شاخص‌های قابل سنجش و توضیح موانع احتمالی تکیه کند. اگر قرار است سال آینده درخشان باشد، باید روشن شود این درخشش قرار است در کدام شاخص‌ها دیده شود، چه عواملی آن را ممکن می‌کند و مردم چه زمانی اثر آن را در زندگی خود احساس خواهند کرد.

به جای امید، خشم نکارید

خطابه جمعه این هفته تهران بار دیگر نشان داد که چگونه تریبون‌های رسمی و حساس برای اهداف سیاسی و ماله‌کشی بر ناکامی‌ها و ناکارآمدی‌های انباشته هزینه می‌شوند. بیان ادعا‌های بی‌اساس درباره آینده درخشان اقتصادی، نه تنها گره‌ای از کار فروبسته معیشت مردم باز نمی‌کند، بلکه آستانه تحمل جامعه را به شدت به لرزه درمی‌آورد. وقتی شهروندی که برای تامین مایحتاج روزمره خود درمانده است، از تریبون رسمی می‌شنود که سال آینده «درخشان» است، آن را نه به حساب تدبیر، بلکه به حساب تمسخر شعورش می‌گذارد. این شکاف فاحش میان ادعا و واقعیت، کاتالیزوری خطرناک برای تولید خشم فروخفته، تعمیق بی‌اعتمادی عمومی و فرسایش سرمایه اجتماعی است که جبران آن سال‌ها زمان می‌برد.

ادامه این روند و تکیه بر فرمول دیرینه انکار بحران‌ها، راه به جایی نخواهد برد جز اینکه فاصله میان حاکمیت و بدنه اجتماعی را عمیق‌تر کند. جامعه‌ای که با تورم دست‌به‌گریبان است و آینده فرزندانش را در غباری از ابهام می‌بیند، بیش از شعار‌های توخالی و ادعا‌های واهی درباره فروپاشی نکردن یا درخشان شدن فردا، به صداقت، واقع‌بینی و پذیرش مسئولیت نیاز دارد. تا زمانی که تریبون‌های رسمی اصرار دارند در دنیای موازی رویاپردازی کنند، این واقعیت اقتصاد و معیشت مردم است که در نهایت، در مقام قاضی نهایی، این اظهارات بی اساس را به سخره می‌گیرد.